
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، خمس در واژگان فارسی بهمعنای یک پنجم و یکی از انواع مالیات های اسلامی است که شیعیان بدان معتقدند و بهمنظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است.
نام خمس یک بار در قرآن در آیه 41 سوره مبارکه انفال ذکر شده است « و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راهماندگان است».
میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب میشود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت است ولی خمس از مالیاتهایی است که مربوط به حکومت اسلامی است، یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین میشود.
محروم بودن سادات از دستیابی به زکات در حقیقت برای دور نگهداشتن خویشاوندان پیامبر از این قسمت است تا بهانهای به دست مخالفان نیفتدکه پیامبر خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط کرده است، ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. درحقیقت خمس نهتنها یک امتیاز برای سادات نیست، بلکه یک نوع کنار زدن آنها بهخاطر مصلحت عموم و بهخاطر اینکه هیچگونه سوء ظنی تولید نشود، است.
پرداخت خمس از ماحصل کار و تلاش
به اعتقاد شیعیان هر مالی که یک سال بدون استفاده قرار گیرد، غنیمت جنگی و چند مورد دیگر خمس به آن تعلق میگیرد و دادن خمس واجب است. به اعتقاد اهل سنت خمس فقط به غنیمت جنگی تعلق میگیرد. علمای تسنن معتقدند که واژه غنیمت در قرآن، فقط به معنای دستاوردهای جنگی است و گرفتن خمس مکاسب نامشروع است. ولی علمای شیعه در جواب این شبهه، آنان را به مراجعه پیرامون معنای واژه غنیمت در عربی فصیح(عربی قرآنی یا کلاسیک) و متون قدیمی فراخواندهاند، جایی که غنیمت به مفهوم ماحصل کار و تلاش آمده است.
بر هفت چیز خمس واجب است: منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط با حرام، جواهری که بهوسیله غواصی یعنی فرو رفتن در دریا به دست می آید، غنیمت جنگ، زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد. طبق اعتقاد بسیاری از فقهای شیعه، خمس به دو سهم تقسیم میشود که یکی سهم سادات فقیر، یتیم و در راه درماندهاست و دیگری سهم امام زمان که هر دو سهم باید به مرجع تقلید یا نمایندهٔ وی داده شود، مگر آنکه از ایشان اجازه گرفته و در راهی مصرف شود که آنها اجازه میدهند. البته جمعی از فقهای شیعی اختصاص نیمی از خمس به سادات را قبول ندارند.
بهطور کلی میتوان گفت پرداخت خمسِ اموال، دو نقش اساسی در زندگی مسلمان ها بهویژه شیعیان ایفا می کند. مادی (توزیع ثروت بر اساس عدالت اجتماعی)؛ معنوی ( تهذیب نفس). فریضه خمس به دلایل مختلف مورد تهاجم قرار گرفته و عملاً کم رنگ شده است. این فریضه واجب الهی نهتنها از ناحیه دشمنان، تخریب میشود، بلکه گاهی از ناحیه مقدسنماها و برخی از مرشدنمایان و شِبه روشنفکران دینی نیز در معرض حمله و هجمه قرار گرفته و میگیرد.
پس از انقلاب اسلامی، برخی میگفتند که با پرداخت مالیات، دیگر خمس واجب نمیشود، درحالیکه مالیات ربطی به خمس ندارد. برخی دیگر از کج اندیشان نیز معتقد بودند که خمس فقط باید به دست امام زمان(عج) برسد، از این رو پول ها را در زمین دفن میکردند تا امام عصر(عج) پس از ظهورش آنها را بردارد و مصرف کند. بالأخره، این فریضه واجب الهی در کشاکش ظن و گمانهای هوسآلود برای برخی بهصورت امر مبهم درآمده و حقیقت آن را در نیافته اند.
اما فقهای شیعه با استناد به کتاب و سنّت، دیدگاه روشنی در این باره دارند که در کتابهای مستقل بهصورت مستدل و نیز در رسالههای عملیه برای عموم آورده اند.خمس، غیر از عرصههای فردی، بر اجتماع و نهادهای آن نیز تأثیرات شگرفی دارد که از جمله آن می توان به تقویت حکومت اسلامی اشاره کرد.
خمس و تقویت حکومت اسلامی
وقتی خمس پرداخت میشود، جمع کثیری از سادات از فقر نجات یافته و دستگاه های تبلیغاتی نیازی به بودجه دولتی پیدا نمی کنند، در نتیجه حکومت اسلامی تقویت می شود. به همین دلیل بعضی از فقها و مراجع، خمس را بودجه حکومت اسلامی قلمداد کرده اند.
خمس زمینه ساز عدالت اجتماعی و اقتصادی است، حکمت دیگر خمس و زکات، تعدیل ثروت و تأمین عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی است. قرآن می فرماید: «ما افاء الله علی رسوله من اهل القُری فللّه و للرّسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لا یکون دولةً بین الاغنیاء منکم». در این آیه، دلیل اختصاص فی ء به پیامبر(ص) و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان، برای تعدیل ثروت است تا میان توان گران دست به دست نشود و زمینه عدالت اجتماعی فراهم شود.
این آیه، شبیه آیه خمس است. شیعه بر این باور است که مقصود از یتیم، مسکین و ابن السبیل، اقربای رسول خداست، اما اهل سنّت به آن عمومیت داده و همه مردم را شامل می کنند. در هر صورت، این نوع تقسیم برای این است که اموال در دست عده معدودی در گردش نباشد، بلکه ثروت، توزیع و فراگیر شود.
«زکاة» در لغت به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى. کلمه «زکات» به سهمی اطلاق میشود که انسان مؤمن از مال خود خارج میکند و به فقرا میدهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد، و موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده میشود.
معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالىکه معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده است؛ همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب، زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زکات به معناى پاکى. اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال - اعم از واجب یا مستحب- است. همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار میرفته، نه در مورد زکات واجب.
اما باید دانست که هرکدام از ایندو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی، جایگاه ویژه خود را دارند و بر اساس مصلحتها و منفعتهایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب قرار داده شدهاند. در قرآن کریم؛ آمدن «زکات» در کنار «صلاة» نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار میشود. همراهى ایندو به جهت اهمیت ویژه آنها است، زیرا نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و ... بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبهنگرى دین مقدس اسلام است.
پرداخت زکات و خمس از تکالیف اقتصادی مسلمانان
پرداخت زکات و خمس و دیگر انفاقهاى واجب و مستحب، از تکالیف اقتصادی مسلمانان است. ادای این وظایف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزیع و تعدیل ثروت میان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر کدام از خمس و زکات از جهت موارد تعلّق، شرایط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.
در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از یک پنجم اموال انسان که باید از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى که در فقه بیان شده، پرداخت شود و آن حقّى است که خداوند براى پیامبر اکرم(ص) و امام معصوم(ع) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زکات مصرف و نیازمندیهاى خود را با آن تأمین کنند. خمس به دو قسم تقسیم میشود: نیمى از آن، سهم امام(ع) است که باید توسط حاکم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزینه گردد و نیم دیگر آن، سهم سادات است. خمس به مواردی با شرایط ویژه تعلّق میگیرد.
در فقه اسلامى، زکات عبارت است از: حقّ واجبى که به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروتمند جامعه تعلق میگیرد و باید به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود. اغنیا با دادن زکات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازهاى) پاک میگردند و اموالشان نیز با خیر و برکت دنیوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد کرد. همچنین از دیدگاه فقها، اصل وجوب زکات از ضروریات و ارکان دین مقدس اسلام است.
معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالىکه معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. اما هرکدام از این دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جایگاه خویش را دارند و بر اساس مصلحتها و منفعتهایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.
درباره علت کثرت آیات زکات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، میتوان گفت: موارد مصرف زکات نسبت به خمس بیشتر است؛ لذا تأکید بیشترى بر مسئله زکات و پرداخت آن شده است؛ زیرا زکات، حکمی است که دایره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غیر مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم میشود، ولی دایره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمیشود، بلکه در مقابل زکات واجب که برای بنیهاشم حرام است و آنها حق استفاده از آنرا ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نیز سهمی از آن مخصوص امام(ع) است که در عصر غیبت فقیه جامع شرایط در رفع احتیاجات جامعه و هر کمک اقتصادی که رضایت امام مهدی(عج) در آن است، مصرف میکند.