
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، به بهانه فرارسیدن هفده مرداد، روز خبرنگار، به پاس قدردانی از این مقام گمنام و مظلوم در این یادداشت مختصر برآنیم که به جایگاه «قلم» و رسالت اهل قلم بپردازیم.
بسیار واضح است که خبرنگار و رسانه در حقیقت امانتدار مردم در دستیابی به اطلاعات هستند و باید این امانت را به خوبی ادا کنند. حق مردم در جامعه اسلامی بر رسانهها این است که از اخبار مفید، لازم و منطبق با مصالح جامعه برخوردار باشند.
براین اساس، رسانه به عنوان واسطه بین مردم و واقعیتها و رویدادها بایستی آینه وفادار رخدادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... باشد. بدینسان، قرآن کریم در آیه 58 سوره نساء بر اهمیت این موضوع تأکید میکند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا...، خداوند به شما دستور میدهد که امانتها را به اهل آن باز گردایند.» از این رو در نظام اخلاقی اسلام مردم و جامعه مورد احترامند و هیچ گاه و به هیچ قیمتی نباید آبرو و حیثیت مردم وجه المصالحه قرار گیرد.
درعصر ارتباطات دهکده جهانی مکلوهان، کسب اطلاعات مؤثق و قابل اطمینان در مورد وضعیت اقتصادی، سیاسى، اجتماعى و امنیتى جوامع بشری بسیار دشوار و در عین حال ضرورى و حیاتى بوده که در این میان رسانههای ارتباط جمعی با تولید و توزیع مطلوب اطلاعات، نقش حیاتی در بالا بردن آگاهیهای گوناگون و ضروری به عهده میگیرند و جامعه را در نیل به تعالی و ترقی همه جانبه یاری میکنند.
بدون تردید، نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانهها بزرگ میشود. رسانهها به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی کارکردهای متفاوتی همچون انتقال ارزشها و میراث فرهنگی را برعهده دارند. دنیس مک کوئیل در کتاب مقدمهای بر نظریه رسانههای جمعی، ارتباط جمعی را فرآیند جامعه گستر و رسانهها را میانجی روابط اجتماعی میداند.
فرهنگسازی، آموزش، اطلاعرسانی؛ عمدهترین نقش رسانهها
در این میان، هم اکنون فرهنگسازی، آموزش، اطلاعرسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی عمدهترین نقش رسانهها بیان شده است و افزون بر نقشهای یاد شده برقراری ارتباط پویا و زنده با پیامگیران، حفظ تنوع و تازگی در تولیدات فرهنگی، فکری، سیاسی، اجتماعی و عرضه اندیشههای نوین، از مهمترین نقشها و کارکردهای وسایل ارتباط جمعی نوین است که در صورت عدم رعایت آنها، جامعه باید بهای گزافی را بپردازد.
به این ترتیب، در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد ۱۹۴۸ تأکید شده است، هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیدهای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانهای بدون ملاحظات مرزی است.
به بیان روشنتر، رسانهها به عنوان رکن چهارم، رسالت مهم و سنگین اطلاعرسانی و آگاهیدهی را در جامعه بر عهده دارند. نقد و نظارت، اطلاعرسانی صادقانه و شفاف و طرح و تبادل آراء و افکار از جمله وظایف اهل قلم است.
به همین لحاظ، روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم، پیشبرد اهداف قانون اساسی، تلاش برای نفی مرزبندیهای کاذب و تفرقهانگیز، مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف، تبذیر، لغو، تجمل پرستی، اشاعه فحشا و ...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی و حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی ـ نه غربی از جمله رسالت رسانهها و به ویژه مطبوعات در کشورمان بیان شده است.
آیا اهالی قلم در انجام رسالت خویش صادق بودهاند؟
حال در این زمینه باید بررسی کنیم، روزنامهنگار، خبرنگار، نویسنده، وبلاگ نویس، اهل قلم و در کل اصحاب رسانه چقدر به انجام وظایف و رسالتی که بر دوششان گذاشته شده است، صادق بوده و عمل کردهاند.
ازاین آیه قرآن کریم «ن والقلم و مایسطرون؛ قسم به قلم و آن چه بدان مینویسند» دریافت میشود که برای خبرنگاران، روزنامهنگاران و اهل قلم افتخار بس گرانبها و بزرگی است که خداوند متعال درعظمت و شأن قلم، سورهای به آن اختصاص داده و به قلم آنان سوگند یاد کرده است؛ لذا خبرنگار و رسانه؛ امانتدار مردم در دستیابی به اطلاعات هستند.
به این ترتیب، احترام به حیثیت شخصی و حریم خصوصی افراد، توجه به صحت منشاء و منبع خبر، دقت به زمان دقیق انتشار اخبار و گزارشها، خودداری از توهین، تهمت و افترا نسبت به اشخاص، احترام به اصول دینی و معتقدات مذهبی، آداب و سنن قومی و ملی، مبانی اخلاق حسنه و عفت عمومی، کوشش در راه حفظ صلح و آرامش بینالمللی و همزیستی مسالمتآمیز ملتها، حفظ اسرار حرفهای، پرهیز از هرگونه گرایش به تبعیض جنسیتی، نژادی، عقیدتی و قومی، احترام به استقلال و حاکمیت ملی، نظم و امنیت عمومی و همچنین آسایش، سلامت و آرامش روانی جامعه و دفاع از منافع و مصالح همگانی و حراست نهادهای قانونی حکومت مردمی، حمایت خاص از حقوق زنان، کودکان و نوجوانان و جلب کمک به سالمندان و بیماران و نیازمندان، حفظ وحدت و یکپارچگی، خودداری از تضعیف نظام، تقویت فرهنگ عمومی و بصیرت مردم، پایبندی به قانون و توجه به خط قرمزها، انعکاس آرمانهای ملت، حرکت در مسیر انقلاب، گسترش تعالیم اسلامی و تبیین خدمات جمهوری اسلامی از جمله وظایف مهم اصحاب رسانهها محسوب میشوند.
به طورکلی میتوان گفت احساس مسئولیت اجتماعی، انتقاد صحیح و سازنده، دقت در انتخاب تیتر، پرهیز از نوشته های اختلافانگیز و حفظ آرامش جامعه، پرهیز از شایعهپراکنی، رعایت تقوای الهی، معرفی اسلام واقعی، صداقت و واقع نمایی، خبر برای همه، رعایت عدالت، حرکت در مسیر خواست ملت، خدمت به مستضعفین، تربیت انسانهای متفکر و شجاع برای دفاع از آزادی و استقلال کشور، برچیدن مراکز فحشا، اطلاعرسانی صادقانه و شفاف، انتقاد اصلاحی، انصاف و سودمندی از دیگر ویژگیهای اخلاقی اصحاب رسانه میباشد.
رسانهها به عنوان یک دانشگاه و مدرسه سیّار، نقش بنگاه هدایتی مردم را بر عهده دارند
بنابراین، رسانهها به عنوان یک دانشگاه و مدرسه سیّار، نقش بنگاه هدایتی مردم را بر عهده دارند. رسانهها مربی جامعه به شمار میروند و باید هدایتگر مردم باشند. کسی که قلم به دست میگیرد، باید تقوا، صداقت، عفاف و انصاف نسبت به دیگران را سرلوحه فعالیتهای خویش قرار دهد. گاه بر اثر رعایت نکردن عواملی چون صداقت نداشتن در فرآیند انتشارخبر، تناقضگویی، مبالغه و اغراق در فرآیند انتشار خبر، تحریف خبر، سانسور خبر، مؤثق نبودن خبر، عینی و واقعی نبودن خبر، بیطرف نبودن در انتشار اخبار و جذابیت نداشتن در خبررسانی؛ مردم نمیتوانند به خبر رسانهها اعتماد کنند.
به سخن دیگر، در نوشتن و انتقادها باید عدالت را رعایت نمود. این همان دستور قرآن است. «فَبَشِّر عِبادِ الَّذِینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَه». پس مژده به بندگان من، کسانی که سخنها را میشنوند و سپس نیکوترین آن را انتخاب میکنند.
باید در نظر داشت که انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، باید به دور از هتک حرمتها، اهانتها، فحاشی و دشنام باشد. نقد و انتقادها نباید به دعوا، اختلاف و کشمکش منتهی شود. نقد منصفانه و نقد پذیری متواضعانه هر دو لازم است. اما نقد و انتقادها باید در چارچوب اصول قانون اساسی، رهنمودهای امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، انقلاب، اسلام و سیاستهای کلی نظام باشد که در قانون اساسی معین شده است.
در این باره، زیرسؤال بردن اصل مشروعیت نظام، فاش کردن اسرار کشور و انتشار اسناد و مسائل محرمانه، تهمت و افترا به اشخاص، بزرگنمایی مشکلات، ایجاد اختلاف بین قوا، انتشار اخبار دروغ، نا امید کردن مردم نسبت به آینده خود، ضدیت با شاخصهای اساسی جمهوری اسلامی، اشاعه فحشا، تهمت زدن، بدگویی کردن، افشاگریهای بیپایه و اساس نسبت به اشخاص، تخریب و هتک آبروی افراد، سرقت ادبی و انتساب اخبار و عقاید و تألیفات دیگران به خود، سخن پراکنی علیه دیگران، سیاهنمایی کردن، اهانت به مقامات و مسؤولان ارشد کشور، درشت کردن و برجسته کردن ضعفها و تحریف حقیقت به عنوان چالشی فراروی اهل رسانه تلقی میشود.
این درحالی است که بارها در مطبوعات، خبرگزاریها، پایگاههای خبری و... مشاهده میکنیم که برخی رسانهها، مطالب و موضوعاتی را انعکاس و پوشش میدهند که بعدا تکذیب میشوند. در هر حال انتظار میرود رسانهها با احساس مسؤولیت بیشتر، ضمن رعایت این خط قرمزها، فضای امید، نشاط، برادری و دوستی را در جامعه فراهم کنند.
بنابراین، نباید فراموش کرد که در عصر انفجار اطاعات، دنیای ماشینی و بیثباتی که ما زندگی میکنیم، یک خبر نادرست، دروغ و شایعه میتواند اغتشاش و اختلافهای اجتماعی را برانگیزد یا تشدید کند. بویژه خبرهای نادرست یا تحریف شدهای که دارای خصوصیت جنجالی و هیجانانگیز هستند، میتوانند آسیبها و خسارتهای زیادی را در عرصههای مختلف به کشور وارد آورند.
از این حیث، آینده حیات رسانهها به کلام صادقانه، نگاه منصفانه و نقد مشفقانه استوار بوده و لازمه تحقق این منظور، پایبندی به ارزشهای اخلاقی و میثاق حقوق حرفهای است.
موسی کاظمزاده