
مرز پی بردن به این حقیقت گاه بسیار باریک میشود، کافی است در یک امر به معروف ساده که انجام میدهیم بنگریم، در وهله اول شاد و سرمست از این هستیم که توانستهایم امری که رضا و خواست خدا در آن هست را انجام دهیم اما اگر بیشتر در آنچه ما را به سمتوسوی این امر به معروف کشانده است دقت کنیم، متوجه چیزهای دیگری خواهیم شد.
امر به معروف و نهی از منکر بیشک یک واجب دینی است اما در برخی از اوقات درمییابیم که در انجام این واجب مسائل دیگری غیر از رضای خدا نیز دخیل بوده است بهعنوان مثال گاه خودمان چون عملی خوشایند ما نیست از افراد میخواهیم آن را ترک کنند نه اینکه چون منکر الهی است باید از آن اجتناب کنند.
در این شرایط نیت ما خالص نیست و از همه مهمتر ممکن است سلایق شخصی در امر دین دخالت پیدا کند و در اینجاست که باید بگوییم بیش از آنکه بهدنبال رضای خدا باشیم بهدنبال رضای دلمان هستیم.
حتی گاه مشاهده میشود عملی که افراد از آن نهی میشوند اصولاً امر منکری نیست که مخالف رضای خدا باشد اما چون آن را مخالف دلمان و یا عرف اجتماعی میدانیم، اشخاص را بهخاطر انجام آن مورد توبیخ قرار میدهیم.
بهعنوان مثال در گذشته نه چندان دور این امر بیشتر مشاهده میشد اما هنوز هم در برخی خانوادهها ممکن است وجود داشته باشد که ارتباط بین دو فردی که عقد شرعی بین آنان جاری شده اما هنوز زندگی مشترک خود را آغاز نکردهاند، امر ناپسندی تلقی میشد در حالی که از منظر شرع و دین وقتی بین دختر و پسری خطبه عقد جاری میشود آنان زن و شوهر تلقی میشوند هر چند هنوز زندگی زیر یک سقف را شروع نکرده باشند.
اصولاً زمانی که در امری بین خواست دلمان و امر دین دوگانگی ایجاد میشود انسان در معرکه امتحان قرار گرفته و در نهایت باید بین آنچه دلش او را به سمت آن میکشاند و خواست معبود یکی را برگزیند.
البته نکتهای که در این میان باید به آن توجه کرد این است که تعالیم دین همواره خواستههای فطری انسان را مورد توجه قرار داده و اگر انسان نیازهای غریزی و فطری خود را در حد تعادل نگه دارد هیچگاه میان خواستههای فطری او و رضای خدا تضادی بهوجود نخواهد آمد.
اسلام مانند بسیاری از ادیان نیست که طبیعیترین حقوق انسان را نادیده انگاشته و یا از طرف دیگر به او اجازه بدهد بدون هیچ حد و مرزی بهدنبال خواست دلش برود، اگر انسانی در شرایطی تصور میکند میان خواستههای فطری او و رضای حق تضادی وجود دارد یا دین را بهدرستی نشناخته یا بیش از حد اعتدال بهدنبال نیازهای غریزی خویش است.
البته ترجیح دادن رضای خدا بر خواسته دل و رسیدن به مرتبه رضا به سهولت بهدست نمیآید بلکه علما و عرفا پس از تلاشها و مجاهدات فراوان و گذر از مراحل سیر و سلوک عرفانی به این مقام رسیدهاند اما باید اراده کرد و در این وادی گام برداشت که بهشت را به بها دهند نه به بهانه.
حکیمه بهمنزاده، شعبه خراسان جنوبی