
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، نوع و مقدار پوشش همیشه از مسائل مورد توجه انسانها در ادیان و جوامع مختلف بوده است، آنقدر مهم که بیشک یکی از عوامل مهم تشکیلدهنده سبک زندگی افراد، نوع و مقدار پوشش آنهاست.
در اینجا البته ما کمی جامعتر مینگریم و برای بازتعریف طرز زندگی اسلامی، بهغیر از چون و چراییِ لباس و انواع پوشیدنیها، مواردی از قبیل آرایش مو و صورت را نیز چه برای زنان و چه برای مردان مورد توجه قرار میدهیم.
باید دانست که نظر غرب در مورد پوشش انسان مبتنی بر برهنگی است و از این بهعنوان آزادی فردی تعبیر میکند، عبارت مبتنی بر برهنگی، بدین معنی است که غرب برای پوششِ انسان هیچگونه حداقلی قائل نبوده و مبنا را برهنگیِ فرد تعریف میکند.
به بیان واضحتر، اگر شخصی بدون هیچگونه پوشش در خیابانهای کشورهای غربی ظاهر شود، اگر بگوییم خلاف عرف عمل کرده، مسلماً مغایر مبانی عمل نکرده است. نه کسی بر او خرده میگیرد و نه او مجبور به رعایت حدود تعریف شدهای است.
طرز زندگی در موضوعِ پوشش و حجاب، تا حدود زیادی به عرف بستگی دارد
باید توجه داشت که طرز زندگی، مخصوصاً در موضوعِ پوشش و حجاب، تا حدود زیادی به عرف بستگی دارد و عرف میتواند بسیاری از حدود آن را تعیین کند. چه بسا بسیاری از مصادیق نیز ممکن است در عرفِ جامعهای مباح و یا در عرف جامعهای حرام اعلام شود. البته همه اینها در چارچوب مبانی و تعاریف اصلی سبک زندگی بوده و عدول از آنها معنی ندارد.
اینکه میگوییم مبنای سبک زندگیِ غربی در موضوع پوشش و حجاب بر برهنگی است، دقیقاً به همین مسئله اشاره دارد. برهنه بودن در جوامع غربی اگر غیرعرفی باشد، اما غیرمبنایی نیست. روبروی همین مسئله، نوع و مقدار پوشش و حجاب را در چارچوب سبک زندگی اسلامی داریم که بهصورت شفاف و واضح تعریف و تبیین شده است.
در سبک زندگیِ اسلامی، حدود پوشش مشخص است و عدول از آنها، چه عرفی باشد چه نباشد، جایز نیست. در یک جمله، حداقلهای پوشش برای زن مسلمان، قرص صورت، دستها از سر انگشتان تا مُچ دست و پاها از سر انگشتان تا مُچ پا میباشد و برای مردان نیز بدن و پاها(با حدود عرفی) میباشد.
آنچه مورد توجه است بهخصوص برای حجاب خانمها، سر مقادیر نیست. چراکه اینها قواعدی هستند که در چارچوب سبک زندگی و توسط شریعت تعیین میگردند. آنچه مهم است نحوه این پوشش یا همان به اصطلاح طرز زندگی است. طرزی که در عین حال هم منطبق با عرف جوامع باشد و هم در چارچوب یک سبک زندگی اسلامی ایرانی.
اگر در بحث طرز زندگی به حد و حدود حجاب خانمها ورود کنیم، از تعاریف عدول شده و درواقع پا در وادی سبک زندگی گذاشتهایم. همانگونه که بیان مصادیق و راهکارها و الگوهای جدید، فقط در صورتی قابل قبول است که از حیطه طرز فراتر نروند، مباحثی همچون رنگ، جنس، نقوش، مدل یا حتی دوخت لباس هستند که میتوان در مورد طرز آنها تصمیمگیری کرد و با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی، الگوها و مدلهای متفاوتی ارائه نمود.
اسلام اصول و توصیههای فراوانی برای طرز پوشش انسان تبیین کرده است. از آیات قرآن کریم گرفته تا احادیث معصومین(ع) و در نهایت برداشت و تفسیر عُلما از آنها برای تجویز اعتبار مصادیق آنها در اعصار مختلف با توجه به فرهنگ، رسوم و عرف جامعه همه و همه منابعی هستند که مسلمان میتوان به آنها رجوع کرده و مناسبترین راه را برای خود برگزیند.
حد و حدود حجاب در اسلام، چه برای زنان و چه مردان، یک بحث اخلاقی است
اسلام میخواهد تا در بُعد پوشش هم مانند دیگر ابعاد سبک زندگی، کرامت انسانی حفظ شود. هم آراستگی داشته باشد و هم زیبایی. حد و حدود حجاب در اسلام، چه برای زنان و چه مردان، یک بحث اخلاقی است. نحوه پوشش یک انسان گویای بخشی از اخلاق، فرهنگ و حتی تفکر اوست. از روی دیگر این پوشش به غیر از حدود فردی، به حدود اجتماعی هم مرتبط است. اگر بسیاری از رفتارهای ما شخصی است و بر جامعه و دیگر مخلوقات خدا بهطور مستقیم اثرگذار نیست، برخی دیگر میتوانند بهصورت مستقیم اثرات مفید یا مخربی بر جامعه داشته باشند.
حدود حجاب چه برای مردان و چه برای زنان، میزان آرایش و آراستگیِ صورت همچون مدل مو و محاسن برای مردان، نوع و رنگ لباس و مواردی از این دست هستند که میتوانند چهره یک شهر را زیبا یا زشت کنند.
با توجه به میل انسان، بهویژه زنان به زیبایی و خوشپوشی، باید الگوهای پوششیِ زیبا و برازنده زن مسلمان را در جامعه ترویج داد تا ذائقهها بهسمت مدلهایی که بر مبنای سبک زندگی غربی بنا شده است نروند.
این الگوها باید اولاً منطبق بر حدود اسلامی بوده و ثانیاً با عرف همخوانی داشته باشد. اگر بخواهیم وارد مصادیق شویم، بهنظر میرسد در عصر کنونی، چادر بهعنوان برترین وسیله پوشش برای زنان شناخته شده است. البته در مرحله بعدی نیز میتوان از مانتوهای بلند و مناسب که پوشش کامل را حفظ کرده و برآمدگیهای بدن در آن مشخص نیست نیز نام برد.