
یکی از ویژگیهای جهان هستی این است که خداوند همه چیز را در این دنیا بر مبنای زوجیت خلق کرده است و هیچ چیز فرد و تنها را در این عالم نمیتوان یافت، عالم انسانیت نیز از این قاعده مستثنی نیست و پرودگار عالمیان زن و مرد را برای آرامشبخشی به هم و امتداد نسل انسانی خلق فرموده است.
اما بهراستی چه چیز میتواند رابطه بین این دو جنس را بهگونهای تنظیم کند که ثمرهاش آرامش و آسایش باشد؟ چه میشود که پیوندی که بین یک زن و مرد بهوجود میآید، بعد از چند ماه یا چند سال رنگ اختلاف به خود میگیرد و نه تنها اثری از آرامش در این روابط مشاهده نمیشود بلکه دو نفری که قصد داشتند عمری را در کنار هم به شادی زندگی کنند اکنون جز نفرت، احساسی به هم ندارند. روز ملی ازدواج فرصت مناسبی است که به این سؤالات بیشتر بیندیشیم.
روزی که حضرت فاطمه(س) قدم در خانه مولا علی(ع) گذاشت تا با شکوهترین خانواده هستی شکل بگیرد و محمد مصطفی(ص) بر خویش میبالد که دو عزیزش پیوند آسمانیشان را جشن میگیرند و ملائکه برای آنان هلهله میکنند. چگونه میتوان پیوندی برقرار کرد که استحکامش ذرهای از عظمت این خانواده آسمانی داشته باشد.
وقتی دختر و پسری با هزاران امید و آرزو قدم به خانه بخت میگذارند معمولاً با نگاهی رویایی به زندگی مشترک میاندیشد. تازه عروس همسرش را شاهزادهای میبیند که آمده تا او را به همه آرزوهایش برساند و تازه داماد نیز عروس را فرشتهای میبیند که جز مهربانی و عشق در او نیست و این اول اشتباه در زندگی مشترک است.
انتظار گل بدون خار را نداشته باشیم
شکی نیست که جوهره زندگی مشترک را عشق و عاطفه تشکیل میدهد اما زوجین باید بدانند طرف مقابلشان انسانی است همانند او که ممکن است در طول زندگی خطاهایی را نیز مرتکب شود و به عبارتی دیگر نباید انتظار گل بدون خار را داشت.
وقتی که انسان اینگونه نگاهی نسبت به زندگی داشته باشد بیشک با کوچکترین اشتباه همسرش تصور نخواهد کرد که همه آرزوهایش بر باد رفته و دیگر نخواهد توانست عشق و محبت روزهای اولیه زندگی مشترک را تجربه کند.
هنر همسرداری این است که زن و شوهر بتوانند جهت رفع اشتباهات طرف مقابل به او کمک کنند نه اینکه با یک خطا احساس کنند دیگر نمیتوانند در کنار یکدیگر مسیر زندگی را ادامه دهند که البته این امر کمی ظرافت و صبر میخواهد.
علاوه بر داشتن نگرش درست نسبت به زندگی مشترک تلاش برای شناخت طرف مقابل در طول زندگی مشترک نقش مهمی در مستحکم شدن روابط زناشویی دارد، خیلیها این امر را در حد شناخت علایق همسر در خصوص غدای مورد علاقه و یا شهر مطلوب همسربرای سفر خلاصه میکنند در حالی که به این امر باید فراتر از این موارد توجه کرد.
یک زن و یا شوهر موفق باید بفهمد که همسرش تحت چه شرایطی دچار واکنشهای عصبی میشود، اگر نسبت به قول و وعدهای که به او داده شد، خلف وعده شود چه رفتاری را از خود بروز خواهد داد و یا تا چه اندازه نسبت به تعالیم دینی پایبند است.
البته این شناخت در طول زندگی بهتدریج محقق میشود ولی مهمتر از شناخت، تنظیم روابط زناشویی بر مبنای این شناخت است؛ بهطور مثال وقتی مرد این نکته را درک کرده که همسرش دوست ندارد خطاهایش را به رخش بکشند باید از تذکر دادن، بلافاصله بعد از اشتباه بپرهیزد و بعد از گذشت مدت زمانی و در شرایطی مناسب به همسرش بگوید که برخی رفتارهایش را صحیح نمیداند.
ضرورت توجه به نیازهای عاطفی همسر
نکته دیگری که در پایداری یک رابطه زناشویی بسیار مهم است توجه به نیازهای عاطفی همسر است، انسان بنده محبت است و بیشک نسبت به کسی که به او ابزار عشق و عاطفه میکند گرایش پیدا خواهد کرد، زن و شوهری که از ابراز محبت کلامی و رفتاری به هم دریغ نمیکنند گامهای مؤثری برای آرامش خودشان و طرف مقابل برمیدارند.
حضرت محمد مصطفی(ع) هزار و چهارصد سال پیش در حدیثی فرمود: اگر مردی به همسرش بگوید دوستت دارم این جمله هیچگاه از ذهن زن پاک نخواهد شد، این حدیث نشان میدهد که تا چه اندازه روح انسان وابسته به محبتهایی است که از همسر میبینند.
البته همه این نکتهها در شرایطی میتوانند مؤثر واقع شوند که افراد همسرشان را بر اساس معیارهای صحیح انتخاب کرده باشند؛ چرا که اگر خشت اول کج بنا شود تا آسمان نیز این بنا و ساختمان کج خواهد رفت.
بهمنزاده، شعبه خراسان جنوبی