کد خبر: 1441143
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۷:۱۳

درنگی بر چند گزاره روشن و ملموس از رئیس مذهب حقه جعفری

گروه اجتماعی: سالروز شهادت امام صادق(ع) ـ صادق شیعیان آل علی ـ بهانه‌ایی برای یادآوری گزاره‌های روشن و ملموس از سیره این امام همام است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، بزرگداشت سالروز شهادت یا ولادت ائمه(ع) و بزرگان علم و دین که در فرهنگ ما اهتمام ویژ‌ه‌ای نسبت به آن وجود دارد، فرصت‌های گرانبهایی برای تذکر و یادآوری منش و سیره آنها برای مؤمنان و علاقه‌مندان به این بزرگان به‌شمار می‌آید. با نزدیک شدن به 25 شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)، نیز که در گوشه و کنار جای جای شهرها و روستاها و مناطق مختلف دور و نزدیک شاهد برپایی مراسم بزرگداشت این مناسبت بزرگ هستیم، همه اذعان داریم یکی از بهترین کارها در چنین روزهایی، مروری بر محاسن کلام اهل بیت(ع) است که به فرموده امام رضا(ع)، سبب پیروی قطعی افراد از این بزرگواران می‌شود.

به گفته بزرگان دین، انسان دیندار انسانی است که جهت‌گیری او در زندگی بر اساس باور توحیدی او شکل پیدا می‌کند و رویکرد او برابر امور و مظاهر مختلف زندگی، از این باور تأثیر پذیرفته است. این چنگ زدن به عروةالوثقای توحید، او را به خصلت‌های استواری در زندگی متصف می‌کند و از حیران ماندن برابر گزینه‌های مختلفی که زندگی دنیایی پیش‌روی او می‌گذارد، مصون می‌دارد.

در روایت زیبایی؛ امام جعفر صادق(ع)، اهداف و آرمان‌های انسان موحد و دیندار را به تفصیل بیان می‌کنند و راه‌های دستیابی به آنها را نیز بر اساس این باور پیش‌روی ما به تصویر می‌کشند. ایشان در این روایت در قالب 25 گزاره، خواسته‌ها و اهداف یک فرد مؤمن را بیان فرمودند و در آن از جستجوی بهشت، سلامتی، سنگینی ترازوی اعمال، سرعت در ورود به بهشت، دوست داشتن مرگ، شیرینی عبادت، رقت قلب، نور قلب، عبور بر صراط، روشنی رخسار و ... یاد کردند و در ادامه راهی را که می‌توان به هر یک از این خواسته‌ها رسید به ما نشان داده‌اند.

در این مجال، بر تعدادی از این گزاره‌های نورانی درنگی خواهیم داشت و چگونگی راهیابی خود را به آنها در کلام امام صادقِ شیعیان می‌یابیم.

راهی که به بهشت می‌سد

امام صادق(ع) در عبارت نخست این روایت زیبا فرمودند: «بهشت را جستجو کردم و آن را در سخاء و بخشندگی یافتم». بخشندگی، روح بلندی است که بی‌شک از باورهای بلند و ایمان‌های استوار نشئت می‌گیرد. روی اهل سخاوت، به سمت و جهتی متعالی است که در پرتوی آن، قدر و قیمت جاذبه‌های دنیایی به اندازه‌ای ارزش دارد که بتواند انسان را در رسیدن به این جهت یاری کند و به‌طور مستقل و به‌عنوان یک هدف، برای فرد مؤمن مطرح نیستند. معبر بهشت، چنانکه امام بیان می‌فرمایند، دور و دشوار نیست؛ بلکه در خصلت دست‌های نجیب و پاکباز مؤمنان است که با جانی شیفته برای رسیدن به یگانه مقصود خود، آسان می‌بخشند؛ چرا‌که می‌دانند مالکیت حقیقی از آن آنها نیست.

دوست داشتن مرگ و آسایش قلب

ایشان فرمودند: «و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله». تقدیم مال برای رضای خدا دستورالعمل حکیمانه‌ای است که امام صادق(ع) برای آنکه مرگ را دوست بداریم به آن توصیه می‌فرمایند؛ چه بسا این، راهکاری برای کاهش دلبستگی انسان به مظاهر مادی زندگی است. بخشیدن مال برای رضایت خدا، سمت‌وسوی وجودی انسان و توجه قلب او را به جهانی فراتر از دلنگرانی‌های روزمره سوق می‌دهد، جهانی که در آن مال و ثروت، ضمانتی برای تأمین سعادت او نیست. بخشیدن مال و ثروت، تردیدی قاطعانه در تعریف خوشبختی به ایام زودگذر دنیا و دارایی‌های اعتباری آن است. عمل به این گزاره، مالک اصلی را به یادمان می‌آورد و شتاب گام‌هایمان را به سمتی که با بینش ناقص و دلهره برای عاقبت خود تعریف کرده‌ایم، کم می‌کند و علاوه بر آن آسایش قلب را نیز فراهم می‌کند: امام در روایت دیگری فرمودند: «طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛ آسایش قلب را جستجو کردم، پس آن را در کمی ثروت یافتم». تقدیم ثروت در راه خشنودی خدا، آسایش قلب را به همراه دارد. 

شیرینی عبادت

امام فرمودند: «طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة»، شیرینی عبادت در نگاه امام صادق(ع)، زمانی برای فرد حاصل می‌شود که گناه را ترک کند. این عبارت به ما می‌آموزد دلیل لذت نبردن از عبادت‌های خود را در اعمال و نیات هر روز خود بیایبم. این کدام گناه است که ما با آن شیرینی عبادت و بندگی خدا را از خود دریغ کرده‌ایم؟ در حساب و کتابی ساده درمی‌یابیم، ارتکاب هر گناهی، قرار دادن غیر به جای الله است، پس طبیعی است که با هیئتی که در خدمت غیر است، در مقام عبادت ایستادن، لذت واقعی برای ما نخواهد داشت؛ چراکه این دوگانگی است و برای رسیدن به خدای یگانه مسیر دور و ناهمواری است.  

چگونه به بلندی و رفعت دست یابیم؟

آن حضرت فرمودند: «طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع»، تواضع آن فضیلت اخلاقی است که انسان، خود را از دیگران و حتی افرادی که در جاه و مقام از او پایین‌ترند، برتر و بالاتر نداند. تواضع ویژگی فردی است که ملاک‌های او برای برتر شمرده شدن از جنس ملاک‌های ما نیست، از جنس ثروت و مقام و ظواهر فریبا نیست، او برای هر انسان، شأن و کرامتی فراتر از این امتیازات قائل است؛ لذا میزان برخورداری از این بهر‌ه‌ها در نگاه او به افراد و رفتار با آنها تفاوتی ایجاد نمی‌کند، او به سطحی از ویژگی‌های انسانی دست یافته که بی‌بهره بودن از آنچه ما امیتاز می‌نامیم، لطمه‌ای به مقام کرامت انسانی در نظر او نمی‌زند. او متواضع است؛ چراکه خود را در محضر مالک مطلق می‌داند و در این عرصه چه جای فخرفروشی و خودبرتربینی است، حال آنکه دست‌های‌ خود را خالی از هر گونه مالکیت می‌بیند تا براساس آن او برتر باشد و غیر‌پست‌تر.

و نیز در عبارت روشن دیگری فرمودند: «و طلبت العز، فوجدته فی الصدق؛ و عزت و ارجمندی را جستجو کردم، پس آن را در راستی و درستی یافتم»، امام صادق(ع) عزت انسان را در گروی صدق و راستی او می‌داند و با توجه به اطلاق عبارت، این راستی می‌تواند شامل گفتار و رفتار انسان باشد، به عبارتی راستگویی و علاوه بر آن رفتار موافق با سخن راست است.   

نیکی به والدین و خشنودی خداوند

آن حضرت فرمودند: «و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین» در این دستور معصومانه نیز ایشان می‌فرمایند خوشنودی خداوند؛ این هدف بلند و بلکه بلندترین هدف مؤمنانه یک انسان را در «نیکی به پدر و مادر» جستجو کنید و این توصیه شگفت نیست؛ چراکه نیکی به والدین همان دستوری است که در آیات قرآن کریم در چند آیه بلافاصله پس از دستور به پرستش خداوند و پیراستن او از شرک مطرح شده است و این ترتیب برای دریافت جایگاه والدین نزد خداوند کافی است، نمی‌توان قلب والدین را آزرد و آسوده‌خاطر به کارهای خداپسندانه دیگر پرداخت، این جایگاهی است که امام صادق(ع) به ما یادآور می‌شوند که پیش از هر کاری برای خشنودی خداوند، پدر و مادر خویش را دریابیم.

captcha