
حجتالاسلام والمسلمین گلمیرزاده، معاون فرهنگی، پژوهشی و آموزشی تبلیغات اسلامی استان گیلان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، با بیان اینکه وحدت حوزه و دانشگاه هیچگاه به مفهوم سلب استقلال فکری یا نفی هویت مستقل یکی از این دو نهاد و یا سلطه یکی بر دیگری نیست، اظهار کرد: مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه ریشه در جامعیت دین مبین اسلام دارد.
وی با بیان اینکه رابطه حوزه و دانشگاه، آن روی سکه نسبت میان دین و علم است، گفت: وحدت این دو نهاد را نباید به معنای یکسان شدن آنها دانست، بلکه هماهنگی میان حوزه و دانشگاه در یک سازمان و شبکه در عین حفظ دیدگاهها ارائه شده است و طرح این مسئله از آثار انقلاب فرهنگی است و این انقلاب در راستای گسترش و تعمیق پژوهشهای علمی و معارف اسلامی رخ داد؛ لذا همین هدف متعالی موجب شد دانشگاهیان مسلمان و متعهد برای تلاش مشترک به حوزهها روی آورند و در کمال ناباوری آن هم در فضای سیاسی آن زمان، نهال گفتگو و داد و ستد علمی، دینی و اجتماعی بین حوزه و دانشگاه به سرعت بارور شد.
وحدت سودمند و حیاتبخش حوزه و دانشگاه
این مسئول فرهنگی اضافه کرد: اگر بخواهیم وحدت فراگیر و پایدار و از سوی دیگر سودمند و حیاتبخش بین دو قشر دانشجو و طلبه تحقق یابد، باید با یک ارتباط تنگاتنگ و همهجانبه و ارائه راهکارهای صحیح در صدد وحدت بین این دو نهاد علم و دین باشیم.
حجتالاسلام گلمیرزاده با اشاره به ضرورت وحدت این دو نهاد، بیان کرد: این ضرورت جامعه است که پزشک و مهندس میخواهد، قاضی و ادیب، اسلامشناس و معنویتشناس میخواهد و دو قشر روحانی و دانشگاهی داری امتیاز خاصی هستند و مسیر پیشرفت جامعه را تعیین میکنند، چرا که یکی از ارکان محوری اندیشه و خط مشیء عملی امام خمینی(ره) علیرغم برخورداری ایشان از ابعاد وجودی سترگ و منحصر به فرد، تأکید بر وحدت و حضور و تداوم آن بود.
معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی گیلان با بیان اینکه برخلاف تصور دشمنان در مکتب نظری و عملی امام(ره) وحدت یک تاکتیک یا ابزار مصلحتی و مقطعی برای پیشبرد اهداف و مقاصد سیاسی انقلاب اسلامی نبود، ادامه داد: جوهره درک امام خمینی(ره) از عزت و اقتدار مسلمانان و ماهیت اجتماعی و سیاسی مکتب اسلام به مسئله وحدت آن چنان جایگاهی بخشید که پایههای نهضت مبارزاتی خود را بر اساس آن بنا کرد؛ شاگردان مکتب امام(ره) به تبعیت از استادشان وارد صحنه مبارزه شدند و شهید مفتح نیز با سفر به نواحی مختلف کشور و سخنرانی، مردم مسلمان را به وظایف دینی و سیاسی خود آگاه میکرد.
وی ادامه داد: در این رویکرد شاگردان امام راحل ضمن مبارزه سیاسی به بسترسازی فکری و فرهنگی به منزله یک اقدام انقلابی توجه خاصی ورزیدند و در آن شرایط تاسیس مجمع اسلامشناسی برای پژوهش در مسائل بنیادی اسلامی و انتشار چندین جلد کتاب از این مجموعه، تحت نظارت دکتر مفتح از فعالیتهای مهم فرهنگی - اسلامی نیروهای مذهبی به شمار میرفت.
طلایهداران علوم جدید از حوزههای علمیه برخاستهاند
این کارشناس دینی تصریح کرد: در این مبارزه پردامنه فکری و فرهنگی، لازم بود هم آشنایی و تسلط کامل بر اسلام و معارف حقه شیعه در حوزههای علمیه حاصل شود و هم با اندیشههای جدید موجود در دانشگاهها آشنا شود و شناخت اسلام راستین و ناب از یک سو برای زدودن خرافات و پیرایههای بیپایه در میان اقشار مذهبی و از سوی دیگر برای ارایه در مجامع دانشگاهی ضرورت داشت که در نهایت منجر به برقراری ارتباط بسیار نزدیک دانشگاه و حوزه شد.
وی با بیان اینکه برخلاف دیدگاه برخی مغرضان، وحدت حوزه و دانشگاه نه تنها امری غیر ممکن نیست که اساسا ریشه در سنت علمی و پیشینه تاریخی دین اسلام دارد، گفت: اگر امروزه برخی حوزویان علاقمند به حضور در دانشگاهها و فراگیری علوم دانشگاهی جدید هستند به آن دلیل است که پیش از این نیز بسیاری از علوم دانشگاهی امروزی بخشهای مهمی از درسها و بحثهای گذشته حوزههای علوم دینی را در برمیگرفته است و بسیاری از طلایهداران و بنیانگذاران علوم به اصطلاح جدید که تا به امروز نیز اندیشههای آنان در دانشگاههای مطرح دنیا مورد تدریس و بحث و نظر قرار دارد از میان همین حوزههای علوم دینی برخاستهاند.
این مقام مسئول با بیان اینکه رهبر کبیر انقلاب اختلاف این دو نهاد علمی را به غفلت و خواب گرانی تشبیه کرد که بر اثر نغمههای خوابآور عمال استعمار بر ملتهای مسلمان تحمیل شد، اضافه کرد: در مقابل امام راحل پیوستگی این دو قشر را اولین گام در راه آزادی ملتهای مظلوم و زیردست و زیربنای رهایی از دست چپاولگران و عمال آن میدانست و بر هویت مستقل هر یک تأکید داشته و آن را زیربنای استقلال جامعه میخواند.