کد خبر: 1401354
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۲:۲۷

آیت‌الله شیخ مسلم ملکوتی، عالِمی که شیفته امامش بود

گروه اجتماعی: آیت‌الله شیخ‌مسلم ملکوتی، علاقه خاصی به امام خمینی(ره) داشت؛ این علاقه خاص از جلسات درس اخلاق ایشان که در روزهای پنجشنبه در طبقه زیرین کتابخانه فیضیه برگزار می‌شد، آغاز شد‌.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، ‌میان شاگردان و یاران امام خمینی(ره)، آیت‌الله شیخ مسلم ملکوتی از سابقون به‌شمار می‌آید، ایشان یکی از شش شاگرد حضرت امام(ره) در اولین دوره درس فقه امام و قبل از آن، از شاگردان خصوصی درس فلسفه امام بوده و از طرف دیگر اولین و تنها شاگرد علامه طباطبایی(ره) در زمان ورود علامه به قم بوده‌اند.
آیت‌الله ملکوتی پس از شهادت آیت‌الله قاضی طباطبایی و آیت‎الله مدنی همچنین مدت کوتاهی کــه مرحوم آیت‌الله مشکینی امام جمعه تبریز بودند، از سوی حضرت امام(ره) به امامت جمعه تبریز و نماینده ایشان در آذربایجان منصوب گردیده و حدود 14 سال در این سمت، هدایت آن خطّه شهیدپرور را به‌عهده داشتند.
ایشان با مهاجرت مجدد به قم، باردیگر در سنگر علوم اسلامی و تدریس درس خارج فقه و اصول به تربیت شاگردان پرداخت و بعد از آن در جایگاه مرجعیت از چهره‌های روشنی‌بخش جامعه اسلامی بودند تا اینکه در سپیده‌دم 4 اردیبهشت سال 93 دار فانی را وداع گفته و پیروان خویش را در غم دیرین سوگوار کردند.

آیت‌الله ملکوتی همکلاسی پدرش بود

سال تولد میرزامسلم ملکوتی به آن نحوی که پدرشان در قرآن شخصی خود ثبت کرده، 1344 هجری قمری، مصادف با 1303 هجری شمسی و محل تولد سراب به‌معنی سرِ آب است. پدر بزرگوارشان، مشهدی یوسف، در اوایل بلوغ ازدواج کرده و به موجب این امر فاصله سنی کمی با شیخ مسلم ملکوتی که اولین اولاد ایشان بوده، داشته‌اند؛ چیزی حدود 16 یا 17 سال، تا جایی‌که پدر به مکتب می‌رفته و فرزند را نیز با خود همراه می‌کرد و شیخ از اوایل کودکی همکلاس پدر و مکتب‌آموز اسلام بودند.
شیخ تا 17 سالگی در سراب بوده و ادبیات، جامع‌المقدمات و مغنی و مطول و مقداری از لمعتین را فراگرفته و در سن 17 سالگی به تبریز رفتند و در حوزه تبریز مکاسب، رسائل و کفایه را خوانده، بعد از آن تقریباً در سال 61 هجری به قم و مدرسه فیضیه سفر کردند. در قم یک اتاق کوچک یک نفره اجاره کردند که به اذعان خود شیخ که «یک نفر تقریباً می‌توانست چمباتمه در آن بخوابد» شروع به تحصیل کرد.

نوشته امام خمینی(ره) به شیخ مسلم ملکوتی: «خوب حفظ شده»

بعد از آن‌که در تبریز مقداری فلسفه و علم کلام می‌آموزند، به شهر قم سفر کرده و توسط مرحوم آیت‌الله سیدحسین قاضی(رض) به درس فلسفه امام سفارش شده و امام با سفارش ایشان، شیخ مسلم را می‌پذیرند؛ چراکه امام(ره) هر کسی را نمی‌پذیرفت. همکلاسان آیت‌الله ملکوتی در این دوران، شهید آیت‌الله مطهری، آیت‌الله منتظری، آقای صافی(حاج میرزا علی) و اخوان مرعشی بودند.
آیت‌الله ملکوتی به امام علاقه خاصی داشتند، به درس اخلاق امام که روزهای پنجشنبه در کتابخانه فیضیه برگزار می‌شد و نه تنها طلبه‌ها، بلکه بازاری‌ها و دانشگاهی‌ها در آن شرکت می‌جستند؛ به دائم‌الجماعه بودن امام و کلام نافذ و روح‌بخشش که گویی در هر کلام جانی تازه بر ظرف وجودی آدمی می‌ریخت.
در پی این شیفتگی، آیت‌الله ملکوتی جزء اولین کسانی شد که در درس خارج فقه و دور اول درس اصول امام(ره) حاضر شد با همان همکلاسی‌ها و یاران دیرین که آیت‌الله شیخ اسدالله نجف‌آبادی هم به آنها اضافه شده بود.
آیت‌الله ملکوتی در علم فلسفه از میرزا مهدی مازندرانی، شیخ ابوالقاسم اصفهانی، میرزا مهدی آشتیانی و علامه طباطبایی و امام خمینی(ره) بهره برد و قسمت الهیات شرح منظومه را به‌طور خصوصی نزد علامه طباطبایی خواند.
امام(ره) یک روز در درس فلسفه‌اش می‌فرماید: درس فردا را بنویسید و بدهید به من، اگر زیر نامه‌ کسی نوشتم نیا، دیگر به درس من نیاید، من بدانم و خودش، کس دیگر متوجه نشود. شیخ مسلم نیز اطاعت امر کرده و درس را نوشته و تقدیم امام کرده‌اند که در راه تشرف به حرم حضرت معصومه(س)، امام را زیارت کرده و پاسخ امام را درخصوص نوشته خویش جویا می‌شوند که امام نوشته را به ایشان بازمی‌گرداند در حالی‌که در ذیل آن نوشته بودند: «خوب حفظ شده»؛ یعنی مطلب را خوب فهمیده...

پیگیری بحث حکومت اسلامی همراه امام(ره) در نجف اشرف

آیت‌الله ملکوتی در یک دوره یک ساله به همراه یارانش، همچون احمدی میانجی، موسوی اردبیلی و حقی سرابی به مشهد رفت و در مدرسه خیرات خان سکونت گزید. در این حوزه در درس فقه و معارف دینی استادانی چون سیدیونس اردبیلی و میرزا‌مهدی غروی اصفهانی شرکت جست و نزد شیخ محمدرضا کرباسی، ریاضیات و هیئت را آموخت. بخشی از شرح اشارات را نیز نزد شیخ سیف‌الله ایسی میانجی فراگرفت و آن‌گاه دوباره به قم بازگشت و نزد آیت‌الله قاضی طباطبایی به تنهایی درس فلسفه را شروع کردند، اندکی پس از آن نیز امام(ره) دور دوم اصول را توسعه داده بودند و هم درس فقه‌ را، که شیخ با علاقه‌ای وافر در آن جلسات حاضر می‌شد.
تا اینکه شیخ در سال 1334 برای تکمیل درس، عازم نجف شده و در کنار امام که بحث حکومت اسلامی را در مجموعه حوزه‌ها، مخصوصاً در حوزه نجف که بحث جدیدی بود و خود امام به‌شدت این امر را پیگیر بودند، همراه شد.
ایشان به‌مدت دوازده سال در درس‌های خارج فقه و اصول آیت‌الله سید‌محسن حکیم، آیت‌الله سید‌عبدالهادی شیرازی، آیت‌الله سید‌محمود شاهرودی، آیت‌الله سید‌ابوالقاسم خویی و آیت‌الله شیخ حسین حلی حاضر شده و در این مدت یک دوره کامل درس اصول آیت‌الله خویی را به رشته تحریر درآورد. او پس از سه دهه تحصیل و تحقیق در علوم مختلف حوزوی و علوم غریبه، به اجتهاد رسید و از استادان مشهوری همچون آیت‌الله حجت، آیت‌الله سیدعبدالهادی شیرازی، آیت‌الله حکیم و آیت‌الله خویی، اجازه اجتهاد دریافت کرد. او با شخصیت‌هایی مانند: آقابزرگ تهرانی، و علامه امینی ارتباط علمی و دوستی پیدا کرد و از آنان کسب اجازه روایت کرد.

در زمان پیروزی انقلاب، شیخ در قم بودند و مرحوم آیت‌الله قاضی و آیت‌الله مدنی هر دو در تبریز حضور داشتند و بعداً که مرحوم آیت‌الله مدنی به همدان برگشت، باز آیت‌الله قاضی بود. بعد از آنکه آقای قاضی(رض) را به شهادت رساندند، مرحوم آقای مدنی به تبریز رفتند و بعداً که ایشان نیز به شهادت رسیدند، آیت‌الله مشکینی به تبریز گسیل شدند و بعد از آن بنا شد که آیت‌الله ملکوتی به تبریز بیایند.
طبق روایتی از لسان خود شیخ ربٌانی، آیت‌الله ملکوتی که می‌فرمایند: من رفتم و به امام خمینی(ره) عرض کردم که من نمی‌توانم اداره کنم، ایشان فرمودند شما می‌توانید اداره کنید و باید بروید و من ملزم شدم و رفتم به تبریز... بعضی از رفقا میی‌گفتند دوتایی نیست که سه تا نشده باشد... دو تا را شهید کردند، حالا نوبت توست!
در آنجا اول وارد که شدم، اولین خطبه‌ای که خواندم و خواستم خودم را معرفی کنم، گفتم من «مسلم» هستم و از طرف «امام» آمده‌ام! ولی آنجا کوفه نبود! مردم هم شعار دادند: «ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.»
این شعار هم گویا از آن موقع مرسوم شد. آن مردم، مانند اهل کوفه نبودند که امام و مسلم امام را تنها بگذارند...

آثار و خدمات آِت‌الله ملکوتی؛ یادگاری گران‌بها برای پیروان راستینش

آیت‌الله ملکوتی در مدت حضور و رفت و آمدهای تبلیغی ـ مذهبی در شهرهای سراب و تبریز، با جذب افراد خیرخواه و نیکوکار، اقدام به تأسیس و تجدید بنای مراکز علمی، فرهنگی و مذهبی، مانند مسجد، مدرسه علمیه، صندوق قرض‌الحسنه، کتابخانه و مصلی کرده ‌بودند.
ایشان آثار و تألیفات گران‌سنگی از خود به یادگار نهاده‌اند که می‌توان به یکی از آثار این فقیه، با عنوان کتاب «مسجد، مسجد شد» اشاره کرد؛ انگیزه نگارش او از این اثر، احیا و تجدید بنای مصلای بزرگ تبریز بود. این کتاب، در سال ۱۳۶۴ در دو جلد در تبریز به چاپ رسید. یک بخش آن از تحقیق تاریخ موقوفات در آذربایجان حکایت دارد و بخش‌های دیگر آن، درباره رویدادهای مهم تاریخی در آذربایجان و ایران است.
بیش از پنجاه هزار جلد کتاب، با موضوعات گوناگون به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، لاتین و... در کتابخانه آیت‌الله ملکوتی وجود دارد که از این تعداد یک هزار جلد آن نسخه‌های خطی است که میان آنها نسخه‌های نفیس و گران‌بهای بسیاری دیده می‌شود.
آیت‌الله شیخ مسلم ملکوتی در پی درخواست حضرات آیات محمد‌فاضل لنکرانی و علی مشکینی از رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیدعلی خامنه‌ای پس از کسب نظر موافق ایشان، در خرداد ‌سال ۱۳۷۴ به شهر قم برگشت و پس از ورود به قم، تدریس خارج فقه و اصول را آغاز کرده و یکی از مراجع تقلید و شخصیت‌های برجسته شیعه محسوب می‌شد.
آیت‌الله ملکوتی، 4 اردیبهشت سال 93 در بیمارستان مسیح دانشوری تهران در سن 90 سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر آن شیخ روحانی با حضور گسترده علما، ‌مراجع تقلید و مردم متدین آذربایجان و قم از مسجد امام‌ حسن عسگری(ع) به‌سمت حرم‌حضرت معصومه(س) تشییع شد و پس از اقامه نماز توسط آیت‎الله‌العظمی سبحانی در جوار بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت(س) به خاک سپرده شد.
بی‌شک درگذشت این عالم ربٌانی و مرجع عالیقدر، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای دنیای اسلام و پیروان راستین ایشان محسوب می‌شود؛ روحش شاد، یادش گرامی و راهش پُر رهرو باد.

captcha