حجتالاسلام «سيدمراد حسينی»، امام جمعه موقت ايذه در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه خوزستان، راههای شناخت خداوند را متعدد دانست و تأكيد كرد: صفات ذاتی مانند علم و قدرت خداوند كه انسان بهصورت كلی از آنها شناخت دارد، اما بهصورت كامل و تفصيلی بايد از اين صفات شناخت داشته باشد، زيرا صفات خداوند مانند علم، نامحدود هستند. از آنجايی كه انسان میخواهد اين علم را بشناسد و از سويی ديگر از ابراز محدودی برخوردار است، نمیتواند خداوند را بشناسد. ديگر اينكه صفات خداوند نيز به دليل نامحدود بودن برای انسان قابل شناخت نيستند. میتوان گفت كه يك نامحدود در يك محدود جا نمیگيرد، شناخت خداوند از راه صفات ذاتی خداوند محال است.
مدرس حوزه علميه و دانشگاه ايذه ادامه داد: حال با توجه به اين تفاسير، آيا اين باور، قابل قبول است كه بايد راههای شناخت خداوند را تعطيل كرد؟ در پاسخ بايد گفت خير. بايد به اندازه كشش هر فردی صفات خداوند را شناخت. اما از چه راهی میتوان خداوند را شناخت؟ راه صفات فعلی مانند خالقيت و رازقيت از مهمترين راههای شناخت خداوند هستند. شناخت براساس صفات فعلی قابل تأمل و تحقق هستند. در اغلب روايات آمده كه در خود خداوند و چيستی آن تفكر نكنيد، بلكه در مخلوقات خداوند فكر كنيد. تفكر درباره خود خداوند باعث تحير میشود.
حسينی تصريح كرد: نمیتوان به شناخت كاملی از خداوند رسيد ولی به اندازهای كه ما اهل معرفت شويم و هدايت شويم، راههايی برای شناخت وجود دارد، مانند نعمتهايی كه در قرآن مورد اشاره قرار گرفتهاند. مسير زندگی كسانی كه خداوند را در حد توان خود شناختهاند، از افرادی كه نشناختهاند، قابل تمايز است. آنها برای هر امری خداوند را مورد توجه قرار میدهند. خداوند را تعيينكننده برای افعال خود میدانند و بايد و نبايد را مورد توجه قرار میدهند.
امام جمعه موقت ايذه ادامه داد: انسانهای خدامحور هر چه خداوند بهعنوان واجب تعيين كردهاست را بهعنوان مصلحت قبول دارند. به مصلحتِ دنيايی عمل میكنند و از نهیشدهها دوری میكنند. انسان خداشناس كسی است كه زندگی خود را بر اساس دستورات خداوند پايهريزی كردهاست. نهايت اين امر، ترس از خداوند و دوری از ظلم است. زندگی انسان خداترس با پرهيزكاری همراه است. هر موجودی خداوند را میشناسد و بر اساس تفكری كه نسبت به خالق خود دارد به شناخت خداوند میرسد. اگر خداوند را براساس عقل بشناسيم به شناخت زيبايیها خواهيم رسيد.
حسينی ادامه داد: با توجه به اينكه انسان هميشه دنبال اين است كه مباحث روحی و روانی را بر اساس مبانی مادی ملموستر جلوه كند، در پی اين است كه خداوند را نيز مادی جلوه دهد. به همين دليل است كه ما بايد بحث چيستی خداوند را دور كنيم چون ابزار ما مادی است و به ماده خواهد رسيد.
وی گفت: اما اينكه خداوند وجود دارد يا خير، بايد مورد بحث قرار گيرد، زيرا ابزاری وجود دارد كه فرد ناخواسته پی به شناخت میبرد. بحث روز و شب و تغيير فصلها و غيره باعث شناخت انسان میشود.
مدير حوزه علميه خواهران ايذه افزود: صفات خداوند، عين خداوند هستند و ثبات دارند، اما مانند صفات انسان نيستند كه به مرور زمان تغيير يابند. نمیتوان صفات خداوند را از او دور كرد. صفات خداوندی عين او هستند. به همين دليل بايد در مورد خداوند تفكر كرد چون عقل ما محدود است و هر چه فكر كنيم به جايی نمیرسيم. ظرفيت انسان محدود و ضعيف است. خداوند را نبايد با مكان و زمان محدود كرد و گفت كه با اين موارد قابل شناخت است.
حسينی افزود: شناخت خداوند بر اساس ظرفيت افراد محقق میشود و راههای شناخت خداوند متعدد است؛ راههای شناخت به اندازه تعدد انسانهاست. البته ظرفيت شناخت قابل تغيير است كه با كسب علم افزايش میيابد و به مرحله بالاتری میرسد. با تحقيق و كسب علم نيز اين ظرفيت افزايش میيابد. هر عالمی بايد خداوند را آن طور كه هست بشناسد.
«سيدهصديقه موسوی» مدير حوزه علميه رامهرمز معتقد است: سادهترين راه خداشناسی را تفكر در آيات الهی عنوان كرد و گفت: چنانكه با خواندن كتاب، از نويسنده و هدف تأليف كتاب مطلع میشويم، با تفكر در آيات الهی نيز با خود آفريننده آشنا میشويم.
وی در پاسخ به اينكه آيا انسان توانسته به شناخت لازم خداوند برسد؟ اظهار كرد: در بسياری از سخنان پيشوايان دينی و عارفان و حكيمان به اين عبارت برمیخوريم كه «خداشناسی فطری است» يا «انسان بالفطره خداشناس است.» ولی اين نكته را نبايد فراموش كرد كه چون هر فردی دست كم از مرتبه ضعيفی از شناخت حضوری فطری برخوردار است، میتواند با اندكی فكر و استدلال وجود خدا را بپذيرد و تدريجاً شناخت شهودی ناآگاهانهاش را تقويت كند و به مراتبی از آگاهی برسد. هر نظم هدفمندی نشانهای از ناظم هدفدار است و چنين نظمهايی در سراسر جهان مشاهده میشود. بوته گلی كه در باغچه روييده، بلبلی كه بر شاخ گل میسرايد، هماهنگی عجيب و تدبير شگفتانگيزی در پديد آمدن شير در سينه مادران همزمان با تولد نوزاد، همگی نشانهای از خداوند هستند. در بدن انسان، شگفتانگيزترين آثار تدبير حكيمانه ديده میشود. هر سلولی يك سيستم كوچك هدفمند است و مجموعهای از سلولها عضوی را پديد میآورند كه سيستم بزرگتر و هدفمندی است و مجموعه سيستمهای گوناگون و درهم پيچيده سيستم كلی و هدفمند بدن را تشكيل میدهند.
وی افزود: سيستمهای بیشماری از موجودات جاندار و بیجان، نظام عظيمی به نام جهان طبيعت را تشكيل میدهند كه تحت تدبير حكيمانه واحدی منظم و منسجم اداره میشود. از جمله تأثيرات شناخت خداوند در رسيدن به كمال اين است كه نياز به مقدمات پيچيدهای ندارد، ثانياً مستقيماً بهسوی خداوند آفريننده دانا و توانا رهنمون میشود، ثالثاً بيش از هر چيز نقش بيدار كردن فطرت را ايفا میكند. ديگر اينكه اگر كسی در زندگی شناختی از خدا نداشته باشد زندگی او پوچ و رو به نابودی میرود.
حجتالاسلام «سيد آيتالله دهدار»، مدير حوزه علميه امامزاده ابراهيم بهبهان در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه خوزستان، اظهار كرد: اولين عامل شناخت خداوند فطرت و سرشت آدمی است كه اساس شناخت خداوند است. انسان از طريق فطرت میتواند به پروردگار عالم، علم حضوری پيدا كند. اين علم حضوری در سرشت آدمی كه همان فطرت است به وديعه گذاشته شده است.
وی افزود: خداوند سبحان در قرآن كريم میفرمايد: «فأقم وجهك للدين حنيفا ...» اين آيه مدعای اين است كه شناخت خداوند، فطری است. آدمی بايد هميشه اين ندای فطرت را پاسخ دهد و به واسطه همين ندای فطرت است كه انسان برای شناخت خداوند عالم از تمام موجودات و مخلوقات زمين فاصله میگيرد و در روح و جان خود، احساس وابستگی به ذات لايتناهی پروردگار میكند.
مدير حوزه علميه امامزاده ابراهيم بهبهان ادامه داد: دومين عامل شناخت خداوند، برهان صديقين است كه از طريق اين برهان انسان نظر به ذات هستی میكند و از خود هستی پی به هستیبخش میبرد، همانطور كه در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: «بك عرفتك» كه اين برهان صديقين پايگاه قرآنی و روايی دارد و زبان استدلال حكمی دارد. معمولاً فلاسفه اسلامی، اين برهان را در قالب «انّی» بيان میكنند. يعنی از لوازم برهان انی پی به هستیبخشی يا سرچشمه هستی راه پيدا كردن است. اين برهان از براهين باعظمت است.
دهدار، سومين عامل شناخت خداوند را عامل نياز روحی عنوان كرد و گفت: انسان در خلوتسرای سويدای دل خود احساس میكند كه استقلال ذاتی ندارد و بايد به يك نقطه لايزال متكی باشد، اين ادراكی است كه آدمی در درون خود احساس میكند و تمام موجودات هم از اين جهت با انسان با زبان حال خودشان شريك و هماهنگ هستند.
وی افزود: چهارمين عامل شناخت خداوند، كمالجويی انسان است. آن هم كمال لايتناهی انسان. اينها همه جز در احديت و صمديت خداوند يافت نمیشود. در اين ميان مقصد همه موجودات «اليه راجعون» است. تأثير شناخت خداوند و كسب معرفت در زندگی نيز قابل بحث و تحقيق است. انسان میتواند به حكم اختياری كه دارد، دوگونه زندگی برای خود انتخاب كند؛ يك زندگی بر مبنای ارگانيسم طبيعت كه در خوردن، نوشيدن، خوابيدن توليد مثل و ... خلاصه میشود و زندگی ديگر كه دارای فلسفه است.
وی اظهار كرد: ايمان و شناخت پروردگار، فلسفه وجودی آدمی را معنی میدهد و چشمانداز زندگی آدمی را لايتناهی قرار میدهد. ايمان داشتن به خداوند و معنیدار بودن زندگی آدمی باعث میشود كه مشكلات عظيم زندگی و فراز و نشيبهای آن مانعی برای بشر نباشد و اهل معرفت، با استقامت و مجاهدت و صبر و رياضت و اراده، با ايمانی محكم، حيات طيبهای داشته باشد.
مدير حوزه علميه امامزاده ابراهيم بهبهان افزود: به حكم آيه فطرت و آيه شريفه «ونفخت فيه من روحی» پرودگار عالم، جلت عظمت، پرتوی از روح خود را بر انسان عنايت كرده است و ظرفيت انسان را تجلی اسماءالحسنی خود قرار داد. امام علی(ع) نيز اين درباره فرمود: هر ظرفی وقتی مظروفش را در آن ريختند، طغيان میكند و سر میرود، مگر ظرفيت انسان و قلب انسان كه هر چه آب حيات، علم و معرفت در آن ريخته شود، بر گنجايش و وسعتش افزوده میشود و كمال میيابد. آدمی میتواند از طريق عقل و دل كه مركز اشراق ايمان به خداوند است، به شناخت پروردگار در حد اعلا و بینهايتی برسد. نتيجه اينكه راه شناخت پروردگار عالم برای انسان، تا بینهايت مفتوح است ولی هر كس به اندازه تزكيه نفس و وسعت ايمانش، حض بالاتری میبرد؛ معرفت پرودگار برای انسان حد يقف ندارد.
حجتالاسلام «حسين آلكثير»، معاون تبليغ حوزه علميه شوش به حديثی از حضرت محمد(ص) در ارتباط با شناخت خداوند و روزهداری اشاره كرد و گفت: بعد از وقوع معراج از ايشان اثر روزه را پرسيدند؟ پاسخ دادند اثر روزه حكمت است، ميراث حكمت معرفت است و معرفت نيز منجر به يقين خواهد شد.
حكمت به قدرت تشخيص افراد معنا میپذيرد؛ حكمت نه علم است و نه فكر. قدرت فكر باعث ايجاد مقدمات حكمت و شناخت خواهد شد. حكمت گمشده مومن است؛ «حكمة الضالةالمؤمن» حكمت را به سادگی به حضرت لقمان و داود ندادهاند. به صراحت میتوان گفت كه حكمت از راه سكوت و روزهداری به دست میآيد.
آلكثير ديگر راههای كسب معرفت و حكمت را توجه افراد به حلال و حرام عنوان كرد و گفت: پرهيز از بيهودهگويی نيز در اين مهم تاثيرگذار خواهد بود. حكمت مظروفی میخواهد كه در آن قرار گيرد، از آنجايی كه حكمت والاست به ظرفی خاص نيازمند است. حكيم به ذات خداوند معرفت میيابد و آن چيزی كه به دنبال آن هستيم نيز معرفت الهی و شناخت است. بر اساس حديثی از حضرت محمد(ص)، شناخت به حق، با معرفت نفس به دست میآيد، رضايت حق نيز از اين طريق به دست میآيد. بايد نفس را شناخت تا حق را شناخت.
منظور از «ما عرفناك حق معرفتك» اين است كه هنوز به شناخت كاملی از اصل و ذات خداوند نرسيدهايم زيرا اين امر محالی است. البته اين امر در مرحله پايينتر كه همان شناخت مرحله اجمالی (صفات خداوند) است به دست خواهد آمد و ميسر میشود. شناخت تفصيلی همان شناخت افعال خداوند است. اين مرحله برای انسان مسير است ولی نمیتوان به شناخت ذات خداوند دست يافت. با توجه اينكه مؤمنان خدا را شناختند ولی گروه دوم دچار عدم درك واقعيت و سرگردانی شدند كه به دليل پيروی از هوای نفس به دست میآيد. در سوره «نحل» آيه 78 يكی از ابزاری كه میتوان خدا را شناخت نعمت معرفی شده است. نعمت مانند گوش و چشم و دل برای درك بيشتر افراد است.
معاون تبليغ حوزه علميه شوش افزود: ديگر راههای شناخت خداوند، حسهای بشری هستند. تجربه نيز راه شناخت است. اسلام معتقد است كه راه شناخت نه عقلی است و نه حسی. هيچ كدام از اينها به تنهايی منجر به شناخت نمیشوند. برای شناخت هم عقل و هم حس مدنظر میباشند. معرفت اثر يقين است، راههای عدم دسترسی به يقين را تشريح كرد؛ خودبينی و هوای نفس باعث ايجاد محدوديت میشود. با دوست داشتنهای بیمورد، به چيزی يا كسی محدود میشويم. غرور باعث عدم شناخت میشود تقليد كوركورانه و شخصيتزدگی بزرگترين عوامل عدم شناخت هستند. تعصب و آمالزدگی، ظلم و گناه، تجاوز و دشمنی نيز در اين مهم تاثير گذارند.
آلكثير افزود: نظامی كه فرد در آن زندگی میكند، جهل و بیسوادی نيز در شناخت تأثيرگذار خواهند بود. زرق و برق دنيا باعث میشود كه به فضای معنوی گرايش نداشته باشيم. وسوسه شيطانی، غفلت از معنويات و مسائل دينی را به همراه دارد. غرور باعث ايجاد غفلت میشود. معاشرتهای بیحساب و بدون شناخت نيز در عدم شناخت موثر هستند. انسان بايد بداند كه مقصود و خواست خود را از چه كسی بخواهد. اين شناخت منجر میشود كه اتصالمان به ذالت الهی محكمتر شود.
«منصور سودانی» عضو هيأت علمی دانشكده علوم تربيتی دانشگاه شهيد چمران اهواز با بيان اين مطلب گفت: در خصوص اين كه لازم است انسان به شناخت خداوند برسد يا خير بايد گفت كه اساس بر شناخت پايهگذاری شده است. شناخت عامل مهمی است. در غير اين صورت هر فعاليتی غير قابل و مردود خواهد بود.
وی افزود: خداوند سبحان در بخشی از سوره مباركه «توبه» فرموده: «لاتقربو الصلاه و انتم سكری»، اين آيه به ما میگويد كه هر چيزی بايد هدف داشته باشد و همراه با شناخت كافی باشد. وقتی خداوند فعاليتها را هدفمند و همراه با شناخت تعيين میكند، در كنار آن ابزار لازم را در اختيار ما قرار میدهد.
به گفته سودانی، از جمله اين ابراز، ارسال يكصد و 24 هزار پيامبر و 14 معصوم بعد از آنهاست. در مورد اهميت شناخت خداوند میتوان گفت كه شناخت خود انسان، منجر به شناخت خداوند میشود. در اين ميان اين سوال پيش میآيد كه برای شناخت خود چه بايد كرد؟ اول اينكه بايد خود را شناخت و اصلاح كرد. اگر خود را نشناسيم نمیتوان خدا را شناخت و او را به كسی معرفی كرد.
عضو هيأت علمی دانشكده علوم تربيتی دانشگاه شهيد چمران اهواز گفت: منظور از ليعبدون در سوره مباركه «زاريات» ليعرفون است زيرا عبادت بايد همراه با شناخت باشد. اگر ما شناخت به خداوند داشته باشيم، در میيابيم كه خداوند غنی است و نسبت به نماز ما بینياز است. حضرت علی(ع) در خطبه 222 نهجالبلاغه فرموده: «خدای تبارك و تعالی ياد خود را صيقل دلها قرار داده است.» همچنين عنوان شده كه درهای ملكوت به آنها باز میشود. در قرآن آمده است كه شناخت و ياد خداوند مايه آرامش فرد است. ياد خدا موجب میشود كه سختیهای زندگی بهعنوان بلا و آزمايش الهی تلقی شوند. مؤمن در بلا بیقراری نمیكند و صبر بر مشكلات دارد. از آثار ديگر شناخت مؤمن اين است كه مؤمن با اطمينان، خداوند را پشتوانه و تكيهگاهی میداند كه هميشه در كنار او است.
وی تصريح كرد: خداوند سبحان فرموده: « مرا به ياد آوريد تا من هم شما را به ياد آورم»؛ «اذكرونی اذكركم.» وقتی مجذوب خداوند شويم، خيلی چيزها و موارد برایمان جذاب میشود. بايد سعی كنيم كه در مشكلات به خداوند توكل كنيم؛ «من اعرض عن ذكری فان له معيشتاً ضنكا.» شناخت خداوند دو طريق است؛ يكی بر اساس فطرت و دوم بر اساس عقل و استدلال. با توجه به اينكه فطرت نيازی به آموزش ندارد، آموزش بر اساس فطرت نيز نيازی به آموزش ندارد. كششی درونی است كه فرد را به سوی خداوند میكشد. اين نوع در ميان همه افراد است و نياز به آموزش ندارد. در همه افراد به وديعه گذاشته شده است. راه دوم شناخت عقل و استدلال است. خداوند برای تحقق شناخت بر اساس عقل و استدلال، ابزاری را در اختيار ما قرار داده است.
وی افزود: ديگر منابع شناخت خداوند، نظر كردن در خلقت و طبعيت است. نكته دوم آگاهی از تاريخ و گذشته است. نكته سوم اينكه انسان در خود تأمل و تفكر كند. با توجه به اينكه خدای تبارك و تعالی، با ما برخورد عقلی میكند، ما نيز بايد در شناخت خدا به ديگران بايد عقلی و نه از روی اجبار ديگران را به شناخت هدايت كنيم.
حجتالاسلام «سيد نجمالدين طباطبايی» محقق و پژوهشگر قرآنی و استاد تجويد شهرستان رامهرمز، به حديث «من عرف نفسه فقد عرفه ربه، هركس خود را شناخت، خدا را شناخت» اشاره كرد و گفت: اين حديث مؤيد اين مطلب است كه انسان بايد خودشناسی داشته باشد. يعنی بداند برای چه خلق شده؟ هدف از خلقت چيست و به كجا خواهد خواهد رفت؟
وی افزود: با شناخت و معرفت فلسفه وجودی انسان، شناخت خداوند نيز ميسر میشود. امام علی(ع) در اينباره میفرمايد: «من خدايی را كه نمیبينم عبادت نمیكنم» منظور اين است كه امام علی(ع) خداوند را با چشم دل میبيند. شناخت خداوند درجهبندی دارد و هركس میتواند به طريقی خداوند را بشناسد. انسان با عبادت خداوند میتواند شناخت بهتری از او داشته باشد.
طباطبايی به حديث «اللهم عرفنی نفسك»، «خداوندا خودت را به ما شناسايی كن» اشاره كرد و گفت: اگر خداوند را عبادت كنيم، پيامبر و امام زمان خود را نيز خواهيم شناخت. شناخت و عبادت خداوند تأثير مثبتی در روحيه فرد دارد و از گمراهیها جلوگيری میكند. عبادت خداوند بالاترين راه خداشناسی است و در اين ميان راههايی كه خداوند معين كرده مدنظر قرار میگيرد. امام صادق(ع) در اينباره فرمودهاند: «گر چه شيطان خداوند را عبادت میكرد ولی به دليل اينكه از راههای غير از نظر و مطلوب خداوند بوده است، مورد قبول او نبود».
به گفته طباطبايی، عبد بودن پيامبر اسلام(ص) باعث شد كه به معراج رود. پيامبر آن قدر عبادت و بندگی كرد كه به بالاترين مقام دست يافت. در اين ميان عبادت بايد از جايگاه مشخصی برخوردار باشد.
اين پژوهشگر قرآنی رامهرمز ادامه داد: خدمت به خلق، احترام به پدر و مادر و اطاعت از پيامبر و اهلبيت(ع) از بالاترين عبادتهايی است كه منجر به شناخت خداوند میشوند. شناخت خداوند با توجه به «آيات انفسی» و «آيات آفاقی» محقق میشود، توجه به نظام هستی و تحقيق و تدبر در اين باره از جمله توجه به آيات آفاقی است. آيات انفسی نيز بهصورت توجه به شناخت انسان و اعضا و جوارح و نوع خلقت بشر محقق میشود. توجه به نوع خلقت درونی افراد از جمله محبت، احساس و عواطف از جمله آيات انفسی هستند كه میتواند در شناخت خداوند مؤثر باشند، ديگر اينكه تدبر در آيات الهی و قرآن و احاديث اهلبيت(ع) در شناخت خداوند تأثيرگذار خواهد بود. با قبول فطری بودن خداپرستی، باور میكنيم كه در نهادمان ميل به خضوع داريم. در مقابل يك وجودی است كه بايد آن را بشناسيم، اين خضوع در مقابل كامل مطلق است. به لحاظ فطرت، ميل به خضوع در مقابل خدا در انسان وجود دارد.
«زهره زكی» مدرس حوزه علميه اهواز، با اشاره و استناد به جلد اول تا سوم كتاب معارف قرآن و مجموعه آثار آيتالله مصباح يزدی (مشكاة) اظهار كرد: در رابطه با خداشناسی میتوان به دو نوع شناخت اشاره كرد؛ اول شناخت حضوری و شهودی (ارتباط دل با خدا) و دوم شناخت حصولی، ذهنی و عقلی (شناختی كه عقل نسبت به خدا دارد.)
وی افزود: منظور از خداشناسی فطری به معنای حضوری اين است كه انسان چنان آفريده شده كه در اعماق قلبش يك ارتباط وجودی با خدا داشته باشد. اگر به اعماق قلب خود مراجعه كند اين رابطه را پيدا میكند، نه اين كه خدا را میيابد بلكه رابطه خود با خدا را میبيند. شناخت دوم حصولی و ذهنی است و منظور از آن خداشناسی فطری به معنای حصولی است. يعنی انسان بدون اينكه نياز به تلاش داشته باشد با همان عقل فطری و خدادادی به راحتی و آسانی به وجود خداوند میرسد و لازم نيست تحصيل علم كند، بلكه با همان آمادگی خطر میتواند به خداوند پیببرد، اين راه هميشه برايش موجود است.
مدرس حوزه علميه اهواز ادامه داد: منظور از اين كه در اين دو معنا قيد فطری را برای شناخت میآوريم اين است كه اكتسابی نيستند، اما اين دو باهم متفاوت هستند. در شناخت حصولی هميشه شناخت به وجه كلی است و نتيجه اين میشود كه يك وجودی هست كه جهان را آفريده است و تدبير میكند.
در شناخت حضوری و شهودی معرفت خداوند شخصی است. با عنوان كلی خدا را نمیشناسد بكله با او آشنا هست. بلكه رابطه دل خود با خدا را درمیيابد. اين رابطه در همه وجود دارد ولی مورد توجه نيست.
مدرس حوزه علميه اهواز با اشاره به اينكه نوعی شهود فطری برای انسان وجود دارد كه همه انسانها از آن برخوردار هستند يا خير، تصريح كرد: جواب به اين سؤال مثبت است و در قرآن به دو آيه استدلال شده است؛ اول آيه 30 سوره «روم» (آيه فطرت) «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»،«پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمىدانند» و ديگری آيه «ميثاق» 170 سوره «اعراف». «وَالَّذِينَ یُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ»، «و كسانى كه به كتاب [آسمانى] چنگ درمىزنند و نماز برپا داشتهاند [بدانند كه] ما اجر درستكاران را تباه نخواهيم كرد».
با توجه به اينكه در فطرت انسان گرايشی به سوی خداپرستی هست چگونه میتوان اين گرايش به صورت مستقل خود را نشان ندهد. با پذيرش اين استقلال به ناچار نوعی شناخت را میپذيريم كه در فطرت انسان باشد. مثلاً وقتی میگوييم در فطرت انسان گرايش و ميل به ازدواج است، خود فطرت متعلقش را میشناسد و میداند كه چه میخواهد و با چه موجودی میخواهد آميزش كند. ممكن نيست ما تمايل جنسی را به صورت يك امر غريزی و فطری قبول كنيم اما متعلق آن را ندانيم.
زكی گفت:آيه ميثاق (172 سوره اعراف)، «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ»، «و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم»،دلالت بر اين دارد كه هر فردی نوعی معرفت به خدای يگانه دارد كه میتوان از كيفيت حصول آن به اين صورت تعبير كرد كه خدا به انسانها فرموده است: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» وآنها پاسخ دادند، «بَلَى شَهِدْنَا» و اين گفتوگو به گونهای بوده كه انسان نمیتواند روز قيامت بگويد كه با ربوبيت الهی آشنا نبودهام.
وی افزود: با قبول فطری بودن خداپرستی، باور میكنيم كه در نهادمان ميل به خضوع داريم. در مقابل يك وجودی است كه بايد آن را بشناسيم و خود فطرت آن چيز را نشان میدهد. اين خضوع در مقابل كامل مطلق است. به لحاظ فطری بودن، ميل به خضوع در مقابل خدا در انسان وجود دارد و خدا را هم بايد شناخت. برحسب اين تفسير، آيه فطرت مستقيم ناظر بر خداشناسی نيست ولی میتوان گفت كه لازمه فطری بودن خداپرستی، نوعی شناخت فطری نسبت به خدای متعال است. زيرا انسان بايد خدا را بشناسد تا او را بپرستد.
زكی ادامه داد: آيه ميثاق نيز به روشنی بر اين مطلب دلالت دارد كه هر فردی نوعی معرفت به خدای يگانه دارد كه میتوان از كيفيت حصول آن به اين صورت تعبير كرد كه خدا به انسانها فرموده است: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» و آنها پاسخ دادند: «بَلَى شَهِدْنَا» و اين گفتوگو به گونهای بوده است كه انسان نمیتواند روز قيامت بگويد كه با ربوبيت الهی آشنا نبودهام.
وی گفت: در اينكه آيه ابهام دارد كه ما انسانها از خود چنين چيزی را سراغ نداريم كه با خدا رويارو شده باشيم و چنين گفتو گويی صورت گرفته باشد، به نظر میرسد چنين مكالمه حضوری جز با علم حضوری و شهود قلبی صورت نگرفته است. در اين ميان، مؤيد سخن روايات هستند. امام محمدباقر(ع) در حديثی فرمودند: «خدا خودش را به انسان شناساند و اگر اين كار را نمیكرد هيچكس پروردگارش را نمیشناخت.» از اين عبارت استفاده میشود كه معرفتی كه در اين آيه به آن اشاره شده است معرفتی شخصی است نه شناخت كلی كه از راه مفاهيم انتزاعی و عناوين عقل حاصل شود. بلكه معرفت، حضوری و شهودی بوده است. پس آيه ميثاق میخواهد بگويد آشنايی با خدا با شخص خدا در دل همه انسانها وجود دارد و وقتی آثارش را میبيند آن معرفت زنده میشود. اين معرفت كسبی نيست بلكه شناخت فطری است. ولی مورد توجه ما نيست.
به گفته زكی اين روايت به ما میگويد كه اگر چنين صحنهای نبود كسی نمیدانست كه چه كسی او را خلق كرده است. يعنی ممكن بود بداند كه خالقی دارد اما نمیداند چه كسی است. چون بشر او را نديده بود. ولی میتوان گفت با توجه به اينكه اين معرفت شهودی حاصل شده است و وقتی عقل میگويد، عالم خالقی دارد میفهمد كه كيست چون قبلاً با او آشنا بوده است.
مدرس حوزه علميه اهواز در پاسخ به اينكه خدا را تا چه اندازه میتوان شناخت؟ اظهار كرد: در اين ارتباط سه نظريه وجو دارد؛ در نظريه اول برخی با استناد به آيات و روايات معتقدند كه خدا به هيچ وجه قابل شناخت نيست و ما فقط مجاز هستيم كه خدا را با اوصافی كه در قرآن ذكر شده است و در دعا وجود دارد فرا بخوانيم. ما مفاهيم اين كلمات را صحيح درك نمیكنيم و میتوانيم بگوييم خداوند خالق است، رازق است، عالم است و ... (اين نظريه تفريطی شناخته شده است).
وی افزود: از طرفی ديگر گاهی در بعضی از سخنان و نوشتهها ديده شده است كه میگويند حتی ذات الهی قابل شناخت است. اين افراد نظريه افراطی دارند. در نظريه سوم كه نقد نظريههای اول و دوم است، میگوييم ظاهراً برای قائلين نظريه اول شبهای از باب اشتباه مفهوم و مصداق حاصل شده است. كسانی كه ادعا كردهاند خدا را نمیتوان شناخت و اين اوصاف را الفاظی میدانند كه مجاز هستيم درباره خدا به كار ببريم. آنها به چنين مغالطهای مبتلا شدهاند كه مصداق اوصاف الهی را با مفاهيم ذهنی نمیتوان شناخت، نه اينكه مفاهيم، معنای خود را از دست میدهند. وقتی میگوييم خدا عالم است يعنی همان عالمی كه در مقابل جاهل است. پس مفهوم را میفهميم، اما مصداق اين علم را نمیتوان شناخت. البته بايد گفت مصداق علم خدا علم ذاتی بینهايت است ولی مصداق علمهای علم محدود، اكتسابی است. در اين ميان، مصاديق با هم متفاوت هستند.
زكی افزود: در كتاب مشكاة آيتالله مصباح يزدی نظرات متعددی در اين باره به صورت صريح ارايه شده است. اول اينكه شناخت ذات الهی به اين شيوه نيست كه شناخت كنه ذات الهی امكان داشته باشد. شناخت نه تنها برای عموم مردم بلكه برای حتی رسول خدا هم امكان ندارد. برای معرفت ذات خدا، از طريق دل و شهود دل در حد شعاع ارتباط انسان با خدا امكان دارد. در اين ارتباطی سؤالی مطرح میشود و آن اينكه ذات خدا را چگونه میتوان شناخت؟ در پاسخ بايد گفت اگر بتوان شناخت، بايد با دل و علم حضوری شناخت. اين شناخت دارای مراتبی است؛ يك مرتبه ضعيف است كه انسانها حاصل میكنند و يك مرتبه كاملتر آن كه در مؤمنان صالحی پيدا میشود كه دلشان در اثر حضور قلب در عبادات و اطاعت خدا آشناتر میشود. از آن بالاتر معرفتهای حضوری و شهودی برای مؤمنان كامل و اوليای الهی به دست میآيد.
مدرس حوزه علميه اهواز افزود: در پاسخ به اينكه آيا ذات الهی قابل شناخت است يا خير؟ اظهار كرد: میگوييم به يك معنا آری و به يك معنا نه، اگر منظور از شناخت ذات الهی معرفتی است كه احاطه به ذات الهی داشته باشد، ابداً ممكن نيست. اما اگر منظور از معرفت ذات، معرفتی است كه از راه دل و با شهود قلبی برای اوليای خدا و عارفان حقيقی حاصل میشود. اين نوع معرفت، محدود است و در شعاع ارتباط وجودی خود عارف آری در اين محور ممكن است. میتوان گفت هر چه ارتباط با خدا بيشتر باشد معرفت هم بيشتر است.
وی افزود: در كتاب تفسير پيام قرآنی آيتالله «مكارم شيرازی» و منشور جاويد آيتالله «سبحانی» در رابطه با آيه ميثاق و عالم ذر آمده كه اعتقاد بيشتر محققان در رابطه با اين سؤال و جواب (أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ) به اين گونه بوده كه با حضور همه انسانها صورت گرفته است و نه به زبان قال بلكه با زبان حال. از طريق استعداد فطری بوده كه در انسانها به وديعه گذاشته است. پيمان، پيمان فطری بوده است. انسان وقتی چنين باشد، خداوند آن استعداد فطری را در درونش میگذارد و به مانند اين است كه خدا را ديده است و آن ديدن با شهود است و نه با چشم سر. از منظر اجتماعی، شناخت خداوند، تأمين امنيت و عدالت اجتماعی را به همراه دارد، ايمان و اعتقاد به خداوند در التزام به قوانين و رعايت حقوق انسانها و حرمت آنها نقش بسيار تعيين كنندهای دارد، در نتيجه، عدالت و قانون در پرتو اين اعتقاد و ايمان تقويت خواهد شد.
«شريفه مجدم» معاون فرهنگی مدرسه علميه خواهران بندر امام خمينی، عوامل شناخت خدا را مستلزم پاسخگويی به سه پاسخ عنوان كرد و گفت: اول اينكه انسان به حكم عقل و فطرت، ضررهايی كه يقين دارد متوجهش هستند را تا آنجا كه میتواند بايد از خود دور كند. اين واقعيتی برای بشر است كه قابل انكار نيست. (منشأ اين حكم حبّ ذات است.) اما اگر آن ضرر و زيان كه به انسان وارد میشود بسيار بزرگ باشد، تبعاً اين حكم (اقدام به دفع آن ضرور و زيان) جدیتر خواهد شد. اگر كسی كه ضررها و زيانهای مهم را جلوگيری نكند بايد در عقلش شك كرد.
وی افزود: دوم اينكه اين واقعيت را نمیتوان انكار كرد كه پيامبران ظهور كردند و از وجود خدا و قوانين الهی سخن گفتند. بشريت را به خداپرستی دعوت كردند و در عمل هم به گفتههای خود عمل كردند. چه مؤمن باشيم چه نباشيم، اين يك واقعيت تاريخی است. مانند حضرت ابراهيم(ع) كه با بتپرستی مبارزه كرد و هرگونه خطری را برای اين آرمان به جان خريد. حضرت موسی(ع) در برابر فرعون ظهور كرد، حضرت عيسی(ع) و حضرت نبی اكرم(ص) نيز اين گونه بودند. اينها بهعنوان يك واقعيت تاريخی جای چون و چرايی ندارند. سوم اين كه از گفتار و كردار اين شخصيتهای بزرگ كه از خدا و سخنهای خدا سخن گفتهاند انسان يا به باور میرسد و يا احتمال راستگويی و درستی انديشه آنها را دريافت میكند. در اين ميان بايد خدا را بپرستيم و باور كنيم سرای ديگری در كار است و انسان متناسب با كردار خود در اين دنيا، سعادت و شقاوت خواهد ديد. با اعتقاد به عامل اول شناخت خدا كه وجوب دفع ضررهای مهم را به همراه دارد، میتوان دريافت كه اگر عقيده به خدا نباشد هيچ چيز نمیتواند جلوی هوسرانیهای انسان و فساد و ستمهای ناشی از آن را بگيرد، دومين عامل شناخت خدا نيز لزوم سپاسگذاری از مُنعِم (تشكر از منعم) است. میتوان گفت معرفت منعم برای شكرگذاری از او يك واجب عقلی و فطری است. در اين ميان هم قاعده اول و هم قاعده دوم عقلی و بديهی هستند.
معاون فرهنگی مدرسه علميه بندر امام خمينی در خصوص تأثير شناخت خدا در زندگی انسان اظهار كرد: آثار شناخت خدا در زندگی فردی و اجتماعی انسان مسألهای نيست كه بتوان به ژرفای آن رسيد، اما میتوان به برجستهترين آثار اين شناخت در زندگی انسان اشاره كرد. تأمين آرامش روانی در زندگی فردی كه در متون وحيانی به آن اشاره شده است؛ آيه 28 سوره مباركه «رعد»، «الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، «همان كسانى كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد»، انسانهای با ايمان از آرامش روحی بالاتری برخوردار هستند و ناآرامیهای روحی كمتر آنها را ناراحت میكند.
وی افزود: از جنبه اخلاقی نيز اعتقاد به ايمان، انسان را اخلاقی تربيت میكند. وقتی انسان خود را در محضر خدا بيابد و رضای او را برای خود مهم بداند میكوشد در سلوك و رفتار خويش با جهتگيری رضای الهی حركت كند و لذا انسان با اخلاق تربيت خواهد شد. از تأثيرات ديگر، شناخت خدا در زندگی انسان میتوان به اجابت دعا اشاره كرد. شناختی كه ملازم اجابت دعا است، شناخت قلبی است كه پس از برطرف شدن موانع شناخت و گذر از مرحله تقوا و وصول به مرتبه يقين و سپری شدن مراحل ذكر و انس و عشق و انقطاع به دست میآيد. پيامبر اكرم(ص) از اين نوع شناخت به حق معرفت و شناخت كامل تعبير كرده است. اثر اجابت دعا در ميزان الحكمه اين گونه آمده است: «لَو عَرَفتُم اللهَ حَقَّ مَعرَفَتِهِ لَزالَت بِدُعائكُمُ الجِبالُ»، «اگر خدا را آنچنان كه بايد شناخته بوديد، كوهها با دعای شما از جا میخواست».
به گفته معاون فرهنگی مدرسه علميه بندر امام خمينی، از نظر اجتماعی نيز تأمين امنيت و عدالت اجتماعی مورد بررسی قرار میگيرد. ايمان و اعتقاد خداوند و سرای آخرت و مسائلی را كه به دنبال آن خواهد بود در التزام به قوانين و رعايت حقوق انسانها و حرمت و شخصيت آنها نقش بسيار تعيين كنندهای دارد. در نتيجه عدالت و قانون در پرتو اين اعتقاد و ايمان تقويت خواهد شد و به واقعيت خواهد پيوست و اين جامعه يك جامعه معتدل خواهد بود. امام رضا(ع) در مورد فلسفه عقيده به خدا و پيامآوران او و حجتهای او و آنچه ازجانب خدا آمده است، میفرمايند: «فلسفههای بسياری وجود دارد، يكی از آنها اين است كه كسی كه معتقد به خدا نيست، از نافرمانیهای او اجتناب نمیكند و از ارتكاب گناهان بزرگ خودداری نمیكند. هيچكس را در رابطه با آنچه ميل دارد و برای او لذتبخش است از فساد و ظلم مراقب نمیبيند. (ميزانالحكمة)
مجدم در پاسخ به اينكه عبادت ظاهری تا چه ميزان در شناخت خدا مؤثر است، اظهار كرد: عبادت شستشوی جان است. يكی از حكمتهای نماز پاكسازی آلودگیهای روانی و به تعبير پيامبراكرم(ص) شستشوی جان است. در حديثی پيامبراكرم(ص) به اميرالمؤمنين (ع) میفرمايند: «نمازهای پنجگانه مانند نهری است كه جلوی خانه كسی باشد و او روزی پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آيا ممكن است با اين وصف ذرهای چرك و آلودگی در بدن او بماند؟ به خدا سوگند كه نمازهای پنجگانه برای امت من در رابطه با شستشوی آلودگیهای روانی همين خاصيت را دارند.» (ميزان الحكمة)
وی تصريح كرد: همچنين عبادت از بيماریهای روانی پيشگيری میكند. عبادت نه تنها شستشوی آلودگیهای جان و زنگارهای قلب و درمان بيماریهای روانی را به همراه دارد بلكه از قساوت قلب و آلودگی انسان به فساد و بيماریهای روانی پيشگيری میكند. به سخن ديگر عبادت غذائی است كه جان آدمی با تغذيه از آن به قوّت و قدرتی میرسد كه میتواند در برابر هوسها و وسوسههای شيطان مقاومت كنند.
معاون فرهنگی مدرسه علميه بندر امام خمينی ادامه داد: در رابطه با اين كه عبادت غذای روح است امام علی(ع) میفرمايد: «اَلّذِكرُ قُوتُ الاَرواحِ وَ مِفتاحِ الصَّلاحِ»، «ياد خدا غذای جانها و كليد خودسازی است». امام رضا(ع) در پاسخ به فلسفه عبادت میفرمايد: «فلسفه عبادت اين است كه مردم خدا را فراموش نكنند... و اگر مردم بدون مراسم عبادی رها میشدند، گذشت زمانهای طولانی موجب میشود دلهای آنان سخت شود.(ميزان الحكمه) امام علی(ع) درباره اساس خودسازی میفرمايد: «مَن عَمَّرَ قَلبَهُ بِدَوامِ الذّكرِ حَسُنَتْ اَفْعالَهُ فی السِّرِّ وَالجَهر»،ِ «آنكه دلش را با تداوم ياد خدا آباد كند، كارهای پنهانی و آشكارش نيكو میشود.»(ميزان الحكمه)
سير در انفس نيز در حقيقت همان راه فطرت و خداشناسی است. يعنی انسان فطرتاً خداشناس، خداگرا و خداپرست است و به گونهای خلق شده كه گرايش به خدا، عبوديت و بندگی به همراه دارد.
حجتالاسلام «قربانعلی بنائيان» گفت: سير در انفس نيز در حقيقت همان راه فطرت و خداشناسی است. يعنی انسان فطرتاً خداشناس، خداگرا و خداپرست است و به گونهای خلق شده كه گرايش به خدا، عبوديت و بندگی به همراه دارد. از موضوعات مهم و بنيادی كه بشر را به خود مشغول داشته و موضوع محوری همه اديان است، میتوان به بحث خداشناسی اشاره كرد. در اين ميان برای اثبات وجود خداوند سه نظريه وجود دارد.
وی افزود: در نظريه اول برخی از فيلسوفان و متكلمان، وجود خدا را بديهی و بینياز از دليل و به تعبيری فطری میدانند. اين گروه به برخی از آيات و روايات استناد میكنند. از جمله آيه 10 سوره مباركه «ابراهيم»، «قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِی اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَدْعُوكُمْ لِیَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَیُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ یَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ»، «پيامبرانشان گفتند مگر درباره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت مىكند تا پارهاى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد مىخواهيد ما را از آنچه پدرانمان مىپرستيدند باز داريد پس براى ما حجتى آشكار بياوريد.»
مدير حوزه علميه برداران ماهشهر ادامه داد: اين كلام حضرت علی(ع)، نيز مدنظر است: «اللهم خلقت القلوب علی ارادتك و فطرت عقول علی معرفتك، خداوندا تو قلبها را با ارادت و محبت خود و عقلها را با معرفت خود سرشتهای.» اين كلام بيانگر اين است كه شناخت خدا فطری و بديهی است. در جهان غرب نيز برخی از متفكران بر اين باورند كه وجود خدا بديهی است و نيازی به استدلال و دليل ندارد. در مقابل، برخی از فيلسوفان معتقدند كه وجود خداوند بديهی نيست و نياز به استدلال و برهان دارد. گروه سوم نيز معتقدند علیرغم اينكه وجود خداوند تبارك و تعالی بديهی است اما وجود برهان و استدلال مايه تنبه و توجه بيشتر به اين امر میشود. اما گروه دوم راههای شناخت خداوند را بر دو قسم میدانند؛ سير در آفاق و سير در نفس. چنان كه در آيه 53 سوره مباركه «فصلت» آمده: «سَنُرِيهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِيدٌ»، «به زودى نشانههاى خود را در افقهاى گوناگون و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است».
بنائيان ادامه داد: آيه 30 سوره مباركه «روم»، «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»، «پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمىدانند.» اشاره دارد به اينكه در واقع اصل معرفت خدا در روح و جان آدمی وجود دارد. اگرچه اين اصل فطری در اثر گناه رنگ میبازد و فراموش میشود. اما برای شكوفايی مجدد و بازگشت دوباره به فطرت اوليه و خداگرايانه دو راه وجود دارد؛ اول اينكه هر وقت انسان در سختی و مشكلات از همه جا قطع اميد میكند، رو به خدا میآورد.
در آيه 6 سوره مباركه «اسرا» خداوند فرموده: «ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا»، «پس از چندى دوباره شما را بر آنان چيره مىكنيم و شما را با اموال و پسران يارى مىدهيم و تعداد نفرات شما را بيشتر مىگردانيم.»
وی افزود: راه دوم برای شكوفايی فطرت اوليه توجه به تدبر و تفكر در مورد مخلوقات و نظم حاكم برجهان هستی است. همان گونه كه در آيه 17 تا 21 سوره مباركه «غاشيه» آمده «أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ، وَإِلَى السَّمَاء كَیْفَ رُفِعَتْ، و َإِلَى الْجِبَالِ كَیْفَ نُصِبَتْ، وَإِلَى الْأَرْضِ كَیْفَ سُطِحَتْ، فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّر»، «آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده، و به آسمان كه چگونه برافراشته شده و به كوهها كه چگونه برپا داشته شده و به زمين كه چگونه گسترده شده است، پس تذكر ده كه تو تنها تذكردهندهاى».
مدير حوزه علميه برداران ماهشهر خاطرنشان كرد: در واقع توجه و تدبر در جهان هستی راه دوم شناخت خداوند است كه برای اثبات وجود خداوند از اين طريق به دلايلی اشاره است؛ اول برهان علّی (يعنی جهان معلول است. هر معلولی علتی دارد و هستی نيز به علت نياز دارد و علت اصلی هستی، خداوند است.) دوم برهان نظم است (با اين تقرير كه جهان هستی پديدهای منظم است و هر پديده منظمی ناظمی دارد. جهان ِ هستی منظم است و ناظمی دارد كه ناظم او همان خداوند است.) اين مطلب در آيه 3 سوره مباركه «جاثيه»، «إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ»، «به راستى در آسمانها و زمين براى مؤمنان نشانههایى است»، آمدهاست.
بنائيان افزود: از جمله وظايفی كه خداوند بر عهده انسان قرار داده عبادت و بندگی است. يكی از راههای شناخت خداوند نيز همين عبادت و بندگی است. عبادت و بندگی مقدمهای برای كسب شناخت و معرفت خداوند است كه بدون سپری كردن مقدمه، رسيدن به ذیالمقدمه امكانپذير نيست. لذا برای شناخت خدا بايد به عبوديت و بندگی بپردازيم. امكان ندارد انسان بدون عبوديت و بندگی به شناخت لازم خداوند برسد.
وی ادامه داد: عبادت در رسيدن انسان به شناخت خداوند مؤثر است. اما بايد بدانيم كه فقط انسانِ كامل به شناخت میرسد، يعنی فقط ائمه معصومين(ع) میتوانند خداوند را بشناسند اما ساير انسانها با توجه به نزديكی به معصومين و شناخت معصومين، خداوند را میشناسند چرا كه لازمه شناخت خدا، شناخت خود است و در روايتی از امام علی(ع) آمده «من عرف نفسه فقد عرفه ربه» قطعاً شناخت خود بهطور كامل فقط برای انسان كامل (ائمه معصوم) ميسر است.
مدير حوزه علميه برداران ماهشهر تصريح كرد: ساير افراد میتوانند خدا را بر حسب استعداد، توانايی و قدرت خود و شناخت خود بشناسد و هر چه ساير انسانها به ائمه نزديك باشند و در عبوديت توجه كنند، به شناخت خداوند دست خواهند يافت. بشر امروز با بزرگترين بحران كه همان معضل معرفتی است مواجه شدهاست. بشر امروز نه خالق خود كه خداست را میشناسد و نه خود را كه مخلوق خدا است شناخته است و نه هدف از خلقت را دريافته است. لذا انسان برای رسيدن به سعادت دنيوی، هم بايد خدا را بشناسد و هم خود را بشناسد و هم جهان پيرامون را، لذا خداوند در آيه 124 سوره مباركه «طه» میفرمايد: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»، «و هركس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ و سختى خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مىكنيم.»
رسيدن به كمال انسان منوط به شناخت مبدا است. در اين ميان هدف از خلق جن و انس نيز عبادت خداوند است. در آيه 56 سوره «ذاريات» نيز «ليعبدون» به «ليعرفون» تفسير شدهاست. اين آيه مويد اين مطلب است كه خداوند نيازی به عبادت بندگان ندارد بلكه انسان آفريده شده تا خداوند را بهتر بشناسد.
حجتالاسلام «علی حيدریاهوازی»، مدرس حوزه علميه خرمشهر در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خوزستان، به آيه 56 سوره ذاريات، « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، «و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند» اشاره كرد و گفت: خداوند سبحان علتالعلل است و تمام كائنات و موجودات علت معلول او هستند. گرچه خداوند نيازی به عبادت و بندگی جن و انس ندارد، اما اين انسان است كه بايد از خداوند مدد بگيرد و او را عبادت كند.
حيدریاهوازی افزود: انسان در هر مقام و منزلتی كه باشد فقير و محتاج خداوند است، هر چند كه نبی مقّرب باشد. چرا كه انسان استقلال به ذات خود ندارد و وجود او به وجود خداوند قوام پيدا میكند. از آنجايی كه جن و انس برای عبادت و بندگی خداوند آفريده شدهاند، لازم است كه خود مخلوقات به عبادت و بندگی بپردازند تا اينكه به كمال و تماميت برسند. به جرأت میتوان گفت تا عبادت نباشد شناخت خداوند نيز به دست نمیآيد.
وی با بيان اينكه خداوند ضرورت و نياز به شناخت توسط بندگان ندارد، افزود: خداوند بینياز از شناخت توسط بندگان است. ولی با توجه به اينكه خداوند واجبالوجود است بر خود واجب میداند كه موجوداتی مانند انسان، جن و غيره را كه مستحق وجود هستند خلق كند تا او را بشناسند.
به گفته حيدریاهوازی، يكی از عوامل شناخت خداوند، عبادت و بندگی است چرا كه انسان در پيمودن راه كمال و تعالی با خطرهای سرنوشتساز مواجه میشود و اگر نيروی مافوق نباشد، قطعاً در انتخاب راه به بیراهه خواهد رفت و به بدبختی و شقاوت دچار خواهد شد. لذا از طريق عبادت و راههای قلبی و عرفان به شناخت پرودگار و خالق خود پی میبرد.
وی افزود: بر اساس آيه 5 سوره مباركه «حمد»، «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِينُ»، «[بار الها] تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوييم» عبادت راهی برای كمك گرفتن از خداوند است، اگر عبادت بدون شناخت باشد بيهوده و بیاثر است. اين نوع عبادت و بندگی كه با شناخت همراه است يكی از راههايی است كه انسان را به شناخت خداوند میرساند.
مدرس حوزه علميه خرمشهر، گفت: برهان اثر و مؤثر و نشانههای وجود خداوند دليل ديگری هستند برای شناخت خداوند. حضرت علی(ع) در حديثی میفرمايد: هر چيزی در اين دنيا اثر و دليلی دارد، پس چگونه میتوان عظمت خلقت را ديد و به خالق آن يقين نداشت. در اين ميان هر پديدهای خالقی میخواهد. نزديكترين راه برای شناخت خداوند، اثر قلبی است. گرچه نزديكترين راه است ولی سختترين راه شناخت محسوب میشود. معرفت و شناخت خداوند منشأ تمام خيرات است. نداشتن شناختی از خداوند منشأ گناهان و كجرویها و مشكلات جامعه بشری است. به فرموده امام علی(ع) ابتدا و رأس دينداری، شناخت خداوند است. جامعهای كه دين نداشته باشد به آرامش نمیرسد.
حيدریاهوازی افزود: با معرفت خداوند زندگی معنا میگيرد و محتوا میيابد. بدون شناخت او همه چيز پوچ و ناچيز است. آنهايی كه دست به خودكشی میزنند به علت عدم شناخت خداوند است. اين افراد به نتيجهای رسيدهاند كه زندگی پوچ و توخالی است. به ديدِ آنان، عاقبت امر، نابودی و خاك شدن انسان است. به همين دليل دست به خودكشی میزنند. اين در حالی است كه انسانِ آشنا به خداوند، برای همه موجودات معنا قائل میشود و تمام اشيا را هدفمند میداند. اگر عبادت ظاهری مقدمهای برای حضور قلب باشد، میتواند بهعنوان وسيلهای برای رسيدن به معرفت و شناخت خداوند باشد. ولی اگر بدين منوال ادامه يابد و هيچگونه تغييری در معنا و محتوای عبادت حاصل نشود، هيچ وقت مثمر نخواهد بود.
مدرس حوزه علميه خرمشهر اظهار كرد: انسان میتواند از طريق عبادت، عارف شود. عبادتی مد نظر است كه روح و معنا داشته باشد و عاشق به معشوق دل بندد. آنهايی كه به عبادت ظاهری اكتفا میكنند هيچ وقت طعم لذت شناخت خداوند و بندگی حقيقی او را نمیچشند. معرفت خداوند منشأ توحيد او است. با شناخت خداوند پی به وحدانيت او خواهيم برد، چرا كه معرفت او تصديق و اثبات وجود را میطلبد. برای رسيدن به كمال حقيقی، انسان ناچار است نسبت به خداوند، شناخت و معرفت داشته باشد. در روايتی آمده كه خداوند خطاب به انسان فرموده است: «بندهام مرا اطاعت كن تا مانند من شوی و همانطور كه من هر چيزی را اراده كنم و میشود، تو نيز به مرحلهای میرسی كه هر چه بخواهی خواهد شد.» لذا میتوان گفت كه انسان از راه عبادت به شناخت خداوند و اطاعت محض میرسد.
حجتالاسلام «عبدالرضا سواری» مدرس حوزه علميه انديمشك افزود: در روايتی آمده كه خداوند خطاب به انسان فرموده است: «بندهام مرا اطاعت كن تا مانند من شوی و همانطور كه من هر چيزی را اراده كنم و میشود، تو نيز به مرحلهای میرسی كه هر چه بخواهی خواهد شد»، لذا میتوان گفت كه انسان از راه عبادت به شناخت خداوند و اطاعت محض میرسد.
مدرس حوزه علميه انديمشك يادآور شد: راههای شناخت خداوند بسيار متعدد است و در برخی روايات به تعداد نفسهای مخلوقات خداوند است. از نظر اوليا خدا، خداوند عين ظهور است، حاضر است و غايب نيست. به فرموده امام حسين(ع): «كی غايب بودهای كه نيازمند دليلی باشد كه وجودت را ثابت كنم؟ كور باد ديدهای كه او را پيوسته مراقب خود نبيند!» دلايل متعددی برای شناخت خداوند مطرح شده است. مهمترين راههای شناخت خدا از طريق فطرت است كه انسان در خلقت خود خدا را احساس میكند. همانطوری كه يك كودك در بدو تولد با وجود اينكه تصوری از مادر ندارد به طور غريزی به دنبال او میگردد، انسانها نيز بر حسب فطرت، به دنبال خداوند هستند و از راه دل و درون، تمنای وصول كمال مطلق را دارند. در هنگام احساس خطر نيز وقتی از همه جا نااميد میشود، به نيرويی اميدبخش اميدوار میشود.
قرآن كريم در آيه 65 سوره عنكبوت میفرمايد: «فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ»، «و هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند خدا را پاكدلانه مىخوانند و[لى] چون به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد به ناگاه شرك مىورزند.» اين آيه بزرگترين دليل خداشناسی بر اساس فطری است كه همه مردم در آن مساوی هستند، همه مردم طالب خداوند هستند ولی براساس غفلت و گناه برخی از آنها احساس دوری از خداوند میكنند.
وی افزود: دلايل ديگری مانند برهان تجربی و نظم نيز وجود دارد. انسان با مطالعه موجودات خود و جهان و نظمی كه حكمفرماست پی به خلقت و خالق میبرد. با ديدن و دريافت خلقت كه سرشار از نظم و هدفدار است، پی به ناظمی میبرد كه بدون قدرت متعالی و علم نامتناهی به وجود نمیآيد. دلايل زياد علی و معلولی نيز وجود دارد كه انسان را به سرمنشأ هدايت میكند. هنگامی كه پيامبر اسلام به معراج رفت، از خداوند پرسيد خدايا حال مؤمن در نزد تو چگونه است؟ خداوند فرمود: ای محمد هيچ بندهای و عبادتی از نماز به من مقربتر نيست. با نوافل به من مقرب میشود تا جايی كه من او را دوست خواهم داشت و هنگامی كه او را دوست داشتم گوش شنوا، ديده بينا و زبان گويای او خواهم بود. اگر مرا بخواند كمكش خواهم كرد و چنانكه چيزی بخواهد عطايش میكنم. بنابراين انسان از راه عبادت به خداوند میرسد.
مدرس حوزه علميه انديمشك افزود: از امام صادق(ع) روايت شده كه اگر بندهای با زبان، تكبير گويد ولی در دل به آن عقيده نداشته باشد، به او خوهم گفت دروغگو! مرا فريب میدهی! عبادت بدون توجه هيچ چيزی نيست و وبال گردن انسان میشود. آثار ايمان در قلب، فكر و جوارح انسان نشان داده میشود و باعث فرق بين مؤمن و ديگر افراد میشود. فرد مؤمن دنيا را حساب شده و با ناظم میبيند. مؤمن هميشه از هر اتفاقی كه خوشايند و ناخوشايند باشد راضی است. مؤمن آرامش در دل دارد. خدا را احساس میكند و هر اتفاقی كه پيش آيد، خدا را بالای سر میبيند؛ آيه 28 سوره مباركه «رعد»، «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، «آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد».
سواری گفت: مؤمن با كمال آرامش و با نفسی مطمئن زندگی میكند. صدق در گفتار دارد. اذعان به عمل خود دارد و متقلب نيست. حس مسئوليت در كار خود دارد. استقامت در عمل دارد. مؤمن دنيا را منظم میبيند و از دلهره و حزن به دور است. صبور و بااستقامت است. انسان مؤمن با عبادت به جايی میرسد كه حتی فرشتگان به آن نمیرسند. در روايتی از امام جعفر صادق(ع) آمده كه عبادت جوهری است كه كُنه آن ربوبيت است. يعنی از راه عبادت به شناخت خداوند میرسيم.
شناخت ذات خداوند با الفاظ و مفاهيم به دست نمىآيد، بلكه با تجلّى ذات خداوند بر قلب انسان و هدايت خاص او حاصل میشود و در پرتو تابش نور علم الهى به قلب انسان است كه وى ذات خداوند را مىشناسد.
حجتالاسلام «جوادچاوشی» رئيس ستاد اقامه نماز اهواز، راههای شناخت خدا را از طريق راههای عقلی، تجربی و دل عنوان كرد و گفت: شناخت ذات خداوند با الفاظ و مفاهيم به دست نمىآيد، بلكه با تجلّى ذات خداوند بر قلب انسان و هدايت خاص او حاصل میشود و در پرتو تابش نور علم الهى به قلب انسان است كه وى ذات خداوند را مىشناسد.
رئيس ستاد اقامه نماز اهواز گفت: در راه عقلی، بسياری از استدلالها و تبيينهای عقلی خداوند بهدليل پيوند با مباحث پيچيده و عميق فلسفی، برای كسانی كه مسلط به مباحث فلسفی نيستند، چندان فايدهای ندارد. اما از امتيازات راه عقلی آن است كه میتوان در مصاف علمی با شبهات ملحدان از آن بهره گرفت و در مقام احتجاج و مناظره، ضعف و سستی دلايل منكران را آشكار ساخت و به چالش عقلگرايانی كه جز به استدلال عقلی گردن نمینهند، پاسخ گفت. همچنين راه عقلی خداشناسی میتواند در تقويت ايمان دينی مؤثر باشد. زيرا هرگاه خرد آدمی در برابر حقيقتی خاضع شود، قلب و دل او نيز بدان گرايش قویتری میيابد. از سوی ديگر، زدودن شك و ترديد در سايه استدلال استوار عقلی سهم بهسزايی در پيشگيری از آسيب ديدن ايمان دارد.
وی ادامه داد: در راه تجربی شناخت خداوند، گاه آدمی با مشاهده دقيق و انديشهورزی در اوصاف و روابط پديدههای تجربی به وجود خداوند و اوصاف او، مانند علم، حكمت و قدرت، رهنمون میشود. اين راه، از آنجا كه بر مشاهده جهان طبيعت و مطالعه تجربی پديدههای طبيعی استوار است، راه تجربه ناميده میشود. با توجه به امتيازات ويژه اين راه، قرآن كريم توجه خاصی به آن مبذول داشته و در آيات پرشماری، انسان را به تدبر در پديدههای جهان پيرامون خويش، به مثابه آيات و نشانههای تكوينی خداوند، فراخوانده است. پارهای از محققان اسلامی، با اتكا بر يكی از ويژگیهای جهان طبيعت يعنی نظم و انتظام جاری در اشيای طبيعی، استدلالی را بر وجود خداوند سامان دادهاند كه به دليل يا برهان نظم موسوم است. بر اين اساس، میتوان برهان نظم را نمونه روشنی از آنچه كه آن را راه تجربی خداشناسی میناميم، دانست.
رئيس ستاد اقامه نماز اهواز افزود: شناخت از راه دل، آسانترين و بهترين راهها است. از راه دل انسان با بازگشت به درون خويش، بینياز از هر گونه استدلال عقلی يا مشاهده تجربی، خدای خويش را میيابد و از راه دل به معبود میرسد. هر انسانی از راه دل و فطرت خود به وجود خداوند قادر، عالم، خالق حی و مهربان و... معرفت و شناخت دارد.
وی اظهار كرد: عبادت، رابطه انسان با خداست و هر قدر اين رابطه دو سويه بين انسان و خدا با آگاهى بيشترى همراه شود، ارزش و تأثير بيشترى خواهد داشت. حركات و اقوال در نماز، به خودى خود ارزشى براى انسان محسوب نمىشوند. كسى كه بىهدف و بدون انگيزه ركوع و سجود كند، ممكن است اين كرنش را در برابر ديگران نيز انجام دهد. حتى ممكن است كسى نماز و اذكار و قرائت آن را براى اغراض دنيوى و براى جلب توجه ديگران بخواند كه در اين صورت نماز او عبادت محسوب نمىشود و ارزشى ندارد.
حجتالاسلام چاوشی تأكيد كرد: قوام عبادت به درك، معرفت و توجه انسان به خداست. هر قدر انسان بر حقارت و بندگى خود واقف شود و عظمت، سيطره الهى و مالكيت او بر همه هستى را بيشتر درك كند و در هنگام عبادت بيشتر توجه خويش را بر اين معانى متمركز سازد، عبادت او ارزشمندتر خواهد بود. تا آنجا كه ممكن است با درك فزونتر اين حقايق و توجه كامل به مبدأ هستى، عبادت انسان به درجه و مرتبه عبادت اولياى خاص خداوند برسد.
وی افزود: شناخت خداوند و معرفت الهى، در كلمات بزرگان، هدف آفرينش معرفى شدهاست؛ و اگر گفته مىشود كه پيامبران براى اجراى عدالت مبعوث شدند، اجراى عدالت هدف نهایى نيست، بلكه مقدمه معرفةالله است. بالاترين مرتبه شناخت خداوند، معرفت شخصى ذات پروردگار است كه در آن انسان با همه وجود، خداوند را مىبيند و شهود مىكند و به مرتبهاى از درك و يقين به ذات حق مىرسد كه هيچ شكى در وجود خداوند براى او باقى نمىماند.
حجتالاسلام چاوشی اظهار كرد: پس مىتوان ذات خداوند را شناخت و بايد بكوشيم كه به اين شناخت دست يابيم؛ اما بايد توجه داشت كه اين شناخت مراتبى دارد كه عالىترين مرتبه آن عبارتست از شناخت كامل ذات خدا كه فقط به خداوند اختصاص دارد و حتى انبيا و اولياى خاص خدا نيز، به آن مرتبه نمىرسند. در مراحل بعدی شناخت خدا، انبيا، ائمه و اوليای خاص قرار دارند.
به گفته رئيس ستاد اقامه نماز اهواز، انسان در حد سعه وجودى خود مىتوانند كمابيش به ساير مراتب معرفت خداوند دست يابند. در زندگی انسانی، رفتار انسان در قالبهايی ارزشی و عقلانی ظاهر میشود كه آنها نيز به نوبه خود، مبتنی بر شناختها و بينشها و در رأس همه آنها خداشناسی خواهد بود. به عبارتی اگر انسان خدا را نشناسد، در واقع، جهانبينی صحيح و عقلانی ندارد و با فقدان جهانبينی معقول، از داشتن ايدئولوژی صحيح و درست محروم خواهد بود كه در اين صورت، رفتار صحيح و انسانی از وی صادر نمیشود.
وی افزود: در اين زمينه به آيات قرآن بر میخوريم كه به طرز ظريف و در عين حال، روشنی بر اين حقيقت تكيه میكند و كسانی را كه فاقد معارف باشند و بر اساس قوانين و اصول عقلانی و منطقی، زندگی خويش را پیريزی نكرده باشند تا حدّ حيوانات و حتی حدّی پست تر و گمراه تر از حيوانات تنزّل میدهد، آنجا كه میگويد: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون و محققاً»، «آفريديم برای جهنّم بسياری از جنّ و انس را برايشان دلهايی است كه با آنها نمیفهمند و برايشان چشمهايی است كه با آنها نمیبينند و برايشان گوشهايی است كه با آنها نمیشنوند، آنان همانند چهارپايانند؛ بلكه آنان (از چهارپايان) گمراه ترند آنان همان غفلت زدگان هستند.» سوره مباركه «اعراف» آيه 179
دستيابی به آرامش و سكينه قلبی از آثار دنيوی كسب معرفت الهی است. اخيراً پزشكان به تأثير دعا و معنويت و ارتباط با خدا در درمان بسياری از بيماریها پی بردهاند و توصيه اول آنها به بيماران عصبی جهت حفظ آرامش، كسب معرفت و معنويت است.
حجتالاسلام«علی آلبكل»، معاون آموزش دفتر نمايندگی و نظارت مركز مديريت حوزههای علميه استان خوزستان، راههای شناخت خداوند را متعدد عنوان كرد و افزود: دستيابی به آرامش و سكينه قلبی از آثار دنيوی كسب معرفت الهی است. اخيراً پزشكان به تأثير دعا و معنويت و ارتباط با خدا در درمان بسياری از بيماریها پی بردهاند و توصيه اول آنها به بيماران عصبی جهت حفظ آرامش، كسب معرفت و معنويت است.
وی تصريح كرد: به هر گوشهای از اين عالم، نگاه كنيم نشانهای از خلقت و خالق آن، كمال هستی و كمال بخش آن به چشم میآيد. اگر صفات ثبوتی خداوند را در نظر بگيريم، میبينيم هر كدام از صفاتی كه به نحو كامل و كمال در خداوند يافت میشود، در مراتب پايين و ضعيفتر در موجودات قرار داده شدهاست. مثلاً ما روزانه مرتب از جمله «بسم الله الرحمن الرحيم» استفاده میكنيم كه اشاره به صفات بخشش و مهربانی خداوند دارد كه البته اين مهربانی را خداوند در ذات موجودات نيز قرار دادهاست. از جمله میتوان به مهر مادر اشاره كرد كه از موهبتهايی است كه خداوند در ذات بشر قرار دادهاست و فرقی هم بين انسان و ديگر موجودات ندارد. مادر در عين اينكه فرزندش را بسيار دوست دارد گاهی هم او را تنبيه میكند. بچه اگر خوب باشد و اگر بد، اگر زشت باشد و اگر زيبا، اگر كوچك باشد و اگر بزرگ مادر به اقتضای مهر مادری او را دوست دارد.
معاون آموزش دفتر نمايندگی و نظارت مركز مديريت حوزههای علميه استان خوزستان، گفت: خداوند هم نسبت به همه بندگانش اين چنين است؛ همانگونه كه در حديث قدسی آمده: «لو عنهم المذنبون كيف اشتياقی بهم لماتوا شوقا»، «اگر گنهكاران میدانستند كه من چقدر مشتاق بازگشت آنان هستم از شدت شوق میمردند» خداوند نسبت به بندگانش حتی اگر گناهكار باشند، ابراز محبت میكند. میتوانيم نشانه و عاملی برای شناخت خداوند پيدا كنيم.
وی افزود: خداوند متعال در آيه 96 سوره مباركه «اعراف» به تأثير شناخت خداوند و كسب معرفت و حاضر و ناظر دانستن او در تمام شئون زندگی اشاره میكند و میفرمايند: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ»، «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعا بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم ولى تكذيب كردند پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم»، ايمان و تقوی هم جز با شناخت و كسب معرفت حاصل نمیشود. اگر ما به شناخت لازم از خودمان دست پيدا كنيم، به شناختی از خداوند دست خواهيم يافت. لذا شناخت خداوند نتيجه شناخت انسان از خودش معرفی شدهاست. عبادت بهعنوان تنها راه تقرب به خداوند معرفی شدهاست كه منحصر به نماز، روزه و ديگر عبادات معمول نيست، بلكه با هر كار خير و ثوابی كه سراغ داشته باشيم میتوانيم اين راه تقرب الهی را بپيماييم و در آن مسير حركت كنيم.