کد خبر: 2393920
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۱

«الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» در قرآن اهل بيت(ع) هستند

گروه حوزه‌های علميه: يكی از آياتی كه به داشتن علم تاويل و گسترده اهل بيت(ع)، دلالت دارد، آيه «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» است؛ در اين جا، حرف واو، از منظر علمای شيعه، واو عطف است كه با پذيرش اين معنی، معنی اين آيه ناظر بر آن است كه راسخون در علم، اهل بيت(ع) هستند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين بابايی، عضو هيئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در نشست علم و عصمت اهل بيت(ع) از منظر قرآن كريم كه چهارشنبه، 25 مردادماه، در دفتر انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد، با بيان اين مطلب كه حوزه علم اهل بيت(ع) و خدايی بودن اين علم در قرآن و روايات، دارای شواهد و مصاديق متقنی است، گفت: يكی از آياتی كه به داشتن علم تاويل و علم گسترده اهل بيت(ع)، دلالت دارد، آيه هفت سوره آل عمران است.
وی افزود: در بخشی از اين آيه، خداوند می‌فرمايد كه «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» كه در اين جا، حرف واو، از منظر علمای شيعه، واو عطف است كه با پذيرش اين معنی، معنی اين آيه ناظر بر آن است كه راسخون در علم، اهل بيت(ع) هستند؛ زمشخری كه از علمای به نام اهل سنت است و او را اديبی كامل می‌دانند، نيز در اين آيه، ترجيح را به واو عطف می‌دهد كه در كنار اين مطلب نيز روايات بسياری، اين برداشت را تاييد می‌كند.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بيان اين مطلب كه منظور از تاويل، رابطه رمز آميز و مخفی بين دو پديده است، اظهار كرد: از جمله اين مسايل می‌توان به تعيبر خواب اشاره كرد كه ظاهرش آشكار است ولی بين اين پديده با حقيقت اصلی، رابطه‌ای پنهانی دارد كه هر كسی توانايی كشف آن را ندارد؛ در قرآن نيز چنين است كه در آياتی معانی به كار رفته است كه ظاهر آن با رابطه حقيقی آن با واقعيت و حقيقت را بايد تنها افرادی خاص برای مردم بيان كنند.
وی ادامه داد: بحث اينكه راسخون در علم در اين آيه را چه كسانی تشكيل می‌دهند، بحثی تخصصی است كه بايد با تعمق بيشتری با استفاده از فهم لغات و ادبيات قرآنی، روايات صحيحه، واقعيت‌های تاريخی و حتی ادبيات عرب، به فهم دقيق پيرامون رابطه اين مفهوم و اهل بيت(ع)، دست يافت؛ علامه مجلسی و شيخ كلينی در آثار فاخر خود به طور مفصل از نظر روايی به اين مفهوم پرداخته‌اند و حتی در اصول كافی، بابی اختصاصی برای اين مفهوم ايجاده شده است.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: برخی از مفسران شيعه و سنی مفهوم راسخون در علم را به معنی موسع و تعميم يافته آن فرض كرده‌اند وگفته‌اند افراد ديگری غير از پيامبر و معصومين(ع) نيز هستند كه می‌توانند در علم به راسخيت و ثبات برسند و اين معنی نمی‌تواند اختصاص به معصوم داشته باشد؛ در معنی كلمه راسخ، ادبا ذكر می‌كنند كه راسخ، به معنای ثبات، زوال ناپذيری و جداناپذيری است و به اين معنی كه راسخ علم كسی است كه جدای از علم نيست وعلمش نيز زوال ناپذير است؛ اين معنا كه برخی از افراد هستند كه می‌توانند در برخی از وجوه علوم به ثبات رای برسند و حقيقت و واقع علم برسند، امكان پذير است؛ ولی آيا جز معصوم، كسی هست كه بتوانيم وی را راسخ در همه علوم بدانيم؟ زيرا مفهوم علم دراين جا مفهومی عمومی است نه خاص؛ اينجا كلمه علم با الف و لام جنس آمده است و وقتی كه قرينه‌ای برای آن نيامده است، مفهوم كل علوم را پيدا می‌كند.
اين استاد حوزه و دانشگاه، عنوان كرد: در كنار اين، روايات متعددی داريم كه از آن جمله روايتی از امام صادق(ع) است كه می‌فرمايند «نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تاويله»، يعنی ايشان نيز به همين مطلب اشاره مستقيم دارند و با ادبيات قرآنی احاطه اهل بيت(ع) را بر كل علوم، بيان می‌دارند؛ در اين زمينه روايات معتبر ديگری كه پيامبر را افضل راسخون فی العلم ذكر كرده است ر نيز مويد اين مطلب است.
وی ادامه داد: در تفسير سوره نسا نيز بيان داشته‌اند كه در آنجا مفهوم راسخ فی علم به عبدالله بن سلام نيز اطلاق شده است كه در آنجا به صراحت، قرينه آن علم مشخص شده است و اگر هم كسی در يك علم راسخ باشد، غير ممكن نيست.
بابايی در پاسخ به سوالی كه در آن در روايتی، امام علی(ع) به شخصی فرموده است كه اهل بيت(ع) نيز به برخی از علوم احاطه ندارند يا وارد نمی‌شوند، گفت: نكته اول آنكه اين روايت در تفسير عياشی، نهج البلاغه و توحيد شيخ صدوق آمده است و در دو كتاب اول، بدون سند ذكر شده و در كتاب سوم، سند آن ضعيف اعلام شده با اين حال بايد گفت كه در اين روايت، امام در پاسخ بيان می‌دارند كه ما در كنه صفات خداوند، ورود نمی‌كنيم كه اين مسئله هيچ منافاتی با علوم ندارد زيرا اهل بيت(ع) در كنه ذات و صفات كه مختص به ذات باری تعالی است، ورود نمی‌كنند.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه عنوان كرد: در آيه 43 سوره رعد در بحث و من عنده علم الكتاب نيز، اين مطلب درباره پيامبر(ص) است كه منظور از كتاب در اينجا، به دليل اينكه قرينه‌ای برای آن بيان نشده است، پس خود كتاب حاضر يعنی قرآن، است؛ خداوند به پيامبر می‌فرمايد كسانى كه كافر شدند مى‌گويند تو فرستاده خدا نيستى، بگو خدا و آن كس كه علم كتاب نزد اوست براى گواهى ميان من و شما بس ‍است؛ در اينجا يا منظور قرآن است و يا كتب آسمانی كه قرآن نيز يكی از آنها است؛ در اين جا 25 روايت در تفسير برهان ذكر شده است كه در آن در 18 روايت، صاحب علم قرآن را امام علی(ع) ذكر كرده است و در هفت روايت ديگر، ساير ائمه را نيز در شمول اين صاحبان علم قلمداد كرده است.
وی ادامه داد: در آيه 105 سوره توبه، در بحث شاهد بودن خدا و پيامبر و مومنان بر اعمال بندگان، مفسران نيز ذكر كرده‌اند كه مومنان به عام نمی‌توانند چنين ويژگی داشته باشند پس اين حيطه خاص افرادی می‌گردد كه بتوان آنان را در اين سلسله جای گذارد كه بدن شك، جز اهل بيت(ع)، نمی‌تواند اشخاص ديگری باشند، در حالی كه در اين رابطه روايات متعددی نيز وجود دارد كه صحت اين مطلب را تاييد می‌كند؛ شاهد قرآنی اين مسئله نيز در سوره بقره است كه مفسران شيعه و سنی نظرات جالبی در اين رابطه ارايه كرده‌اند.
اين پژوهشگر قرآنی با اشاره به آيه تطهير و اثبات عصمت اهل بيت(ع)، اظهار كرد: با تتبع در شان نزول و همچنين مفردات اين آيه، شكی باقی نمی‌ماند كه اين آيه، حضرات معصومين(ع) و ائمه اطهار(ع) را مورد خطاب قرار داده است؛ خداوند در آيه شريفه بيان می‌دارد كه خدا، هميشه می‌خواهد كه شما اهل بيت(ع) از هر نوع پليدی و زشتی و خطايی مصون باشيد؛ اينجا خداوند امری را به اراده خود منسوب كرده است كه بدون شك در جايی كه خداوند اراده كند، كن فيكون خواهد شد و هر امری به واقعيت مبدل می‌شود؛ زيرا اراده خداست؛ امكان دارد خداوند مسئله‌ای را اراده كند ولی انجام آن را به شخصی غير از خود واگذار كند كه در اينجا امكان عدم انجام وجود دارد، مثل وظيفه نمازی كه خداوند قرار داده است و انسان را مامور به انجام آن قرارداده است؛ ولی برخی از مردم از خواندن نماز اجتناب می‌ورزند ولی امری كه خداوند انجامش را به عهده داشته باشد، بدون شك انجام می‌شود.
وی ادامه داد: شيعه و سنی در اين آيه اتفاق نظر دارند كه اين آيه به اهل بيت(ع) پيامبر(ص) دلالت دارد ولی در مصداق آن اهل تسنن تفاوت‌هايی در برداشت با ما دارند كه آنها اين افراد را ائمه ما نمی‌دانند و بعضا خانواده پيامبر(ص)، اعم از همسران و عهد و عيال را مراد اين آيه می‌دانند در حالی كه با رجوع به قرآن و با اشاره به برخی از خطاهای زنان پيامبر از جمله عايشه به اين نتيجه می‌رسيم كه منظور اين آيه همه افراد نبودند؛ بلكه يك قشر خاصی بودند و با توجه به روايات متعدد در خصوص اينكه پيامبر(ص)، اهل بيت خود را امام علی(ع)، حضرت زهرا(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) ذكر فرموده‌اند، می‌توان نتيجه گرفت بدون شك ائمه اطهار ديگر كه در برخی روايات ديگر به صراحت در خصوص لفظ پيامبر در اين رابطه سخن به ميان آمده نيز در جمع اهل بيت(ع)، قرار دارند.
بابايی در پايان دو آيه ديگر اطيعوالله و اطيعوالرسول و همچنين آيه 109 سوره توبه را از ديگر آياتی برشمرد كه بر عصمت اهل بيت(ع) دلالت دارند.
captcha