جعفر نكونام، عضو هيئت علمی دانشگاه قم، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در تبيين ديدگاه آيتالله معرفت درباره تاريخگذاری قرآن، اظهار كرد: يكی از شاخصهای قرآنی تاريخگذاری قرآن كريم، اشارات و تصريحهای قرآن به رخدادهای زمانمند عصر نزول است، اين شاخصها در كنار رواياتی از سيره نبوی(ص)، دقيقترين اطلاعات را از تاريخگذاری قرآن به دست میدهد. يكی ديگر از اين شاخصهای مورد استفاده در تاريخگذاری، استقلال لفظی و محتوايی آياتی از يك سوره و تماميت مضمون آن آيات است.
وی در ادامه اين مصاحبه با بيان اينكه روايات اسباب نزول منبع ديگر تاريخگذاری قرآن كريم است، تصريح كرد: آيتالله معرفت سبب نزول را عبارت از مشكلی دانسته كه آيه برای حل آن نازل شده است. به تعبير ديگر، سبب نزول عبارت است از عاملی كه موجب شده است آيه درباره آن نازل شود.
عضو هيئت علمی دانشگاه قم با بيان اينكه آيتالله معرفت ميان سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل شده است، اظهار كرد: به نظر ايشان سبب نزول عاملی است كه در وقت حضور آيه حضور داشته است و شأن نزول اعم از آن است و لذا عاملی را كه مربوط به گذشته است در بر میگيرد. شأن نزول مشكلی است كه آيه در حل و توضيح آن يا عبرتگيری از آن نازل شده است، نظير داستانهای انبياء گذشته.
نويسنده كتاب «پژوهشی در مصحف امام علی(ع)» افزود: به نظر میرسد بايد سبب نزول را اعم از رخدادهای خاص و مقطعی در نظر گرفت و شامل مقتضيات و شرايط عامی نيز كه موجب نزول آيات قرآن شدهاند دانست. چه رخدادهای خاص مقطعی و چه شرايط عمومی و مستمری كه در طول زمان و مكان نزول قرآن وجود داشته است.
نكونام با بيان اينكه با اين تلقی از سبب نزول نبايد اسباب نزول آيات و سورههای قرآن را تنها در كتب اسباب نزول جستجو كرد، گفت: در اين كتابها بيشتر رواياتی آمده است كه به رخدادهای خرد و شخصی مربوط است. به منظور آشنايی كامل با اسباب نزول بايد همه روايات و نقلهايی كه شرايط آن عصر را در تمامی ابعاد گزارش میكند بررسی كرد.
وی با اشاره به بیاعتباری برخی از روايات اسباب نزول، خاطرنشان كرد: آيتالله معرفت مینويسد: «عبارت «نزل فی كذا» در سخنان صحابه و تابعان اعم از سبب نزول است. گاهی مراد از آن سبب نزول، گاهی واقعهای در گذشته و گاهی حكم شرعی است؛ چنانكه زركشی و سيوطی نيز همين نظر را در گذشته داشتهاند.
مديرمسئول «پژوهشنامه قرآن و حديث» با بيان اينكه برخی از دانشمندان قاعدهای به نام «وحدت نازل و تعدد نزول» برای توجيه تعارض برخی روايات ساختهاند، گفت: به عنوان نمونه آيه 113 سوره توبه را هم مرتبط با استغفار پيامبر اكرم(ص) برای مادرش و هم ابوطالب دانستهاند. به نظر آيتالله معرفت اين روايات جعلی است و امويان آنرا برای از ميان برداشتن كرامت بنیهاشم و مشوه نشان دادن پيامبر اسلام(ص) ساختهاند.
نويسنده كتاب «درآمدی بر تاريخگذاری قرآن كريم» افزود: تنها رواياتی كه با تكيه بر آنها میتوان تاريخ تقريبی نزول سورههای قرآن را شناسايی كرد، روايات ترتيب نزول است. آيتالله معرفت مینويسد: «بيشتر دانشمندان اسلامی بر اين روايات اعتماد كردهاند، البته بيشتر بر روايات ابن عباس اعتماد شده است.»
وی با بيان اينكه به باور آيتالله معرفت، ترتيب سورهها در روايات ترتيب نزول بر اساس صدر سورهها است، تصريح كرد: بر اين اساس رتبه هر سوره لزوما به اين معنا نيست كه همه آيات آن در همان مرتبه نازل شده باشد. چه بسا چند سورهای كه آيه اولش نازل شده باشد و بعد سوره ديگری نازل و پس از آن سوره قبلی تكميل شده باشد.
نكونام در تبيين نظر آيتالله معرفت درباره مكی و مدنی بيان كرد: آيتالله معرفت ضمن برشماری سور مكی و مدنی، يادآور میشود كه دانشمندان اسلامی در اين زمينه اتفاق نظر ندارند. وی سپس موارد اختلاف را ذكر میكند و پس از بررسی هر يك، روايات ترتيب نزول را تأييد میكند.
وی تصريح كرد: آيتالله معرفت با اشاره به نظر پيشينيان كه بسا سورهای مكی كه در آن آيات مدنی با مكی است و بالعكس، معتقد است كه در بيشتر اين موارد بر روايات و اقوال ضعيف اعتماد شده است. به همين جهت وی هرچه را كه اينگونه نقل شده است، رد میكند.
عضو هيئت مديره انجمن علوم قرآن و حديث ايران با بيان اينكه آيتالله معرفت در بسياری از موارد در رد آيات مستثنی به سياق آيه؛ يعنی هيئت تركيبی مفردات آيه اشاره میكند، گفت: به عنوان نمونه درباره آيه شريفه 95 سوره مباركه نحل كه گفتهاند مدنی است، مینويسد: «اين قصه ثابت نيست و لحن آيه عام است و سياق آن با انسجام وثيقش با آيات قبل، گواهی میكند كه نكوهش شديد مشركان معاند را هدف گرفته است.»
وی در پايان اظهار كرد: ملاحظه مباحث مكی و مدنی آيتالله معرفت نشان میدهد كه وی هيچ يك از استثنائات قرآن را نمیپذيرد و معتقد است كه هيچ آيه مكی در سوره مدنی و هيچ آيه مدنی در سور مكی وجود ندارد. نهايت اين است كه در مواردی؛ مانند آيه 26 سوره مباركه اسراء كه خداوند میفرمايد: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ» احتمال میدهد كه تعدد نزول داشته باشد.