به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، هفتاد و نهمين نشست مركز پژوهشی ميراث مكتوب شب گذشته (15 شهريورماه) با حضور «غلامعلی حدادعادل» رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، «ابوالقاسم امامی»، «سيدمحمد حسينی»، «سيدعلی موسوی گرمارودی»، «حسين استادولی»، «مهدی محقق» و «علی رواقی» در اين مركز برگزار شد.
غلامعلی حداد عادل، در اين مراسم تفسير كشفالاسرار را ترجمه معتبر و كهن فارسی از قرآن كريم برشمرد و با بيان سخنانی از ميبدی در آغاز كشفالاسرار، گفت: سخن ميبدی در وصف قرآن، شيرينترين مطلع سخن است و ميبدی عبور شجاعانهای از ترجمه تحتالفظی طبری داشته است.
وی افزود: وقتی ترجمه قرآن مجاز شمرده میشود، مترجمان محتاط خواهند بود كه برای حفظ امانت آن را كلمه به كلمه ترجمه كنند و اين وسواس، دغدغه و دقت سبب میشود كه زيبايی كلام قرآن فدای دقت و امانت شود.
حداد عادل اظهار كرد: ميبدی جهشی در اين باره كرده است تا خود در سنت ترجمه آزادی ببخشد. در حالی كه تلاش ميبدی در اين باره از سوی مترجمان بعد از وی دنبال نشده است.
رييس كميسيون فرهنگی مجلس در ادامه گفت: متاسفانه مترجمان به همان قيود و سبك خبری برگشتند و اگر در هر قرن، مترجمان به اندازه ميبدی از طبری فاصله گرفته بودند، امروز نيازمند شمار فراوانی از ترجمههای قرآن به فارسی نبوديم.
وی با اشاره به اين كه ترجمه تحتاللفظی پس از ميبدی ميبدی بازگشته است، افزود: اين روش تاكنون ادامه يافته است، در حالی كه نثر فارسی ميبدی ظرافت و لطافت نثر خواجهعبدالله انصاری را در سبك خود داراست و آن را حفظ كرده است.
حداد عادل اظهار كرد: كشفالاسرار هم از نظر مفردات گنجينه ذیقيمتی برای زبان فارسی است و هم از نظر عبارات به كار رفته در آن.
وی از اين كه طی نيمقرن اخير درباره فعاليت ميبدی در حوزه نگارش كشفالاسرار كتابهای متعددی به نگارش درآمده است، اظهار خرسندی كرد و گفت: تعدد چاپ حكايتها از مرغوب بودن كلام فاخر ميبدی خبر میدهد.
حدادعادل همچنين تدوين لغتنامه قرآن بر اساس ترجمه ميبدی را يك ضرورت دانست و گفت: الفاظی در كشفالاسرار ميبدی وجود دارند كه برای يافتن معنی و سابقه آن دشواری داريم، با اين حال امروزه هيچ مترجمی از مراجعه به ميبدی بینياز نيست.
سيد علی موسوی گرمارودی نيز در اين مراسم، با اشاره به اين كه كشفالاسرار ميبدی توشهای معنوی است برای كسانی كه در اين حوزه كوشش كردهاند، افزود: اين اثر در سه نوبت ترجمه، تفسير و تفسير خاص شده است.
به گفته وی، ترجمه اين اثر در نهايت ايجاز انجام شده است. بخش سوم اين اثر كه تفسير خاص است نيز برداشتی عرفانی از تفسير قرآن است كه در 445 مجلس و 7550 صفحه گرد آمده است.
موسوی گرمارودی با بيان اين كه قسمت نخست اين اثر برای كسانی كه میخواهند در حوزه ترجمه وارد شوند، منبع خوبی به شمار میآيد، گفت: در اين بحث، مترجم درباره انتخاب كلمات عربی آگاهی میدهد.
وی در ادامه سخنانش اظهاركرد: در نگاهی كه به ترجمه در دوران گذشته میكنيم، لفظ به لفظ انجام شده است تا مبادا در امانتداری وحی خيانت نشود و بسيار مشكل است كه در ترجمه لفظ به لفظ، شيوايی نيز رعايت شود. بخش سوم اين اثر كه به نثر بيان شده نيز حكايتهايی از عرفا، ابدال و ابرار، شعر و قصص انبيا بيان شده است.
«سيدمحمد حسينی» نيز در ادامه اين نشست از مرحوم «حكمت» ياد كرد و گفت: وی سالها روی اين كتاب كوشش كرده است.
وی با بيان اين كه وقتی سخن از تركيب میآيد، برداشت عرفانی مطرح میشود، اظهار كرد: ميبدی سخن را تمام كرده است و گفتهاش بر پايه تفسير خواجه عبدالله انصاری بوده است.
حسينی در ادامه افزود: سخن اينجا روشن میشود كه حكمت نسخهای را كه به عقيده او كهنترين اثر است، به عنوان منبع به كار برده است، در حالی كه اثر مورد نظر به قرن دهم و نوشته «فصيحالدين احمد» مربوط میشود.
وی اظهار كرد: خواجه عبدالله انصاری گفته است كه هر گاه میخواست تفسير بگويد، از 107 كتاب در اين حوزه استفاده میكرده است. اين در حالی بود كه استافده از ديگران و بهره بردن از آنان در قرنهای پنج و شش، اقدامی جا افتاده به شمار میآمد تا پژوهشگران امروز بتوانند از آن استفاده كنند.
حسينی درباره فعاليتی كه حكمت روی اين اثر انجام داده است، گفت: اين نسخه جامع را در 11 مجلد به عنوان پايه و اساس قرار دادهاند كه از آن جمله واژههای كهن هراتی است كه در اين كتاب آمده است و اگر همت او در اين راستا نبود، من جرأت دست زدن به اين كار را پيدا نمیكردم.
علی رواقی نيز با اشاره به اين كه يك كاتب از آغاز تا پايان يك كتاب را نوشته است، گفت: مترجمان قرآنی برابر نهادههای فارسی و قرآنی را توامان به كار بردند، به گونهای كه از يك لغت فارسی و يك لغت قرآنی در تمام قرآن استفاده كردند.
وی از رعايت يك نكته كه هميشه انجام میشد و نمونه آن را در قرآن قدس و تفسير كمبريج میتوان ديد، اظهار كرد: برابر نهادهها يك واژه فارسی و قرآنی دارد كه در تمام قرآن مورد استفاده قرار گرفته است.
رواقی از اين كه در ترجمه قرآن، ترجمهای رسمی وجود ندارد، افزود: برخی از قرآن پژوهان تفسير طبری را تفسير رسمی میدانند، ولی اين گونه نيست چون زبان ماورالنهر كه برای مردم ديگر شهرها شناخته شده نيست، در اين اثر مورد استفاده قرار گرفته و دستكم 80 واژه سعودی در آن به كار رفته است.
اين استاد دانشگاه، ادامه داد: اكنون ديگر سبكشناسی در فارسی نداريم و به جای آن میتوان از گونهشناسی ياد كرد. كه فقط در دوره حركت نمیكند، بلكه در حوزه و دوره حركت میكند. يعنی مفاهيم هم از نظر نگاه نگارشی، ساختاری و آوايی با هم تفاوت دارند.
وی از «آيتالله زاده شيرازی» ياد كرد كه در سال 76 نسخه قديم كشفالاسرار را ترجمه كرد كه با وجود كوچكی آن، بيش از 200 واژه ناشناخته دارد كه با قرآن قدس و طبری نمیتوان آن را مقايسه كرد.
رواقی از شش گونه زبان در دوره نخست نام برد كه ماوالنهری، سيستانی، هروی، صورآبادی، رازی ـ كه اصلاً به آن توجه نشده است ـ و گونه معتبرتر كه گونه معيار است هستند.
وی درباره گونه معيار توضيح داد: اين گونه همان گونهای است كه فردوسی، اسدی طوسی و دقيقی از آن بهره میگرفتند. در حالی كه زبان قرآن قدس، زبانی پهلوی به خط فارسی است. از اين رو میتوان زبان شاهنامه را زبان معيار دانست.