کد خبر: 1701533
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۸:۰۶
مشروح گزارش نشست «سياست و حكومت از ديدگاه قرآن كريم» در قم

چهار نظريه‌ موجود درباره «رابطه قرآن، سياست و حكومت» نقد و بررسی شد

گروه انديشه و علم: چهار نظريه موجود درباره رابطه دين و قرآن با سياست و حكومت، صبح امروز، ششم آبان‌ماه طی نشستی با عنوان «سياست و حكومت از ديدگاه قرآن كريم» در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه قم، در ابتدای اين نشست، حجت‌الاسلام والمسلمين «كاظم قاضی‌زاده» از پژوهشگران دينی و نويسنده كتاب سياست و حكومت از ديدگاه قرآن در اين نشست به طرح موضوع و تبيين چهار نظريه در اين باره پرداخت و اظهار كرد: رابطه دين و حكومت از مباحثی است كه همواره مورد توجه انديشه وران قرار داشته است و سكولاريسم يكی از پاسخ های داده شده به اين موضوع است.
وی افزود: عده‌ای مانند «عادل ظاهر» در طيف معتقدان به جدايی مطلق دين از سياست هستند و می گويند كه دين شايسته پاسخگويی به سؤالات بشری در حوزه های سياسی و اجتماعی را ندارد و اساسا قرآن به عرصه‌های زندگی دنيايی بشر نمی‌پردازد. البته معتقدان به سكولاريزم خود به دو دسته تقسيم می شوند؛ گروهی كه بين دين و سياست جدايی كامل قايل هستند و عده ای ديگر مانند مرحوم بازرگان نيز اگر چه در همين زمره قرار می‌گيرند اما به طور كامل آن را نفی نمی‌كنند و معتقدند می توان از متون دينی پاسخ‌هايی را دريافت كرد.
وی با بيان اينكه ميان ديدگاه های مرحوم بازرگان در قبل و بعد از انقلاب تهافت وجود داشت، تصريح كرد: كسانی مانند وی معتقد بودند كه قرآن و دين ديدگاه كلی درباره حكومت دارد اما نمی توان آن را وارد زندگی مردم كرد؛ دين و قرآن سيستم تصميم گيری درباره موضوعاتی مانند سياست و حكومت را ندارند.
وی در تبيين اعتقاد گروه ديگر تصريح كرد: دسته ديگری در طيف كاملا مخالف قرار دارند و قرآن را تبيان لكل شی می دانند و معتقدند كه همه چيز از جزئيات و كليات را می توان از قرآن دريافت و اخذ كرد. اين عده می‌گويند ما بايد همه چيز را از قرآن بگيريم و معتقدند نه تنها دين و سياست با يكديگر مرتبطند بلكه همه عرصه‌های بشر حتی تجارب بشری نيز بايد رنگ دينی به خود گيرد. اين گروه حتی تا آنجا پيش رفتند كه می‌گفتند منطق و علومی مانند فيزيك و شيمی هم بايد صبغه دينی به خود گيرد.
قاضی زاده اظهار كرد: عده ای مانند حضرت امام خمينی(ره) معتقدند كه دين و قرآن همه موارد لازم برای عرصه های هدايتی اجتماع و بشر را تكفل كرده است و می توان از آن مدل هايی مانند مدل اقتصادی، سياسی، فرهنگی و ... همچنين قانون اساسی كاملی را اخذ كرد.
وی در تبيين ديدگاه چهارم كه خود نيز از طرفداران اين نظريه است، افزود: دين اصول اساسی حكومت و سياست را تبيين كرده است، از قرآن و دين نه تنها می توان اصول لازم برای اداره كشور را به دست آورد بلكه برخی جزئيات نيز مطرح شده است اما در عين حال ما از عقلانيت و تجربه بشری در اداره جامعه بی نياز نيستيم. اصول اداره حكومت و حتی برخی جزئيات در اين زمينه نيز در قرآن و دين مطرح شده است اما كسی نيست كه ادعا كند بدون عقلانيت و تجربه بشری هم می توان مجموعه دينی برای موضوعی مانند سياست و حكومت ارايه داد، حتی كسانی مانند آيت الله جوادی آملی نيز با تكيه بر اين سخن كه عقل هم از منابع شناخت و معرفت دينی است، به موضوع تبيان لكل شی می پردازند.
وی در ادامه به بيان سخنی منقول از شهيد صدر پرداخت كه ايشان در ابتدا معتقد بودند كه مجموعه متون دينی از جمله قرآن، دارای نظاماتی هستند و بر همين اسا هم بود كه فلسفتنا و اقتصادنا را نوشتند و حتی می خواستند اجتماعنا را بنويسند كه بعدها تغيير عقيده دادند و به اين موضوع معتقد شدند كه ما نمی توانيم مجموعه سازوكارهای عرصه اجتماع را به دست بياوريم و به همين علت هم اجتماعنا را ننوشتند.
در ادامه اين نشست حجت الاسلام و المسلمين لك زايی از محققان دينی به نقد ديدگاه های قاضی زاده پرداخت و گفت: چهار ديدگاه مطرح شده الزاما ناظر به سياست نيست بلكه قلمرو مباحث قرآن درباره همه موضوعات را مطرح می كند.
وی افزود: در اين ديدگاه منابع معرفت و شناخت تنها به وحی محدود می شود در صورتی كه ما نمی خواهيم اين منابع را تنها به وحی محدود كنيم بلكه ما هم عقل، هم تجربه بشری و هم شهود را جزء منابع معرفت می دانيم.
لك زايی در ادامه تصريح كرد: نكته سوم اين است كه ما از اسلام به عنوان يك دين سياسی عبور كرده ايم و طرح چنين موضوعاتی خيلی مجال و ضرورتی ندارد.
اين پژوهشگر دينی با مقايسه نظريه ای كه معتقد است انسان مدنی بالطبع است، تصريح كرد: اگر اين نظريه را بپذيريم مراد اين است كه انسان ها به علت نيازی كه به يكديگر دارند نمی توانند به صورت فردی زندگی كنند در صورتی كه اگر معتقد به اين نظر باشيم كه زندگی اجتماعی ظرف تكامل انسان است در اين صورت با اين نظريه تضاد پيدا می كنيم چون اين نظريه فرد را بما هو فرد معرفی می كند در صورتی كه در ديدگاه دوم كه در آرای كسانی مانند حضرت امام(ره) و علامه طباطبايی(ره) نيز شاهديم هم فرد اصالت دارد و هم جامعه و درست به همين دليل است كه رضاخان حتی درس اخلاق امام را هم نتوانست تحمل كند و آن را تعطيل كرد چون ايشان درس اخلاق جدا از سياست نداشت و معتقد بود كه انسان برای تكامل دارای دو مانع درونی و بيرونی است و مانع بيرونی هم طواغيت و مستبدان و ديكتاتورها هستند كه بايد برای تكامل انسان با آن ها مبارزه كرد.
وی با بيان اينكه احكام فقهی دارای فلسفه اجتماعی هستند اظهار كرد: آياتی مانند السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما و ... بيانگر فلسفه اجتماعی فقه است كه ناظر به ابعاد امنيت اجتماعی است.
لك زايی با بيان اينكه معتقد است نظريه چهارم در باب رابطه ميان حكومت و سياست با قرآن، دارای نواقصی است كه بايد ترميم شود تاكيد كرد: سياست حوزه هنجارها است و اسلام به صورت سيستمی همه چيز را تعيين كرده است اما اگر در جايی موارد جزيی تعيين نشده باشد عقل و تجربه بشری به كمك می آيد و اين منافاتی با اين موضوع كه اسلام و قرآن دارای سيستم كاملی درباره موضوعات اجتماعی، سياسی، اقتصادی و ... ندارد.
اين محقق قرآنی در ادامه به بيان علل اربعه در باب تبيين مسايل پرداخت و گفت: اگر رابطه ميان سياست و حكومت با قرآن و دين را از ديدگاه علل اربعه بررسی كنيم در خواهيم يافت كه دين در علت فاعلی و علت غايی به طور حتم دخالت دارد. اما در علت مادی كه شامل قوانين اخلاقی و اعتقادی است، به لحاظ نرم افزاری(قوانين اسلامی) پشتيبانی عقل و تجربه بشری را نياز دارد چون اين گونه عوامل متغير هستند و نيازی به بيان آن نبوده است. به عنوان مثال قرآن چارچوب های نظام سياسی، اقتصادی و ... و حتی جزئياتی از آن ها را عنوان كرده است اما در اينكه شما مثلا چند تا مجلس داشته باشيد يا چند استان و استاندار دخالتی ندارد چون بنا به مقتضيات زمان می تواند تغيير كند.
وی در تبيين علت صوری نيز اظهار كرد: در علت صوری نيز به طور قطع، سياست و حكومت از ديد قرآن با ساير حكومت ها تفاوت دارد. اسلام از نحوه زندگی حاكم تا نحوه رابطه حاكم با مردم سخن دارد. در حكومت اسلامی، رهبری و ولايت فقيه اصل است و بقيه مسايل مانند تفكيك قوا و ... تابع است كه عقل و تجربه بشری ميتواند در تعيين آن دخالت كند.
در ادامه حجت الاسلام قاضی زاده در مخالفت با ديدگاه لك زايی كه متون دينی را دارای سيستم كاملی برای همه شئون جامعه می داند، گفت: سخن من اين است كه آيا كسی می تواند مدعی باشد كه مثلا برای همه اصول قانون اساسی در جمهوری اسلامی ايران، مستند دينی و نه عقلی ارايه كند، بررسی كه من كرده ام همه اصول قانون اساسی مستند دينی ندارد بلكه برخی از آن ها مانند تفكيك قوا، مستند عقلی و تجربه بشری دارد كه البته در توجيه آن گفته اند كه عقل هم از منابع شناخت دينی است بنابراين اموری كه از عقل(عقلی كه كشفی از روی هوا و هوس ندارد) و تجربه بشری منتج می شود هم جنبه دينی دارند.
در ادامه حجت الاسلام نظرزاده از محققان حاضر در اين نشست، با بيان اينكه حكومت و سياست در اسلام و قرآن قدری با يكديگر تفاوت دارند تصريح كرد: برخی از انبياء قبل از پيامبر گرامی اسلام(ص) نوع هايی از حكوكت مورد نظر خداوند و حكومت الهی را پياده و اجرا كرده اند كه پيامبران بنی اسرائيل از مصاديق بارز آن به شمار می روند و حتی درباره حضرت ابر اهيم(ع) نقل است كه با 70 نبی ديگر در ساير مناطق جلسات مشترك تشكيل می داده اند از اين رو به ويژه بايد محدوده ثابت ها و متغيرهای سيستم های اقتصادی، اجتماعی، سياسی و ... اسلام مشخص شوند چرا كه شاه بيت كليت قرآن درباره سيستم های مذكور محدوده ثابت ها و متغيرها است. به عنوان مثال عده ای كه شاه بيت حكومت را اجرای عدل می دانند در بحث ديه زن و مرد و ارث بحث يكسان بودن را مطرح می كنند.
در پايان اين نشست حجت الاسلام يوسفی مقدم، رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن به طرح اين سئوال پرداخت كه اگر قرآن يك نظام سياسی ارايه كرده باشد و منطقة الفراغی نيز داشته باشيم آيا همه موارد اين منطقةالفراغ را به عقل و تجربه بشری واگذار كرده و يا عقل و تجربه بشری را هم توصيه به پر كردن اين منطقه بر اساس وحی كرده است. آيا عقل مطلق العنان است يا نه محدوديت دارد و بايد اصول كلی قرآن را مد نظر قرار دهد؟
با توافق مسئولان مركز فرهنگ و معارف قرآن و پژوهشگران حاضر مقرر شد تا اين نشست در جلسه يا جلساتی ديگر ادامه يابد كه اخبار آن به اطلاع علاقه مندان خواهد رسيد.
captcha