
در گذر جمعههای بی تو به محرم رسیدیم و محرم یعنی یکسال دیگر در فراق روی ماه تو گذشت و اما محرم میشود محرم تمام دلتنگیهای روزهای انتظار.
آقای ما! چرا بیایید؟ وقتی که کوفهنشینان پیمانشکن هستیم و غافلیم از شمایی که بیرق یا حسین را به دست گرفتهاید و در همیشه تاریخ سیاهپوش سیدالشهدا(ع) هستید.
از آن زمان که عزیز فاطمه از ذوالجناح بر زمین افتاد خورشید هرگز در آسمان تشیع غروب نکرد گویی زمین عرش خدا شد برای ثارالله.
ای منتقم خون حسین! به روی سیاهمان نگاه نکن و به دستهایی که خالیاند از هوای تو و به زبانمان نیز گوش مسپار که گناهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند، که ما جامانگان عاشوراییم و زائران کربلا.
هفتههایمان دل خوش کردهاند به جمعه و ماههایمان به حرمت محرم هلال میشوند. اى کرامت وجود! روضه روضه خوان در انتظار تیغ کلام روح بخش و دلنواز تو سینه گشوده است.
از آن گاه که در صحراى کربلا باریدی کوچههاى بىتو بوى خستگى میدهند، بوی نای بیباران و ما چتر به دست ایستاده ایم به انتظار تو. تو هر روز کربلا را میخوانی، کربلایی که شبیه قرآن است و بعضی شهدای آن مثل سورههای آخر قرآن چقدرکوچکاند.
عاشورا خیمهای به وسعت همه هستی است و تو خود عاشورایی به بلندای همه آسمانها و کهکشانها، با خوانی گسترده از عطش که تشنگی بشریت را پایان خواهد داد. تشنگانی که عطش ایمان داشتند و باور، ایمان به امامت و ولایت آل علی (ع) و باور حق بودن حسین(ع).
و من در نوای روضهخوان گم شدهام و دنبال دخترکی سه ساله میگردم .نشانیاش را در گوشه خرابهای داده اند اما کدام خرابه؟
مولای من! آن زمان در کنج خرابهای دست نوازش بر سر دخترکان یتیم کشیدی به یاد ما هم باش که در کاخهای غفلت لاف انتظار میزنیم. تو آنقدر حسین را نوشتی که فرات خشکید و کربلا در دریای حسرت و پشیمانی غرق شد.
هر روز با دستهای خالی «الهم جعل محیای محمد و آلمحمد» را زیر لب زمزمه میکنیم و یادمان می رود یک نفر از آلمحمد(ص) پرچم اباالفضل(ع) را خواهد برافراشت.
سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی