کد خبر: 1294491
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۶
در ديدار از آسايشگاه نيايش؛

جانبازان اعصاب و روان فقط گريه‌كن زياد دارند/ مسئولان به ديدار ما بيايند

در ديدار از جانبازان اعصاب و روان بيمارستان نيايش، يكی از جانبازان می‌گويد كه «اينجا گريه‌كن زياد می‌بينيم، اما مسئول و نماينده كمتر اينجا می‌آيند، ما اينجا مظلوم واقع شده‌ايم.»









به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، به مناسبت هفته دفاع مقدس جمعی از نويسندگان ارزشی و متعهد كشورمان كه قلم‌شان را همچون سلاح آماده نگارش حقايق كرده‌اند، به همراه خبرنگاران كه آنان نيز مسئوليتی شگرف در به تصوير كشيدن نقص‌ها و قوت‌ها دارند، به بازديد جانبازان اعصاب و روان آسايشگاه نيايش رفتند.


ديگر نه بيش از 200 هزار شهيد جنگ تحميلی زنده می‌شوند و نه عمر سپری شده بيش از 40 هزار اسير ايرانی در زندان باز می‌گردد؛ حالا برای اين كه دين‌مان را به شيرمردان جبهه‌ها ادا كنيم، فقط 600 هزار جانباز دفاع مقدس مانده‌اند كه 200 هزار نفرشان جانباز اعصاب و روان هستند.


اينجا كسانی هستند كه به خاطر حفاظت از ناموس و امنيت و پيشرفت اين سرزمين، هم اكنون دوران سخت جانبازی را تحمل می‌كنند.


هنوز راهی برای تعيين ميزان دقيق و واقعی آسيب‌ديدگی اين گروه از جانبازان وجود ندارد و داروی مشخصی كه خاص بيماری‌های روانی ناشی از جنگ باشد نيز موجود نيست.





هنوز راهی برای تعيين ميزان دقيق و واقعی آسيب‌ديدگی اين گروه از جانبازان وجود ندارد و داروی مشخصی كه خاص بيماری‌های روانی ناشی از جنگ باشد نيز موجود نيست

خدماتی كه به حق از آن آنان است و آسايشی را كه از آنان وام گرفته‌ايم، هم‌اكنون از او غصب می‌كنيم و آنان و خانواده‌شان را غرق در مشكلات مادی و معنوی، به اعماق تاريخ می‌سپاريم.


60 ساله هستم و پول عينك سازی فرزندم را ندارم


يكی از جانبازان در ابتدای ورود ما، بلند بلند فرياد می‌زند كه اينجا ديدن ندارد، به خدا شما ظلم می‌كنيد و ظالم هستيد. عده‌ای از مسئولان بيمارستان می‌خواهند او را آرام كنند. او همچنان فرياد می‌زند كه من با بزرگتر از شما هم می‌جنگم. 60 سالمه و هنوز هيچ چيز ندارم. پول عينك‌سازی فرزندانم را ندارم.


وقتی وارد اتاق كاردرمانی آنان می‌شويم با اين جمله كه «درد عشقی كه كشيده‌ام كه مپرس» مواجه می‌شويم. تعداد زيادی از تابلوهای زيبا در اينجا مشاهده می‌شود. اينجا به جانبازان اعصاب و روان آموزش‌هايی داده می‌شود تا با روحيه‌ای شاداب‌تر آماده فعاليت‌های اجتماعی شوند.


روزگاری آنان كه برای بازگشت آرامش و امنيت به جامعه، جان خود را در كف دست گرفته و به جبهه‌های حق عليه باطل رفته‌اند، امروز در اين نقطه از زمين بايد چشم به دستان پرستاران خود بدوزند تا با آموزش فعاليت‌هايی كه به آنان تمركز، خلاقيت و ... می‌دهد، مجدداً به زندگی عادی و فعاليت روزمره بازگردند.


تفاوت ما با آنان در اين است كه آنان، بی‌منت خود را فدای ملت كردند و حال ما برای دادن اندكی از آنچه كه حق‌شان است بايد از آنان دليل و مدرك بخواهيم. كدام جانباز اعصاب و روانی می‌تواند توضيح دهد كه با رد شدن يك ماشين از خيابان، چه حالی به او دست می‌دهد.





تفاوت ما با آنان در اين است كه آنان بی‌منت خود را فدای ملت كردند و حال ما برای دادن اندكی از آنچه كه حقشان است بايد از آنان دليل و مدرك بخواهيم. كدام جانباز اعصاب و روانی می‌تواند توضيح دهد كه با رد شدن يك ماشين از خيابان چه حالی به او دست می‌دهد

من برای خود هيچ چيز نمی‌خواهم، به خانواده‌ام برسيد


يكی از جانبازان می‌گفت كه «من از دولت برای خود هيچ چيز نمی‌خواهم، تمام دنيا را هم كه به من بدهيد، به درد من نمی‌خورد، به فكر خانواده من باشيد، به فكر آسايش و آرامش آنان. زنی كه هيچ دلخوشی از همسرش ندارد، چرا بايد در كنار او بماند. چرا خانواده ما را تأمين نمی‌كنند تا بچه‌های ما نيز بتوانند در محيط امن آموزش ببينند و به جز رنج بی‌پدری، رنج ديگری نداشته باشند.»


وی می‌گفت: بچه‌های من هر كدام تحصيلكرده هستند و منبع درآمدشان تنها از كارهای پراكنده‌ای كه می‌كنند است. من 530 هزار تومان حقوق می‌گيرم و با اين حقوق نمی‌توان مرهمی بر هيچ يك از زخم‌های زندگی‌ام بزنم. روزی 25 قرص می‌خورم و جانبازی 25 درصد بودن برای ما شده است كابوس؛ هيچ قانونی به ما توجه نمی‌كند.


او می‌گفت: ما از ديدن شما نويسندگان در اينجا خوشحال هستيم، اما بيشتر از آن از ديدن مسئولان خوشحال می‌شويم، آنان هستند كه بايد با ديدن ما بيايند و به فكر راه‌حلی برای ما باشند تا ما نخواهيم در اين سازمان و آن سازمان درصد جانبازی خود را برايشان اثبات كنيم.


ارائه خدمات رفاهی يكسان به همه، بدون درنظرگيری درصد جانبازی


يكی از مسئولان می‌گفت كه «دادن خدمات رفاهی يكسان به همه جانبازان و ايثارگران از جمله كارهايی است كه بايد مورد نظر دولت و سازمان‌های مربوطه قرار گيرد.


همه كسانی كه برای اين ملت و سرزمين از جان مايه گذاشته‌اند بايد به‌گونه‌ای مساوی از خدماتی كه به آن نيازمندند بهره‌مند شوند؛ چه لزومی دارد كه ارائه خدمات به درصد جانبازی و عضو خانواده شهيد بودن محدود شود. مگر جانبازان همان شهدای زنده نيستند، پس چرا در خدمت‌رسانی به افرادی كه هر روز درد جانكاهی را برای دفاع از تماميت ارضی و هويتی ايران تحمل می‌كنند كوتاهی می‌كنيم.»







 ليلا جعفری:
اگر می‌دانستم وضعيت به اين گونه است اصلا اينجا نمی‌آمدم. اين افراد اينجا مظلوم هستند و ديدن آنها بيشتر مايه عذاب و خجالت برای جانبازان می‌شود. مطئنا آنها نيازی به دلسوزی ما ندارند و شايد اين دلسوزی‌ها موجب رنجش آنها شود. كسانيكه بايد به ديدار آنها بروند، مسئولان نظام هستند

گروه جانبازان اعصاب و روان، طيفی وسيع از جانبازان را با آسيب ديدگی‌های گوناگون در برمی‌گيرد. به طوری كه جانبازی كه با يك موج انفجار دچار آسيب‌ديدگی شده تا جانبازانی كه در مغز يا نخاع، تكه‌هايی از تركش دارند در اين گروه جای می‌گيرند.


علاوه بر اسكيزوفرنی، افسردگی نيز جزء بيماری‌های اين گروه است و طبيعی است كه وقتی 25 درصد افراد جامعه به افسردگی مبتلا باشند بايد انتظار شيوع اين بيماری را در اين گروه از جانبازان هم داشته باشيم.


خانواده جانبازان اعصاب و روان حمايت شوند


بلقيس سليمانی، نويسنده حوزه ادبيات داستانی دفاع مقدس، در اين ديدار گفت: ديدار از اين افراد خوب است، اما به نظر من بيشتر بايد به سراغ خانواده جانبازان اعصاب و روان رفت؛ آنان كه با مشكلات روحی مردم خانواده خود دست و پنجه نرم می‌كنند و اين وضعيت در رفتار و سطح رفاه ذهنی زندگی آنان بسيار مؤثر است.


رنجی كه خانواده جانبازان اعصاب و روان می‌برند دست كمی از رنج جانبازن ندارد. آنان كه بايد با اختلالات خلقی و بعضاً توهمات آنان كنار بيايند. آنانكه بايد رفتارهای غيرمعمول را تحمل كنند و از آثار آن بر روی خود دم برنياورند.


ليلا جعفری، نويسنده كتاب‌های دفاع مقدس از دغدغه‌هايش در ارتباط با اين خانواده‌ها می‌گويد و اظهار كرد: اگر می‌دانستم وضعيت به اين گونه است، اصلاً اينجا نمی‌آمدم. اين افراد اينجا مظلوم هستند و ديدن آنها بيشتر مايه عذاب و خجالت برای جانبازان می‌شود. مطئناً آنها نيازی به دلسوزی ما ندارند و شايد اين دلسوزی‌ها موجب رنجش آنها شود. كسانی‌كه بايد به ديدار آنها بروند، مسئولان نظام هستند.





شايع ترين اختلال در اين گروه از جانبازان، (PTSD) است و تقريباً تمام جانبازان اعصاب و روان دچار اين عارضه هستند يعنی دارای اختلال استرس پس از سانحه هستند كه ناشی از عوارض جنگ تحميلی است كه برای افرادی كه مستقيما يا به طور غير مستقيم در صحنه جنگ حضور داشته‌اند به وجود می‌آيد

اكبر خليلی، نويسنده نيز گفت: ما آن‌چنان كه بايد به اين افراد رسيدگی نكرده‌ايم. با وجود آنكه در اين حوزه به كميت خوبی دست پيدا كرده‌ايم، اما آثار از كيفيت خوبی برخوردار نيست. ما بايد در تعاملی سازنده، به طور پيوسته با اين عزيزان در ارتباط باشيم.


شايد تعجب كنيد كه حداقل نيمی از سه ميليون سربازی كه در جنگ شركت كرده‌اند، دچار مشكلات شديد روانی هستند. يكی از مسائل و مشكلاتی كه در طول جنگ و پس از جنگ و حتی سال‌های بعد از آن می‌تواند ادامه يابد، مسئله بيماری روانی ناشی از جنگ است.


چنين بيمارانی مجروحانی هستند كه دچار صدمات جسمی، روانی و عاطفی شده‌اند كه سخت به حمايت نياز دارند. جانبازان اعصاب و روان، فرصت‌های زندگی را از دست داده‌اند؛ جوانی و سلامت جسمی و روانی خود را بدون هيچ چشم‌داشتی در راه وطن تقديم كردند و امروزه شايسته است كه به خوبی مورد احترام واقع شوند و افراد جامعه در مقابل آنها احساس مسئوليت داشته باشند و سازمان مربوطه هم به خوبی از آنها حمايت كند.


در كشور ما بيش از 40 هزار جانباز اعصاب و روان وجود دارد كه البته اين رقم با احتساب افراد خانواده اين جانبازان بيش از 100 هزار نفر می‌شود؛ چرا كه اعضای خانواده به طور مستقيم با اين مشكلات درگير هستند و نياز به حمايت دارند.


اما شايع‌ترين اختلال در اين گروه از جانبازان، (PTSD) است و تقريباً تمام جانبازان اعصاب و روان دچار اين عارضه هستند؛ يعنی دارای اختلال استرس پس از سانحه هستند كه ناشی از عوارض جنگ تحميلی است كه برای افرادی كه مستقيم يا به طور غيرمستقيم در صحنه جنگ حضور داشته‌اند، به وجود می‌آيد.


برای آنها بيمارستان‌های روانپزشكی در نظر گرفته شده است، اما به نظر می‌رسد كه مهمترين حامی اين جانبازان، خانواده‌های آنها هستند كه نياز به حمايت و تشويق دارند تا بتوانند در منازل خود و با استعانت از پزشك، مددكار و روانشناس به اين جانبازان كمك كنند.

captcha