کد خبر: 1384089
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۵

معماری مدرن؛ غربت انسان معاصر در محیط زندگی‌اش

گروه اجتماعی: با ورود فرهنگ غربی، به‌تدریج الگویی در معماری ایران به‌کار رفت که برخاسته از فرهنگ غرب بود و هیچ پشتوانه فرهنگی ـ مذهبی نداشت.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، تأمین مسکن این روزها دغدغه بسیاری از افراد جامعه است اما این یک روی سکه مسکن است، روی دیگر آن سبک‌های معماری جدیدی است که با فرهنگ، اندیشه و اعتقادات مردمان این سرزمین ناهماهنگ است.



در این گزارش به خانه‌های گذشته و معماری آن سری زده‌ایم و به آسیب‌شناسی و ارائه راهکار برای خانه‌های امروز پرداخته‌ایم.



مسکن به‌عنوان یکی از ضروری‌ترین نیازهای اولیه زندگی انسان، از دیرباز مورد توجه بوده است. در مذهب اسلام، خانه حریم امن خانواده به‌شمار می‌رود که در آیات و روایات اهل بیت(ع) بر اهمیت آن تأکید شده است.



نوع معماری مسکن، بسیاری از رفتارهای فرد را جهت‌‌دهی می‌کند



واژه مسکن به‌معنی جایی‌که در آن آرامش فراهم شود، گفته ‌می‌شود، واقعیت این است که نوع معماری مسکن، بسیاری از رفتارهای فرد را جهت‌‌دهی می‌کند. بنابراین باید در طراحی نقشه و ساخت، ارزش و فرهنگ خودی را مد‌نظر قرار داد.



اسلام، ویژگی‌های منحصر به‌فردی از خانه خوب و در شأن انسان مسلمان را تبیین می‌کند که توجه به هر یک تأمین‌کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان است.



صفای خانه‌های رو به آسمان... یادش بخیر!



حیا،‌ یکی از بارزترین شاخصه‌های معماری سنتی ایرانی ـ اسلامی است، نمونه مهم حیا در معماری گذشته ایران را می‌توان در خصوصیت درون‌گرایی آن یافت، توجه به درون بیش از بیرون و ارزش‌هایی چون حیا، عدم تفاخر، ریا و خودنمایی، پرهیز از برهنگی و خودآرایی، از بین بردن زمینه رشد خودپسندی و وحدت جامعه در ساختمان‌های یک شکل در ساختمان‌های درون‌گرا به‌خوبی قابل مشاهده است.





هر خانه جهانی کوچک است که پوسته خانواده را در‌برمی‌گیرد، حیاط کثرت‌ها را وحدت می‌بخشد و آب مانند آئینه آسمان زندگی را تطهیر می‌کند. فضای باز، نیمه باز و بسته در خانه، نماد تسلسلی است برای سکوت، مکث، عبادت و اندیشه که انسان ایرانی را به عالم بالا سوق می‌دهد. هشتی، فضایی تنگ و نیمه تاریکی است که پس از کوچه واقع می‌شود و رابط بین بیرون، اندرون و حریم زندگی است.



حفظ تقدس خانواده در اندیشه معماری ایرانی



با ظهور دین اسلام حریم خانواده تقدس یافت و این تفکر در اندیشه معمار ایرانی رسوخ یافت. خانه در بافت شهری پیوسته، متراکم و درون‌گرا فضایی خصوصی برای زندگی خانوادگی بود تا افراد از دید اشخاص نامحرم محفوظ باشند. فضای ورودی این نوع خانه‌ها به تبعیت از اهداف مذهبی و اجتماعی به‌صورتی طراحی می‌شد که افراد به‌صورت ناگهانی وارد خانه نشوند.



از ویژگی‌های مهم درون‌گرایی نداشتن ارتباط بصری مستقیم فضاهای داخلی با بیرون از خانه می‌باشد، در این نوع خانه‌ها سلسله مراتبی برای ورود به درون وجود داشت. تنها عنصر ارتباط با بیرون هشتی بود. بعد از هشتی، راهرویی پیچ در پیچ به نام دالان قرار داشت که باعث می‌شد حریم خانه از دید افراد غریبه در امان بماند. پس از آن فضای اصلی خانه بود که شامل دو قسمت درونی و بیرونی می‌شد، بیرونی مخصوص میهمانان بود و اندرونی برای اهل خانه و خدمه به‌کار می‌رفت.



بهره‌گیری از طبیعت



حیاط در شکل‌دهی خانه‌های درون‌گرا نقش مهمی داشته است، حیاط، فضایی سبز‌، خرم و مطبوع را برای اهالی خانه به ارمغان می‌آورد. در فرهنگ اسلامی، آفرینش طبیعت جهت بهره‌گیری انسان بوده و شایسته است انسان علاوه بر بهره‌های دنیوی، با تفکر در آن به سلامت روح و روان خود دست یابد.





از دیگر خصوصیات مهم معماری سنتی، بی‌توجهی به نماهای خارجی بوده است. این امر برخاسته از فرهنگ تواضع و عدم تفاخر در ایران و‌ مبتنی بر آموزه‌های اسلامی بوده است بیشتر بناها در بافتی متراکم بنا شده و دیوارهای خارجی با کاهگل یا ترکیبی از کاهگل و آجر پوشیده می‌شد.



در خانه‌های سنتی ایران با استفاده از قوای طبیعت چون انرژی خورشیدی و باد و توجه به شرایط سخت محیطی فراهم شده است به‌گونه‌ای که استفاده از انرژی فسیلی به حداقل میزان ممکن می‌رسیده است. در حالی‌که در معماری خانه‌های قدیم نواحی کویری با توجه به معیارهای بومی، سیستم‌هایی برای تسهیل سرمایش خانه‌ها بهره می‌برند.



‌خانه بزرگ از جمله مواردی است که مورد توجّه اسلام قرار دارد. شاید نظر اسلام درباره بزرگی و وسیع بودن خانه، ناظر به انتخاب مکانی است که خانواده به‌راحتی در آن زندگی کند؛ به تعبیر دیگر اسلام به‌دنبال آن است که در خانه،‌ فضایی مهیا شود که آسایش و آرامش خانواده را فراهم سازد. در واقع مسکن در اسلام بسته به نیاز است و از ساخت مسکنی که افزون بر نیاز انسان باشد منع شده است امام صادق(ع) فرمود: «ساختمان بیش از مورد نیاز در قیامت مسئولیت دارد».



مبحث دیگر در معماری سنتی که غالباً کمتر به آن توجه می‌شود، مکان‌یابی فضاهای خانه می‌باشد. مهم‌ترین مسئله در این باب، طراحی فضاهای خصوصی خانه شامل اتاق‌های استراحت، آشپزخانه و سرویس‌ها می‌باشد.



معماری غربی؛ غریبه با روزگار گذشته ایرانیان



با ورود فرهنگ غربی، به‌تدریج الگویی در معماری ایران به‌کار رفت که برخاسته از فرهنگ غرب بود و هیچ پشتوانه فرهنگی ـ مذهبی نداشت. طرح‌های ساختمانی جدید تنها به‌عنوان راه‌حلی برای پاسخ به نیاز روز‌‌افزون مسکن بود و هیچ رابطه‌ای با گذشته خود نداشت. این ساختمان‌ها در ترکیب با خانه‌های فرسوده شهر تنها ارمغانش بی‌هویتی فرهنگی ـ مذهبی بود.





البته باید اشاره کرد که این سخن به این معنی نیست که پدیده‌ها، اشکال و آراء، فضاها و تکنیک‌های معماری و شهرسازی را باید مردود شمرد و با آنها مقابله کرد، بلکه سخن در این است که هر پدیده، برنامه و ایده‌ای که بخواهد از قلمرو «نظر» گذشته و در جامعه به مرحله عمل درآید باید مبتنی بر برنامه و قانونی باشد.



از تأثیرات تقلید از معماری مغرب زمین، ترویج فردگرایی می‌باشد. اینکه هر بنایی سعی در ناهماهنگی و عدم تجانس و تقابل هر چه تمامتر با سایر عمارات دارد، خود نشانی بارز از فردگرایی، تفاخر و خودنمایی است. در واقع فردگرایی ترویج شده که در پی تسلط مدرنیسم در کالبد شهرها تجلی یافته است، به نوبه خود این ایده و طرز تفکر را تقویت نموده و غربت انسان معاصر را در محیط زندگی‌اش سبب شد.



نظارت فرهنگی بر برنامه‌ریزی بخش مسکن



مهم‌ترین راهکار برای مقابله با ارزش‌های بیگانه، تکیه بر ارزش‌های اسلامی و الهی می‌باشد. این امر همکاری کلیه سازمان‌های دست‌اندرکار را می‌طلبد. رسانه‌های گروهی باید با تبلیغ ارزش‌های اسلامی و لزوم حضور آن در شکل و فرم مسکن، به تبلیغ معیارهای معماری سنتی پرداخته و خطرات ناشی از تهاجم فرهنگ غربی را به مردم گوشزد کنند. تشکیل کمیته‌های فرهنگی برای نظارت بر برنامه‌ریزی مسکن که شامل فقیه، جامعه‌شناس، روان‌شناس، معمار و متخصص امور فرهنگی باشد، امری ضروری بوده و می‌تواند در این زمینه‌ ثمبخش باشد.



از جمله دلایلی که سبب فراموشی و بی‌تفاوتی نسبت به معماری سنتی شده است، تبعیض و دوگانگی محلات قدیم و جدید از لحاظ امکانات و تجهیزات می‌باشد. تلاش در جهت تجهیز محلات قدیمی، می‌تواند ترغیب ساکنان شهرها را به سکونت در آن اماکن برانگیزد. اگر نوسازی و احیا بافت‌های تاریخی، با لحاظ کردن ارزش‌ها و معیارهای فرهنگی و توجه به نیازهای ساکنان انجام شود، جاذبه لازم را برای زندگی فراهم کرده و در نهایت خواهد توانست به‌عنوان الگویی برای توسعه جدید شهر مورد توجه قرار گیرد.



بومی‌گرایی، از موارد مغفولی است که در صورت توجه به آن می‌تواند نسخه‌ای ایرانی برای آن دسته از مجموعه‌های مسکونی تهیه کند که الزاماً باید به‌صورت یکجا و و با سطوح کوچک بنا شوند.



توجه به امر مسکن و ایجاد سکونت مطلوب به‌جای تمرکز بر تولید مسکن موضوعی است که می‌تواند شرایط عادلانه زندگی را برای انسان و رفع‌کننده نیازهای او باشد که بتواند زمینه مناسب رشد کرامت‌های انسانی و پاسخگوی نیازهای روحی و روانی او نیز باشد.

captcha