کد خبر: 1292842
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۶
حجت‎الاسلام اسكندرلو عنوان كرد

تكيه بر روايات ضعيف و ذوقيات؛ عامل انحراف ديدگاه مستشرقان درباره قرآن

حجت‎الاسلام اسكندرلو يكی از مشكلات اصلی خاورشناسان به ويژه در بحث ترتيب نزول و تاريخ‌گذاری قرآن را اتكای آنان به روايات ضعيف و به كار بردن ذوقيات خود عنوان كرد.



حجت‌الاسلام محمدجواد اسكندرلو، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) در گفت‎وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) با بيان اينكه مراد از «تاريخ‏گذارى قرآن» تعيين تاريخ نزول آيات و سور قرآن است گفت: با توجه به اين‌كه اين موضوع پژوهشى تاريخى است، مبنا و روش تحقيق درست آن، استناد به دلايل تاريخى، روايات معتبر و مضامين آيات و سور است؛ بدين لحاظ، قرآن‏پژوهان مسلمان، اغلب در اين زمينه به روايت ابن عباس استناد كرده‏اند و براساس آن به ترتيب نزول سوره‏ها پرداخته‏اند، ولى خاورشناسان از آن‌جا كه بيشتر بررسى لحن، آهنگ و سبك آيات و سور را ملاك و مبناى تحقيق خود قرار داده‏اند به روايات ضعيف استناد كرده‌اند.


عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهار كرد: خاورشناسان در اين زمينه به روايات ضعيف استناد جسته‏ و به نتايج نادرستی دست يافته‏اند، به گونه‏اى كه نتيجه پژوهش آن‌ها در ارائه ترتيب سوره‏ها نه تنها با ترتيب روایى ناسازگار است، بلكه ميان ترتيب‏هاى خودشان نيز تفاوت و ناسازگارى‏هاى بسيار زيادى مشاهده مى‏شود و اين نشان می‌دهد كه معيارها و مبانى آن‌ها چيزى جز ذوقیّات و تخیّلات محض نبوده است.


وی با بيان اينكه مهم‏ترين خاورشناسانى كه در اين مقوله به گونه مفصّل تحقيق كرده‏اند، عبارت‌اند از تئودور نولدكه، گوستاووايل، رودول، بلاشر، ريچاردبل، ويليام موير، گريم و هرشفلد يادآور شد: از ميان نامبردگان، فقط ريچاردبل به تاريخ‏گذارى آيات پرداخته است، ولى ديگران محور پژوهش خود را تاريخ‏گذارى سوره‏ها قرار داده‏اند.


ترجمه دو جلدی بل بر قرآن


اين قرآن‌پژوه اظهار كرد: ريچاردبل برای قرآن ترجمه‌ای شيوا همراه با توضيحات، در دو جلد به زبان انگليسى ارائه و در آن تلاش كرده است كه در قالب آرایى انتقادى، به تجديد ترتيب و توالى قرآن كريم بپردازد؛ البته وی در اين كتاب همه يادداشت‏هایى را كه ثابت كننده آرا و نظريات او درباره چگونگى آرايش سوره‏ها بود، انتشار نداد، تا اين‌كه در سال 1953 ميلادى، كتاب مقدمة قرآن را در تكميل ترجمه‏اش منتشر نمود. اين كتاب از هشت فصل تشكيل شده است.


اسكندرلو تصريح كرد: فصل اول اين كتاب درباره موقعیّت تاريخى حضرت محمد(ص) است و در فصل دوم، ريشه و اصل قرآن و مسئلة جمع قرآن و روايات آن بحث و بررسى شده است؛ شكل و صورت قرآن، سبك‏ها و اسلوب‏هاى بيانى قرآن و تهيه و تنظيم سوره‏ها و ترتيب نزول از ديگر فصول كتاب به شمار می‌رود.


استاد حوزه علميه قم و جامعه‎المصطفی(ص) گفت: بل در اين فصل(ترتيب نزول) ابتدا ارزش واقعى روايات ترتيب نزول را ردّ و ديدگاه‏هاى نولدكه، موير، بلاشر، هرشفلد، گريم و رودول را در اين زمينه مطرح كرده است و با ذكر ملاك‏هاى مورد نظر نولدكه در ترتيب و طبقه‏بندى سوره‏ها، پژوهش او را به بوتة نقد گذاشته است.


وی افزود: وی سرانجام جدولى از ترتيب‏هاى قرآنى مانند ترتيب مصحف عثمانى، موير، نولدكه و گريم ارائه مى‏كند، ولى يادآور می‌شود كه رسيدن به ترتيب نزولى كه نسبت به همة سوره‏هاى قرآن فراگير باشد، امرى دشوار است؛ از اين رو، پيشنهاد مى‏دهد كه مناسب‏ترين ملاك و ابزار قابل پيروى، وضع اصولى كلى است و آن‌گاه اصول ذيل را مطرح مى‏سازد كه نخست، در صورت فقدان مرجع معين تاريخى، يگانه معيار پى‏بردن به تاريخ تقريبى، «سبك و اسلوب» باشد ولى سرانجام از اين اصل روی برتافته و به دشوارى كاربردِ معيار «سبك» اعتراف كرده است.


اسكندرلو يادآور شد: نكته بعدی از اين پژوهش وی اين است كه او به اين نتيجه رسيد كه مى‏توان به معيارِ «تركيب و ساختار عبارات» روى آورد كه در اين‌جا نيز او عقب‏نشينى و اظهار كرده مواردی استثنایى وجود دارد كه مى‏تواند ما را گرفتار خطا و لغزش كند؛ وى به ترتيبِ سوره‏هاى علق (آيات 1 - 5) و قلم، كه ديگران آن‌ها را نخستين و دومين سوره‏هاى نازل شده در آغاز وحى دانسته‏اند، اعتراض كرده و مى‏گويد كه نزول اين سوره‏ها، بيشتر با مرحلة پس از بعثتِ محمد(ص) سازگار است؛ زيرا در آغاز رسالت او، هيچ تصورى از فرشتگان نبوده است.


رد دیدگاه بل درباره عدم تصور فرشته در نزد عرب جاهلی


اين استاد حوزه گفت: اين ديدگاه به طور مسلّم قابل پذيرش نيست؛ زيرا عرب جاهلى، فرشتگان را در دين و فرهنگ خويش مى‏شناختند و نيز از طريق تعامل با يهوديان و مسيحيان موجود در مكه، توانسته بودند در اين باره، تصورى كسب كنند.


وی اظهار كرد: مراحل تكميل قرآن از ديگر كارهايی است كه وی در پژوهش خود انجام داده است به گونه‌ای كه موضوعات گوناگونى همچون هدف از داستان‏هاى قرآنى، كمال يا نقص قرآن، آيات قدرت و رحمت خدا، داستان‏هاى عذاب، تغيير ديدگاه پيامبر(ص) پس از هجرت، و نام‏هاى قرآن، در اين فصل بحث شده است.


اسكندرلو يادآور شد: بل در اين كتاب، بر خلاف اين ديدگاه كه واحد اصلى وحى همواره به صورت يك سورة كامل بوده است، بر اين باور بود كه آيات وحى در قالب واحدهایى بسيار كوچك‌تر و اغلب اوقات تنها تشكيل يافته از يك يا دو و يا سه آيه بوده و براى چنين ادعاى مهمى هيچ گونه دليلى اقامه نكرده است و حال آن‌كه نزول سوره‏هاى كاملى از قرآن به صورت دفعى، امرى اجماعى است.


وی گفت: طبق استدلال او، تاريخ‏گذارى مناسب آيات قرآنى بايد خود را با اين واحدهاى كوچك‌تر سازگار كند، او سوره‏ها را با تركيب كنونی آن‌ها، به اجزای تشكيل دهندة فرضى تقسيم كرده و سپس با فرايند پيچيده‏اى از تحليلش تلاش كرده تا براى هر يك از اين اقسام، تاريخى ارائه دهد.

captcha