
مینا شمخی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در خصوص مدیریت اسلامی اظهار کرد: مسئله انسانشناسی و یکی از مهمترین مقولات آن، یعنی انسان کامل از دیرباز مورد توجه همگان بوده و تأثیر فراوانی بر شکلگیری علوم اجتماعی و انسانی در شرق و غرب داشته است.
وی با بیان اینکه در این زمینه دیدگاههای مختلفی مطرح شده است که تبعیت از هر کدام از آنها پیامدهای گوناگونی بر علوم اجتماعی دارد، گفت: توسعه دانش مدیریت اسلامی بر مبنای رهنمودهای امیرالمؤمنین علی(ع)، نیازمند آشنایی با دیدگاههای ایشان در زمینه انسان کامل و بهرهگیری از راهکارهای مطرح شده برای دستیابی به این جایگاه است؛ چرا که انسان کامل و آرمانی، شخصیتی است که بر معیارهای مطرح شده از سوی امام علی(ع) منطبق است.
انسانشناسی؛ از مهمترین مبادی نظری شکلگیری علوم اجتماعی
شمخی با اشاره به اینکه قرآن کریم و همه مباحث اخلاق اسلامی و بخشی از کتب فقهی و قسمتهایی از مباحث کلامی به این موضوع پرداختهاند و شاخههای مختلف علوم اسلامی نیز هر کدام از دیدگاه خود مسئله انسان کامل را مطالعه و بررسی کردهاند، گفت: با این حال، با توجه به سلطه دانش غربی بر حوزه علوم انسانی کشورهای اسلامی، مفاهیمی از این دست کمتر وارد عرصه ادبیات علوم انسانی و اجتماعی از جمله دانش مدیریت شدهاند. این در حالی است که انسانشناسی، یکی از مهمترین مبادی نظری شکلگیری علوم اجتماعی است که غربیها به شدت بر آن تأکید دارند. شناخت انسان کامل و ویژگیهای آن، چشمانداز روشنی را پیش روی عرصههای مختلف مدیریت و سازمان، از قبیل آموزش و توسعه، رشد و تحول سازمانی و ... قرار میدهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با تأکید بر بررسی اجمالی سیمای انسان کامل از دیدگاه متون دینی بهویژه نهجالبلاغه و از نگاه امیرالمؤمنان علی(ع) و آثار منتج از آن بر نگاه انسانی به سازمان، عنوان کرد: پاسخ پرسشهای مهمی که ترسیم کننده چهره واقعی انسان هستند(مستقیم یا غیرمستقیم) از این متون مقدس قابل استخراج است. از این رو، معارف غنی اسلام، پشتوانه عظیمی برای پژوهشگران است تا انسان را عمیقتر و وسیعتر بررسی کنند.
وی با تأکید بر ضرورت شناخت انسان کامل برای مسلمانان، اضافه کرد: چنین انسانی میتواند از منظر دین نیز کامل و نمونه باشد؛ بنابراین بجاست که به کمال آدمی از زاویه دین اسلام پرداخته شود و از آنجا که هیچ عالم و عارفی مانند حضرت علی(ع) از وجود انسان کامل و ویژگیهای او سخن به میان نیاورده، زیرا انسانی که تمام مراحل کمال را طی کرده، میتواند سیمای انسان کامل را ترسیم کند، از این رو بیانات ایشان در این زمینه منبع و مشرب سخنان اهل بیت(ع) درباره انسان کامل است.
شمخی بیان کرد: مقام معظم رهبری نیز در اینباره چنین میگوید: در نهجالبلاغه همه ابعاد یک شخصیت والای انسانی وجود دارد و یک انسان کامل در نهجالبلاغه مجسم میشود و آن انسان کامل، خود حضرت علی(ع) است و این نه فقط از باب شناسایی چهره امیرالمؤمنین(ع) مهم است، بلکه از باب شناسایی اسلام و اینکه اسلام چگونه انسانی را میخواهد بسازد، حائز اهمیت است. منظور از تربیت انسان این است که استعدادهای درونی و نهفته او، تحقق کامل یابند و چون کمال هر موجودی در شکوفایی و به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه یا فطرت اوست، از این رو در صورتی که زمینهها و شرایط مساعد فراهم آید و انسان در یک نظام همهجانبه و صحیح پرورش یابد، به کمال نوعی خود خواهد رسید.
کمال نهایی؛ هدف نهایی تربیت انسان
وی ادامه داد: علامه جعفری در تعریف فطرت مینویسد: فطرت عبارت است از جریان طبیعی و قانونی نیروهایی که در انسان بهوجود میآید. بنابراین برای هر یک از نیروهای غریزی و مغزی و روانی فطرتی وجود دارد که جریان طبیعی و منطقی آن نیرو است. (محمدتقی جعفری، 1365، ج 1، ص 141). حال اگر این استعدادها و گرایشهای روانی انسان به نهایت رشد خود برسند، انسان به مقام کمال نائل خواهد آمد. از این جا میتوان دریافت که هدف نهایی از تربیت انسان نیز نباید چیزی جز کمال نهایی او باشد. آنچه میزان رشد و کمال هر یک از قوی انسان را مشخص میسازد و محدوده فعالیت هر یک از آنها را تعیین میکند، توجه به کمال نهایی انسان و مقتضیات آن است. به عبارت دیگر رشد و کمال هر یک از قوای انسانی تا آنجا که مناسبت با کمال نهائی انسان داشته و مقدمهای لازم برای حصول آن باشد مطلوب و در غیر این صورت، به جهت تعارض با کمال نهایی، نامطلوب خواهد بود. (سادات، همان، ص 47). بنابراین کمال نهایی انسان، آن مرتبه و حدّ نهایی است که نمیتوان برای آن مرتبه بالاتری در نظر گرفت. قرآن مجید از این نقطه اوج با واژگان «فوز» (کامیابی)، فلاح(رستگاری) و سعادت(خوشبختی) یاد کرده است. (احزاب، 71؛ بقره، 5؛ هود، 108؛ قصص، 37).
شمخی عنوان کرد: انسان کامل از دیدگاه امام علی(ع) مشخصات و ویژگیهایی دارد که برای شناخت آنها میتوان به نهجالبلاغه و سنت علوی مراجعه کرد. مهمترین این خصوصیات عبارتند از خودشناسی، مراقبت از خود، تهذیب نفس، دیگرخواهی، عدم دلبستگی به دنیا و توجه به مرگ و آخرت که او را به زهد و بیرغبتی به دنیا میکشاند و او را در انجام نیکیها شتاب میبخشد. سازمانها باید علاوه بر بررسی دقیق این موارد، چگونگی ایفای نقش یا بهرهبرداری خود از این عوامل را روشن کنند و مسئولیتهای خود در قبال کارکنان را انجام دهند.
عبودیت، عمل صالح و علم؛ راههای دستیابی به کمال
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز اضافه کرد: امام علی(ع) مهمترین راههای دستیابی به کمال را، علم و آگاهی، ایمان و عمل صالح، تقوا و عبودیت میدانند. انسان کامل علوی، انسانی موحد است که به اصول و فروع دین ایمان و التزام قلبی و زبانی و عملی دارد. دائماً در مسیر رشد در حرکت است و موانع کمال را می شناسد و سعی دارد به مقامات بالاتری از کمال دست یابد.
وی خاطرنشان کرد: سازمانها باید زمینههای لازم برای حرکت کارکنان خود در این مسیر را فراهم کنند و موانع سازمانی این امر را برطرف کنند. معیارهای مطرح شده از سوی امیرالمؤمنان(ع) در زمینه کمال نهایی، ویژگیهای انسان کامل و راههای دستیابی به آن، با آیات قرآن و سنت نبوی انطباق و هماهنگی کامل دارد. در واقع، نگاه دینی به مقوله کمال انسانی و انسان کامل نگاهی جامع است که باید همه ابعاد آن را از میان کلمات نورانی خدای تعالی استخراج کرد و مورد استفاده قرار داد.