
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، امروز را باید از او نوشت. از ذهن، فکر و قلمش ...از قلمی که خداوند در کتاب خویش به آن قسم یاد کرده و او این دُر گرانبها را در دستانش میگیرید تا با آن گرهی را بگشاید، مسئولی را با درد مردم آشنا کند و چه لذت زیبا است آن لحظه که او خستگی را با رفع مشکلی از مردم از تن به در میکند.
او همیشه و همهجا به دنبال رسالتی بود که بر دوشش سنگینی میکند. گاه در روزهای حماسه و خون دوربین به دست لحظات شیرین فتح خرمشهر، حماسه آفرینی در اروندرود و فاو را ثبت کرد و مظلومیتهای شهدایی که با خونشان درخت آزادی را آبیاری کردند به تصویر کشید.
زمانی هم خبرنگار را در افغانستان در اوج دورانی که این کشور مورد هجمه گروهی جاهل به نام طالبان بود، دیدیم.. میدانست خطر هر لحظه او را تهدید می کند، اما ماند و نوشت که مزار شریف سقوط کرد و بعد از لحظاتی هم همراه با چند هموطن دیگر شهادت را از خداوند هدیه گرفت..
امروز باید از خبرنگار نوشت
آری امروز باید از خبرنگار نوشت.. همان که که حماسهآفرینیها را در هر انتخابات به دنیا مخابره میکند و یکدلیها را با هر 22 بهمن به ثبت میرساند و همدردی با مظلوم را در تمام روزهای قدس سی سال گذشته به رخ جهانیان کشیده است.
او شاهد بود که دیگران هم آمدند..آمدند و خدمت کردند و رفتند اما خبرنگار هنوز مانده تا به آنانی که هنوز سنگینی بار امانت بر دوش آنهاست بگوید که کجاها را کم گذاشتهاند و اگر تلاشی هست نیز به گوش مردم برسانند تا کام مردم را شیرین کنند.
چقدر دغدغه دارد که بتواند خبرهایی که در کشور، استان و یا شهرش اتفاق میافتد را در کمترین زمان به کسانی که مشتاق شنیدن هستند برساند، هیچ چیز برای او تا این اندازه شیرین نیست که خبرهایی که مخابره میکند از جنس شادی و شعف باشد. دلش میخواهد همیشه از پیشرفتهای دانشمندان علمی و رونق اقتصاد و کشاورزی بگوید و بنویسد..
بیان واقعیت قصه خبرنگار بیش از اینهاست که نوشتیم
اما برای بیان واقعیت قصه خبرنگار بیش از اینهاست که نوشتیم... باید از انتظارهای طولانی برای پرسیدن چند سوال از مسئول و مطرح کردن مشکلی از مردم نیز نوشت. از تلفنهایی که مدیر پشت خط میگوید چشم مصاحبه میکنم اما الان وقت ندارم لطفا یک ساعت دیگر تماس بگیرید اما یک ساعت دیگر آنچه خبرنگار میشنود فقط بوقهای ممتد تلفن است...
چقدر سخت است برای کسی که دغدهاش خبر و گزارش است اگر ببیند مسئولی تصور میکند که خبرنگار باید آنچه را که او میخواهد بنویسد. آری خبرنگار باید ثابت کند که او نیز یک مسئول است. مسئول است که حقیقت را بنویسد و تلخیها و شیرینیها را با هم به مردم بگوید.
خبرنگاری عشق است
و همین دشواریاست که این مسئله را بر سر زبان ها انداخته که خبرنگاری یک شغل نیست، عشق است..عشق دین، میهن و مردمی بیادعا و صبور که اگر بدانند خادمانشان برای آنان تلاش میکنند قدردان خواهند بود..
و منتظریم برای رسیدن بهترین روز برای خبرنگاران، روزی که آنان باید از وصل، به پایان آمدن انتظار و بوی پیراهن یوسف بنویسند. روزی که روزنامهنگارها در روزنامههایشان و خبرنگاران خبرگزاریها در صفحه اول خبرگزاری بنویسند مهدی(عج) ظهور کرد و چه زیبا جملهای است این خبر...به امید آن رو
حکیمه بهمنزاده