مدير مسئول روزنامه اطلاعات ضمن بيان اينكه صفارزاده دارای حالات مكاشفه بود، اظهار كرد او از دوران روشنفكری و بیتوجهی به اديان تجربهها داشت و از آن مسير خود را به درجه والايی از ديانت رسانده بود.
به گزارش خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا)، آئين اختتاميه جشنواره طنين بيداری، بزرگداشت پنجمين سالگرد درگذشت مرحوم طاهره صفارزاده ديروز چهارشنبه اول آبان ماه در تالار سوره حوزه هنری با حضور محسن مؤمنی شريف، رئيس حوزه هنری عليرضا غزوه رئيس مركز آفرينشهای ادبی حوزه هنری، رضا اسماعيلی، شاعر و دبير اين جشنواره، حجت الاسلام و المسلمين حميد دعائی، مدير مسئول روزنامه اطلاعات و خانواده مرحوم صفارزاده برگزار شد.
حجت الاسلام و المسلمين حميد دعائی، مدير مسئول روزنامه اطلاعات در اين مراسم با بيان اينكه در مقطعی رابط بين مرحوم صفارزاده و حضرت امام خمينی(ره) بودهام، اظهار كرد: پس از انتصاب بنده در روزنامه اطلاعات، تصميم به گردآوری و انتخاب نيروهايی ارجمند گرفتم كه شهيد بهشتی بهرام قاسمی را به عنوان سردبير به من معرفی كردند تا روزنامه را با كمك همديگر اداره كنيم.
وی ادامه داد: دكتر بهرام قاسمی از شاگردان و علاقمندان ويژه مرحوم صفارزاده بود به همين دليل وقتی تصميم به جذب نيروهای فرهيخته گرفتيم، قاسمی، صفارزاده را به ما معرفی كرد تا در بخش شعر، ادبيات و هنر با ما همكاری كند.
دعايی با بيان اينكه برای تقاضای همكاری به منزل مرحوم صفارزاده رفتيم، گفت: در بدو ورود به منزل شاهد سجايای اخلاقی و انسانی در ايشان بودم. صفارزاده در آن وقت آپارتمان اجارهای كوچك و محقری، اطراف ميدان فلسطين داشت كه نامهای از سوی بنياد مستضعفان به ايشان رسيده بود تا اجاره به بنياد پرداخت شود.
مدير مسئول روزنامه اطلاعات ادامه داد: صفارزداه در اين باره گفت: «كه اجاره را هم به بنياد و هم به صاحب خانهاش كه در خارج از كشور زندگی می كند، میپردازد» چون معتقد بود در منزل نماز میخواند و عبادت می كند، هم خدا و هم صاحب خانه بايد راضی باشند و هم اينكه بايد به مقررات كشور احترام گذاشت. اين امر برای من كه تازه به مسئوليت رسيده بودم درسی بود.
وی با بيان اينكه صفارزاده در منزل مشغوليات معنوی داشت، ادامه داد: صفارزاده نماز شب میخواند و قرآن را زمزمه میكرد. علاوه برآن كار ادبی و مسئوليت رفيع فرهنگی خود را نيز دنبال میكرد.
دعايی افزود: صفارزاده به دليل زندگی عارفانهای كه داشت و مدام به خدا پناه میبرد دارای مكاشفاتی شده بود كه اين روند برايش بهت آور بود برای همين از من خواست تا ملاقاتی با امام خمينی(ره) داشته باشد كه بتواند اين حالت را با انسانی بزرگ و كسی كه به او اعتقاد دارد در ميان بگذارد و من از طريق حاج احمد آقا فرزند امام(ره) اين قرار را گذاشتم.
وی با بيان اينكه صفارزاده از گرفتن وقت ملاقات با امام به وجد آمد يادآور شد: من نيز به امام (ره) گفتم كه به عنوان يك كرمانی افتخار می كنم كه شخصيتی مثل صفارزاده در كرمان داريم و امام تبسمی كردند.
وی افزود: من شعری از صفارزاده را كه برای امام با نام «سروش قم » سروده بود خواندم و هق هق زنانه مرحوم صفارزاده در حين خواندن شعر بلند شده بود و اشك می ريخت و بعد از آن از اتاق بيرون آمدم تا صفارزاده حالات خود را برای امام شرح دهند كه بعد از حدود بيست دقيقه، صفارزاده با چهرهای بسيار شاداب و آرام از اتاق بيرون آمد و گفت ديگر آرام شدم زيرا حالات خود را به كسی كه به او اعتقاد دارم گفتم و حرف امام برای من اتمام حجت است.
وی با اشاره به اينكه بعد از آن ديدار صفارزاده اشعار خود را به روزنامه اطلاعات میفرستادند، گفت: سرودههای صفارزاده دارای بعد معنوی بود و زندگیاش نيز وقف نيازمندان میشد؛ صفارزاده اعتقادی راسخ در ايمان داشت.
حجتالاسلام دعائی در بخش پايانی سخنان خود به تجربه صفارزاده از دوران دوری از دين اشاره كرد و گفت: او از دوران روشنفكری و بیتوجهی به اديان تجربهها داشت و از آن مسير خود را به درجه والايی از ديانت رسانده بود.
بخش بعدی اين مراسم به شعرخوانی مريم كرباسی درباره مرحوم صفارزاده اختصاص داشت كه مطلع آن چنين بود:
درست آمدنت انتهای آبان بود كه شهر منتظر قطرههای باران بود
گرفته بود خزان چتر سرخ روی سرت، گرفته بود هوا مثل اينكه طوفان بود
صفارزاده خودش بود، يك تنه، با صلابت و پا برجا
محمدرضا عبدالملكيان، شاعر نيز در اين مراسم به ايراد سخن پرداخت و با بيان اينكه بزرگ منشی صفارزاده به گونهای بود كه ما را شاگردان خود میخواند بی آنكه مستقيم در خدمتاش بوده باشيم، اظهار كرد: به من، قيصر امين پور و عليرضا قزوه گفته بود شما تحت تاثير من هستيد و برای ما اين گفته خوشايند بود و هيچ كدام نسبت به اين نوع بيان او ناراحت نمیشديم.
اين شاعر با اشاره به اين كه نخستين بار در كنگره شعر دانشجويی در دانشگاه علامه طباطبايی صفارزاده را ديده است، خاطراتی از آن ديدار بازگو كرد و گفت: طاهره صفارزاده، علی موسوی گرمارودی و نعمت ميرزاده در آن زمان از چهره های شاخص بودند با باورهای دينی در عرصه وسيع شعر آن روزگار كه در بين كلاسيك سراها كمتر داشتهايم.
اين شاعر در پايان گفت: صفارزاده خودش بود، يك تنه، با صلابت و پا برجا و اگر می گوييم حق اش ادا نشده است به اين دليل بود كه صفارزاده از جنس ديگری بود و اميدوارم و پيشنهاد می كنم بزرگداشت او و جشنواره اش به طور مستمر هر ساله برگزار شود.