کد خبر: 1453942
تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۱
حجت‌الاسلام قرائتی:

میوه درخت دانش، تواضع در برابر خدا و مردم است

کانون خبرنگاران نبأ: رئیس ستاد تفسیر قرآن در برنامه درس‌هایی از قرآن این هفته یادآور شد: حضرت امیر(ع) فرمودند «ثمرة العلم العبودیه» ثمره‌ علم بندگی خداست، بندگی خدا تواضع است. میوه درخت دانش، تواضع در برابر خدا و مردم است.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برنامه درس‌هایی از قرآن با موضوع تعلیم همراه با تربیت با عناوین تربیت فرزندان شجاع و غیور، نهی از منکر، حق فرزندان نسبت به بزرگ‌ترها، دوری از سستی در انجام دستورات دینی، شناخت درست حق و باطل، میوه درخت دانش، تواضع در برابر خدا و مردم، نیاز واقعی فرد و جامعه؛ معیار نظام آموزشی و نماز، در رأس برنامه‌های آموزشی و پرورشی، سوم مهرماه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز کشور اجرا شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در این برنامه با اشاره به آغاز سال تحصیلی و سالروز شهادت امام جواد(ع) گفت: بحث ما تعلیم و تربیت است. در مورد امام جواد(ع) یک جمله بگویم که به تعلیم و تربیت هم می‌خورد. اینکه ما در خانه‌های‌مان در تعلیم و تربیت فکر می‌کنیم که اگر یک بچه ترسو و ذلیل و آرام بود، می‌گوئیم بچه مؤدبی است. اما اگر بچه و حرف ما را نقد کرد، می‌گوئیم: بی‌ادب! بحث اول تربیت فرزندان شجاع و غیور است. امام جواد کوچک بود. در کوچه با بچه‌های دیگر بود. مأمون‌الرشید آمد برود، همه بچه‌ها گفتند خلیفه می‌آید فرار کردند. این پسر کوچولو ایستاد. مأمون گفت تو چرا فرار نکردی؟ گفت: من کاری نکردم که بترسم. کوچه هم تنگ نیست از آن طرف برو. گفت پسر چه کسی هستی؟ بعد خود مأمون گفت امام رضا(ع) است که باید بچه‌اش را این رقمی تربیت کند. که کوچولویش هم در روی من می‌ایستد و خودش را نمی‌بازد. بچه‌ها باید طوری باشند که جسور باشند منتهی جسارت...

بعضی حیاها بر اساس عقل است و بعضی حیاها هم بر اساس حماقت

وی ادامه داد: ما دو رقم حیا در حدیث داریم. «الْحَیَاءُ حَیَاءَانِ حَیَاءُ عَقْلٍ‏ وَ حَیَاءُ حُمْقٍ» (کافی/ج۲/ص۱۰۶) بعضی حیاها براساس عقل است. بعضی حیاها هم بر اساس حماقت است. بچه خجالتی خوب نیست. بچه‌ای خوب است که با منطق بایستد و حرف خودش را بزند. بگوید: نظر من این است. اینکه ما بچه را تحقیر کنیم، یک پیامی برای آموزش و پرورش و همه پدر و مادرها دارد. نکته دوم  نهی از منکر و حق فرزندان نسبت به بزرگ‌ترها است.

قرائتی تصریح کرد: خدا در قرآن می‌گوید: لقمان! به پسرش می‌گوید: «یا بُنَی‏» آقازاده کوچولو! «أَقِمِ الصَّلاةَ» (لقمان/۱۷) نماز بخوان. جای دیگر می‌گوید: «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ» (بقره/۴۳) «اقاموا، آتوا»، «یقیمون، یوتون» نماز و زکات در ۲۷ آیه به هم چسبیده است. اما بچه که پول ندارد زکات بدهد. می‌گوید: «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» (لقمان/۱۷) تو بچه کوچولو هم باید امر به معروف کنی. «وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ» منکر دیدی، برخورد کن. لقمان می‌گوید: بچه من باید بی‌تفاوت نباشد. خوبی را احسن بگوید، بدی را بی‌خود بگوید. اینکه بگوئیم: این بچه خوبی است. کار به هیچ‌کس ندارد. هرکس هر کاری می‌کند این سرش پائین است. سیب‌زمینی هم همین‌طور است. سیب‌زمینی هم بغلش راست بگویی یا دروغ بگویی بی‌رگ است. بچه‌های ما نباید مثل سیب‌زمینی باشند. «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ».

وی با اشاره به اینکه باید با بچه باید مشورت کرد، ادامه داد: حضرت ابراهیم وقتی مأمور می‌شود، می‌گوید: «یا بُنَیَّ»، «إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُک‏» (صافات/۱۰۲) من پی در پی در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم. «فَانْظُرْ» نظر بده. «ما ذا تَرى» رأی تو چیست؟ نظر تو چیست؟ می‌گوید:‏ «قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ» خدا گفته معطل نشو. چون اول مهر است می‌خواهم بگویم. آموزش و پرورش باید علم را همراه با تربیت، همراه با ادب، همراه با خدمت، همراه با اخلاص، اینها را با هم تزریق کنند. وگرنه اگر کله بچه پر از فرمول‌هایی شد و نمره بیست آورد و دانشگاه هم رفت، اما روحیه ضعیف است. به او می‌گوئیم: این کلمه حق را بگو، می‌گوید: من خجالت می‌کشم. به او می‌گوئیم: برو اینجا کمک کن. می‌گویم: رویم نمی‌شود. این از درون پوک است ولو کله‌اش باد کرده است، اما تمام بدنش ضعیف است. بچه سالم این است که همه چیزش با هم...

دوری از سستی در انجام دستورات دینی

رئیس ستاد اقامه نماز کشور در ادامه به  دوری از سستی در انجام دستورات دینی اشاره و تصریح کرد: شما یادتان نیست. جوان‌ها یادشان نیست. معلم‌ها یادشان است. ساعت‌های آخر عمر امام (ره) ایشان روی تخت خوابیده بود. سرم هم به دستش بود. اول اینکه این نماز امام برای بیماران پیام دارد. بیماران سریع در مسجدها صندلی می‌گذارند و سجده می‌کنند. این را بپرسند، اگر واقعاً می‌توانید روی پا بایستید، روی پا بایستید. امام وقتی می‌خواست نماز بخواند، نمی‌توانست روی پا بایستد، ساعت‌های آخر می‌ایستاد «مالک یوم الدین...» دو نفری دستش را می‌گرفتند، سجده می‌کرد. حالا ممکن است بگوئید: ما دو نفر همراهمان نیست. من در هر مسجدی می‌روم، شنبه می‌روی دو صندلی است. یکشنبه چهار تا است. بعضی مسجدها اصلاً صندلی نشین شده است. یا مثلاً دستش خونی می‌شود. می‌گوید: تیمم کن. در بیمارستان می‌گوید: بدنم نجس است. بدنم این مشکل را دارد. پایم خم نمی‌شود، در گچ است. نماز نمی‌خوانیم، بعد می‌خوانیم. امام چطور در آن لحظه‌های آخر، نمی‌شود از نماز کم کرد. بله ما داریم که اگر به مشقت می‌افتی، نمازت را بنشین بخوان. خوابیده بخوان. با «قل هو الله» بخوان. نماز مستحبی بی «قل هو الله» بخوان.

وی با بیان اینکه ما تخفیفاتی داریم، ولی این تخفیفات هم باید زیر نظر یک مسئله‌دان باشد، گفت: از دفتر مراجع بپرسید. من نگران هستم که بعضی یک عمر نماز می‌خوانند آخر هم می‌گویند: آقا شما می‌توانستید با یک عصا نماز بخوانید، چرا نشستی؟ اگر کسی بتواند با یک عصا ایستاده نماز بخواند، می‌تواند بنشیند؟ نکته سوم؛ شناخت درست حق و باطل است، یک دعایی بعد از زیارت امام جواد(ع) هست، این دعا برای من خیلی دعای خوبی است. یعنی خیلی لذت بردم و چیز نویی بود. دعایش را می‌خوانم و بعد هم شما همین دعا را آمین بگوئید. می‌گوید: بعد از زیارت امام جواد در کاظمین این زیارت را بخوان. «أَرِنِی‏ الْحَقَ‏ حَقّا» (بحارالانوار/ج۸۳/ص۱۲۰) خدایا توفیقم بده حق را حق ببینم. دنبالش بروم، باطل را باطل تشخیص بدهم و از آن فرار کنم. در شناخت حق و باطل من گیج نشوم. سردرگم نشوم. چون خیلی وقت‌ها کار غلط است. بگذارید من این جمله را بنویسم. در قرآن یک آیه داریم می‌گوید: خدایا، «نَعْمَلْ صالِحا» بعد می‌گوید: «غَیْرَ الَّذی کُنَّا نَعْمَلُ» (فاطر/۳۷) این آیه قرآن است.

قرائتی در ادامه اضافه کرد: دوزخیان وقتی دیدند وضع‌شان خراب است، می‌گویند: خدایا ما را به دنیا برگردان. عمل صالح انجام می‌دهیم و خوب می‌شویم. بعد یک جمله دارد. می‌گوید: غیر از آنچه عمل می‌کردیم. این یعنی چه؟ علامه در تفسیر المیزان یک نکته دارد. می‌گوید: از این معلوم می‌شود که در دنیا آن کارهایی که می‌کردم خیال می‌کردم کار خوبی است. حالا که اینجا آمدم فهمیدم این کار خوبم خوب نبوده است. در دنیای خیال کار من خوب بوده است. حالا مرا برگردان کار خوب انجام می‌دهم. منتهی نه خوب‌های خیالی، غیر از آن خوب‌هایی که انجام می‌دادم. یعنی یک خوب واقعی! خیلی‌ها پول خرج می‌کنند و خیال می‌کنند خوب است. 

خدایا یادم بده حق چیست

رئیس ستاد تفسیر قرآن همچنین گفت: خدایا یادم بده حق چیست. چون در قرآن سه آیه داریم می‌گوید: «یَحْسَبُون‏» یعنی اینها در دنیای خیال، خیال می‌کند. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُون‏» (کهف/۱۰۴) خیال می‌کند کارهایش درست است. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَیْ‏ء» (مجادله/۱۸) خیال می‌کند کسی است. هیچ ارزشی ندارد. ولی خودش در دنیای خیال فکر می‌کند شخصیتی است. «وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون‏» (زخرف/۳۷) خیال می‌کند راهی که می‌رود هدایت شده است. درست می‌رود! در قرآن سه تا «یَحْسَبُونَ» است. خیال می‌کند فکرش درست است. این «مهتدون» برای فکر است. خیال می‌کند عملش درست است. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُون‏»، «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَیْ‏ء» خیال می‌کند شخصیت است. انسان حق را حق ببیند. واقعاً علم چیست؟
حضرت عباسی آن چیزهایی که در مدرسه می‌خوانیم علم است؟ اطلاعات هست اما رشد می‌دهد؟ قرآن می‌گوید اگر سراغ علم بروید، علمی باشد که وقتی یاد گرفتید، رشد پیدا کنید. اطلاعات به خودی خود ارزش ندارد.

میوه درخت دانش، تواضع در برابر خدا و مردم است

وی با اشاره به نکته پنجم که میوه درخت دانش، تواضع در برابر خدا و مردم است، یادآور شد: از امیرالمؤمنین بگویم که حرف خودم نباشد. حضرت امیر(ع) فرمود: «ثمرة العلم العبودیه» ثمره‌ علم بندگی خداست. بندگی خدا تواضع است. درختی که میوه می‌دهد، شاخه‌اش پایین می‌آید. یعنی تواضع می‌کند. درختی که بی‌خاصیت است شاخه‌اش بالا می‌رود. ۳۵۰ اعوذ در کامپیوتر است. یکی این است که «أَعُوذُ بِکَ مِنْ‏ عِلْمٍ‏ لَا یَنْفَع‏» (کنزالفوائد/ج۱/ص۳۸۵) پناه می‌برم به خدا از اطلاعات بی‌خاصیت. این یک مسئله است. مسئله دیگر هم بنده چون ممکن است کس دیگر هم این حرف را بزند، مشکل داشته باشد. من شرایطم با دیگران فرق می‌کند. مدارسی که همه دختر هستند، و هیچ فردی نیست، به چه دلیل با لباس سیاه داخل برویم؟ چادر سیاه را برای خیابان بگذاریم. در خیابان می‌خواهیم برویم چادر سیاه سر کنید که جاذبه‌تان را کم کنید. اما دختر بنده سر کلاس آمده، این خانم هم با چادر سیاه است. این دختر من باید پنج ساعت به چادر سیاه نگاه کند.

قرائتی همچنین تصریح کرد: کجای آیه گفته که لباس زن سیاه باشد؟ کدام حدیث گفته است؟ در خیابان را قبول دارم. در خیابان باید جاذبه کم باشد. اما سر کلاس رنگ روشن باشد. بنده الآن لباسم سفید است. من به طلبه‌ها هم می‌گویم با لباس سفید و روشن و طوسی سر کلاس بیایند. ایام عاشورا حسابش جداست. اما غیر عزاداری آقا پای منبر من آمده یک ساعت باید به سیاه نگاه کند. به چه دلیل؟ قرآن یک آیه دارد می‌گوید: رنگ در روح اثر دارد. آیه‌اش این است. «لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرین‏» (بقره/۶۹) یعنی رنگ در روح اثر دارد. یکی از امتیازاتی که زن‌ها بر مردها دارند این است که زن‌ها نمازهای‌شان را با چادر سفید می‌خوانند و لباس سفید ارزش نماز را بالا می‌برد. ما می‌گوئیم این لباس خوب است چون هرچه هم چرک شد پیدا نیست. یا سیاه باشد یا قهوه‌ای یا سرمه‌ای. اسلام می‌گوید: رنگ روشن باشد که تا چرک شد بفهمی چرک است. ما می‌گوئیم یک لباس بپوش که تا چرک شد، نفهمید چرک است. خیلی چیزها «یحسبون» است.

نیاز واقعی فرد و جامعه، معیار نظام آموزشی

وی با اشاره به نکته ششم که نیاز واقعی فرد و جامعه، معیار نظام آموزشی است، اشاره کرده و گفت: خیلی از درس‌هایی که ما می‌خوانیم، علم واقعی نیست. یعنی نه واجب است، نه مستحب است، نه مشکلی از فرد حل می‌کند و نه مشکلی از جامعه. شرق و غرب هم فرق نمی‌کند و حوزه و دانشگاه هم فرق نمی‌کند. باید نگاه کنیم نیاز چیست، و هرچه نیاز است برای مردم بگوئیم. من به طلبه‌ها گفتم مسئله که می‌گوئید، لازم نیست رساله مرجع را باز کنید، مسئله هفده و هجده فردا شب. مسئله نوزده و بیست، فردا، از دم مسئله نخوان. انتخاب کن. یک بیمار که در داروخانه می‌آید، بیا، بیا، بیا! فرمود: بیماری؟ این قفسه دارو را تا اینجا می‌خوری. فردا آن قفسه را می‌خوری. کیلویی و قفسه‌ای نیست. یک آسپرین از اینجا و یک قرص از آنجا، یک قرص، یک کپسول، ببین چه مشکلی است، همان‌جایی که مشکل دارد قرص بده. کیلویی نیست. از قفسه بخوان. وگرنه در رساله شک بین دو و پنج هم هست. من هفتاد سالم هست. بالای پنجاه سال است طلبه هستم. در این نیم قرنی که طلبه شدم یک نفر نیامده بگوید: آقا من در نماز شک بین دو و پنج کردم.

حجت‌الاسلام قرائتی ادامه داد: مراجع مثل داروخانه هستند. در داروخانه باید همه دارویی باشد. اما من طلبه نباید همه داروها را به همه مریض‌ها بدهم. خیلی از چیزها که می‌خوانند، اصلاً برای کشور خودشان خوب است. اما در کشور ما جواب نمی‌دهد. در کشور ما جواب نمی‌دهد. بچه‌های کاشان باید بدانند فیض کاشانی چه کسی است؟ امام فرمود: فیض کاشانی کسی است که آنقدر کتاب علمی نوشته که من از ورق زدن آن مچم درد می‌گیرد. نکته هفتم این است که نماز، در رأس برنامه های آموزشی و پرورشی است، شهردارها بودجه‌های فرهنگی دارند. ولی فرهنگ به چه معناست، نمی‌دانم! چه کسی باید فرهنگ را معنی کند؟ نماز جزء فرهنگ ما نیست؟ برنامه‌های فوق برنامه... مقام معظم رهبری فرمودند: آموزش و پرورش باید مسأله نماز را در رأس برنامه‌های فوق برنامه بگذارد. ما اگر به نماز برسیم بچه‌های‌مان تربیت می‌شوند. تربیت یعنی چه؟ یعنی بچه اهل فحشا و منکر نباشد.

وی تصریح کرد: قرآن فرموده: اگر بچه‌ها نمازخوان شوند، «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» (عنکبوت/۴۵) البته «تنهی» به معنی «تمنع» نیست. بعضی می‌گویند: این آیه یعنی چه؟ «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد. ما دیدیم بعضی نمازخان‌ها فحشا و منکر هم انجام می‌دهند. نماز می‌خوانیم ولی فحشا و منکر هم پیدا شود اهلش هستیم. «تنهی» یعنی چه؟ یعنی نمی‌گوید: مانع است. «تنهی» یعنی هی می‌زند. مثل پلیس که لب چهارراه هی می‌زند. معنایش این نیست که اگر پلیس باشد نمی‌شود از چهارراه رد شد، ممکن است پلیس باشد، سوت هم بزند، چراغ قرمز هم باشد، این خلاف کند. من می‌گویم‌: لباس سفید مانع از این است که من روی زمین سیاه بنشینم. وقتی زمین سیاه و زغالی بود با لباس سفید نمی‌نشینم. معنایش این نیست که نمی‌توانم بنشینم. می‌توانم بنشینم! با عمامه در خیابان نمی‌دوم معنایش این نیست که نمی‌توانم بدوم. این عمامه می‌گوید: تو آخوند هستی. زشت است در خیابان بدوی. با لباس سفید بد است روی زمین زغالی بنشینی.

قرائتی با اشاره به اینکه «تنهی» یعنی هی می‌زند، اضافه کرد: نه اینکه «ان الصلاة مانع، ان الصلاة تمنع». معنای این آیه را بگویم چون بعضی می‌گویند: آخر قرآن می‌گوید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر». ولی ما دیدیم نمازخوان‌ها گناه هم می‌کنند. هی می‌زند. چند دعا براساس سخنرانی امروز می‌کنم اول اینکه با نبودن بسیاری از مناطق، کیلومتر در کیلومتر جمعیت هست و مسجد نیست. با نداشتن مسجد، ساختن حسینیه عبادت نیست. آقایانی که حسینیه می‌سازند با اینکه کیلومتر در کیلومتر مسجد پیدا نمی‌شود، اینها خودشان را آماده جواب امام حسین(ع) کنند. این یک مورد است.

بسیاری از کارها در محاسبات ما درست است اما در خط‌کش خدا متر شدنی نیست

وی ادامه داد: دوم اینکه بسیاری از کارها در دنیای «یحسبون» در محاسبات ما درست است اما در خط‌کش خدا متر شدنی نیست. خدایا ما را جزء «یحسبون‌» ها قرار نده. قرآن می‌گوید: جهنمی‌ها روز قیامت می‌گویند: ما را برگردان. عمل صالح انجام می‌دهیم غیر از عمل‌های گذشته! علامه می‌فرماید: غیر از عمل‌های گذشته یعنی در گذشته هم که کار می‌کردم در دنیای خیال فکر می‌کردم کارم خوب است. حالا پرده کنار رفته و فهمیدم نه! کار دیگر باید بکنم، کار دیگری کردم. عروس‌هایی که سرویس طلا، کمد چنین و صندلی چنان و اینهایی که تالارها و خرج‌های کذایی دارند، اینها «یحسبون» هستند. در فامیل‌شان اینقدر دختر بی‌جهیزیه هست، پسرهایی که ولخرجی می‌کنند، حدیث داریم اگر کسی از پول حرام درآمدی داشته باشد خدا خاک و زمین را به سرش مسلط می‌کند که پولش را در بنایی خرج کند.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور اظهار کرد: معلوم می‌شود بعضی از پول‌ها برکت ندارد. پول بیست عروسی را خرج یک ساعت تشریفات می‌کنند. بسیاری از پول‌هایی که خرج می‌کنند مثلش مثل خاراندن است. دستت می‌خارد حال می‌آیی. بعد از پنج دقیقه نه اینجا چیزی است، نه اینجا! تالار و به به و چه چه و فلان... نمی‌شود پول گلی را که روی قبر می‌گذاریم، یک آبسرد کن برای یک دبیرستان بخریم؟ این بچه‌ها تابستان آب خنک بخورند. من زمان شاه خانه تاجری افطاری رفتم. دیدم همه تجار آمدند. به صاحبخانه گفتم: خدا قبول کند اما از این کار واجب‌تر هست. مدرسه فیضیه در کتابخانه‌اش یک سری کتاب نیست. شما این پول را سال دیگر بده من یک مقدار کتاب بخرم و به کتابخانه بدهم. خوراک علمی هم خوراک است. خوراک شکمی چند ساعت در معده است. ولی اگر یک کتابخوان یک چیزی را یاد گرفت، تا آخر عمرش در مخش است. گفت: باشد و سال دیگر افطاری را تعطیل کرد.

وی ادامه داد: افطاری به تجار! افطاری ساده برای مردم طوری نیست. گفتم: اینها را نخورند. با زور هی جوجه کباب و سالاد می‌خورد. هی یک پپسی رویش می‌خورد، آروغ می‌زند. دوباره یک مقدار دیگر می‌خورد. بابا اینها چه کسانی هستند دعوت کردی؟ ببین کجا نیاز است. نیاز شناسی خیلی مهم است. خیلی از درس‌هایی که می‌خوانیم، خیلی از پژوهش‌هایی که می‌شود هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. پژوهش کرده و زحمت هم کشیده اما این پژوهش مشکلی را از کشور حل نمی‌کند. امیدوارم که خداوند همه ما را هدایت کند. هرچه بر عمر من اضافه می‌شود، به ایمان من به این آیه اضافه می‌شود. «اهدنا الصراط المستقیم» تنها دعای واجب این است. بقیه دعاها همه مستحب است. از این پیداست همه، پژروهشگر، آیت‌الله، مهندس، دکتر، آموزش و پرورش، دانشگاه، اگر خدا ما را به خودمان وا گذارد، ممکن است همه ما خط را کج برویم. و لذا خدا به پیغمبر(ص) می‌فرماید: دو برابر مردم دیگر «اهدنا الصراط المستقیم» بگو. چون بر پیغمبر نماز شب واجب بود. ما اگر ده بار «اهدنا الصراط المستقیم» می‌گوییم، پیغمبر بیست بار بگوید. یعنی ای پیغمبر تو هم با اینکه سوار در راه مستقیم هستی و تسلط بر راه مستقیم داری دو برابر مردم «اهدنا الصراط المستقیم» بگو. چون انسان خط را زود گم می‌کند.

حجت‌الاسلام قرائتی در پایان افزود: خدایا کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار نکن. حوزه و دانشگاه و آموزش و پرورش را در مسیری قرار بده که علمش مفید و نافع و مبارک باشد. ما را از اطلاعات بی‌خاصیت و بی‌هدف و اطلاعاتی که مشکل حل کن نیست، دور کن. ظرف ما را از کارهای مفید پر کن. می‌خواهیم راه برویم. از این خیابان برو و بگو: در خانه عمه هم برویم و یک سلامی بکنیم. هم قدمی بزنیم و هم صله رحمی کرده باشیم. می‌خواهیم مسابقه بگذاریم، چرا می‌گوئیم: از پمپ بنزین تا پمپ بنزین؟ بگو از این مسجد تا مسجد دیگر. یعنی می‌توانیم به کارهای‌مان جهت بدهیم.
 

captcha