کد خبر: 1454705
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۷

شهید چمران فرمانده‌ای هوشمند، دوراندیش و متواضع بود

گروه اجتماعی: علی دوستی گفت: چمران مرد بسیار بزرگی بود اگر بخواهم ذره‌ای از دریای معرفت او را بیان کنم می‌توان وی را فرمانده‌ای هوشمند، دور اندیش و متواضع بنامم که حتی قبل از شروع جنگ ما را برای نبرد آماده کرده بود و می‌گفت: منتظر باشید که دنیا بر سر شما می‌تازد.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، برخی از انسان‌ها سینه‌شان چون گنجینه گرانبهایی است که پر از خاطرات شیرین و حماسی از مردان بزرگی است که تنها در کتاب‌ها و فیلم‌ها از آنان شنیده‌ایم و خوانده‌ایم. از طرف دیگر خود این افراد غیور مردانی هستند که جزء سرمایه‌های بی‌بدیل روزگار ما محسوب می‌شوند. علی دوستی، یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در خراسان جنوبی و جانباز دفاع مقدس که همرزم بزرگانی چون شهید چمران،‌همت و کاوه و.. بوده یکی از این افراد است.



علی دوستی که متولد 1332 است، گفت: قبل از آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه پاسداران درآمدم و در سال 58 هنگام قائله کردستان همراه شهید چمران و دیگر یارانشان در منطقه پاوه بودم.



وی افزود: با شروع جنگ تحمیلی به دستور شهید چمران برای حضور در مناطق جنگی عازم کرمانشاه شدم و تا سال 67 یعنی پایان هشت سال دفاع در مناطق عملیاتی ماندم و در این مدت در عملیات‌های ایذایی بی‌شماری شرکت کردم.



این فرمانده هشت سال دفاع مقدس خراسان جنوبی اظهار کرد: اما از عملیات‌های شاخصی که در آن شرکت کردم می‌توان به عملیات ثامن الائمه(شکست حصرآبادان)، طریق القدس(آزاد سازی بستان و تنگه چزابه)، فتح المبین، بیت المقدس(آزادسازی خرمشهر)، خیبر، مرصاد، والفجر 8، کربلای 5 و.. نام برد.



دوستی ادامه داد: یک بار در عملیات عاشورا(میمک) از ناحیه شکم، پهلو، کتف و دست مجروح شدم و چند بار نیز در عملیات خیبر، والفجر، شلمچه(کربلای 5) و منطقه حلبچه و ماموت عراق شیمیایی شدم.



وی با اشاره به همراهی با دکتر چمران در زمان محاصره پاوه توسط گروه‌هایی چون کومله و دموکرات گفت: در آن زمان شرایط بسیار سختی حاکم بود و ما در یک منطقه 100 در 70 متر محاصر شده بودیم و هر لحظه امکان هجوم به ما بود.



این فرمانده هشت سال دفاع مقدس اظهار کرد: در آن موقع خدمت شهید چمران رسیدم و به ایشان گفتم چه کنیم؟ شهید چمران نگاهی به من کرد و گفت: دوستی تو هم! و پاسخ دادم مقصود این است که تکلیف چیست و آن مرد بزرگ پاسخی داد که هنوز در خاطر دارم.



شهید چمران می‌گفت عاشورایی مبارزه کنیم



دوستی افزود: شهید چمران جواب داد امروز عاشورا است و ما باید عاشورایی بجنگیم تا یا دشمن را نابود کرده و یا شهید شویم و در نهایت با فرمان امام محاصره پاوه شکسته شد.





وی بیان کرد: : در قائله کردستان و پاوه  از 250 نفری که رفته بودیم، 50 نفر برنگشت که آن تعداد هم همه مجروح و زخمی بودند که صحنه بسیار دلخراشی را برایم تداعی می‌کند.



این جانبار دوران دفاع مقدس اظهار کرد:  شهید چمران مرد بسیار بزرگی بود اگر بخواهم ذره‌ای از دریای معرفت او را بیان کنم می‌توان وی را فرمانده‌ای هوشمند، دور اندیش و متواضع بنامم که حتی قبل از شروع جنگ ما را برای نبرد آماده کرده بود و می‌گفت: منتظر باشید که دنیا بر سر شما خواهد تاخت.



دوستی افزود: شهید چمران به گونه‌ای با یک رزمنده ناآشنا که برای اولین بار با او برخورد می‌کرد گرم صحبت و احوالپرسی می‌نمود که خود رزمنده می‌گفت برای یک سال شارژ شده‌ام.



وی درباره وقایع دوران جنگ گفت: تا سال 60 عملیات جدی نداشتیم چرا که بنی‌صدر با تئوری‌هایی که داشت مانع طراحی یک عملیات بزرگ و جدی می‌شد اما بعد از خلع ید وی توانستیم عملیات‌های بزرگی چون ثامن‌الائمه و بیت المقدس را اجرا کنیم.



این جانباز دوران دفاع مقدس ادامه داد: خاطرم هست در سال 63 مجروح شده بودم و در بیمارستانی در مشهد مرا بستری کردند اما هنگامی که زمزمه شروع یک عملیات(عملیات بدر) را شنیدم سر از پا نشناخته به مقر نیروها رفتم.



دوستی عنوان کرد: در منطقه فرمانده‌ام حاج اسماعیل قائانی را دیدم که اکنون جانشین سردار سلیمانی هستند و ایشان به من گفت: تو اینجا چه می‌کنی؟ گفتم: آمده‌ام تا در رکاب رزمندگان باشم. .ایشان گفتند باشد شرایطی فراهم می‌کنم تا تو هم بیایی.



وی بیان کرد: فرمانده رفت و بعد از مدتی دیدم یک آمبولانس آمد و من را خطاب قرار داد و بیان داشت که از طرف فرمانده آمده است. من هر چند در ابتدا متعجب شدم که اعزام به خط مقدم با آمبولانس. اما چیزی نگفتم و تا مسیری هیچ بیان ننمودم.



این جانباز دوران دفاع مقدس اظهار کرد: تا اینکه دیدم ماشین از جاده اندیمشک به طرف لرستان می‌رود که در اینجا اعتراض کردم و راننده از من پرسید؟ چقدر فرمانده‌ات را قبول داری و من پاسخ دادم آنقدر که اگر بگویید در کوره آتش برو قبول می‌کنم و راننده نیز در جوایم گفت فرمانده دستور داده تو را به بیمارستان مشهد برگردانم.



شهید کاوه را می‌توان فاتح کردستان نامید



دوستی از آشنایی خود با کاوه گفت: شهید کاوه را می‌توان فاتح کردستان نامید و علی‌رغم سن کمی که داشت توانست بر این منطقه مسلط شود و البته علی‌رغم همه این موارد روحیه عاطفی بالایی داشت.





وی افزود: خاطرم هست در سه راهی نقده به همراه چند نفر دیگر از دوستان از جمله شهید جابری، شهید کاوه و..در رستورانی برای صرف غدا رفتیم که متوجه شدیم که سه نفر برای ترور شهید کاوه ما را تعقیب می‌کنند(در آن زمان من فرمانده یگان و شهید کاوه فرمانده لشکر بود).



این جانباز دفاع مقدس عنوان کرد: بعد از واکنش ما یک نفر کشته و یک نفر فرار کرد و نفر سوم را دستگیر کرده و او را تحویل دادگاه دادیم و شهید کاوه گفته بود بعد از طی شدن مراحل محاکمه‌اش او را به نزد وی ببرند.



دوستی ادامه داد: آن شخص را بعد از محاکمه نزد شهید کاوه بردند و ایشان با آن فرد در اتاقی صحبت می‌کرد. دوستان می‌گفتند که که شهید کاوه اجازه ورود به آنان نداده اما داخل اتاق رفتم و دیدم آن فرد در حالی که کلت جلویش گذاشته شده در حال گریه است.



وی بیان کرد: شهید کاوه با آن فرد که کاک امین نام داشت به گونه‌ای صحبت کرده بود که وی تا آخرین لحظه به عنوان یکی از پیشمرگان در رکاب شهید کاوه بود و علی رغم اینکه دموکرات‌ها برادر، خواهر و مادرش را شکنجه کرده بودند دست از راهی که انتخاب کرده بود برنداشت تا در نهایت خودش به شهادت رسید.



شهید همت را هیچ‌گاه به معنای واقعی درک نکردم



این فرمانده دوران دفاع مقدس درباره ارتباط و آشنایی خود با شهید همت گفت: شهید همت را هیچ‌گاه به معنای واقعی درک نکردم، چرا که بی‌اغراق از اخلاص و معنویت عجیبی برخوردار بود.



وی افزود: خاطرم هست در سال 58 که در منطقه کردستان بودیم به هر کدام از افراد مقداری جیره خشکه داده بودند و من مشاهده کردم در حالی که یکی از افراد دو بسته برداشته به شهید همت هیچ چیز نرسیده است و وقتی از ایشان پرسیدم به شما جیره غذایی رسید یا نه لبخندی زد و گفت من اضافه هم برداشته‌ام.



دوستی اظهار کرد: تا اینکه فردای آن روز فهمیدم ایشان از دیروز هیچ چیز نخورده و نزد این شهید رفتم و گفتم شما در این ارتفاعات با این سختی هیچ چیز نمی‌خورید مشکل است و ایشان در جوابم گفت هیچ چیز نخورم بهتر است چرا که در این شرایط خواب به سراغم نمی‌آید.



وی یادآور شد: فیلم‌ها و سریال‌هایی که با محوریت دفاع مقدس ساخته می‌شود هیچ‌گاه نخواهد توانست عظمت آن روزها را به تصور بکشد و تنها مستندها اندکی از آن مجاهدت‌ها را امروز به خاطرمان خواهد آورد.

captcha