
کودکی بیمار در سالن انتظار بیمارستانها و مطب پزشکهای متعدد در انتظار است و در چهره پدر و مادرش غمی عمیق نهفته است، آنها نمیدانند که باید از بابت بیماری سرطان دلبندشان غمگین باشند یا نگران تأمین مخارج بیمارستان و هزینه میلیونی داروها...گل زندگیشان هر روز یک از گلبرگهایش زرد میشود و آنها چارهای جز نظاره کردن ندارند...
گاه زیر لب با خود میگویند کاش انسان نیکوکاری باشد که دستمان را در این سختی بگیرد..مگر نه اینکه خدای همه عالمیان گفته فَاسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ در امور خیر از یکدیگر سبقت بگیرید.
زوجی تنها بر سفره دونفرهشان نشستهاند و این رویه سالیان متعدد زندگیشان است، سکوت خانهشان را فراگرفته و هر دو به این میاندیشند که ای کاش میشد مشکل نابارویشان حل شود. ولی وقتی به هزینه هنگفت تنها یه داروی درمان مشکلشان فکر میکنند از اندیشهشان منصرف میشوند.
آیا کسانی که میخواهند در مسابقه ایمان شرکت کنند این میدان مسابقه را دیدهاند؟ آیا به این اندیشیدهاند که اگر با سخاوت آنها خانهای به گریه و لبخند کودکی روشن شود چراغ باغهای بهشت نیز برایشان نورانی خواهد شد؟!!
در میدانی دیگر از مسابقه در خیرات انسان ابتدا با خود میگوید به من هیچ ارتباطی ندارد. اگر در آینده نتوانستند با هم سازگاری داشته باشند لعن و نفرین برای من باقی خواهد ماند...اما اندکی که بیشتر میاندیشد با خود میگوید من نیت خدایی دارم و ان شاء الله خدا یاریام خواهد کرد که این دو نفر را برای ازدواج با هم آشنا کنم، یا علی میگوید و آستینهایش را برای امر خیر بالا میزند.
میلههای زندان مدتی است دور کسی را حصار کرده..آن مردی که پشت این میلهها به انتظار نشسته پدر کودکی شیرین زبان است که به تازگی بابا گفتن را یاد گرفته اما از آن روزی که میتواند این کلمه را بگوید پدری را در خانه ندیده تا برایش شیرین زبانی کند...پدر بهخاطر قرضهایی که ادا نشده در زندان است.. اینجا سبقت آزاد است و انسانها میتوانند در یاری همنوعان خویش از هم سبقت بجویند...گاه لازم هم نیست که برای رفع مشکل این خانه هزینهای پرداخت شود ..کافی است فرد صاحب نفوذی باشی که سخنت برای شخص طلبکار حجت باشد آن وقت با گفتوگو میتوان از طلبکار فرصتی گرفت و پدر را از زندان راهی خانه کرد.
خانهای سرد است...حتی در اوج تابستان نیز این خانه سرد است و خالی از گرمای عشق و محبت. زن و شوهر مدتهاست با یکدیگر اختلاف دارند و دیگر در و تخته مانند سالهای اول ازدواج با هم جور نیستند...در این میان کودکان معصوم در خانه خالی از محبت یخ زدهاند، سبقت گرفتن در ایمان سبب میشود که آشنایان و دوستان زیادی برای آشتی پیشقدم شوند...هرچند وصل کردن این رابطه آسان نیست ولی غیر ممکن هم نخواهد بود، کافیست اندکی تلاش شود..
سبقت گرفتن برای امور الهی و خیر را در میدانهای کوچکتر هم میتوان دید. هرکس لبخند بر لبان همنوع بنشاند، حتی برای چند ساعت نگهداری از کودکی را تقبل کند تا والدینش به کار ضروری که برای آنان پیش آمده رسیدگی کنند، هر کس در میهمانیها اندکی کمک کند تا خستگی میهمانداری از تن میزان برود، انسانی که در محیط کار وقتی میبیند به همکارش مرخصی کاری نمیدهند تقبل میکند که وظایف او را در مدت مرخصی انجام دهد تا او به استراحت چند روزه برسد بیشک در مسابقه خیرات جزو برگزیدگان است.
چنین جامعهای را میتوان جامعهای رو به کمال نامید که رحمت و برکات الهی بر آن جاری خواهد شد و شادی و نشاط حقیقی را در میان مردمانش دید.
بهمنزاده/ شعبه خراسان جنوبی