کد خبر: 1420537
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۰
به‌بهانه شهادت دکتر چمران؛

چه زیبا زندگی کردی و چه زیبا حیاتت را به محبوب تقدیم نمودی

گروه اندیشه: دنیا و مظاهرش برایت کوچک بود؛ نشان به این نشان که پا به قلب دنیای پر زرق و برق گذاشتی و بالاترین رتبه را در سخت‌ترین دانش دنیا کسب کردی تنها برای آنکه به قدرتمندان دانش بشری بگویی که علم برتر، علم الهی است.


دنیا و مظاهرش برایت کوچک و پست بود، نشان به این نشان که پا به قلب دنیای پر زرق و برق گذاشتی و بالاترین رتبه را در سخت‌ترین دانش دنیا دریافت کردی تنها برای آنکه به تمام قدرتمندان دانش بشری بگویی که علم برتر علم الهی و آنچه به سرچشمه وحی وصل می‌شود، است.



تمام زندگی‌ات را به پای اعتقاداتت گذاشتی البته زندگی تو در جای دیگر و به شیوه‌ای دیگر معنا پیدا کرده بود. به لبنان آمدی و سخت‌ترین شرایط زندگی را با عشق و اعتقاد گذراندی! مردمان جنوب لبنان هنوز هم فداکاری‌های تو را به یاد دارند، تو به کودکان آنان درس عشق و عقیده را مشق کرد‌ی.



روزهایی که دشمن جنگی را با حمایت تمام ابرقدرت‌های جهانی بر سرزمین‌مان تحمیل کرده بود غافل از وجود سربازان مخلص و شجاعی مانند تو!





این بار هم ایمانت تو را به جبهه‌های نبرد کشاند، پاوه و کردستان رشادت‌هایت را به یاد دارد، نامت، شجاعت، ایثار و فداکاری برای همه آنان که دلشان برای این سرزمین و اعتقاداتش می‌تپد را به یاد می‌آورد.



خالقِ «و خدا بود و دیگر هیچ» به هر کجا پای گذاشتی، شاهد عشق تو به معبود است و این عشق در دهلاویه به اوج رسید و معنا شد؛ چرا که به وصال دست‌یافتی همان‌گونه که خود نوشتی: خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هرچه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی. خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی.





وقتی جملات عارفانه‌ات را می‌خوانیم تصور نمی‌کنیم که این را چریکی مبارز نوشته، اما حقیقت آن است که تو مصطفی چمران یک انسان تک بعدی نبودی که در گوشه‌ای بنشینی و فقط مناجات بر زبانت جاری بسازی در حالی که هم‌میهنانت در زیر آتش توپ و خمپاره هستند.



تو دلت را به معبود سپردی و خود را برای او خالص ساختی و عزمت را در راه دفاع جزم کردی و پاداش طلای وجودت چیزی جز شهادت نمی‌توانست باشد.



یادداشت از معصومه شهابی

captcha