
حجت الاسلام سیدمحمد میربد، معاون فرهنگی، پژوهشی و آموزشی تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از چهارمحال و بختیاری، تربیت بر مبنای اسلام و دستورات دینی را نیازمند برخی پیش شرط ها دانست و اظهار کرد: تربیت دینی و به تعبیری تربیت اسلامی مستلزم پیش شرط ها و اصولی است که بیتوجهی نسبت به این شروط تربیت مطلوب و مورد نظر اسلام را محقق نخواهد کرد.
وی با بیان اینکه انسان فقط دارای بعد جسمی و کالبدی نیست بلکه دارای روح و فطرتی الهی است، اولین شرط برای تحقق تربیت اسلامی را قائل بودن شخصیت روحی برای انسان دانست.
حجتالاسلام میربد با اشاره به نقض این شرط بسیار مهم در کشورهای غربی و شرقی، گفت: متأسفانه انسانشناسان و روانشناسان و به تعبیری مادیگرایان غربی و شرقی انسان را فقط در بعد مادی و دنیایی خودش تعریف کردهاند و روح را تنها جزئی از عناصر جسمی او تلقی میکنند.
وی با بیان اینکه در دین اسلام جسم و روح توأم با یکدیگر تحولآفرین هستند، خلاصه کردن روح در قالب جسم را اشتباهی خطر آفرین دانست و اظهار کرد: در نگاه دین مبین اسلام اصلاح و تربیت در جامعه بر
پایه تحولات روحی و روانی انسان استوار است اما روانشناسان غربی تجربه و آزمون و خطا در رفتارهای انسانها را ملاک و معیار تربیت و اصلاح آنها قرار میدهند.
به گفته حجتالاسلام میربد، انسان از فطرت و روحی خداجوی، حقیقتطلب و الهی شکل گرفته است اما در جامعه غربی این روحیه و فطرتهای نهادینه شده در وجود آدمی نادیده گرفته میشود و تنها بعد مادی و جسمی او مورد توجه قرار میگیرد.
تربیت وجدان؛ ضامن امنیت و سلامت فردی و اجتماعی
وی با بیان اینکه منظور از تربیت اسلامی تربیت وجدان و فطرت آدمی بر اساس دستورات و آموزههای اسلامی است، اصلاح و تربیت وجدان و فطرت آدمی را ضامن امنیت و سلامت فردی و اجتماعی انسانها دانست.
حجتالاسلام میربد با تأکید بر اینکه روشهای تربیت اسلامی با راهکارهای مادیگرایان غربی بسیار متفاوت و غیر قابل مقایسه است، راهکارهای اسلامی را مبتنی بر فطرت الهی انسان و با هدف ارتقا و اصلاح رفتاری او دانست.
وی به تشریح برخی از راهکارهای تربیتی روانشناسان و مادیگرایان غربی پرداخت و اظهار کرد: روانشناسان غربی راه درمان اختلالهای رفتاری انسان را در مصرف مشروبات الکلی میدانند و به زعم خودشان این راه مناسبترین و بهترین روش برای درمان اختلالهای رفتاری انسان است در حالی که دین اسلام راهکاری سالمتر و اثربخشتر را در این باره ارائه میکند.
تربیت اسلامی بدون توجه به مسائل فطری انسان بینتیجه است
حجتالاسلام میربد با بیان اینکه نسخه تربیتی اسلام برای انسان بر اساس جسم و فطرت او نوشته شده است، تربیت اسلامی بدون توجه به مسائل فطری و روحی انسان را بینتیجه و ناقص دانست.
وی به نقش مربی در تربیت افراد اشاره کرد و با بیان اینکه متأسفانه مربیان همه از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی بسیار ضعیف و ناکارآمد هستند، اظهار کرد: متأسفانه کسانی که وظیفه سنگین تربیتی در جامعه را بر عهده دارند از لحاظ کمی و کیفی در رتبههای بسیار پایینی قرار دارند و آن گونه که انتظار میرود نمیتوانند افراد را تحت تأثیر و تسلط خود قرار دهند.
تربیت اسلامی، تربیتی عملی و نه گفتاری است
حجتالاسلام میربد تربیت اسلامی را نه یک تربیت گفتاری، بلکه تربیت عملی دانست و با تأکید بر اینکه مربیان باید با عمل و رفتار خود جامعه را هدایت و به کمال برسانند، گفت: در روایات و احادیث دینی، فراوان آمده است که والیان و مربیان، مردم را با عمل و رفتار خود به دین اسلام جذب کنند اما متأسفانه مربیان عملگرا در جامعه اسلامی ما بسیار محدود و کم هستند.
وی با بیان اینکه در حال حاضر مربی سخنگو در جامعه بسیار است، یکی از چالشها در تحقق تربیت اسلامی را کمبود و حتی نبود مربی مهذب عملگرا دانست و اظهار کرد: تا زمانی که مربیان ما به سخن و گفتار در تربیت اسلامی اکتفا کنند و خود عامل به دستورات و سخن الهی نباشند به یقین تحقق تربیت اسلامی در جامعه ناممکن و دور از انتظار خواهد بود.
حجتالاسلام میربد تربیتپذیر نبودن برخی انسانها را یکی دیگر از چالشهای اساسی در تربیت اسلامی دانست و افزود: عموم افراد جامعه تربیتپذیر و اصلاحپذیر هستند اما عدهای از افراد به دلیل مسائل و مشکلات فردی و خانوادگی ظرفیت و انگیزهای برای تربیت و اصلاح شدن ندارند که این مسئله نیز یکی از چالشهای اساسی در این حوزه است.
به گفته وی، نطفهای که فرزند از آن بهوجود آمده، وراثت، لقمههای حرام و شبهناک، محیط و اطرافیان، جو و فضای گناه در محیط خانواده و نبود یک مربی مهذب عملگرا عوامل مهمی هستند که مانع تربیتپذیر شدن افراد در جامعه میشود.
حجتالاسلام میربد با تأکید بر اینکه تربیتپذیری تنها در سن خاص و مشخصی صورت خواهد گرفت، سن یک تا 35 سال را فرصت طلایی برای تربیت انسانها دانست و اظهار کرد: اگر این زمان و فرصت طلایی از دست برود دیگر امیدی به تربیتپذیری افراد نیست؛ چرا که شاکله و شخصیت وجودی آنها شکل گرفته است.
وی با بیان اینکه اصلاح و تربیت در جامعه یکی از مصادیق مهم امر به معروف و نهی از منکر است، تربیت در جامعه را یک وظیفه همگانی دانست و گفت: بر اساس دستورات دینی بهصورت عمومی آحاد مختلف جامعه در امر تربیت و اصلاح جامعه موظف و مسئول هستند اما به شکل خاص نیز برخی از نهادها و دستگاههای فرهنگی مسئولیت سنگین و مهمی را بر عهده دارند.