«رضا نباتی» كارشناس ارشد قرآن وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) ضمن بيان اين مطلب اظهار كرد: مطابق بند هفتم اهداف اعتقادی دوره ابتدايی ـ مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش ـ هدف از آموزش قرآن در دوره ابتدايی اين است كه دانشآموز «قرآن را از رو میخواند و با برخی از سورهها آشنايی داشته و از حفظ میخواند.»(1) و همچنين طبق مصوبه همين شورا، افتخار آموزش و تدريش درس قرآن در دوره ابتدايی برعهده آموزگار پايه است. (2)
وی ادامه داد: از اين رو با توجه به وجود مسائلی چون برخی بدفهمیها درباره دو مصوبه فوق، بازنگری و اصلاح مبانی و روشهای آموزش روخوانی قرآن در دوره ابتدايی و ارتقای صلاحيتهای حرفهای آموزگاران از اهميت فراوانی برخوردار است. آسيبشناسی مبانی و روشهای آموزش قرآن تبيين راهكارهای اصلاح الگوهای آموزش قرآن در دوره ابتدايی بسيار مهم و ضروری است (3)؛ اما در اين مجال در پی بيان آن نيستيم، بلكه با توجه به ضرورت تبيين جايگاه و نحوه تاثير رسمالخط در آموزش قرآن دوره ابتدايی، به اجمال نكاتی ارائه میشود، اميد است همكاران آموزگار ضمن مطالعه دقيق مطالب نويسنده را رهنمون باشند.
نباتی با اشاره به علت طرح موضوع اظهار كرد: مقام معظم رهبری در ديدار جمعی از قاريان، حافظان و علاقهمندان به قرآن كريم اظهار كردند« واقعيت تلخ اين جاست كه قرآن هنوز در جامعه ما يك امر عمومی نشده است. همه به قرآن عشق میورزند، احترام میكنند، اما عده كمی همواره آن را تلاوت میكنند و عده كمتری در آن تدبر میكنند.»
وی ادامه داد: اين يك واقعيت است كه عموم مردم با اين كه خود را به حقيقت مدافع و فدايی قرآن میدانند اما قرآن نمیخوانند، اين يك سؤال مهم است كه راستی «چرا عموم مردم قرآن نمیخوانند؟»
با كمی توجه به تجارب موجود در میيابيم كه هر ساله اعتبارات زيادی صرف آموزش عمومی قرآن كريم در جامعه میشود.
نباتی يادآور شد: منظور از آموزشهای عمومی، آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن كريم برای عموم مردم است. مثلاً آموزشوپرورش در طول سالهای متمادی برای معلمان آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن كريم برگزار كرده است، يا آموزش عالی برای دانشجويان از دوره كاردانی تا كارشناسی ارشد، يك واحد پيشنياز آموزش روخوانی قرآن كريم برگزار میكند و يا نهضت قرآنآموزی با صرف هزينههای چند صد ميليونی و ميلياردی در قالب مؤسسات متعدد قرآنی اقدام به تشكيل كلاسهای آموزش روخوانی قرآن كريم میكند. ارگانها و سازمانهای دولتی و تشكلها و موسسات قرآنی مردمی و همچنين مساجد و هيئتها نيز همين كار را انجام میدهند. اما باز اين سؤال به قوت خود باقی است كه «به راستی چرا مردم قرآن نمیخوانند؟ » آيا واقعاً مشكل مردم اين است كه قرآن بلد نيستند و يا نه، اساساً آنان قرآن نمیخوانند.
وی همچنين تصريح كرد: پاسخ به اين سئوال دارای ابعاد مختلفی است كه در ساير مقالات نويسنده به آنها اشارهای شده است. ولی به نظر، از مهمترين علل عدم انس دائمی عموم مردم با قرآن كريم به موضوع نامتناسب بودن رسمالخطهای موجود قرآنهای رايج، با دانش و مهارتهای كسبشده مخاطبان مربوط میشود. موضوعی كه نه تنها باعث سرخوردگی خوانندگان از خواندن مستمر قرآن در اثر سركوبی حاصل از شكستهای پياپی در اين مسير شده است بلكه در بدفهمی مبانی و روشهای آموزش قرآن تاثيرات منفی و در عين حال عميقی گذاشته است.
اين كارشناس قرآنی در ادامه به علت و معلولها اشاره كرد و گفت: مسئله اصلی اين است كه عموم مردم ايران به دليل اين با قرآن كريم انس دائمی ندارند كه در روخوانی آن با مشكل جدی رو به رو هستند. وجود اين معلول ناظر به دو علت اساسی است؛ 1- ناظر بر هدفگذاریهای نادرست در عموم آموزشهای قرآن از آن جمله ناديده گرفتن مهمترين و اساسیترين هدف آموزش يعنی انس دائمی مخاطب با قرآن كريم؛ به تعبير ديگر اشكال اساسی شيوههای رايج آموزش قرآن در كشور اين است كه اين شيوهها افراد را « قرآندان » بار میآورد اما در نهايت منجر به « قرآنخوان » شدن مستمر و مادامالعمر فرد در مسير زندگی نمیشود.
وی يادآور شد: و دوم وجود رسمالخطهای متعدد در كتابت قرآنهای رايجی است كه عمدتاً با سواد فارسی يعنی خواندن و نوشتن آموخته شده عموم مردم، تناسب لازم را ندارد. در اين جا منظور از رسمالخط همان نحوه اعرابگذاری كلمات قرآن است كه به آن «ضبطالمصحف» نيز گفته میشود. جالب است بدانيم از دلايل مهم بروز مشكل اول و همچنين كجتابی روشهای آموزش عمومی قرآن بیتوجهی به جايگاه رسمالخط قرآن است و به دليل فقدان يك فلسفه وجودی در آموزشها و فعاليتهای قرآنی در طول سالهای متمادی به جای آن كه مشكل را حل كنيم با آن كنار آمدهايم. در اين جا با ذكر اين كه چه چيزی آموزش روخوانی قرآن نيست به بيان برخی از اين اشكلات میپردازيم.
نباتی در پاسخ به اين سئوال كه «چه چيزی آموزش روخوانی قرآن نيست» گفت: دو اشكال اساسی در روشهای تدريس روخوانی قرآن كريم و هم اين طور در عموم كتابهای آموزشی در اين باره ديده میشود، اشكال اول اينكه آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآنآموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخوانی میكنند و اشكال دوم اينكه كلاس درس آموزش روخوانی قرآن به جای مهارتآموزی مبتنی بر قائدهمحوری است.
وی ادامه داد: شايد برخی از معلمان يا مخاطبان بر اين باور پافشاری كنند كه اين روشها كاملاً صحيح است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياری از افراد قادر به روخوانی همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها میتوانند برخی از سورهها و آيات منتخب مانند آيةالكرسی و... را بخوانند. اين مسئله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاسها و جلسات قرآنی اين مسئله مشاهده میشود. اين مسئله مانند آن است كه يك دانشآموز بگويد من فقط میتوانم كتاب فارسی خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتابها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانشآموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيری نينجاميده است.
نباتی اظهار كرد: اشكال كار اين معلم فارسی و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جای آن كه بر تقويت حسن بينايی تاكيد كند بر حس شنوايی تاكيد دارد و از آن جا كه هر فردی برای خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است برای اين كار بايد حس بينايی به اندازه كافی مهارت لازم را به دست آورده باشد.
وی گفت: به نظر دانشمندان تنبلترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آن چه را میبيند به مغز مخابره میكند و از سوی ديگر 73 درصد يادگيری از طريق ديدن اتفاق میافتد. بنابراين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار گرداند، اين ده درصد ديدن نيز كاهش میيابد و دانشآموز يا قرآنآموز از طريق شنيدن با كلمات، عبارات و آيات آشنا شده و بر اساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلیخوانی» میكند.
نباتی در پاسخ به اين سئوال كه «اين دو اشكال از كجا نشأت میگيرد» اظهار كرد: اين دو اشكال اساسی كه در اغلب روشها و كتابهای آموزش روخوانی قرآن وجود دارد از تعدد رسمالخطهای رايج در كشور ناشی شده است. رسمالخطهای رايج از نظر اعرابگذاری ( ضبط المصحف ) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. يعنی علائمی كه صرفا برای خوشنويسی و زيبايی خط مصحف شريف نوشته میشوند و بيشتر جنبه سليقهای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراوانی در قرائت میشوند.
اين كارشناس قرآنی توضيح داد: به عنوان مثال قرآنآموز اين علائم را در كلمه « نُوحِيهَا » میخواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافی از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد میشود و از آن جا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمیدهد( به دليل قداستی كه برای قرآنكريم قائل است) بنابراين خود را مقصر و ناتوان میداند؛ اين طز فكر رفته رفته در اثر تكرارهای بعدی قوّت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم میشود.
وی همچنين به انواع رسمالخط مصاحف رايج در ايران اشاره كرد و گفت: در بلاد اسلامی و همچنين كشور ايران كه مهد هنرهای فاخر و زيبايی همچون خوشنويسی است. بسياری از خوشنويسان از روی ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود، اقدام به كتابت مصحف شريف كردهاند.
نباتی درباره انواع كتابت برخی از اين رسمالخطها گفت: الف) كتابت به خط عثمان طه (به رسمالخط عربى) اين رسمالخط علاوه بر زيبایى، محسّنات و ويژگىهایى دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كردهاست. ب) كتابت به رسمالخط فارسى؛ در اين نوع كتابت، الفهاى كوتاه به صورت ممدود نوشته مىشود، مثلا «كتب» به صورت «كتاب» و «انزلنه»، «انزلناه» تحرير مىشود. ج) رسمالخط پاكستانى؛ اين نوع كتابت از نظر محتوایى، با رسمالخط عربى فرقى نمىكند و تفاوت آن، شكلى است.
وی گفت: در كتابتهای فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسی، بسياری از تركيبها، جابجايی علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوههای نوشتن اين قرآنها، حركات و علائم در محل اصلی خود قرار نگرفتهاند و از نظر آموزشی به كلمه آرايی، سطر آرايی و صفحه آرايی توجه نشده است.
نباتی همچنين اظهار كرد: مناسب است در اين جا به شيوه ديگری كه در سالهای اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود كه آن قرآن كمعلامت است، شيوهاى كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در كتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش و برخی مراكز ديگر مورد استفاده قرار مىگيرد. در اين شيوه، علايم زائد و سليقهاى را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسى» (كمكردن علايم) نزديك كردهاند.
وی به بيان مهمترين ويژگیهای اين رسمالخط پرداخت و گفت: مهمترين ويژگی كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش تحولات قابل توجهی اتفاق بيفتد. از آن جمله كاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن، افزايش انگيزه و علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم است. تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم میتواند به قرآنآموز بگويد «ببين و بخوان» زيرا در ساير رسمالخطها دانشآموزان اغلب كلمات و حتی عبارات را غلط میخوانند مگر آن كه معلم به يكی از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانشآموزان درست بخوانند يعنی اولاً ) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند و ثانياً ) چون نمیتواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس همخوانی كند مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهای قرآنی را در ابتدای هر كلاس درس بدهد. ( قاعده محوری)
نباتی در توضيح اين مطلب گفت: مثلا اين كلمات را همانگونه كه نوشته شده بخوانيد 1-خَـالِـدُونَ ( رسمالخط عثمان طه) - خـالِـدونَ (رسمالخط كم علامت)2- یُـوسُـف ( رسمالخط عثمان طه ) - یـوسُـف ( رسمالخط كم علامت ) 3- نُـوحِیـهَـا ( رسم الخط عثمان طه ) – نـوحیـهـا ( رسم الخط كم علامت )
4- إِلَّـا ( رسم الخط عثمان طه ) – اِلّـا ( رسم الخط كم علامت ) و 5- مَّا أَصَابَكَ ( رسم الخط عثمان طه ) - ما اَصابَكَ ( رسم الخط كم علامت ).
********************************************************************
منابع :
1-جلسه 647 شورای عالی آموزش و پرورش، مصوبه ی 16/3/79 اهداف اعتقادی دوره ی ابتدايی، بند هفتم
2-جلسه 677 شورای عالی آموزش و پرورش، مصوبه ی 8/901-120 - 7/6/81 ، بند پانزدهم از اصول حاكم
3- همكاران علاقهمند میتوانند مقاله « اصلاح الگوهای آموزش قرآن » را از نشريه « نگاه به رويدادهای آموزش و پرورش», شماره ی 395 ص 8 , مطالعه كنند.