
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامی است که در محرم سال 61 قمرى روى داده است، این نهضت داراى دو مرحله بود. برهه نخست، آفرینش، دفاع از کرامت اسلامی، دعوت به اقامه عدل و احیاى دین محمدى و سنت وسیره نبوى و علوى بوده که به رهبرى امام حسین(ع) از نیمه ماه رجب سال 60 هجرى آغاز و در دهم محرم سال 61 هجرى به فرجام رسید.
مرحله دوم، دوره پیامرسانى، تثبیت ارزشهاى نهضت، عرصه جهاد فرهنگى و تبیین آرمانهاى آن قیام مقدس بود که به رهبرى امام علیبن الحسین(ع) تداوم یافت.
امامت شیعه و رهبرى نهضت کربلا در عصرى به امام سجاد(ع) منتهى گشت که او به همراه نزدیکترین افراد خاندان آلعلى(ع) به اسارت میرفتند، آل على(ع) آماج تیرهاى ستم و تهمت و افترائات سیاستمداران بنیامیه قرار داشتند، ارزشهاى دینى دستخوش تحریف و تغییر امویان قرار گرفته، روحیه شجاعت و حمیت اسلامى و باورهاى دینى مردم سست، احکام دینى بازیچه نالایقان اموى شده، خرافهگرى رواج یافته، روحیه شهامت و شهادتطلبى در زیر شلاق و شکنجه و ارعاب امویان محو گشته بود.
سختگیریهاى بیحد و حصر، مصادره اموال و تخریب خانههاى آل هاشم، محروم ساختن آنها از امتیازات جامعه اسلامى، جلوگیرى مردم از هرگونه ارتباط با خاندان وحى و به انزوا کشاندن امام معصوم(ع) از مهمترین سیاستهاى حاکمان اموى در مبارزه با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بوده است.
نگاهی به آغاز رسالت امام سجاد(ع) پس از واقعه عاشورا
امام زینالعابدین(ع) در چنین عصر رسالت خود را آغاز کرد، در صورتىکه تنها سه تن پیرو واقعى داشت، حرکت جهاد فرهنگى و پرورش شخصیتها را در دستور کار خود قرار داد و با یک حرکت عمیق و دامنهدار به ایفاى نقش پیشوایى خود پرداخت این رویکرد امام سجاد(ع) زمینهساز انقلاب فرهنگى امام باقر(ع) و امام صادق(ع) گشت. از این رو برخى از نویسندگان، آن حضرت را «باعث الاسلام من جدید» نامیدند.
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست، اما از صحنههاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهیهاى زیادى از تاریخ بهدست نمیآید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمیخورد، آنچه که هست از این تاریخ به بعد است.
تقریباً همه مورخان بر این باورند که امام سجاد(ع) در صحنه کربلا بیمار بود و این بیمارى نیز حکمت و مصلحت الهى براى امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجتخدا در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول(ص) تداوم یابد و به همین دلیل در میدان رزم کربلا حضور نیافت.
او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که از کربلا زنده باز گشت تا پرچمدار هدایت امت باشد، ولى در برخى از منابع از جهاد و مبارزه امام در میدان کربلا و مجروحیت وجانبازى آن حضرت سخن به میان آمده است. فضیلبن زبیراسدى کوفى، از یاران امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در کتاب خود «تسمیة من قتل من اهل بیته وشیعته» مینویسد: «امام علیبن الحسین(ع) در حالىکه بیمار بود در برههاى از جنگ کربلا حضور یافت و بهمبارزه پرداخت تا مجروح شد و پیکر مجروح وى را از معرکه بیرون آوردند. آنگاه خداوند شر دشمن را از وى بازداشت و به همراه زنان به اسیرى برده شد.»
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام علیبن الحسین(ع) آغاز شد، حال وظیفه امام سجاد(ع) بود که آرمان کربلائیان را در لباس جهاد اسارت و در قالب جدال و مواعظ حسن به گوش همگان برساند و مردمان مقهور سیاست جهالتپرورى امویان را به اسلام راستین، اسلام محمد و على(ع) و اسلام قرآن رهنمون گردد.
مسئولیت سترگ پیامرسانى عاشورائیان بر شانههاى امام ساجدان و عارفان سنگینى میکرد، او میبایست در عصر نومیدی از پیروزى حرکت مسلحانه به روش دیگر به بیان مسئله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانههاى امام عدل و نشانههاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایفشان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد.
مسئله ولایت و امامت؛ مرکز اصلى مبارزات عدالتخواهانه مردم
از سوى دیگر او خود شاهد واقعه کربلا بود و همت گمارد تا یاد و خاطره حماسهسازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد، دشمن نیز همچون تمامى عصرها این نکته را دریافته بود که مرکز اصلى انقلابها و مبارزات عدالتخواهانه مردم، ولایت و امامت است.
مورخان اسلامى نوشتهاند که اسیران آلمحمد(ص) را روز دوازدهم محرم وارد کوفه کردند، کوفه براى خاندان وحى شهرى آشنا بود، برخى از بانوان کاروان اسیران همچون زینب(س) روزگارى نه چندان دور، خود بانوى گرانقدر این شهر بود. این شهر مدتى مرکز حکومت امام على(ع) بود و مردم این شهر خاندان على(ع) را از یاد نبرده بودند. علىبنالحسینرا در حالى که تنى رنجور و آهن و غلى در گردن داشت وارد شهر کوفه نمودند.
علیبن الحسین(ع) در سرزنش مردم شهر کوفه چنین فرمود: «مردم، آنکه مرا میشناسد، میشناسد. آنکه مرا نمیشناسد خود را به او میشناسانم، من على، فرزند حسین، فرزند علیبن ابیطالبم. من پسر آنم که حرمتش را در هم شکستند و نعمت و مال او را به غارت بردند و خاندان وى را اسیر کردند، من پسر آنم که در کنار نهر فرات سر بریدند، در حالىکه نه به کسى ستم کرده و نه با کسى مکری بهکاربرده بود، من پسر آنم که او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگ است.»
مردم آیا شما به پدرم نامه ننوشتید؟ و با او بیعت نکردید؟ و پیمان نبستید؟ و فریبش ندادید؟ و به پیکار او برنخاستید؟ چه زشتکارانید و چه بداندیشه و کردارید. اگر رسول خدا به شما بگوید: فرزندان من را کشتید! و حرمت مرا درهم شکستید! شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟
سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست، مردم یکدیگر را سرزنش کردند، سپس علیبن الحسین(ع) بر این نکته تأکید کرد که سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا(ص) باشد که نیکوترین سیرت است.
مردم کوفه که مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند که ما فرمانبردار توایم و از تو نمىبریم و با هر کس که گویى پیکار مىکنیم و با آنکه خواهى درآشتى بهسر مىبریم! یزید را میگیریم و از ستمکاران بر تو بیزاریم.
امام علیبن الحسین(ع) از موضع سست کوفیان آشنا بود فرمود: هیهات! اى فریبکاران دغلباز، اى اسیران شهوت و آز. مىخواهید با من هم کارى کنید که با پدرانم کردید؟ نه به خدا، هنوز زخمى که زدهاید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان است، تلخى این غمها گلوگیر و اندوه من تسکینناپذیر است، از شما میخواهم نه با ما باشید نه بر ما.
اشارهای به سخنان امام سجاد(ع) در مسجد اموی شام
از درخشانترین صفحات زندگى پیام بر کربلا، سخنان شکننده و افشاگرانه او در مسجد اموی شام است، امام علىبن الحسین(ع) در این سفر و در این صحنه، در لباس اسارت همان جهاد عظیمى را انجام داد که حسینبن على(ع) در کربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود، او با یک خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام بهوجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان که چهل سال در زیر تبلیغات مسموم معاویه خو گرفته بودند، ایجاد کرد.
روزى یزید، خطیب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نکوهش على(ع) و حسین(ع) و نیز در مدح معاویه و یزید سخن گفت. امام علیبن الحسین(ع) از میان جمعیت فریاد برآورد: «واى بر تو اى خطیب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خریدى و جایگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.»
بیشک سخنان بیدارگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در عصر اسارت، وجدانهاى خفته امت اسلام را بیدار ساخت و انگیزههاى انتقامخواهى و خونخواهى از شهیدان کربلا را در نهاد آنان بارور ساخت تا قیامهاى خونخواهان کوفى در قالب جنبش توابین و سپس قیام مختار شکل گرفت.
گزارش از آسیه خزیمه نژاد... خبرنگار ایکنای خراسان جنوبی