کد خبر: 1462145
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۴

زمانی که سبک آموزش دین مانع تربیت دینی می‌شود/ همراهی منش مذهبی با دانش دینی

کانون خبرنگاران نبأ: یکی از غفلت‌های ما ملازمه‌ای خیالی میان «مَنِش دینی» با «دانش دینی» است؛ اگر آموزش دینی به همراه پرورش حس دینی نباشد، نه‌تنها به تقویت تمایلات فطری کمکی نمی‌کند، بلکه خود، حجاب بزرگی در برابر این تمایل خودانگیخته، می‌شود.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، یک اشتباه بزرگی که همواره در جامعه ما روی می‌دهد و با  وضعیت کنونی، این روند ادامه خواهد یافت، نشر این تفکر است که با مطالعه کتب‌ دینی و آثار مذهبی انسان الزاما می‌تواند متدین شود. به بیان دیگر هر کسی که بهره‌ای از دانش دینی برد، منش و مرام مذهبی نیز پیدا می‌کند؛ فارغ از اینکه تا هنگامی که عزم دینی با جزم علمی پیوند نخورد و درس و بحث علمی با خودسازی عملی و معنوی همراه نشود، انسان اهل‌ دل نمی‌شود.

سخن در اینجاست که شور و حال مذهبی و عشق به خدا در انباشته کردن مفاهیم دینی در ذهن به دست نمی‌آید. از ایستگاه دبستان تا دبیرستان و از آنجا تا مقصد دانشگاه، دانش‌آموز و دانشجو کتاب‌های معارف اسلامی را در کارنامه درسی خود می‌بیند و در واقع تمرین مفاهیم ذهنی مذهبی می‌شود؛ نتیجه آنکه ذهن دانشجو و دانش‌آموز پر از مفاهیم دینی البته بعضا به شکل دست و پا شکسته و نامنسجم می‌شود، اما در مورد عمل و منش و شور مذهبی او هیچ برنامه‌ای نیست.
مولانا چه زیبا می‌سراید: زان گه از قرآن بسی گم ره شدند//  زین رسن قومی درون چَه شدند. به بیان الهی در آیه 26 سوره بقره «یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَیَهْدِی بِهِ کَثِیراً». چه‌ بسا کسانی که از خواندن قرآن گمراه شدند.

سبک آموزش دینی؛ مهم‌ترین مانع «تربیت دینی»
یکی از اشتباهات مکرری که امروزه از روی غفلت و عادت صورت می‌گیرد، ملازمه‌ای خیالی میان «مَنِش دینی» - یا به عبارتی «حس مذهبی» - و «دانش دینی» است. برخی این چنین می‌پندارند که شرط قطعی دین‌دار بودن و دینی شدن، تراکم اطلاعات و اندوخته‌های حفظی و صوری دانش دینی است؛ این درحالی‌که اگر آموزش دینی به همراه پرورش حس دینی نباشد، نه‌تنها به تقویت تمایلات فطری کمکی نمی‌کند، بلکه خود، حجاب بزرگی در برابر این تمایل خودانگیخته، می‌شود.
بی‌توجهی به رهیافت‌های درونی روش‌های آموزشی و پرورشی
هنر یک مربی موفق در پرورش حس دینی متربی در این است که شوق کنجکاوی و حقیقت‌جویی او را نسبت به زیبایی‌های دین و حلاوت دین‌داری افزایش دهد و از هرگونه آموزش تحمیلی و انتقال مستقیم مطالب و مفاهیم دینی بدون آمادگی قبلی پرهیز کند. او باید فرصتی را فراهم آورد که مخاطب، دین را نه کسب، بلکه «کشف» کند. چراکه تربیت دینی فرایندی ارتجالی و اکتشافی است و نه اکتسابی و تحمیلی! و جوهره‌ دین نه یک «فراورده‌ بیرونی» که یک «فرایند درونی و فطری» است.
شاید بتوان گفت در هیچ دوره‌ای از ادوار تاریخ معرفت دینی چنان ملازمه‌ای با آموزش‌های صوری، نه در اذهان و نه در فضای فرهنگی، به‌شدت و غلظتی که امروزه رایج هست، وجود نداشته است.

علمی که به نور تبدیل نشود، حجاب اکبر است
در عصر حاضر که اطلاعات و یا به عبارتی «جنون اطلاعات» جای «معرفت حقیقی» را گرفته است؛ در عصری که هجوم روزافزون شاخه‌ها و شعبات گسترده‌ «علم مجازی»، مانع ظهور «علم حقیقی» می‌شود؛ در عصری که دل‌خوش داشتن به لذت‌های کاذب «علم حصولی» انگیزه‌ دستیابی به «علم حضوری» را کاهش داده، هوش «منطقی» بر هوش «شهودی» غلبه کرده و تفکر «اشراقی» مغلوب تفکر «تحلیلی» شده است، در این شرایط است که مصداق بارز حجاب بودنِ این‌گونه آموزش‌ها بیش از پیش در قالب این عبارت شگفت و تکان‌دهنده بیان می‌شود که: العلم هو الحجاب الاکبر، یعنی بزرگ‌ترین حجاب و مانع همان علم و دانش است و علمی که به نور و روشنایی تبدیل نشود و ایمان نیاورد، حجاب اکبر است.

بدین ترتیب، علاوه بر حجاب‌ها و موانع مختلفی که در برابر شکوفایی فطرت انسان ایجاد می‌شود، علم و دانِش بی‌حاصل از همه‌ آن حجاب‌ها عمیق‌تر است. اگر «تذهیب نباشد، علم توحید هم به درد نمی‌خورد»، یعنی همین علم توحید که فی‌نفسه با مسائل الهی و دینی سروکار دارد، اگر با پذیرش باطن و آماده‌سازی روانی و جذبه‌های قلبی همراه نشود، خود به عنوان «حجاب» عمل می‌کند و ممکن است کلام متعالی و پاک الهی، برای برخی بستر گمراهی شود. یعنی اگر تقوا و تزکیه‌ درونی نباشد، قرآن هم با همه‌ تقدس و عظمت خود، برای این افراد نه‌تنها اثری ندارد، بلکه مخاطب غیر متّقی را گمراه می‌کند.
رابطه آموزش‌های دینی اکتسابی و عشق به دین
معرفت دینی، حس دینی و رغبتِ دینی نه در انباشت ذهنی اطلاعات دینی و نه صرفاً در مدارج علم حصولی و اکتسابی و نه با چشم سَر که با چشم دل، نه با گوش سَر که با گوش جان، نه با صورت ظاهر که با سیرت باطن و نه با زبانِ دهان که با زبانِ قلب به دست می‌آید. هدف تربیت دینی برانگیختن شوق و رغبت به خداپرستی و پی بردن به کارکرد لذت‌بخش دین است؛ در واقع آموزش این‌که آدمی چگونه به حقیقت دینی دست یابد، مهم‌تر از دریافت معلومات دینی از جانب دیگری است و ایجاد شور طلب و شوق به دین ضروری‌تر از اطلاعات دینی است.

تربیت کودکان از راه ایجاد میل و رغبت در آنها

ارزش کار انسان بسته به اراده اوست و بر این اساس، اگر کسی کاری انجام دهد که در آن اراده ای نداشته باشد، این کار او ارزشی ندارد، حتی می توان گفت چنین فردی، در حقیقت برده ای بیش نیست؛ زیرا آزادی عمل نداشته است. این سخن در مواردی که والدین کارهایی را بر کودکان‌شان تحمیل می‌کنند نیز صحت دارد، یعنی زمانی که ما فرزندان‌مان را وادار به انجام کارهایی می‌کنیم، در واقع او اراده‌ای از خود ندارد و بر آن مجبور است.

اگر اجبارش کنیم نماز بخواند، تهدیدش کنیم درس بخواند، یا با اکراه شدید او را به مسجد ببریم و یا او را به خواندن قرآن مجبور سازیم، این کار نه‌تنها اثر تربیتی ندارد، بلکه کار کودک نیز ارزشی ندارد. ممکن است در این کار موفقیت آنی نصیب‌مان شود، ولی تا زمانی این کار، بدون مشکل صورت می گیرد که کودک احساس کند نیرویی برتر او را مجبور می‌کند و به محض اینکه حس کرد اجباری نیست، از انجام آن کار دست می‌کشد؛ زیرا در این حالت‌ها، هم به شخصیت او اهانت می‌شود، هم این کار را از روی بی‌میلی انجام می‌دهد. بنابراین، تهدیدها و اجبارها بر روح و روان کودکان آثار ناگواری برجای می‌گذارد.

نقش محوری خانواده در تکوین شخصیت دینی
مجید ابهری، پژوهشگر و رفتارشناس و آسیب‌شناس اجتماعی با بیان اینکه خانواده به عنوان اولین محیط تکوین شخصیت دینی و اخلاقی نوجوان شناخته‌شده است، گفت: در خانواده متعادل، وجود الگوها و مدل‌ها موجب می‌شوند که اعضای خانواده افرادی متدین، مسئول و دین‌دار تربیت شوند.


وی ادامه داد: نهاد خانواده به دلایل گوناگون باید محوری برای تربیت دینی و اخلاقی فرزندان باشد و تأثیر آن بسیار بیشتر از مدرسه است. اگر خانواده دانش‌آموز دین‌دار نباشد، معلم و مدرسه کمتر می‌تواند چنین دانش‌آموزی را دین‌دار کند؛ چون تربیت و رفتار دینی، هم از سنین پایین‌تر و هم به گونه عاطفی و عملی آغاز می‌شود. مدرسه در بچه‌هایی که در خانواده عمل به دین را به‌طور طبیعی یاد نگرفته‌اند، کمتر می‌تواند تأثیر بگذارد.

وی تصریح کرد: خانواده‌ها به جای تربیت دینی فرزندان خود و آن‌ها را رهسپاری آموزش دینی به سوی مدرسه و جامعه می‌پندارند ممکن است که آموزش دینی در این محیط‌ها تأثیر کمتری داشته باشد.

کاهش عمق فرهنگ دینی در نسل‌های آتی
مجید ابهری با بیان اینکه عمق فرهنگ دینی در فرزندان ما کم می‌شود، گفت: همان‌طور که اکنون در نسل‌های بعدی ملاحظه می‌کنید، تربیت دینی در فرزندان در نسل‌های بعدی کم‌رنگ‌تر شد و اگر به همین‌گونه ادامه پیدا کند به حداقل ممکن خواهد رسید. برای تحقق تربیت دینی ابتدا باید الگوهای رفتاری، سامانه کاربردی تربیت دینی را در مقابل چشمان فرزندان قرار دهیم: درستکاری، راست‌گویی، انجام فرایض، پرهیز از نفاق، غیبت، رفتارهای است که پی‌ریزی آن در خانواده انجام می‌شود. البته در این میان رسانه‌ها، نقش مؤثر در پررنگ‌کردن تربیت دینی دارند و اما رسالت والدین در مدارس کامل می‌شود.

ترسیم سامانه کاربردی تربیت دینی در مقابل فرزندان
این پژوهشگر رفتارشناس و آسیب‌شناس رفتار اجتماعی گفت: متأسفانه امروز در آموزش و پرورش ما از پرورش خبری نیست، حفظ فرمول‌های خشک بی‌روح به عنوان محفوظات ذهن فرزندان ما را اشتغال کرده و آن‌ها را از قرار گرفتن فن‌های کاربردی بازمی‌دارد.

وی در پایان یادآور شد: بنابراین باید تمام اهرام تربیتی از والدین، رسانه‌ها، تولیدات فرهنگی و الگوهای رفتاری، در جهت انتقال عملی آموزه‌ای دینی به فرزندان ما باشند و تربیت را جایگزین آموزش کنند.

گزارش: زهرا پاک‌سیرت

captcha