کد خبر: 1422186
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۳ - ۲۳:۴۵

ابوطالب؛ موحدی خداپرست از آئین حنیف

گروه اجتماعی: روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شیخ مفید سال دهم بعثت‏ حضرت ابوطالب عم و یار با وفاى پیامبر(ص) وفات یافت؛ همان مرد بزرگوارى که در تمام فراز و نشیب‌هاى دوران رسالت و قبل از رسالت برادرزاده خویش را یارى کرد و شر قریش را از او بازداشت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، نام ابوطالب عموی پیامبر(ص) «عمران» بوده است و بعضی او را «عبدمناف» نامیده‌اند. فرزند بزرگش «طالب» بود، پس او را ابوطالب خواندند. 35 سال قبل از تولد پیامبر اسلام(ص) در مکه معظمه در خانواده‌ای برجسته و خداشناس دیده به جهان گشود. پدرش «عبدالمطلب» جد پیامبر اسلام است که همه قبایل عرب وی را به عظمت و بزرگواری می‌شناختند و از او به عنوان مردی با کفایت و مبلغ آئین توحید ابراهیم یاد می‌کردند.

عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء» آقای سرزمین مکه و حومه آن و «ساقی الحجیج» آب دهنده حاجیان خانه خدا و «ابوالساده» پدر بزرگواران و «حافر الزمزم » ایجاد کننده چاه زمزم می‌خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد(ص) بسیار کوشا بود. شیعه و اهل سنت بر این حقیقت معترف هستند.

ابوطالب از چنین پدری به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت بزرگ و الهی پرورش یافت. ابوطالب چهار پسر و دو دختر داشت. پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنی داشتند. طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلی باقی نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به جعفر طیار و چهارمین و آخرین فرزند پسری وی حضرت علی(ع) است. دو دخترش یکی فاخته نام داشت که او را «ام هانی» می‌خواندند و دختر دیگرش «ریطه» یا «اسماء» است. فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسد هستند.

ابوطالب در خانواده‌ای خداپرست و موحد و در سایه پدری همچون عبدالمطلب که از کمالات روحی و امتیازات معنوی برخوردار بود، پرورش یافت. همانند پدرش در مسیر آئین حنیف ابراهیمی قدم برمی‌داشت و منصب سقایی و آبرسانی به زایران خانه خدا و پاسداری از جان حضرت محمد(ص) را به نیکویی بر عهده گرفت.

ابوطالب نه تنها تحت تأثیر شرک و بت‌پرستی مردم مکه قرار نگرفت، بلکه مقابل شیوه‌های جاهلیت ایستادگی کرد و نوشیدن مشروبات را بر خود حرام کرد و خود را از هرگونه فساد و آلودگی، برحذر داشت. نخستین کسی است که «سوگند خوردن اولیای مقتول برای اثبات قتل» را در امر قضا، سنت قرار داد و بعدها اسلام نیز آن رابا نام «قسامه» تثبیت کرد.

وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم

روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شیخ مفید(قدس سره) سال دهم بعثت‏ حضرت ابوطالب عم و یار با وفاى پیامبر(ص) وفات یافت. همان مرد بزرگوارى که در تمام فراز و نشیب‌هاى دوران رسالت و قبل از رسالت برادرزاده خویش را یارى کرد و شر قریش را از او بازداشت و قلب نازنین پیامبر(ص) را در تبلیغات و رسالت الهى خوشحال و مسرور کرد. با کلماتى نظیر «اذهب یابن اخى فقل ما احببت فو الله لا اسلمک لشى‏ء ابدا» اى پسر برادرم برو و هر چه دوست می‌دارى بگو(با مشرکین و قریش) به خدا سوگند تو را در هیچ پیش آمدى وا نمی‌گذارم» و در همه مواقع از پیامبرپشتیبانى می‌کرد.

با مرگ او خیمه‌ای از حزن و اندوه بر پیامبر اسلام و مسلمانان آن روز که کمتر از پنجاه نفر بودند، سایه افکند زیرا آنان بهترین حامی، مدافع و فداکار در راه اسلام را از دست دادند. ابن کثیر و ابن اثیر نقل می‌کنند: «کفار قریش پس از وفات ابوطالب بر سر مبارک پیامبر(ص) خاک - و گاهی روده گوسفند - می‌ریختند. اندوه مسلمانان چند روز بعد با درگذشت حضرت خدیجه، رکن دیگر اسلام و حامی پیامبر خدا دو چندان شد.

سنگین‌تر بودن ایمان ابوطالب از کفه ایمان همه خلق

آرى به این بزرگوار تهمت بى‌ایمانى می‌زنند، حضرت باقر(ع) فرمودند: اگر ایمان ابی‌طالب را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان این خلق را در کفه دیگر، ایمان او سنگین‏تر خواهد بود.

آرى ابوطالب چهل و دو سال، در نهایت وفا و صمیمیت و فداکارى به کفالت و حمایت پیامبر(ص) پرداخت. او مانند پدرى مهربان و همسرش فاطمه بنت اسد همچون مادرى او را خدمت و حفاظت و پرستارى کردند. مرگ ابوطالب پیامبر(ص) را به شدت متاثر ساخت، چرا که حضرت یگانه حامى و پناه‏گاه خود را بعد از خدا از دست داد، که دشمن پس از او بر پیامبر(ص) جرى و گستاخ گشت. مدفن آن حضرت در مکه قبرستان ابوطالب که به نام آن جناب نامیده شده قرار گرفت.

منابع: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، نقل از رمضان در تاریخ، ص 48،  رمضان در تاریخ نوشته آیت الله صافى، ص 57

captcha