کد خبر: 1452931
تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۰

وقتی که نیروی ایمان، صفوف دشمن را می‌شکند

گروه اجتماعی: یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس، گفت: آن دوران سراسر خاطره است، اما خاطره‌ای که هیچگاه فراموش نمی‌کنم نبرد «نصر ۴» و فتح ارتفاعات دوقلو در منطقه سلیمانیه عراق است، وقتی که نیروی ایمان، صفوف دشمن را می‌شکند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از ایلام، محمدتقی قاسمی یکی از رزمندگان 8 سال دفاع مقدس است که در سال 59 در سن 18 سالگی به عنوان یک بسیجی رزمنده با لبیک به ندای امام خمینی(ره) به جبهه حق علیه باطل شتافت، وی در عملیات نصر4 در سال 66 به عنوان جانشین ستاد لشکر امیرالمؤمنین(ع) نقش‌آفرینی کرد، قاسمی پس از اتمام جنگ به عنوان فرمانده سپاه ایوان غرب به کشور خود خدمت کرد و پس از 33 سال خدمت خالصانه به نظام مقدس جمهوری اسلامی بازنشسته شد و این وظیفه خطیر را به دیگر دوست‌داران انقلاب سپرد، در حال حاضر او رئیس دانشگاه سفیر دانش در استان ایلام است. به سراغ این فرمانده دفاع مقدس رفتیم تا خاطراتی از آن دوران 8 سال حماسه برایمان بازگو کند.
قاسمی در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، گفت: دوران دفاع مقدس هر لحظه‌اش سراسر خاطره است، خاطراتی تلخ و شیرین، شورانگیز و غم‌انگیز اما خاطره‌ای که هیچگاه فراموش نمی‌کنم نبرد نصر4 و فتح ارتفاعات دوقلو در منطقه سلیمانیه عراق است، لشکر ما در آن زمان در 2 جبهه می‌جنگید که یکی جبهه مهران که بخشی از گردان‌های ما در آنجا مستقر شده بود و دیگری در جبهه شمال غرب در استان سلیمانیه عراق مستقر بود، تعداد گردان‌هایی که به منطقه عملیاتی برده بودیم بسیار کم بود و ما در آن زمان با کمبود نیرو مواجه بودیم.
در عملیات نصر4 تمام گردان‌هایمان را وارد عمل کردیم که شامل گردان‌های خط‌شکن، گردان‌های پدافندی و سایر گردان‌ها می‌شد، در آن زمان وضعیت طوری بود که عراق تمام یگان‌ها و گارد ریاست جمهوری و تمام نیروهای آموزش دیده حرفه‌ای خود را وارد عمل کرد تا جناح عملیات را که شامل ارتفاعات تصرف شده توسط جبهه ما بود از ما بگیرد، اگر این ارتفاعات را از ما می‌گرفتند شهر «ماووت» که توسط نیروهای ایرانی تصرف شده بود، از دست ما خارج می‌شد و یگان‌های ما در این شهر تحت محاصره قرار می‌گرفتند و همه رزمندگان ما قتل و عام  و یا اسیر می‌شدند.
صحنه جنگ ما بسیار سخت بود، به دلیل اینکه منطقه مورد نظر از نظر تردد صعب‌العبور بود و جاده‌ای برای رفت و آمد، حمل شهدا و مجروحین، حمل مواد مورد نیاز رزمندگان که شامل مهمات، آب و مواد غذایی می‌شد را نداشت؛ اگر در این نبرد وارد بحث سیستم مدیریتی شویم متوجه خواهیم شد که این عملیات بهترین سیستم مدیریتی را داشته است.
در آن زمان به دلیل کمبود نیرو از تمام کسانی که در دسترس ما بودند مانند میکانیک، پنچرگیر و هر کسی که توان داشت را مسلح و وارد عمل ‌کردیم؛ این‌ها افرادی بودند که تاکنون سلاح به دست نگرفته بودند و هیچ‌گونه آموزش نظامی ندیده بودند اما با عشق به امام و وطن در این مبارزه نابرابر شرکت کردند.
نزدیک‌های غروب بود که خبر دادند ارتفاعات دوقلو در حال سقوط است، من سراسیمه از سنگر قرارگاه خارج شدم و شهید علی غیوری را که یکی از مبتکران و خلاقان در عرصه نبرد بود را با فریاد صدا می‌زدم، بعد از چند بار صدا زدن شهید غیوری را در حال وضو گرفتن نزدیک تانکر آب دیدم که در حال وضو گرفتن بود با صدای فریاد من که او را صدا می‌زدم توجهش به من جلب شد و به من گفت: اجازه می‌دهی وضویم را بگیرم و بیایم؟ و با شنیدن تصدیق من وضویش را کامل کرد و با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت من آمد و گفت: حاجی چه خبر شده؟ به او گفتم علی، دوقلو در حال سقوط کردن است!، پرسید: چه کاری باید انجام دهم؟ من گوش به فرمان هستم. به او گفتم باید محاصره ارتفاعات دوقلو شکسته شود.
علی گفت: با کدام نیرو محاصره را بشکنم ما که نیرو نداریم؟ من هم با اطمینان به او گفتم این افراد که اینجا هستند نیروهای تو! علی با تردید گفت: این‌ها که نیروهای آموزش دیده نیستند. در پاسخ به او گفتم، تنها نیروهایی که در این موقعیت داریم همین‌ها هستند که با عشق به رهبر به اینجا آمدند.
شهید غیوری و نیروهایی که هیچگاه سلاح به دست نگرفته بودند به محل مشخص شده برای مقابله با دشمن رفتند و شگفتی آفریدند، ساعت حدود یک شب بود که من در حال چک کردن وضعیت خط با آقای عبدالله موسی‌بیگی که فرماندهی گردان را بر عهده داشت، بودم، از فرمانده وضعیت را جویا شدم و در پاسخ به من گفت: «ما 14 معصوم(ع) شده‌ایم» وقتی که من دفترچه رمز را بازکردم و کد رمز را دیدم متوجه شدم تنها چند نیرو برای آنها باقی مانده است و بقیه رزمندگان شهید و مجروح شده‌اند در این زمان بود که من به یاد مظلومیت 14 معصوم(ع) افتادم و دلم شکست، عبدالله پشت بی‌سیم این جمله را با صلابت و روحیه بالا گفت، تا اگر احتمالاً دشمن سخنان ما را شنود می‌کرد گمان کند یک نیرو قدرتمند با تمام تجهیزات در مقابل آنها قرار دارد.
ما به همراه نیروهای کمکی بعد از گفت‌وگو با فرمانده گردان به منظور کمک به رزمندگانی که در محاصره بودند از آن مسیر صعب‌العبور گذشتیم و هنگام طلوع آفتاب به نیروهای خودی در ارتفاعات دوقلو رسیدیم و رزمندگان ما با یاری گرفتن از خدا و ائمه معصومین(ع) توانسته بودند محاصره را بشکنند.
همان تعداد نیروی اندک با استعانت از اهل بیت(ع) توانستند، تیپ 66 نیروی مخصوص عراق را در هم شکنند، به هنگام طلوع آفتاب زمانی که انوار طلایی خورشید در حال گرمی و روشنایی بخشیدن به اطراف بود، شهید علی غیوری نگاهی به اطراف سنگرهای خودی و دامنه ارتفاعات دوقلو انداخت و اجساد نیروهای عراقی را دید که حتی یک سرباز عادی در بین آنها نبود و همه نیروهای ویژه و حرفه‌ای بودند، او گفت: ما در تاریکی شب متوجه هجوم این تعداد نیروی عراقی نشده بودیم و تنها به حفظ منطقه فکر می‌کردیم.
ساعت 3 بعد از ظهر بعد از رسیدگی به اوضاع شهدا، مجروحین و سایر رزمندگان بود که علی از من اجازه خواست تا برود و تجدید وضو کند، یکی از رزمندگان از او پرسید منظورت از تجدید وضو چیست؟ شهید غیور گفت زمانی که حاج محمدتقی مرا برای مقابله با دشمن فراخواند من در حال وضو گرفتن بودم با همان وضو نماز مغرب، صبح و نماز ظهر و عصرم را خوانده‌ام. همه این‌ها حکایت از این دارد که رزمندگان ما همانند اباعبدالله(ع) در هنگام مبارزه با ظالمان دوران، نماز خود را فراموش نکرده‌اند و برای اقامه نماز در برابر کفر ایستادگی کردند و این نشان از نقش معنویت در جبهه‌ها دارد.
این فرمانده دوران دفاع مقدس در معرفی عملیات نصر ۴ ، گفت: این عملیات در ادامه عملیات کربلای ۱۰، با طراحی و فرماندهی سپاه پاسداران، در چند محور، درمنطقه شمالی استان سلیمانیه و با هدف پیش‌روی به سوی شرق سلیمانیه و تصرف شهر«ماووت» در ۳۱ خرداد ۶۶ با رمزمبارک «یا امام جعفر صادق (ع)» در ساعت ۲ بامداد ، از قرارگاه نجف آغاز شد.
مأموریت اصلی در این عملیات تصرف شهر «ماووت» بود، برای این مهم ابتدا می‌بایست ارتفاع «ژاژیله» تصرف می‌شد و سپس اجرای تک برای گرفتن شهر ماووت ادامه می‌یافت، لذا قرار شد تدابیر مربوط به امور رزم و عملیات لشکر قدس توسط سردار شهید حسین املاکی انجام گیرد، در این عملیات لشکر ۱۴ امام حسین(ع) در جناح راست، لشکر ۲۵ کربلا و لشکر قدس گیلان در جناح چپ مأموریت داشتند.
نیروهای اطلاعات لشکر قدس که با همت سردار املاکی به کادر مجربی تبدیل شده بودند، توانستند به عمق مواضع دشمن نفوذ و راه‌های مناسبی را برای عبور گردان‌های پیاده کشف کنند، در این عملیات لشکر قدس با ۲ تیپ، به استعداد ۵ گردان پیاده، موفق شد طی ۲ مرحله مأموریت خود را ۱۰۰ درصد با موفقیت به انجام رساند، سرعت عمل رزمندگان لشکر قدس به حدی بود که معاون تیپ مستقر در ژاژیله عراق به اسارت نیروهای اسلام درآمد، در این عملیات رزمندگان اسلام در ۲ شبانه‌روز موفق شدند به اکثر اهداف مورد نظر دست یابند، نیروهای دشمن هم متقابلاً در روزهای بعد چندین باراقدام به پاتک کردند که همه این اقدامات به شکست انجامید، در جبهه خودی هم با اعزام یگان‌های تازه نفس به منطقه چند عملیات به منظور دفع نواقص محورهای شاخ‌قشان و تپه دوقلو انجام شد.
سرانجام این عملیات پس از ۱۵ روز پایان یافت که نتایج آن، آزادسازی شهر ماووت و ارتفاعات ژاژیله، شاخ قشان، یال غربی، گولان، تپه دوقلو(بالو کاوه)، دشت بالوسه و همچنین ترمیم برخی از خطوط پدافندی عملیات کربلای ۱۰ بود، در این عملیات ۵۵۷ نفر از نیروهای دشمن به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند و بیش از ۶ نفر از نیروهای دشمن کشته یا زخمی شدند.

captcha