
یک ماه در سال محرم است، اما این ماه آنقدر بر زندگیام تأثیرگذاشته که تمام روزهای زندگیام را معطر به عطر یاد تو کرده است.اصلا قرار هم از روز ازل بر همین بود که در یک ماه اشک ماتم بر مصائبی که تو کشیدهای بریزم تا بقیه ایام را با درسهای این سی روز سپری کنم.
ای بزرگ مردی که تپشهای قلبم با یاد تو رنگ آرامش به خود میگیرد، شنیدهام در یک نیم روز معجزه کردی و همه زیباییها را در کربلا به نمایش گذاشتی و از تو که پروش یافته در دامن زن بیهمتای تاریخ فاطمه(س) انتظاری جز این نیست. این مهم را خواهرت زینب(س) گفت آن لحظه که خبیث از او پرسید در کربلا چه گذشت و او با شجاعتی علی وار پاسخ داد: هیچ چیز جز زیبایی ندیدم.
آری آن لحظه که حرّ نادم و پشیمان به سوی خیمههای تو آمد و گفت: ای پسر رسول الله(ص) آیا راهی برای بازگشت من هست؟ و تو جوانمردانه او را بخشیدی زیبا بود.
با بخشش حُر نشان دادی هر زمان فرصت برای بازگشت هست
ای سالار همه شیدان در راه خدا تو با بخشش حُر نشان دادی که هر زمان فرصت برای بازگشت به سمت خوبی ها و زیباییها هست. هیچ لحظهای نباید نا امید نشد و گفت از من دیگر برای توبه کردن گذشته است. حتی اگر چون حُر باشی که زمانی راه را بر امام بست.
زمانی که جُون غلام سیاهی که تو او را آزادی کردی و گفتی میتوانی بروی و او اشک ریخت که میخواهم در رکاب شما باشم هم زیبا بود و زیباتر لحظهای است که او با شهادت فاصلهای نداشت و بر بالینش رفتی و چشم در چشمان او کردی. کاری که برای سایر اصحاب نیز میکردی و با این کار زیبا نشان دادی که در اندیشهات سیاه، سفید و غلام و فقیر با هیچ کس دیگر تفاوتی ندارد.
مولای من میخواهم باز هم از زیباییهای کربلا بگویم که تو به نمایشش گذاشتی. از آن ساعتی بگویم که یار باوفایت ابوثمامه لحظه نماز را در ظهر عاشورا اعلام کرد و تو برایش دعا نمودی و در آن شرایط سخت خدایت را در اول وقت عبادت کردی که شاید هیچ صحنه ای در تاریخ زیباتر از آن نماز ظهر عاشورا پیدا نشود.
ای پسر خورشید بینظیر اسلام علی(ع) و ماه درخشان در میان زنان عالم، فاطمه(س) تو در آخرین لحظات فرمودی الهی راضی ام به رضای تو و تسلیم امر تو هستم و نشان دادی که هیچ مقامی بالاتر از مقام رضای پرودگار نیست و این نیز زیبا بود.
همه مدعیان آزادگی بر تو غبطه میخورند
بیشک همه کسانی که در طول تاریخ ادعای آزادگی داشتند بر این صحنه عبطه میخورند آن زمان که دشمن میخواست بدانند که پسر فاطمه(س) به شهادت رسیده است یا خیر، بانگ بلند کرد که به خیمههای اهل حرم هجوم ببرید و ای سالار من از میان نیزهها و تیرها با سختی بلند شدی و گفتی در این دنیا اگر ایمان ندارید لاأقل آزاده باشید. به یقین هیچ کس نتوانست آزادی را به این زیبایی به تصویر بکشد که در آخرین لحظات عمر سخن از آزادگی بگوید.
حرفها و درسهای کربلا تمام نشدنی است و علم من کم و قلمم قاصر است از بیان همه آنچه در این نیمروز بیبدیل تاریخ بشریت گذشت و همین مقدار را ای امام خوبیها گفتم تا اندکی از دریای بیکران فضیلتهای شما خاندان نوشیده باشم.
فقط این را میگویم و سخن را به پایان میرسانم. به یقین تمام جوانان سرزمین من که در شلمچه، دهلاویه، هویزه، جزیره مجنون و..به شهادت رسیدند مولای من سربند تو را بر پیشانی داشتند و نام مادرت را بر لب زمزمه میکردند.
یادی از شهیدانی که در عمل لبیک یا حسین(ع) را اثبات کردند
نوجوان های وطنم در محضر قاسم کربلای شما، جوانهای عاشورایی سرزمینم از علی اکبرت(ع) و مردان غیور کشورم از برادرت باوفایت عباس(ع) مشق عشق آموحتند که آنچنان با سر شوریده و دل شیدا درسی به دشمن دادند تا قیام قیامت فراموش نشدنی خواهد بود.
سرورم باید از جوانان سرزمینم میگفتم تا مصداقی بیاورم بر اینکه خون تو در طول تاریخ همیشه جوشان است و درس آموز برای کسانی که بخواهند ره آزادگی پیشه خود سازند و از تو بخواهم اگر ما آنقدر گناهکاریم که شایسته نگاه تو نیستیم به حرمت این شهیدان سرزمینم که در عمل لبیک یا حسین را به اثبات رسانند دستمان را بگیر که سعادتی جز این نیست.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی