کد خبر: 1387182
تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۱

خطبه فدکیه حضرت زهرا(س)؛ منشور دفاع از حق واقعی اهل بیت(ع)

گروه اندیشه: خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) یکی از برجسته‌ترین اسناد معرفتی و معارف حکمی است که حضرت در دفاع از حق واقعی خود به‌‌مناسبت غصب فدک در مسجد‌النبی در جمع انصار و مهاجر ایراد کردند.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) یکی از برجسته‌ترین اسناد معرفتی و معارف حکمی است که حضرت در دفاع از حق واقعی خود به‌مناسبت غصب فدک در مسجد النبی در جمع انصار و مهاجر ایراد کردند‌.



یکی از حافظان و راویان این خطبه زینب کبری(س) است که این خطبه را حفظ و برای دیگران نقل کرد، علامه جوادی آملی خطبه فدکیه(خطبه فاطمی) را فشرده نهج‌البلاغه و مادر نهج‌البلاغه معرفی کردند و این نشان از عمق، عظمت و اهمیت «خطبه فدکیه» دارد.



در این خطبه کوتاه، دنیایی از معارف نهفته است و عمده مطالبی که در نهج‌البلاغه آمده است، در«خطبه فدکیه» نیز یافت می‌شود، مباحثی مانند فلسفه دینی، فلسفه تکوینی، مباحث الهیات، کلام، اندیشه سیاسی، مباحث اجتماعی، قرآنی، شأن قرآن و برخی نکات تاریخی.



استدلال حضرت صدیقه‌ کبری(س) در دفاع از حق خود، در حضور همه مهاجر و انصار با اطلاع وجود مبارک امام زمانش یعنی علی‌بن ابی‏طالب(ع) است.



اشاره‌ای به مضامین خطبه فدکیه



حضرت زهرا(س) در این خطبه روی دو مسئله تکیه کردند: یکی سکوت اجتماع در برابر حق‌خوری‌ها از جمله غصب فدک، غصب خلافت و دیگری جعل روایت «نحن معاشر الانبیاء لا نورث» بدان معنی که انبیاء ارث نمی‌گذارند و نسبت دادن آن به پیامبر توسط غاصبان، چون اتفاقات اخیر آن روزها، در حقیقت مخالفت با حکم الله بود، حضرت برای حق شخصی خود قیام نکرد، بلکه می‌خواست جلوی این ضربه به دین را بگیرد. اگر تمام زمین هم برای حضرت زهرا بود و کسی تقاضا می‌کرد، همه را به او می‌داد.



در نحوه رفتن ایشان به مسجد چنین گفته شده که حضرت ابتدا خمار را به خود پیچید که به‌معنای پوششی است که گردن و سینه را می‌پوشاند و بعد از آن جلباب را روی لباس‌ها افکند و جلباب نوعی پوشش سراسری بوده است که روی لباس‌ها می‌پوشیده‌اند و پس از آن با گروهی از یاران و همراهان به مسجد رهسپار شد و دستور داد بین ایشان و دیگران پرده‌ای بیاویزند و سپس بعد از آهی جانکاه و گریه‌ای جانسوز شروع به ایراد خطبه فرمود.



در این خطبه مسائل مربوط به فدک و حق اهل بیت(ع) در آن و مضامین بلند در معارف اعتقادی آمده است. اصول اعتقادی با بیانی شیوا از توحید گرفته تا نبوت و معاد، ‌اسرار احکام و اوامر و نواهی الهی، ذکر وضع مردم قبل از بعثت رسول خدا(ص)، مبارزات و سختی‌های پیامبر و علی(ع) برای پیروزی و تثبیت دین خدا، فتنه‌های دشمنان و برخی منافقان در تمام این زمان‌ها، تعیین جانشینی علی(ع) از طرف خدا در روز غدیر، رحلت پیامبر و عهدشکنی اصحاب، غصب خلافت و مخالفت با حکم خدا در قرآن، غصب فدک و کنار زدن احکام صریح ارث و هبه و بسیاری موضوعات دیگر، از جمله مطالب این خطبه است که در اوج استحکام و زیبایی بیان شده است.



در ابتدا حضرت بعد از حمد و ثنای الهی روی به حاضران کرد و درباره تکلیف امت پس از پیغمبر، یادآوری عهد الهی، قرآن و فضائل آن، آثار برخی از معارف و احکام، دعوت به تقوا و کسب معرفت، معرفی خویشتن، توصیف و بیان راه و روش پیامبر و اهل بیت(ع)، حقارت مردم قبل از اسلام، تمرد اهل کتاب از کتب آسمانی، نقش حضرت علی در مبارزات، برخی از کمالات حضرت علی و حال مردم در فتنه‌ها را سخن گفت.



سپس به غصب خلافت اعتراض کرد و درباره ظهور نفاق پس از رحلت پیامبر، سرکشی شیطان، نقش عهد پیش از دفن پیامبر، سرپیچی از فرامین قرآن، دلیل روگردانی مخاطبان از قرآن، عجله در غصب خلافت، پاسخ به ندای شیطان، اقدام علیه اهل بیت پیامبر و صبر اهل بیت(ع) بر مصیبت‌ها به ایراد سخن پرداخت.



با دادخواهی از حق واقعی خود درباره فدک سخنان خود را ادامه داد و با اشاره به آیاتی از قرآن کریم به حاضران حق مسلم خود درباره ارث بردن از پیامبر(ص) را اثبات کرد.



اشاره‌ای به بخش دوم خطبه حضرت زهرا(س)



در بخشی از خطبه خود در به محاجه با ابوبکر پرداخت و بعد از آن به خانه برگشت و با حضرت علی(ع) کلام جانسوزی را بیان کرد: «‌اى پسر ابوطالب! همانند جنین در شکم مادر پرده‏‌نشین شده‌ای و در خانه اتهام به زمین نشسته‌‏اى، شاه‏پرهاى شاهین را شکسته و حال آنکه پرهاى کوچک هم در پرواز به تو خیانت خواهد کرد.



این پسر ابى‌‏قحافه است که هدیه پدرم و مایه زندگى دو پسرم را از من گرفته است، با کمال وضوح با من دشمنى کرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسیار لجوج و کینه‏‌توز دیدم، تا آنکه انصار حمایتشان را از من بازداشته، و مهاجران یاریشان را از من دریغ کردند و مردم از یاریم چشم‏‌پوشى کردند، نه مدافعى دارم و نه کسى‌که مانع از کردار آنان گردد، در حالى‌که خشمم را فرو برده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم.



آن‌ روز که شمشیرت را بر زمین نهادى همان روز خویشتن را خانه‌‏نشین کردی، تو شیرمردى بودى که گرگان را مى‏‌کشتى و امروز بر روى زمین آرمیده‏‌اى، گوینده‏‌ا‌ى را از من دفع نکرده و باطلى را از من دور نمى‌‏گردانى و من از خود اختیارى ندارم، اى کاش قبل از این کار و قبل از اینکه این چنین‌ خوار شوم مرده بودم، از اینکه اینگونه سخن مى‏‌گویم خداوندا عذر مى‌‏خواهم، و یارى و کمک از جانب توست.



از این پس واى بر من در هر صبح و شام، پناهم از دنیا رفت و بازویم سست شد، شکایتم به‌سوى پدرم بوده و از خدا یارى مى‌‏خواهم، پروردگارا نیرو و توانت از آنان بیشتر و عذاب و عقابت دردناکتر است».



حضرت على(ع)  نیز ایشان را تسلی داد و فرمود: «شایسته تو نیست که واى بر من بگویى، بلکه سزاوار دشمن ستمگر توست، اى دختر برگزیده خدا و اى باقیمانده نبوت، از اندوه و غضب دست بردار، من در دینم سست نشده و از آنچه در حد توانم است مضائقه نمى‌‏کنم، اگر تو براى گذران روزیت ناراحتى، بدانکه روزى تو نزد خدا ضمانت شده و کفیل تو امین است و آنچه برایت آماده شده از آنچه از تو گرفته شده بهتر است، پس براى خدا صبر کن».



حضرت فاطمه(س) فرمود: خدا مرا کافى است و اینگونه تسلی یافت.

captcha