
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، شهید محمدجان محمدی در سال 1347 در روستای (بلوطک لندی) از توابع شهرستان ایذه به دنیا آمد. 9 ساله بود که اعتراضات مردم علیه رژیم ستمشاهی شروع شد. به همراه پدرش از روستا به شهر میآمد و در راهپیماییها شرکت میکرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حالی که 13 سال بیشتر نداشت به خیل جهادگران پیوست. با شروع جنگ تحمیلی بعد از گذراندن یک دوره آموزشی لودر و بلدوزر با همان سن و سال کم به جبهههای حق علیه باطل اعزام شد و در خطوط مقدم به احداث خاکریز پرداخت. آنقدر کوچک بود که پاهایش به پدالها نمیرسید و گاها مجبور بود به طور ایستاده رانندگی کند.
بارها در جبهه مجروح شد و سرانجام 29 دی سال 1364 در فاو عراق و در عملیات والفجر 8 برای جلوگیری از پیشروی تانکهای دشمن در حال احداث خاکریز بود که مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت. زخمی شد و در حالی که خون زیادی از او رفته بود قبل از اینکه موفق به اعزام او به بیمارستان شوند به شهادت رسید.
پدرش میگوید: من شخصاً آثار شهادت را در چهره او مشاهده میکردم. در نمازهای جماعت در شهر شرکت میکرد و مرا در این کار راهنمایی میکرد. یک مغازه برای کاسبی ایشان تدارک دیده بودم اما شور جبهههای جنگ در دلش بود و مغازه را جمع کرد و راهی جبهههای جنگ شد.
مادرش میگوید: در زمان مرخصی روی تشک نمیخوابید و میگفت: الأن همرزمانم در جبهه بر روی خاک و در آبها میخوابند من هم بر روی تشک نمیخوابم. به گفته همرزمانش رفتارهای این شهید برای سایرین الگو بود، هیچگاه میدان نبرد را ترک نمیکرد. پدر وی اظهار میدارد تنها ناراحتی من این است که پسرم زود شهید شد و باید چند سال دیگر میرفت و به اسلام و مسلمین خدمت میکرد.
خوشا به حال پدران و مادرانی که شیر بچههایی اینچنینی تربیت میکنند ،