کد خبر: 1556555
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۸:۵۴

شكوه اسلام از كانادا تا گويانا

شكل‏گيری گروه‌های مسلمان مهاجر در كانادا در دو زمان، يكی قبل از جنگ جهانی دوم و ديگری پس از آن بوده است.

براساس سرشماری سال 1871م، در مجموع دوازده نفر مسلمان در كانادا زندگی می‏كرده‏اند. اين رقم در سال 1901م به 300 تا 400 نفر كه متشكل از ترك‌ها و اعراب بودند رسيد. بعدها دولت های حاكم بر كانادا از افزايش تعداد مهاجران كه بواسطه مهاجرت‌های جديد صورت می‏گرفت، جلوگيری كردند. به همين جهت، رقم مسلمين در سال های 1911 تا 1915 بسيار كاهش يافت. تعداد مسلمانان در سال 1951م، 1800 نفر، در سال 1961م،5800 نفر، در سال 1971م، 34430 نفر، و در سال 1982م، 120000 نفر بوده است.
45% مسلمانان اين كشور پاكستانی و هندی هستند، قريب همين نسبت نيز متعلق به اعراب است. تقريبا نيمی از مسلمانانی كه در كانادا زندگی می‏كنند، در شهر تورنتوی ايالت ANTARIO ساكن هستند. آنها پس از كاتوليك‌ها و يهوديان بزرگترين اقليت دينی به شمار می‏روند.
در سال‌های اخير عمدتا مسلمانانی ساكن كانادا شده‏اند كه از تحصيلات عالی برخوردار هستند.
مسلمانان كانادا از نظر تشكل‌های اسلامی، در مقايسه با مسلمانان ايالات متحده آمريكا، برزيل و آرژانتين، در وضع مطلوبتری قرار دارند. نخستين انجمن اسلامی در سال 1920 در «ادمونتون‏» (EDMONTON) تاسيس شد و در همانجا مسجدی نيز بنا گرديد. پس از جنگ جهانی دوم نيز انجمن‌های اسلامی متعددی در ويندوسور، لوندن، تورنتو، ولاك لابيش و مناطق ديگر به ترتيب در سال‌های 1954، 1955،1956،1957 تأسيس شد.
در حال حاضر، حداقل پنجاه انجمن و جمعيت اسلامی در كانادا مشغول فعاليت می‏باشد. بعدها انجمن‌های منطقه‏ای نياز به همكاری و تعاون را در سراسر كشور بيش از پيش حس كرده، در سال‏1973 اقدام به تأسيس «شورای انجمن‌های اسلامی كانادا» كردند.
در حال حاضر، حداقل پنجاه انجمن و جمعيت اسلامی در كانادا مشغول فعاليت است. بعدها انجمن‌های منطقه‏ای نياز به همكاری و تعاون را در سراسر كشور بيش از پيش حس كرده، در سال‏1973 اقدام به تأسيس «شورای انجمن‌های اسلامی كانادا» ( MUSLIM COMMUNITIES OF CANADA-CMCC THE COUNCIL OF) كردند.
شورای مذكور در زمينه‏های آموزش، جوانان، زنان، دين، روابط مردمی و انتشارات فعاليت نموده، با سازمان‌های دانشجويی در كانادا و ايالات متحده آمريكا نيز همكاری دارد. در كانادا حدود پنجاه مسجد وجود دارد كه هر يك از آنها به عنوان يك مركز اسلامی و محلی برای آموزش قرآن شناخته می‏شوند.
مهم‌ترين مساجد در شهرهای زير واقع شده‏اند: ادمونتون‏1983 (مسجد الرشيد)، لاك لابيش 1985، لوندن 1965، ويندسور1969، تورنتو 1970، مونترال 1972، اوتاوا 1978، در مدارس كانادا دروس دينی آموزش داده نمی‏شود، ولی در چارچوب دروس تطبيقی اديان، در برخی مدارس درباره اسلام نيز بحث‌هايی صورت می‏گيرد.
در سال‏1953 در دانشگاه مك گيل و پس از آن در دانشگاه تورنتو «انيستيتوی تحقيقاتی اسلام‏» تأسيس گرديد. مهم‌ترين نشريه‏ای كه به طور مرتب به زبان‌های انگليسی و عربی به چاپ می‏رسد، نشريه «اسلام - كانادا» است كه از سال 1972م منتشر می‏شود.
ترينيداد و توباگو
جزاير ترينيداد و توباگو مصادف با انتقال برده‏های آفريقايی قبيله ماندينگو به اين جزاير و به‌كارگيری آنها در مزارع نيشكر رفت. در فاصله سال های‏1777 تا 1802 ميلادی و خصوصا پس از استعمار انگلستان در سال‏1797 و آغاز تجارت برده و انتقال آنها از سنگال، قريب 000/20 نفر به منطقه مذكور آورده شد.
برده‏ها كه عموما مسلمان بودند، بر اثر فشار صاحبان جديدشان نتوانستند از هويت دينی خود محافظت كنند؛ نام‌هايشان تغيير يافت و برای آنكه از ظلم و تعدی نجات يابند، يا دين مسيحيت را پذيرفتند و يا مجبور شدند همانند مسيحيان زندگی كنند. با اين حال، مسلمانان ماندينگويی كوشيدند با تبعيت از «محمد بت‏» كه از سال 1830م در بخش [ PROT OF SPAIN ] ساكن شده بود و رهبری مسلمانان بومی را با قدرت به عهده گرفته بود، هويت‏خود را حفظ كنند.
آن دسته از مسلمانان ماندينگويی كه برده نبودند و سال‌های 1850 - 1840م به جزاير ترينيداد و توباگو مهاجرت كردند، در حراست از دين و فرهنگ خود كاملا موفق بوده‏اند. بخشی از مسلمانان نيز كه در فاصله سال‌های 1818 تا 1825م در قسمت‌های شرقی جزاير مذكور ساكن شده بودند، در تبليغ اسلام در ميان اهالی بومی موفق بودند، به نحوی كه كواره [QUARE] در سال 1840م به شهری كه جمعيت غالب آن مسلمان بود، تبديل شد. البته اين روند مدت زيادی ادامه نيافت.
در سال‌های اخير عمدتا مسلمانانی ساكن كانادا شده‏اند كه از تحصيلات عالی برخوردار هستند.
در سال 1834 قانون برده‏داری در جزيره ترينيداد لغو شد. بنابراين، برخی از برده‏ها تصميم به بازگشت گرفتند. همين موضوع موجب وارد آمدن ضربات جدی بر اقتصاد منطقه گرديد.
انگلستان برای جبران اين امر اقدام به عقد قراردادی كرد كه براساس آن، از سال 1854 تا 1915م، كارگران هندی را كه شامل مسلمانان نيز بود، به جزاير مذكور منتقل می‏كرد. شرايط زندگی اين مسلمانان نيز صرفنظر از برخی حقوق كه برخوردار بودند، با وضع برده‏های آفريقايی تفاوت چندانی نداشت. ميسيونرهای مسيحی برای دور نمودن آنان از اسلام، فعاليت‌های گسترده‏ای كردند، حتی گاه با اعمال قهرآميز، اقدام به برهم زدن نمازهای جماعت مسلمانان كردند.
اين بود كه مسلمانان هندی مجبور شدند به طور پنهانی اعتقاد به دين و مذهبشان را ادامه دهند. بسياری از آنان در پايان مدت قراردادشان به دليل تنگدستی در هندوستان، مجبور می‏شدند به اقامتشان ادامه دهند. آنها بر خلاف مسلمانان آفريقايی، ارتباط خود را با ميهن اصلی ادامه داده، در حفاظت از دين و فرهنگ خود موفق بودند.
سيد عبدالعزيز افغانی كه در سال‏1883م، به عنوان كارگر به جزيره ترينيداد آمده بود، پس از اتمام مهلت قراردادش، گروهی به نام «جمعيت هند شرقی‏» را تأسيس كرد. (1893م) او تا زمان مرگ، رياست جمعيت مذكور را برعهده داشت. وی در سال‏1907 سمت قضاوت در ترينيداد را عهده‏دار شد و برای ساختن تعداد زيادی مسجد فعاليت كرد، همچنين در سال‏1926م در تشكيل «جمعيت جوانان مسلمان‏» سعی و كوشش كرد. وی در همان سال جمعيتی به نام «تقوية الاسلام‏» را تأسيس كرد. اين جمعيت‏بعدها نمايندگی مسلمانان را در نزد حكومت عهده‏دار شد. در سال 1914م فردی به نام «مولانا حاج صوفی شيخ محمد حسن حنفی قادری‏» به جزيره ترينيداد آمد. او به مردم هشدار داد كه بدون هيچ ملاحظه‏ای بايد از اسلام تبعيت كرد؛ زنان نيز مجبورند حجاب را به طور كامل رعايت كنند. وی با اينكه مدت كمی در ترينيداد اقامت داشت، با اقدامات خود موجب شد اسلام جانی دوباره بگيرد. در سال‏1937م نيز يك روحانی به نام «ناظر احمد» از هند به ترينيداد آمد و برای تاسيس مدارس همكاری هايی نمود.
در سال 1945م اسلام در ترينيداد دين رسمی محسوب نمی‏شد و به همين دليل، اين جمعيت های اسلامی بودند كه تأسيس نهادهای آموزشی را برعهده داشتند. نخستين بار «جمعيت تقوية الاسلام‏» در سال‏1949م مدرسه‏ای مطابق با اصول اسلامی تأسيس كرد. بعدها مدارس ديگری تاسيس گرديد و اين روند ادامه يافت. مسلمانان ترينيدادی امروز دارای هفتاد مسجد هستند كه در آنها كلاس‌های آموزش قرآن فعال می‏باشد. همچنين در اين جزيره، بيست مدرسه ابتدايی، سه مدرسه راهنمايی و يك دبيرستان متعلق به مسلمانان وجود دارد.
مسلمانان منطقه ترينيداد در قاره آمريكا از بهترين تشكل‌های اسلامی برخوردار هستند. جمعيت «اهل السنه و الجماعه‏» كه در سال 1930م در ترينيداد تاسيس و در سال 1935م به رسميت‏ شناخته شد، نيرومندترين تشكل اسلامی در ترينيداد و توباگوبه شمار می‏رود. اين جمعيت در مجموع مديريت‏53 مسجد، هفت مدرسه ابتدايی و دو مدرسه راهنمايی را در اختيار دارد. 80 تا 85% مردم منطقه عضو اين تشكل می‏باشند. گروه ها و جمعيت های ديگر در منطقه ترينيداد و توباگو عبارتند از:
«اتحاديه مبلغان مسلمان در آمريكای جنوبی و منطقه كارائيب‏» كه در سال 1960م تاسيس شد.
از فعاليت جمعيت‌های اسلامی مذكور در ترينيداد می‏توان رسيدگی به نيازهای مادی و اعضا را نام برد. تقريبا می‏توان گفت هر جمعيت نشريه‏ای برای خود دارد. در خصوص نشريات می‏توان به نشريه [THE TORCH OF ISLAM] كه از سال‏1966 توسط «اتحاديه مبلغان مسلمان‏» منتشر می‏شود، اشاره كرد. اين نشريه به جای مجله [ THE ISLAMIC HERALD ] منتشر می‏شود.
«مسلم نيوز» ارگان انتشاراتی «جمعيت اهل السنه و الجماعه‏»، «الناديه‏» ارگان جمعيت جوانان مسلمان، «الحكمة‏» ارگان مركز تبليغات اسلامی، «النور» ارگان جماعت اسلامی، «مسلم استاندارد» نشريه‏ای كه هر دو ماه يكبار از سوی مركز اوقاف اسلامی منتشر می‏شود، [THE VOICE] كه به شكل گاهنامه و از سوی جماعة المؤمنين منتشر می‏شود، از نشريات عمده و با اهميت جزاير ترينيداد و توباگو محسوب می‏شوند. حكومت، علی رغم ميل درونی خود، به مسلمانان اجازه می‏دهد كه از رسانه‏های جمعی بهره‏مند شوند. برای مثال، در سال 1974 مراسم نماز عيد فطر مستقيما از راديو پخش شده و از همان تاريخ به بعد مسلمان ها مجازند روزهای جمعه به مدت نيم ساعت‏برنامه راديويی داشته باشند.
سورينام
اين كشور از سال‏1667م در استعمار هلند بوده است. برده‏های مسلمان آفريقايی كه برای كار در مزارع و معادن طلا به اين منطقه منتقل می‏شدند، اولين مسلمانان سورينام محسوب می‏شوند. آنها نيز مانند مسلمانانی كه در كشورهای ديگر زندگی می‏كردند، تحت فشار و ستم قرار داشتند، انجام اعمال اسلامی برای آنها ممنوع بوده، به همين جهت از هويت دينی خود دور ماندند. در سال‏1863م، پس از لغو قانون برده‏داری در سورينام، دولت هلند برای جلوگيری از خسارات احتمالی در اقتصاد، تصميمات جديدی اتخاذ كرد. طبق تصميمات جديد، برده‏ها پيش از كسب آزادی خود، مجبور بودند مدت دو سال در مقابل دريافت دستمزد نزد صاحبانشان به كار مشغول شوند. به موازات اين تصميم، طبق قراردادهای پنج‏ساله، كارگران متعددی از هند و جاوه به سورينام آورده شدند. اكثر كارگرانی كه به دنبال اين تصميم در سال های 1831 تا 1850 از جاوه و در سال های‏1873 تا1916م از هند به سورينام آمدند، مسلمان بودند. كسانی كه مدت نج‏ساله قرار داد خود را به پايان می‏رساندند، در بازگشت‏به كشور خود و يا اقامت دائم در سورينام آزاد بودند. مسلمانان در سال‏1927م مانند سورينامی‏های ديگر توانستند از حقوق شهروندی هلند برخوردار شوند.
از سال 1940م به بعد، مسلمانان آزادی برخورداری از حقوق شخصی، خانوادگی و مسائل مربوط به ارث را كسب كردند. هلندی‏ها در سال 1975 كشور را ترك كردند و آنگاه براساس قانون اساسی پذيرفته شده، انتخابات برگزار شد. در سال 1980، ارتش توسط يك كودتا زمام امور را بدست گرفت. در سال 1982 نيز كودتای مشابهی صورت گرفت و بسياری از مسلمانان هندی الاصل به هلند و انگلستان مهاجرت كردند.
گروه های مسلمان در سورينام به زبان های مختلف تكلم كرده، از مذاهب متعددی برخوردار هستند.
اين امر همواره مانع همبستگی كامل آنان بوده است. اين موضوع حتی در تعيين قبله نيز خود را به وضوح می‏نماياند. جاوه‏ای‏ها از مسير اقيانوس كبير به سورينام آمده‏اند. از اين رو، قبله را به سمت غرب می‏دانند، اما هندی‏ها چون از طريق اقيانوس اطلس به اين كشور آمده‏اند، شرق را جهت قبله می‏دانند.
به اين دليل، با اينكه مساجد هر دو جماعت رو به سوی كعبه می‏باشد، اما قبله آنها متفاوت است! در سورينام هفتاد مسجد وجود دارد. اولين مسجد اين كشور در سال 1932م در «پاراماريبو»، پايتخت ‏سورينام، تاسيس گرديد. مساجد مذكور عمدتا به آموزش قرآن می‏پردازند. قرآن تاكنون در سورينام سه مرتبه به زبان هلندی ترجمه شده است. يكی از ترجمه‏ها متعلق به يك استاد هلندی است و دو ترجمه ديگر توسط قاديانی‏ها انجام شده است. علی‏رغم تمام اختلافات، مسلمانان سازماندهی خود را ادامه داده‏اند. آنها در سال‏1929م «سازمان اسلامی سورينام‏» را تاسيس كردند.
اين سازمان تا سال 1978م توسط قاديانی‏ها اداره می‏شد، از آن تاريخ به بعد، مسلمانان سورينام جمعيتی به نام «جمعيت اسلامی سورينام‏» را تاسيس كرده‏اند.
گويانا
ورود اسلام به گويانا نيز مانند كشور همسايه‏اش، سورينام، با انتقال عده زيادی از برده‏های آفريقايی كه برخی از آنان مسلمان بودند، رخ داده است. مسلمانان اين منطقه نيز مانند كشورهای ديگر تحت ‏ستم اربابان اروپايی واقع شده، مجبور به رها ساختن فرهنگ و دين خود شدند. انگلستان پس از لغو قوانين برده‏داری در سال 1834، اقدام به انتقال كارگران هند به اين كشور نمود. عده‏ای از اين كارگران مسلمان بودند. برای آنكه مسلمانان مذكور در مدت قراردادشان از دين خود دست ‏بكشند، تحت فشار و ظلم های بيشماری قرار گرفتند، ولی آنها با راه‏انداختن جمعيت‌های زيرزمينی به حفاظت از هويت فرهنگی خود پرداختند.
تا سال 1860، از نكاح اسلامی مسلمانان ممانعت ‏به عمل می‏آمد و از آنها خواسته می‏شد در كليسا ازدواج كنند. از آن تاريخ به بعد، رفتار انگليس‌ها نسبت‏ به مسلمانان نرم‌تر شد. به آنها اجازه دادند مسجد داشته باشند و جمعيت‌های مورد نظر خود را تاسيس كنند. انجمن‌های متعدد مسلمانان در سال‏1936 ميلادی به هم پيوسته، جمعيتی به نام «جمعيت عالی اسلامی‏» را تأسيس كردند.
هواداران هندی و آفريقايی اين جمعيت در انتخابات سال 1961م هر يك از حزب جداگانه‏ای حمايت كردند؛ به اين ترتيب، به دو جناح منشعب شدند. پس از انشعاب مذكور، جمعيت های جديد و مستقلی ظهور يافت. مهم‌ترين آنها «مجلس عالی اخوت اسلامی‏»، «اتحاديه جوانان مسلمان‏» و «مركز اسلامی‏» است. ولی امروزه جماعات محلی در واقع شعباتی از «صدر اسلامی‏» محسوب می‏شوند. تعداد چنين شعباتی در حال حاضر 120 می‏باشد. هر شعبه در محل يك مسجد مشغول فعاليت و اداره كلاس های آموزش قرآن است. اين كشور دارای 130 مسجد است كه بزرگترين آنها «مسجد كوئين استان‏» در پايتخت اين كشور يعنی «جورج تاون‏» است. مسلمانان در پارلمان و هيات وزيران گويانا حضور دارند. آنها در احوالات شخصی، خانواده و حقوق مربوط به ارث، مطابق احكام اسلامی عمل می‏كنند.
در گويانا 130 هزار نفر مسلمان زندگی می‏كنند. نسبت جمعيت مسلمانان به كل جمعيت كشور17% می‏باشد.
منابع:پايگاه خبری تقريب و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ترجمه «غلام وفائی»
captcha