کد خبر: 2409971
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۲:۰۲

بررسی موضوع «رزق و رزّاق» از ديدگاه قرآن كريم

يكی از موضوعات بحث‌انگيز و مهم قرآنی مسئله (رزق و رزاق) است. روشن شدن ابعاد اين مسئله علاوه بر تصحيح برداشت‌های نادرست و نگرش‌های ميانه به فعاليت و تلاش و معشيت انسان جهت داده و فرهنگ كسب رزق قرآنی را در متن زندگانی مردم قرار می‌دهد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «رزق»، گاهی بر عطای جاری در دنيا يا آخرت گفته می‌شود و گاهی به بهره و نصيب و گاهی آنچه به شكم جان‌دار می‌رسد و با آن تغذيه می‌كند، اطلاق می‌شود. «رازق» به خالق رزق و عطاكننده رزق و آن كسی كه سبب رزق می‌شود هم گفته می‌شود.
بنابراين «رازق» در حقيقت خدای متعال است و به انسانی كه در وصول رزق سبب می‌شود هم گفته می‌شود. ولی «رازق» به جز خدای متعال به كسی گفته نمی‌شود.(1) «رزق» در تعبير ديگر به معنای روزی و هر چيزی كه از آن نفع بردارند و موسوم به «جيره» است، گفته می‌شود(2) و در تعبير ديگر آمده كه علاوه بر معنای معروف، به آميزه‌ای از عطا و بخشش نيز گفته می‌شود.(3)
در وضع اول اختصاص به غذا دارد مانند «و علی المولود له رزقهن و كسوتهن»(4) بر صاحب فرزند (پدر) است كه خوراك و پوشش مادر فرزند را بدهد. در اين آيه «كسوة» رزق شمرده نشده است و جدا ياد شده. آنگاه معنای رزق توسعه يافته و بر هر چيز نافع و سودمندی كه (به شئی و شخص) برسد، رزق گفته می‌شود، اگر چه غذا نباشد، مانند همه مزايای حيات از مال و جاه و عشيرت و اولاد و جمال و علم و غيره، مانند اين آيه «ام تسئلهم خرجاً فخراج ربك خير و هو خير الرازقين»(5) «آيا از اين مردم درخواست مزد می‌كنی و حال آن كه مزد پرورگارت بهتر است و خداوند بهترين روزی‌دهندگان است».
در اين آيه مزد رسالت كه خدا به پيامبرش می‌دهد، رزق شمرده شده است و مانند اين آيه: «يا قوم ارأيتم ان كنت علی بينه من ربّی و رزقنی رزقنا حَسَنَا»(6) «ای قوم من خبر دهيد كه اگر من بر دليل روشنی از جانب پرودگار باشم و رزق نيكويی روزی من كرده باشد…» كه در آيه، نبوت و علم رزق شمرده شده و شواهد ديگر قرآنی.(7)
در قرآن كريم آمده است: «انَّ الله هو الرّزاق ذوالقوه المتين»(8) «همانا خداوند بسيار روزی دهنده و صاحب نيروی استوار است». آنچه از اين آيه حاصل می‌شود، اين است كه رزق در حقيقت جز به خدای متعال نسبت داده نمی‌شود زيرا مقام، مقام حصر است (منحصر كردن رزاقيت در خدا)(9) و آنجا كه رزق به غير خدا نسبت داده شده، مانند آيه شريفه «وارزقوهم فيها واكسوهم»(10) از مال سفيهان به اندازه نيازشان به آن‌ها روزی و پوشاك بدهيد، از قبيل نسبت به غيرحقيقی است.(11) چنانكه ملك و عزّت به حسب ذات از آن خدای متعال است و برای غير خدا به وسيله اعطاء و اجازه اوست. پس تنها خدا رزّاق است.(12)
رزق برحسب اعتبارات به انواع مختلف تقسيم می‌شود: الف) رزق حلال و رزق حرام. رزق حلال به رزقی گفته می‌شود كه از طريق مشروع (طبق نظر دين) به دست آمده باشد. رزق حرام به رزقی گفته می‌شود كه از طريق نامشروع و برخلاف نظر دين به دست آمده باشد.
در اين ارتباط رسول گرامی اسلام(ص) فرموده‌اند: «العبادة سبعون جزء وافضلها جزء طلب الحلال»(13) «عبادت هفتاد بخش است و بهترين بخش آن طلب رزق حلال است». همچنين، حضرت فرموده‌اند «مَنْ اكل من كدّيده حلالاً فتح له ابواب الجنّة يدخل من ايها شاء»(14) «هر كس از دسترنج خود به طور حلال روزی بخورد، خداوند درهای بهشت را به روی او می‌گشايد كه از هر دری می‌خواهد وارد شود» و همچنين حضرت فرموده‌اند «طلب الحلال فريضة علی كل مُسلم و مُسلمه»(15) «طلب روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است» و هركس از حلال بخورد، فرشته‌ای بر سر او می‌ايستد و برای او استغفار می‌كند تا از خوردن فارغ شود.(16)
رسول گرامی اسلام(ص) درباره رزق حرام فرموده‌اند: «من اكتسب مالاً من غير حله كان زاده الی النار»(17) «هر كس مالی را از غير حلال به دست بياورد، همان توشه او به سوی آتش دوزخ است». همچنين، فرموده‌اند كه خدای تبارك و تعالی فرموده است «هر كه باك نداشته باشد كه از چه راهی دينار و درهم به دست می‌آورد، من هم باكی ندارم كه روز قيامت از كدام در او را به دوزخ وارد كنم».(18) همچنين، حضرت فرموده‌اند «هرگاه لقمه‌ای از حرام در شكم بنده قرار گيرد، هر فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمين او را لعنت می‌كند».(19)
سؤال قابل طرح اين است كه اگر روزی دهنده هر بنده‌ای خداست و آنكه از راه حرام كسب معاش می‌كند، گناهكار است، چگونه خداوند نسبت گناه (روزی او را به خود) می‌دهد و حال آنكه به حسب عقل و نقل هر نسبت گناهی از خدا نفی شده است و او منزه است از اينكه چيزی را نهی كند و آنگاه به آن فرمان دهد و يا چيزی را نهی كند و راه رزق را در آن منحصر سازد؟ پاسخ اين سؤال اين است كه رازقيت عامی كه خداوند در قرآن بيان فرموده(20) برحسب تكوين است نه تشريع، توضيح اينكه، همه چيزهايی كه آدميان يا موجودات ديگر در اين عالم از آن بهره می‌برند خداوند آفريده و راه استفاده از آن‌ها را برای ايشان مقرر فرموده است، هرچه هر انسانی می‌خورد و می‌نوشد و می‌پوشد و … خدا آفريده و در دسترس او قرار داده است، پس خداوند رازق و رزاق همه است، مؤمن باشد يا كافر، متقی باشد يا فاجر.
ولی برحسب تشريع، خداوند مقرر فرموده كه اين مواهب خدادادی را از راه مشروع، يعنی مطابق دستور او به دست آورند و به طريق مشروع هم مصرف كنند و در اين صورت است كه رزق به صفت حلال متصف می‌شود و هرگاه از طريق نامشروع به دست آورند و مصرف كنند، به صفت حرام متصف می‌شود و از اين جهت روا نيست به خدا نسبت داده شود، هرچند برحسب تكوين و آفرينش هر دو از خداست و خلاصه اينكه همه وظيفه خوار و جيره‌خوار خداوندند، چيزی كه هست بعضی اين جيره را از راهی كه او مقرر كرده، می‌گيرند و بعضی از غير آن راهی كه مقرر فرموده است.(21)
امام علی(ع) در وصيت‌نامه خود به فرزندش امام مجتبی(ع) می‌فرمايد: «واعلم يا بنی ان الرزق رزقان. رزق تطلبه و رزق يطلبك. فان لم تأته اتاك»(22) «ای فرزند من! روز بر دو قسم است، يكی آن كه تو در پی آنی و ديگری آنكه او به دنبال تو می‌گردد، كه اگر تو به سوی او نروی، او به سوی تو می‌آيد».
و نيز می‌فرمايد: «الرزق رزقان طالب و مطلوب فمن طلب الدنيا طلبه الموت حتی يخرجه منها و من طلب الآخره طلبته الدنيا حتی يستوفی رزقه منها»(23) «روزی، دو نوع است، يكی تو را می‌جويد و ديگری را تو می‌جويی، پس كسی كه دنياخواه باشد (برای روزی به هر راهی برود) مرگ او را می‌جويد تا از دنيا بيرونش برد و كسی كه طالب آخرت باشد (و بيش از نياز و حد مشروع برای روزی تلاش نكند) دنيا او را می‌جويد تا از آن، روزی خود را كامل بستاند». (تا آن شخص روزی كامل خود را از دنيا بگيرد)
و نيز می‌فرمايد «الرزق رزقان، رزق تطلبه و رزق يطلبك فان لم تأته اتاك، فلا تحمل هم سنتك علی هم يومك، كفاك كل يوم ما فيه، فان تكن السنه من عمرك فان‌ الله تعالی سيؤتيك فی كل غد جديد ما قسم لك، و ان لم تكن السنه من عمرك فما تصنع بالهم لما ليس لك، ولن يسبقك الی رزقك طالب و لن يقلبك عليه غالب و لن يبطی عنك ما قد قدرلك»(24) «روزی دو گونه است روزيی كه تو می‌جوی و روزيی كه ترا می‌جويد، كه اگر تو به سويش نروی او به سويت خواهد آمد، پس اندوه سال خود را بر اندوه روز خويش بار مكن، كه روزیِ هر روز تو را بس است، پس اگر آن سال در شمار عمر تو آيد، خدای بزرگ در فردای هر روز آنچه قسمت تو كرده است به تو می‌دهد، و اگر آن سال در شمار عمر تو نيست، پس غم تو بر آنچه از آن تو نيست چيست؟ و در آنچه روزی تو است هيچ خواهنده‌ا‌ی بر تو سبقت نگيرد و هيچ غالبی بر تو چيره نگردد و آنچه برايت مقدر شده تأخير نپذيرد». (25)
و از امام رضا(ع): «اتق فی طلب الرزق واجمل بالطلب واحفظ فی‌المكسب، واعلم ان الرزق رزقان: فرزق تطلبه و رزق يطلبك فاما الذی تطلبه فاطلبه من حلال فان اكله حلال ان طلبته فی وجهه والا اكلته حراما و هو رزقك لابدله من اكله»، «در طلب روزی تقوا را رعايت كن و حد اعتدال وجميل را در طلب روزی در پيش‌گير و كسب خود را از آلوده شدن به حرام حفظ كن و بدان كه روزی دو گونه است، روزی كه تو در طلب آنی و روزی كه آن طالب توست. پس آن رزقی را كه تو می‌طلبی از طريق حلال دنبال كن، زيرا از خوردن آن گريزی نداری»(26) (واگر حرامش كرده‌ای خود كرده‌ای).
در شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحديد در ذيل جمله‌ای كه از نامه امام به فرزندشان نقل شد می‌نويسد: اين مطلب درست و مطابق با واقع است، زيرا رازقيت برحسب علم او نسبت به مصلحت مكلف است، پس گاهی روزی او بدون اكتساب و زحمت تلاش و رنجِ كوشش، حاصل می‌شود و گاهی هم با اكتساب و تلاش و كوشش(27) بنابراين رزق طالب همان رزق بدون رنج است و رزقِ مطلوب، رزق همراه با رنج اكتساب و همانطور كه در روايت منقول از امام هشتم(ع) آمده است، در اين مورد است كه انسان بايد مواظب باشد از حلال طلب كند و دنبال حرام نرود و اگر دنبال حرام رفت، بالأخره روزی، همان است و خود آن را حرام كرده است.
در ضمن، بيان رزق حلال و رزق حرام به اين مطلب اشاره‌ای شد و توضيح اين است كه خداوند چون خالق همه موجودات است، روزی آن‌ها را نيز برعهده گرفته است، چنانكه در قرآن كريم می‌فرمايد: «و ما من دابه فی‌الارض الاعلی الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها»(28) «جنبده‌ای در زمين نيست جز اينكه روزی او برخداست و جای ثابت و متغير آن را هم می‌داند».
خداوند در عالم وجود، هر موجودی را كه آفريده و نياز به تأمين زندگی دارد موادی را كه زندگی او را تأمين كند و اسباب داخلی و راهنمايی‌های طبيعی را هم برای او انجام داده تا بتواند به حيات خود ادامه دهد و اين رزاقيت عام خداوندی كه همه از آن بهره‌مندند و اين كرم خداوندی است كه همه از آن بهره‌ور و وظيفه‌خوارند و اوست كه حاجت موری را به علم غيب در بن چاهی به زير صخره صماء می‌داند و تأمين می‌كند.
ولی خداوند برای بشر در رابطه با تحصيل اين مواد كه روزی او را تأمين می‌كند، مقررات و احكامی قرار داده است كه اگر از راه آن مقررات مواد روزی را به دست آورد، حلال و طيب است و اگر از غير آن راه به دست آورد، حرام و پليد است و اين قسم روزی را روزی تشريعی می‌گويند كه در واقع همان روزی تكوينی است ولی راه تحصيلش متفاوت است.
در مواردی از قرآن كريم از بعضی از روزی‌ها به «رزق كريم» ياد شده است. علامه طباطبائی(ره) می‌نويسد: «خداوند از روزی كريم، بهشت و نعمت‌های بهشت را در مواردی از كلام خود اراده كرده است». مانند آيه «شريفه فالذين امنوا و عملوالصالحات لهم مغفره و رزق كريم، والذين سعوافی آياتنا معاجزين اولئك اصاحب الجحيم»(29) «كسانی كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دادند، آمرزش و رزق كريم از آن ايشان است و كسانيكه در محو آيات ما تلاش كردند و پنداشتند ما را درمانده می‌كنند، اينان ياران دوزخند».
از مقابله جزای اين دو دسته معلوم می‌شود كه رزق كريم بهشت و نعم بهشتی است و جالب آن كه در عموم آياتی كه رزق كريم ياد شده، پيش از آن مغفرت آمده است.(30) و رزق كريم آن روزيی است كه همراه با كرامت باشد و روزی بهشتيان است كه به طور قطع همراه با كرامت است، زيرا بهشت جای اهل تقوی است و بيشترين كرامت را خداوند از آن اهل تقوی ياد كرده است «ان اكرمكم عندالله اتقاكم». (31) و درمقابل روزی كريم روزی است كه همراه با ذلت و خواری باشد و آن طعام دوزخيان است خداوند می‌فرمايد «ان شجره الزقوم طعام الاثيم……...ذق انك انت العزيز الكريم»(32) «درخت زقوم خوراك گناهكاران است….. به آن‌ها گفته می‌شود بچش كه تو آن فردی هستی كه پنداشتی عزيز و بزرگواری».
البته در دنيا نيز رزق كريم و غيركريم می‌تواند مصداق داشته باشد، آن روزيی كه عزت و كرامت و شرافت و مناعت نفس آدمی را حفظ كند، رزق كريم است. اگرچه از كميت و كيفيت بالايی برخوردار نباشد و آن روزيی كه با دنائت نفس و زبونی و ذلت همراه باشد، روزی پست است.
در قرآن كريم آيات متعددی است كه مفاد آن‌ها اين است كه خداوند روزی هر كس را كه بخواهد گشاده می‌كند و روزی هركس را بخواهد تنگ می‌گرداند. مانند: «الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر»(33) «خداوند روزی هر كس را بخواهد گشاده می‌كند و يا تنگ می‌كند» و نيز می‌فرمايد «ان ربك يبسط الرزق لمن يشا و يقدر انه كان بعباده خبيرا بصيرا»(34) «پروردگار روزی را گشاده می‌كند برای هر كس كه بخواهد و تنگ می‌گرداند. او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست».
همچنين، می‌فرمايد «الله يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر له ان الله بكل شیء عليم».(35) «خداوند گشاده می‌كند روزی را برای هر كه از بندگانش كه بخواهد و تنگ می‌كند برای هر كه بخواهد» و در سوره روم آمده است كه «واذا اذقنا الناس رحمه فرحوا بها و ان تصبهم سيئه بما قدمت ايديهم اذاهم يقنطون. اولم يروا ان الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر ان فی ذلك لآيات لقوم يؤمنون»(36) «هرگاه رحمتی را به اين مردم بچشانيم به آن شاد می‌گردند و اگر به واسطه كردار بدشان بدی به آن‌ها برسد در آن نااميد می‌شوند، آيا نمی‌دانند كه خداوند است كه گشاده می‌كند روزی را برای هركه بخواهد و تنگ می‌گيرد، در اين كار خدا، نشانه‌هايی است برای گروهی كه ايمان می‌آورند».
علامه طباطبايی(ره) در ذيل آيه اول می‌نويسد: «مراد اين است كه مردم نسبت به نعمت يا نقمتی كه به آن‌ها می‌رسد، سطحی نگرند، هرگاه نعمتی را يافتند به آن شاد می‌گردند، بدون اينكه بدانند آن نعمت با اراده حق‌تعالی به آن‌ها رسيده و اگر مصيبتی به آن‌ها وارد شود نااميد می‌شوند، گويا نمی‌دانند كه مصيبت نيز به اذن پروردگار به انسان می‌رسد و اگر او اذن ندهد مصيبتی بر انسان وارد نمی‌شود».
و در ذيل آيه دوم می‌نويسد: اين آيه، خطای انسان را در مبادرت به شادی و نااميدی را هنگام چشيدن رحمت و برخورد با مصيبت بيان می‌كند، زيرا انسان فكر می‌كند وسعت روزی و يا تنگی آن به دست اوست و هرگاه وسعت در روزی برای او پيدا شده همواره هست و از اين جهت شاد می‌شود و اگر تنگی معشت پيش آمد نيز همواره گرفتار آن است و از اين‌رو نااميد می‌شود ولی اگر بداند كه وسعت و تنگی روزی تابع مشيت الهی است و برای هر دو امكان زوال هست، نه موجبی برای شادی او و نه علتی برای نااميدی او خواهد بود. (37)
اما اينكه فراخی و تنگی روزی به دست خداست و قرآن آن را به عنوان يك امر قطعی و مشهود برای انسان ياد می‌كند (اولم يروا) از اين جهت است كه رزقی كه به دست انسان می‌رسد يا به دست می‌آورد، وجود آن متوقف بر هزارن هزار سبب و شرط است كه تلاش آدمی به عنوان يك سبب به‌شمار می‌آيد و عموم اسباب به خدای متعال منتهی می‌شود. پس خداست كه عطا می‌كند و منع می‌‌كند و روزی را فراخ می‌كند يا تنگ می‌‌كند. (38)
نكته‌ای را كه درباره فراخی و تنگی روزی نبايد از نظر دور داشت، نقش خود انسان در فراخی و تنگی روزی است، درست است كه فراخی و تنگ‌روزی متوقف بر مشيت الهی است ولی نبايد مشيت الهی را بدون حساب تلقی كرد، بلكه مشيت او از روی علم و حكمت است و تا محلی قابل فراخی يا تنگی روزی نباشد، خداوند روزی او را فراخ يا تنگ نمی‌كند. در آياتی كه ياد شد اگر دقت شود بعد از آنكه می‌فرمايد خداست كه روزی را برای هر كه بخواهد فراخ يا تنگ می‌كند، در يك جا می‌فرمايد: «انه كان بعباده خبيرا بصير» و در جای ديگر می‌فرمايد: «ان الله بكل شیء عليم» يعنی اين فراخی و تنگی روزی بندگان، بر مبنای علم و حكمت خداوند است.
از طرف ديگر نبايد پنداشت كه فراخی و تنگی روزی يك فضای حتمی و غيرقابل تغيير است و گمان كرد كه «گليم بخت كسی را كه بافتند سياه به آب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد» بلكه هر دو دگرگونی‌پذير و قابل زوال است، قرآن كريم می‌فرمايد: «ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض ولكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون»(39) «واگر اهل شهرستان‌ها ايمان می‌آوردند و تقوا پيشه می‌كردند بركات آسمان و زمين را به روی آنان می‌گشوديم ولی آيات ما را تكذيب كردند از اين‌رو به واسطه اعمالشان ايشان را مؤاخذه كرديم».
در كتب حديث، روايات فراوانی درباره اعمالی كه روزی را وسعت می‌بخشد و يا اعمالی كه موجب فقر و تنگی روزی می‌شود، آمده است. در سفينة‌البحار حدود چهل عمل را ياد می‌كند كه مؤثر در وسعت روزی است، از آن جمله: «صله رحم، حسن رفتار با همسايه، تعقيب نماز صبح و عصر، صبح زود برای طلب روزی بيرون آمدن، همواره با طهارت بودن، اجابت مؤذن، ترك حرص، شكر نعمت، اجتناب از قسم دروغ، شستن دست قبل از طعام، هر روز سی مرتبه سبحان‌الله گفتن، استغفار و نماز شب»(40) و در نهج‌البلاغه آمده است كه «الاستغفار تسبيبا لدرور الرزق»(41). طلب آمرزش از خدا، سبب ريزش و فراوانی روزی است و نيز «استنرلواالرزق بالصدقه»(42) به واسطه صدقه دادن، طلب نزول روزی كنيد.
همچنين، می‌فرمايد: «الزكوه تسبيبا للرزق»(43) «زكات دادن، سبب وسعت روزی می‌شود». و نيز در سفينة‌البحار اعمالی ياد شده كه موجب فقر و تنگی روزی می‌شود از آن جمله، قسم دروغ، زنا، عادت به دروغ، كثرت استماع غناء، اندازه‌گيری نكردن در معيشت، ترك فاميل، خواب ميان نماز مغرب و عشاء و پيش از طلوع خورشيد، دست نشستن هنگام غذا، ظروف ناشسته در شب گذاردن، و استخفاف به نماز و … .(44)
از امام صادق (ع) آمده كه: «كثره السحت يمحق الرزق»(45) «مال حرام خوردن روزی را از بين می‌برد» و از امام مجتبی(ع) آمده است كه «ترك الزنا و كنس الفناء و غسل الاناء مجلبه للغنی»(46) «ترك زنا و رُفتنِ جلوی در خانه و شستن ظروف غذا، توانگری می‌آورد». از طرفی، دعا برای وسعت روزی، يكی از اموری است كه در روايات سفارش شده و كمتر دعای مأثوری است كه در آن از خدا، وسعت روزی، روزی حلال و طيب خواسته نشده باشد.
امام علی‌(ع) در وصيت‌نامه خود به فرزندشان امام مجتبی(ع) می‌فرمايد: «ثم جعل فی يديك مفاتيح خزائنه بما اذن لك فيه من مسألته، فمتی شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته»(47) «آنگاه خداوند كليدهای خزينه‌های خود را در دو دست تو قرار داد، بدينگونه كه به تو اجازه داد كه از او مسألت نمايی، پس هر زمان بخواهی می‌توانی به وسيله دعا، درخواست كنی كه درهای نعمت را به روی تو بگشايد».
و در بخش ديگر مهمترين درخواست را سه چيز می‌شمارد: «و سألته من خزائن رحمته مالايقدر علی اعطائه غيره، من زياده الاعمار و صحه الابدان و سعه الارزاق»(48) «و از خزائن رحمت خداوند چيزی را درخواست كن كه ديگری بر دادن آن توانائی ندارد، مانند افزايش در عمر و تندرسی و وسعت رزق» و كمتر دعايی است كه در كتب ادعيه آمده و در آن درخواست وسعت روزی و روزی حلال و طيب نشده، از آن جمله در دعای ابوحمزه در چند مورد اين درخواست شده است، مانند «وارزقنی من فضلك رزقا واسعا حلالا طيبا» و مانند «اللهم اعطنی السعه فی الرزق» و نيز «وارزقنی رزقا واسعا من فضلك الواسع»(49).
همچنين، در دعاهای ماه مبارك رمضان می‌خوانيم «واجعل فيما تقضی و تقدر ان تطيل عمری و توسع علی رزقی و تؤدی عنی امانتی و دينی آمين رب العالمين»(50) «و در آنچه مقدر می‌كنی قرار داده كه عمر من دراز و روزی من وسيع و امانت من ادا شود، ای پروردگار جهانيان مستجاب كن!».
نتيجه‌ای كه از اين مبحث حاصل شد اين است كه در عين حال كه فراخی و تنگی روزی به دست خداست و اوست كه روزی را فراخ يا تنگ می‌كند، خودش وسائلی را معين كرده كه توسط آن‌ها می‌توان روزی را فراخ و يا تنگ كرد، البته باز، فراخی دهنده و تنگ‌كننده، خداست.
در پاره‌ای از آيات، قرآن رزق را به صفت حَسَن ستوده است، مانند آنچه از شعيب پيامبر در گفتگوی با قومش حكايت شده «يا قوم ارأيتم ان كنت علی بينه من ربی و رزقا حسنا»، «ای قوم من خبر دهيد اگر من بر دليل آشكاری از جانب پروردگارم باشم و روزی نيكويی به من داده باشد». در تفسير الميزان در ذيل اين آيه آمده است كه مراد از رزق حسن، وحی نبوت است كه مشتمل بر اصول معارف و شرايع است. (51) و در سوره نحل در دو مورد رزق حسن به كار رفته، يكی در مورد محصولات حلال، خرما و انگور(52) و ديگر در مورد كسی كه به نعم الهی متنعم شده و هرگونه انفاق را انجام می‌دهد.(53) و در سوره حج از پاداش هجرت و شهادت به رزق حسن، تعبير شده است.(54) و از مجموع می‌توان استفاده كرد كه رزق حسن، رزقی است از آلودگی منزه و يا از معنويت والايی برخوردار باشد.
**************************************************************************************************
پی‌نوشت‌ها:
1- المفردات اثر راغب اصفهانی، ص 194.
2- منتهی الادب فی لغات العرب ج 2، باب رزق.
3- تفسير الميزان اثر علامه سيد محمدحسين طباطبايی، ذيل تفسير آيات مربوط به رزق.
4- قرآن كريم، سوره بقره، آيه 233.
5- قرآن كريم، سوره مومنون آيه 73.
6- قرآن كريم، سوره هود آيه 88.
7- تفسير الميزان، ج 3 ، ص 146 (چاپ عربی - بيروتی).
8- قرآن كريم، سوره ذاريات آيه 58.
9- حصر به واسطه ضمير فصل و خبر محلّی به الف و لام است.
10- قرآن كريم، سوره نسا آيه 4.
11- يعنی سبب به جای مسبب قرار گرفته است.
12- تفسير الميزان، ج 3 ، ص 146 (چاپ عربی - بيروتی).
13 تا 19 – بحارالانوار، مجلد 102 ص 9 تا 12.
20- «وما من دابة فی الارض الاعلی الله رزقها»، سوره هود آيه 6.
21- حديث امام علی (ع) و اعرابی و مهار شتر، كه خواهد آمد.
22- شرح نهج‌البلاغه فيض الاسلام نامه 31 بخش 106
23- همان، حكمت 423
24- همان، حكمت 371
25- و ينظرما فی البحار ج 103 ص 31-29
26- بحارالانوار ج 103 ص 31
27- ج 16 ص 114.
28- سوره هود، آيه 6.
29- سوره حج، آيه 51.
30- رزق كريم در آيات 4 و 74 سوره انفال و 50 حج و 26 نور و 4 سبا آمده و تنها در آيه 31 احزاب بدون مغفرت آمده است.
31- حجرات، آيه 13.
32- سوره دخان، 48-44.
33- سوره رعد، آيه 26
34- الاسراء، آيه 30
35- سوره عنكبوت، آيه 62
36- آيه 36 و 37
37- البته مقصود از فرح شادی مفرط است كه موجب غفلت می‌گردد.
38- الميزان، ج 16، ص 193-192، با اندك توضيح.
39- سوره اعراف، 96.
40- سفينه البحار، ج 1، ص 520-519.
41- خطبه 143، بخش 4
42- قصار 137.
43- قصار 252.
44- سفينه البحار، ج 2، ص 382-381.
45- همان، ج 1، ص 520.
46- همان، ج 1، ص 520.
47- نامه 31 نهج البلاغه، بخش 71.
48- همان، بخش 70.
49- مفاتيح‌الجنان، ص 334 تا 358.
50- همان، ص 316.
51- ج 10 ص 384.
52- سوره نحل، 67.
53- همان، آيه 75.
54- سوره حج، آيه 58.
captcha