
حجتالاسلام والمسلمین حسین اکبرزاده، مدرس حوزه و دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، با بیان اینکه زن جلوهای از جمال، محبت، خلاقیت و ربوبیت الهی و رکن اساسی در تعلیم و تربیت است، اظهار کرد: اگر زنان به این منزلت واقف شوند و در پاسداری از آن بکوشند فرایند تربیتی و شخصیتی آنان و همه اجتماع سالم مانده و بخوبی پیش میرود؛ لذا اسلام بهعنوان آخرین دین الهی برای حفظ فرد و جلوگیری از انحرافاتی که سرچشمه آنها بیحجابی و بیعفتی و عدم رعایت پوشش صحیح میباشد. برنامهای را ارائه داده است که شامل همه افراد بشر اعم از مرد و زن است.
وی با بیان اینکه گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است، افزود: اما میزان و شکل آن رابطه مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد، بهطوریکه در سرزمینهای مختلف، انسانهایی که به ارزشهای اخلاقی اعتقاد بیشتری داشته باشند، از پوشش کاملتر و متینتری استفاده کردهاند و هر قدر سطح ارزشهای اخلاقی در آن جوامع پائین آمده، پوشش مردان و زنان نیز در سطح پایینتری قرار گرفته و شکل نامناسبی پیدا کرده است.
شناخت عوامل مؤثر در سیر نزولی توجه به حجاب بسیار مهم است
این کارشناس دینی با اشاره به اینکه زنان ایرانی قبل از اسلام عموماً پیرو آئین زرتشت بودند و با پوشش کامل در محلهای عمومی رفت و آمد میکردند، گفت: تقریبا در همه فرهنگها و ادیان الهی، همیشه پوشش زنان بهصورت یک اصل پسندیده مطرح بوده و کمتر قوم و ملتی بوده است که زنان آنان پوشش مناسبی نداشته باشند، البته چگونگی و حدود آن متفاوت بوده است؛ اسلام نیز حجاب را بر زنان واجب کرده است زیرا حجاب بهترین وسیلهای است که زن را از خطر بیگانه حفظ میکند و زن بیحجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است که هر رهگذری ممکن است در آن طمع کند یا مانند گلی است که هرکس به چیدن آن تمایل دارد.
حجتالاسلام اکبرزاده با اشاره به اینکه اهمیت ندادن به عفاف و حجاب آثار زیانبار فردی و اجتماعی را به دنبال دارد، تصریح کرد: بیتوجهی به حجاب و عفاف ممکن است به تدریج بنیادهای ارزشی و اخلاقی را در جامعه سست و متزلزل کند و زمینههای انحطاط فرهنگی و معنوی را فراهم سازد، از این رو شناخت عوامل مؤثر در سیر نزولی توجه به عفاف و حجاب بسیار مهم است و میتواند ما را در تبیین و تقویت هرچه بهتر راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب یاری دهد.
تأثیر متقابل حجاب ظاهر و باطن بر یکدیگر
وی با بیان اینکه از مقایسه دو واژه حجاب و عفاف معلوم میشود که هر دو در اصل معنای منع و جدایی مشترک هستند، ادامه داد: با این تفاوت که منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و برخاسته از درون است؛ البته با توجه به تأثیر متقابل ظاهر و باطن بر یکدیگر، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و حیای باطنی ارتباط وجود دارد. به این مفهوم که هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، در تقویت و پرورش عفت، تأثیر بیشتری دارد و هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب و پوشش ظاهری هم بیشتر و بهتر خواهد بود.
مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد، اضافه کرد: اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری کند علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب، که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.