کد خبر: 1801934
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۲

مختصری از زندگی‌نامه آيت‌الله سيد مرتضی نجومی كرمانشاهی

گروه سياسی و اجتماعی: آيت‌الله حاج سيد «مرتضی نجومی كرمانشاهی» از روحانيون نام آشنای كرمانشاهی است كه در اين گزارش به طور مختصر با زندگانی وی آشنا می‌شويم.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه كرمانشاه، آيت‌الله استاد حاج سيد «مرتضی نجومی كرمانشاهی»، فرزند مرحوم آيت‌الله آقا سيد «محمد جواد نجومی»، فرزند آقا سيد «ميرزا اسماعيل نجومی»، بنا به شجره نامه‌ای كه به خط اين بزرگوار در پشت نسخه بسيار نفيس نهج البلاغه خطی مرقوم شده سلسله سيادت ايشان به امام همام سيد الساجدين و زين العابدين حضرت علی ابن الحسين(ع) منتصب است.
پدر و جد بزرگوارشان آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومی متولد كرمانشاه و از سادات بسيار جليل القدر و از اتقيای زمان بودند كه طول عمر مباركشان را در شهر كرمانشاه سپری و پناهگاهی برای دوستداران ائمه اطهار(ع) بودند.
درباره والده مكرمشان به بخشی از توضيحات استاد در اين باب در كتاب كيميای هستی نوشته خود استاد بسنده می‌كنيم.
«والده عفيفه و صالحه بنده كه به راستی نمونه سلامت نفس، ديانت، تقوی، دلسوزی، مهر و محبت بود فرزند مرحوم آيت الله شيخ «مرتضی علم الهدی آل آقا» بودند.
استاد برابر آنچه در اين كتاب قيد شده است به نقل از والد مكرمشان كه در پشت نسخه خطی كتاب عين اليقين فيض مرقوم داشته اند در 23 جمادی الثانی 1346 مصادف با 5 آذر 1307 در كرمانشاه متولد شده اند و ليكن در شناسنامه، تاريخ تولدشان 26 بهمن 1307 قيد شده است.
استاد در سال 1314 شمسی در دبستان هدايت كرمانشاه به تحصيل پرداخته و تا كلاس ششم همانجا بوده سپس در سال 1321 و 1322 دوران اول و دوم دبيرستان را نيز گذرانده و ضمن رها كردن تحصيل در مدارس دولتی به تحصيل دروس حوزوی پرداخته‌اند.
آيت‌الله نجومی، در بيان خاطرات اين بخش از زندگيشان اشاراتی به خاطرات شيرينی چون مراوده و رفت آمده علمای بزرگ شيعه به منزل پدری و كسب فيض از حضور اين بزرگواران كرده و خاطرات تلخ اشغال كرمانشاه توسط نيروهای انگليسی در شهريور20 و رژه اشغالگران در خيابان مدرس (سپه سابق) را نيز به ياد می‌آورند.
در زمانی كه هيچ مدرسه علوم دينی و هيچ طلبه‌ای در كرمانشاه نبود ايشان تحصيل علوم حوزوی را نزد پدرشان و ديگر اساتيد شهر آغاز كردند تا اينكه پس از گذشت چند ماهی از اين جريان علمای كرمانشاه به امر حضرت آيت‌الله آقا سيد «ابوالحسن اصفهانی» حوزه علميه را در كرمانشاه پايه گذاری كرده و در مسجد حاج شهباز خان اولين مدرسه علوم دينی تشكيل شد.
استاد در محضر اساتيدی چون آقا «ميرزا ابراهيم پور معتمد»، حاج سيد «محمود معصومی لاری» و حاج شيخ «حسن حاج آخوند» به تحصيل علوم دينی پايه پرداخته تا اينكه به جهت گذراندان دروس حوزوی و بهره جستن از محضر اساتيد بزرگ شيعه دست به مهاجرت به عتبات عاليات عراق «كربلا و نجف» زدند كه در كتاب كيميای سعادت تحت عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوی دوست از اين اقدام ياد كرده‌اند.
استاد در بيان دليل عزيمت به عراق (شهر نجف اشرف) برای ادامه تحصيل در كتاب كيميای هستی چنين نوشته‌اند كه:
«رفت و آمد علاقه مندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را، بلايی برای ادامه تحصيل ديدم لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم»
ايشان در سال 1369 هجری قمری به شهر نجف اشرف رفته و در مدارسی چون«مدرسه آقا سيد محمد كاظم يزدی»، «مدرسه مرحوم آيت الله آخوند خراسانی»، «مدرسه حاجی «مرحوم حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل» و «مدرسه مرحوم آخوند»، به تحصيل دروس حوزوی پرداخته و به درجه اجتهاد نائل آمده‌اند.
در اين ايام استاد در درس خارج، استادان اعلمی چون حضرت آيت الله العظمی آقا «ميرزا محمد باقر زنجانی»، آيت‌الله آقا «ميرزاعبد الهادی شيرازی»، آيت‌الله حاج آقا «محسن حكيم» و آيت‌الله العظمی آقای حاج سيد«محمود شاهرودی» شركت كرده و اولين اجازه اجتهاد را از دستان مبارك حضرت آيت الله العظمی «آقا ميرزا محمد باقر زنجانی» دريافت كرده است.
بنا به آنچه در كتاب پر ارزش و با بركت زندگی‌نامه ايشان قيد شده استاد در سال 1334 با دختر يكی از علمای متقين نجف حضرت حجت الاسلام آقا سيد «عباس ناجی»، رحمه الله عليه كه اصالتا اهل آذربايجان بودند ازدواج كرده و هم اكنون صاحب سه پسر و سه دختر و تعدادی نوه هستند.
در سال 1349 در پی اخراج ايرانيان مقيم عراق توسط بعثيون استاد به كرمانشاه مراجعت و از آن پس عمر پر بركت خويش را وقف و صرف مردم كرمانشاه كرده و هم اكنون از چهره‌های پر نفوذ معنوی شهر محسوب می‌شوند كه محل رجوع بسياری از دانشمندان، طلاب و افراد تحصيل كرده هستند.
ايشان هم اكنون در مسجد نواب نماز می‌گذارند كه از جمله مساجد فعال و پر جمعيت شهر كرمانشاه است.
استاد درباره فعاليت‌های دوران انقلاب چنين نگاشته‌اند: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامی ديگر مجال نوشتن كتابی يا استنساخی پيدا نشد و به كارهای معمولی و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم . تا اوان انقلاب اسلامی كه جوانان عزيز و سر باخته، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه ها را مخفيانه به منزل ما آوردند بطوريكه خود آقايان روحانيون محترمی كه كاملا در جريان انقلاب بودند نمی‌دانستند كه اعلاميه‌ها كجا تكثير می‌شود حتی گاهی جلسه آقايان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزيز در زير زمين مشغول تكثير و چاپ اعلاميه‌ها با انشاء اين حقير بودند.»
در كوران درگيريه‌ای انقلاب در 9 مهر ماه 57 داماد استاد به نام شهيد صادق صابون پز در درگيری با عوامل رژيم شاه به شهادت رسيد و بعنوان اولين شهيد انقلاب اسلامی در كرمانشاه تقديم به امام و انقلاب شد.
در آثار به ثبت رسيده از ايشان می‌توان به مجموعه عكسی از آثار خطی ايشان، چند رساله ارزشمند با عناوينی چون رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصوير و التمثيل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسير سوره ی مومن و رساله‌ای در تعظيم شعائر اسلامی اشاره كرد گر چه استاد در ذيل بخش آثار و تأليفات چنين آورده‌اند: «مطلبی را اينجا تذكر دهم و آن اينكه ما از اول بفكر كتاب نويسی يا اگر جسارت نباشد بفكر خود نمائی و تاليف و تصنيف نبوديم و هميشه می‌گفتيم مردی در فهميدن كلمات بزرگان و محققان عظيم ماست لذا چندان رغبتی به نوشتن كتاب مستقل نداشتيم».
البته استاد بسياری از آثار بزرگان را استنساخ كرده‌اند از جمله آنها رياض العلما مرحوم عبدالله افندی، رساله صحيحه از ميرزای زنجانی و چند اثر ديگر.
استاد درباره ويژگی‌های هنری خود و خانواده‌اش چنين نوشته‌اند: «در خاندان ما هنر های زيبا جايگاه ويژه ای دارد و هنرمند خوشنويس، نقاش و صحاف زياد داشته ايم، مرحوم جدم آقای ميرزا اسماعيل كه در ابتدای كلام ترجمه حال ايشان را آوردم از خوشنويسان بسير خوبی بودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه می‌نوشتند و آثار بسيار ارزشمندی در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضای منجم باشی از شاگردان ميرزا محمد علی خوشنويس كرمانشاهی بوده‌اند»، آقا سيف السادات، سيد ميرزا عبدالرحمن نجومی، سيد ميرزا محسن و سيد محمد صالح سيف السادات، سيد نصر الله نجومی و سيد ميرزا حسن نجومی و سيد هادی و مهدی نجومی و آقا سيد محمد جواد نجومی پدر گرانقدر استاد نيز از هنرمندان اين خانواده هستند.
خود استاد از برترين‌های هنر خوش نويسی جهان هستند كه تابلوهای زيبای ايشان هوش از سر هر صاحب ذوقی می‌برد استاد نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرين و ممارست پرداخته اند تا درا نواع خطوط اسلامی استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث يگانه و بی‌همتا گرديده‌اند و در تذهيب و تشعير و جليد و گل و بوته سازی آثار جاودانه‌ای پديد آورده‌اند.
در سال 1398 هجری قمری مرحوم حاج ميرزا احمد معصومی زنجانی اجازه‌ای عربی در عالم خط برای استاد نوشته‌اند و وی با تلاش و كوشش خود در اين زمينه لوح تقدير در نخستين گردهمائی و جشنواره خوشنويسان جهان را كسب كرد و به‌عنوان چهره ماندگار ايران در عالم هنر مورد تقدير قرار گرفت.
بر گرفته از كتاب كيميای هستی «زندگی نامه خود نوشت حضرت آيت الله نجومی»، و سايت كانون فرهنگی نور.
captcha