
علینقی فقیهی، دانشیار دانشگاه قم و رئیس مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درخصوص حکمت در قرآن با بیان اینکه حکمت در قرآن مصادیق متعددی را به خود اختصاص داده است، گفت: این واژه در 20 آیه از قرآن به کار رفته که از این تعداد 13 بار به مفهوم حکمت اکتسابی و 7 بار به مفهوم حکمت موهبتی آمده است.
وی با اشاره به معنای حکمت اظهار کرد: حکمت عبارت است از آن صفت و ویژگی علمی و بینشی و بصیرتی که به فعل آدمی تعلق میگیرد؛ یعنی کاری که از روی بینش صحیح انجام شود و نتیجه مطلوب از آن حاصل شود؛ لذا حکیم به کسی گفته میشود که کارهای خود را در فرآیندی تدبیر میکند که با علم درست میداند مرحله به مرحله به کجا باید برود و چه نتیجهای را به بار آورد، حکمت را کسی دارد که میتواند علم خود را عملیاتی کند به طوری که از آن بهره مفید ببرد.
فقیهی در خصوص اطلاق صفت حکیم بر خداوند سبحان گفت: از آن جهت که فرآیند افعال خدا که خلق و امر است بر اساس اهداف مشخصی تنظیم میشود؛ یعنی ایجادها و آفرینش و تدبیر خدا در نظام تشریع و تکوین منتهی به اهدافی میشود که آن اهداف عاقلانه است و عقل بشری آنها را میپسندد، به خداوند حکیم اطلاق میشود. انسانها نیز باید در فرآیند امور خود به این بپردازند و بفهمند چه فرآیندی را طی کنند و چه تدبیری بیاندیشند تا نتیجه مطلوب را از امور خود به دست آورند، پس میتوان گفت حکمت از علم برمیخیزد و حکیم دارای علم و بصیرت است.
رئیس مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی با بیان اینکه واژه بصیرت در قرآن و روایات نیز مطرح شده که مفهوم آن این است که فرد بینش صحیح نسبت به امور پیدا میکند، گفت: امام موسی کاظم(ع) میفرمایند: «تفقّهوا فی دین اللّه فإنّ الفقه مفتاح البصیره و تمام العباده و السبب إلى المنازل الرفیعه و الرتب الجلیله فی الدین و الدنیا». در این حدیث امام(ع) ضمن اینکه تأکید میکند که پیروان او باید متفقه باشند دلیل این توصیه را چنین بیان میفرمایند که تفقه کلید بودن بینش صحیح است و باعث میشود انسان به عبادت مطلوب برسد و اهداف آفرینش را برای خود تحقق بخشد و به منازل بلند دینی و دنیایی بتواند نائل شود.
این پژوهشگر قرآنی افزود: بصیرتی که در اینجا مطرح شده از مفاهیمی است که حکمت هم به همان معنا است. چیزی که بهعنوان حکمت مطرح میکنیم از مقوله علم و بینش و بصیرت است.
مفهوم حکمت در ارتباط با عمل است
وی ادامه داد: نکته دوم این است که مفهوم حکمت در ارتباط با عمل است؛ در ارتباط با این است که آنچه علمی است عملی بسازیم، وقتی علم خود را برای رسیدن به نتیجهای عملیاتی میکنیم در حقیقت حکمت را تحقق میبخشیم.
این مدرس دانشگاه در ادامه با بیان اینکه دو نوع حکمت در قرآن مطرح شده است، در توضیح این مطلب گفت: نوع اول حکمت اکتسابی و نوع دیگر حکمت موهبتی و اعطایی است، حکمت اکتسابی 13 آیه را به خود اختصاص داده است؛ آیاتی که تبیینکننده تعلیم حکمت است، مثل آیه: «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ»، (آلعمران، ۱۶۴﴾ این آیه و آیات دیگر بیانگر تعلیم کتاب، یا دعوت به کتاب و حکمت و یا آموزش حکمت است.
فقیهی توضیح داد: این مفهوم اکتسابی است یعنی خدای متعال این علم و حکمت و محتوای آموزشی را به پیامبرش میدهد و پیامبر(ص) آن را به مردم آموزش میدهد و مردم میتوانند از این حکمت برخوردار باشند. مرحوم علامه طباطبایی ذیل آیه «یُؤتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا»(بقره،269) بیان میکنند حکمت عبارت است از مجموعه معارف حقی که این معارف هر نوع باطلی را ابطال میکند و آن چنان از نظر علمی روشن است که راههای مغالطه و ناصحیحی که در استدلالها ممکن است وجود داشته باشد، آشکار میسازد.
رئیس مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در ادامه به بیان نمونهای از ابطال ناحق به وسیله تعلیم حکمت در قرآن پرداخت و گفت: افرادی که معاد را انکار میکردند میگفتند: «وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِی الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ کَافِرُونَ؛ و گفتند آیا وقتى در [دل] زمین گم شدیم آیا [باز] ما در خلقت جدیدى خواهیم بود [نه] بلکه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] کافرند»﴿سجده، ۱۰﴾، آیا وقتی ما مردیم و در خاک پنهان شدیم و بدن ما پوسید، آیا دوباره زنده میشویم؟ آنها میخواستند این را بیان کنند که اگر خدا بخواهد فردی را که در دل زمین قرار گرفته و خاک شده زنده کند، این چه کسی است؟ آیا فردی جدیدی است؟ فرد جدید که عملی انجام نداده که باید حساب و کتاب شود. معاد برای حساب و کتاب است. اگر خلق جدید نیست؛ کسی که فاعل و مؤثر بوده هم از بین رفته و دیگر وجود ندارد که بخواهند به حساب و کتاب او رسیدگی کنند. از این جهت شبهه مشکلی را مطرح میکردند، قرآن با تعبیر حکمت پاسخ میدهد: «قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ»﴿سجده،۱۱﴾: اشتباه شما این است که تصور میکنید وجود شما همین بدنتان است که در زمین گم شده است در حالیکه وجود شما که فاعل است و زندگی کرده، روح شما است و تمام وجودتان توسط ملکالموت گرفته میشود و از بین نمیرود.
این محقق قرآنی افزود: این بهعنوان یک مصداق حکمت است؛ یعنی نوع استدلال در آیه بهگونهای شفاف است که بطلان عقاید نادرست را آشکار میسازد، این یک دسته از آیات حکمت است که اکتسابی است و توسط خدای متعال به پیامبر آموزش داده میشود و ایشان نیز به مردم آموزش میدهند و مردم نیز بر حسب استعدادهایی که دارند میتوانند از این علوم بهرهمند شوند.
فقیهی ادامه داد: دسته دوم، حکمت موهبتی و اعطایی است؛ یعنی یک توانمندی علمی است که از آن به عقل تعبیر میشود. در روایات ما بیان شده است که «الحکمة الفهم والعقل». در روایات دیگر نیز عقل چنین تعریف شده است: «العقل غریزه تزید بالعلم و التجارب»: عقل توانمندی است که با علم و تجربه افزایش پیدا میکند. این توانمندی اعطایی است که خدای متعال به عدهای اعطا میکند و جدای از علومی که آموزش میدهد، یک قدرت فهم و ادراک به آنها میدهد.
وی گفت: از آیاتی که نمونه این نوع حکمت است می توان به آیه «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ»(لقمان، 12) اشاره کرد. آیاتی که این حقیقت را بیان میکنند با واژه «آتینا» مطرح شدهاند: «وَآتَیْنَاهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ»(ص، 20) یا «فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا» ﴿نساء، ۵۴﴾؛ همانطوری که خدای متعال ملکی را اعطا میکند، حکمت و کتاب را هم اعطا کرده است یعنی توانمندی و بصیرت و عقلی به آنها داده که همه چیز را درک میکنند؛ لذا مرحوم علامه طباطبایی در اینکه چرا انبیاء معصوم هستند میفرمایند: دلیل عصمت انبیاء این قدرت عقلی است که از آن برخوردارند.
حکمت، حرکت انسان را در مسیر زندگی معقول میسازد
رئیس مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی گفت: حکمت که در قرآن مطرح است به گونهای است که انسان مسیر درست را طی میکند تا به هدف برسد و از مسیرهای انحرافی مصون باشد؛ لذا یکی از معانی لغوی حکمت، منع است. «حکمة الدابة» یعنی افساری که حیوان را از اینکه بخواهد هر نوع حرکتی انجام دهد، منع میکند و حرکتهای او به جهت این منع، موزون و متناسب و معقول و حساب شده است از این جهت مسیر زندگی کسی که دارای حکمت است به گونهای است که راه درست را میرود و نمیگذارد راههای انحرافی به زندگی او گشوده شود.