
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، خودش اظهار کرد که خدا را سپاس که عمر را در خواندن و نوشتن گذراندم که بهترین شغل در زندگی معلمی و نویسندگی است و من از هجده سالگی این هر دو را انجام دادم و حماسهام گفتن و نوشتن بود.
درست میگفت بیش از دهها کتاب با موضوعات دین، تمدن و تاریخ با گرایش به مبارزه علیه ظلم در عصر طاغوت که نوشتن از دینِ ستم ستیز آسان نبود نوشت. «فاطمه فاطمه است»، «ابوذر»، «حسین وارث آدم»، «میعاد با ابراهیم»، «بازشناسی هویت ایرانی اسلامی»، «ما و اقبال»، «تاریخ تمدن»، «روش شناخت اسلام»، «نیایش»، «شیعه» و...از جمله کتابهای اوست.
دکتر علی شریعتی معلمی هم میکرد در همان دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد که امروز به نام اوست. خیلیها با نظرات او موافق هستند و بعضی نیز نقدهایی بر بخشهایی از افکار او دارند. درست یا نادرست بودن نظرات این استاد و نویسنده نامدار کار اهل فن است. اما در این نوشتار بحث بر تلاش او در رشد دین باوری در نسلی بود که رژیم طاغوت میخواست آنان را بیگانه با فرهنگ مادری باربیاورد اما او بازشناسی هویت ایرانی اسلامی را نوشت.
نگاهی به کتاب فاطمه فاطمه است

در زمانی که پهلوی از باب غربپرستی میخواست الگوی دیگری از زن ارائه دهد او زن در چشم و دل محمد، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان و فاطمه فاطمه است را نوشت و در صفحات آخر این کتاب آورد: در میان همه جلوههای خیرکننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بیش از همه برای من شگفتانگیز است، این است که همسفر و همگام و همپرواز روح عظیم علی(ع) است او در کنار علی(ع) تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسران دیگری نیز داشت، علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمانهای بزرگش و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی بزرگش مینگریست.
شریعتی در بین همه اصحاب رسول الله(ص) زندگی ابوذر را برای نوشتن برگزید. صحابی که نامش با مبارزه، اعتراض و زهد آمیخته است و این معلم در شرایطی که همه ضرورت یک انقلاب بزرگ را احساس میکردند تلاش کرد به این خشم بزرگ علیه بیداد با این الگوها رنگ دین بدهد.
شریعتی انتظار را یادآور روحیه ظلمستیزی یک شیعه واقعی میدانست
در اوج خفان رژیم او از انتظار و اعتراض گفت. در کتاب انتظار مکتب اعتراض یا انتظار مذهب اعتراض آورد که «انتظار» مهمترین مولفه «مهدویت» است؛ انتظاری که متناسب و متلائم با «اعتراض» است و یادآور روحیه عصیانگری و ظلم ستیزی و انقلابی یک شیعه ملتزم و واقعی است.
دکتر علی شریعتی به عنوان یک نویسنده و استاد تلاش خود را برای شناساندن راه درست به جوانان عصر خویش انجام داد. حال اینکه چقدر تلاشهای خستگی ناپذیر او موافق با حقیقت دین و راه درست است را باید کارشناسانی بیحب و بغض، افراط و تفریط بررسی کنند.
شاید شایسته باشد که نظر رهبر انقلاب را که آشنایی هم با این معلم و استاد داشتهاند، درباره دکتر شریعتی بدانیم. ایشان در پنجمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی در مصاحبهای با روزنامه کیهان به بررسی آرا و اندیشههای شریعتی و ابعاد شخصیتی وی پرداختند. این مصاحبه در 30 خرداد 1360 انجام شده است.
نظر رهبر انقلاب درباره دکتر علی شریعتی
ایشان در این مصاحبه گفتند: به نظر من شریعتی بهخلاف آنچه که همگان تصور میکنند، چهرهای همچنان مظلوم است و این بهدلیل طرفداران و مخالفان اوست؛ یعنی از شگفتیهای زمان و شاید از شگفتیهای شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کردهاند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک میکنند و این موجب میشود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند. بیگمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمیکنم که این اشتباهات کوچک بود؛ اما ادعا میکنم که در کنار آنچه ما اشتباهات شریعتی میتوانیم نام گذاریم، چهره شریعتی از برجستگیها و زیباییهایی هم برخوردار بود. پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگیهایش را نبینیم.
و امروز نیز باید همه کوشش او را که در قالب کتاب در اختیار ما قرار گرفته است در مجامع علمی و اندیشه ورزی به نقد و بررسی گذاشته شود تا از زیبایی اندیشه و شور در کلام او بهره برده و اگر خطاء در اندیشه نیز در مقالات و کتب دکتر شریعتی مشاهده میشود بدون زیاده روی و افراط در معرض نقد قرار گیرد. و این را نه فقط درمورد این اندیشمند معاصر بلکه درباره هر متفکر دیگری نیز باید انجام گیرد چرا که آنکه مصون از خطاست معصوم است و کتابی که در آن اشتباه راه نیافته قرآن کریم است و بس.