به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، آيتالله العظمی جعفر سبحانی از مراجع تقليد، دوشنبه، 15 آبانماه، در پيامی به كنگره بزرگداشت آيتالله حاج سيدعلی آقا قاضی تصريح كرد: جوانان عزيز را كه علاقهمند به پرواز در عوالم بالا هستند، سفارش میكنم كه از مكتبهای عرفانی بشری، روی برتابند و به عرفان اسلامی، آن هم از طريق تهجد نيمه شبی و دوری از محرمات و مكروهات، روی آورند. البته، سلوك انسان، در اين مسير، كه به عالیترين مقام از معرفت و توحيد برسد، بدون يك معلم وارسته و متعبد به اسلام، امكانپذير نيست.
بنا بر اين گزارش، متن كامل پيام اين مرجع تقليد به اين شرح است: حكيمان، انسان را چنين تعريف میكنند و میگويند: «انسان حيوان ناطق است» و مراد از «ناطق» در اينجا نطق ربانی نيست، بلكه توليد فكر است و تصور میكنند كه تعريف ياد شده حدّ تام است، يعنی توانستهاند انسان را به شيوه كامل تعريف كنند، در مقابل حدّ ناقص كه تعريف كامل و جامعی نمیباشد.
تعريف ياد شده، تعريف كامل از انسان نيست، بلكه معرفی بخشی از انسان است، زيرا همه واقعيت انسان را تفكر و انديشيدن تشكيل نمیدهد، بلكه بخش ديگر واقعيت وجود را غرائز و خواستههای درونی او تشكيل میدهد كه برخی از آنها معنوی و برخی ديگر مادی و به تعبير دانشمندان، علوی و سفلی است، زيرا هر انسانی از يك نظر خداخواه و خداجو و عدالتطلب و در يك كلمه «كمالجو» است، در مقابل، همان انسان، تمايلات مادی دارد. به يك معنی خودخواه و دنياخواه و شهوانی است.
حكيمان و فلاسفه، به بخش اول، يعنی تفكر، توجه نمودهاند و بخش ديگر را به دست فراموشی سپردهاند، و علمای اخلاق، به بخش دوم پرداخته و با شناسايی فضايل، از رذايل، راه تعديل غرائز را روشن ساختهاند. برخی از آنان، درباره علم اخلاق كه در حقيقت، انسان را از حيوان به صورت روشن جدا میسازد، چنين سخن گفتهاند :
وانّما الأمم الأخلاق ما بقيتفان هُمُ فَقدوا أخلاقهم، فُقدوا
دوام و ماندگاری جوامع بشری به اخلاق آنها است و اگر اخلاق خود را از دست بدهند، نابود میشوند.
پس از ترجمه علوم يونانی از فلسفه و رياضيات و هيئت و نجوم و اخلاق، به زبان عربی، حكيمان اعتراف كردهاند كه با وجود اخلاق اسلامی، نيازی به اخلاق يونانی نيست، و اصولاً يك نوع فرق جوهری ميان دو تهذيب نفس (يونانی و اسلامی) هست .
در اخلاق يونانی، اخلاق، ابزار زندگی است، تا بتوان در سايه آن به منافع بيشتری دست يافت، و لذا بازرگانان برای ترويج كالاها كسانی را انتخاب میكنند كه بتوانند با خوشزبانی و هنرمندی، مشتری را جذب كنند، و آنچنان خود را نشان دهند كه گويا از مادر هم مهربانتر هستند، در حالی كه در باطن، چيز هدفی جز فروش كالا و سود بيشتر در ميان نيست .
در حالی كه در اسلام، اخلاق برای خودش هدف است، میگويد :
همسايه را احترام كن، زيرا همسايگی برای او حقی توليد میكند كه بايد ادا شود، ولی در اخلاق يونانی میگويد همسايه را احترام كن تا در غياب شما از خانهات محافظت كند يا به آن دستبرد نزند، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
اخلاق به صورت كلی سروكارش با غرائز و فضائل و رذائل است، و میخواهد آنها را تعديل كند و جلو افراط و تفريط را بگيرد، ناچار بايد بر عاملی تكيه كند كه مجری دستورهای اخلاقی باشد و گر نه مجرد علم به اينكه دزدی بد است، و دروغ نازيباست، كافی در بازداری نيست، شيطان بالاترين علم را داشت، اما وی را نجات نداد.
از اين جهت بايد كليه دستورهای اخلاقی در تمام قلمروها مبتنی بر ايمان به خدا و سرای ديگر باشد كه پايه عملی مسائل اخلاقی به شمار میروند، و گر نه اخلاق منهای دين و اعتقاد به روز جزا در تضاد با منافع و خواستههای درونی با شكست مواجه میشود، چه بسا، انسان عمل ضداخلاقی خود را توجيه میكند، در سال 1945، رئيس جمهور آمريكا، به نام ترومن، دستور بمباران اتمی دو شهر از شهرهای ژاپن را صادر كرد كه در آن دو شهر در ظرف يك روز بيش از 150000 نفر پير و جوان و زن و مرد و كودك و نوجوان، كشته شدند. آنگاه كه برخی از حكيمان، رئيس جمهور را مورد انتقاد قرار دادند كه چرا چنين فرمان ضد انسانی را صادر كرده است؟ او در پاسخ گفت: خواستم جنگ خاتمه پيدا كند، اگر طولانی میشد بيش از اين ضايعات داشت.
گويا موقعيت رئيس جمهور اجازه نداد كه بار ديگر از او سوال شود كه چرا جنگ را آغاز كرديد تا طولانی شود؟
پيروان اخلاق اسلامی و به تعبير ديگر «عرفان اسلامی»، بايد بدانند كه انسان از طريق عمل به شريعت به تهذيب نفس میرسد، كسانی كه علاقهمندند خويشتن را از خواستههای شيطانی و رذائل، دور كنند و روح و روان آنان، آيينه انعكاس حقايق عالم گردد، و آنچه را كه با چشم سر ديدنی نيست، با چشم دل ببينند، بايد عمل به شريعت را قبلهگاه خود قرار داده و از آن فاصله نگيرند .
قرآن مجيد، ابراهيم بتشكن و پيامبر عظيمالشأن را اسوه و الگو معرفی میكند و میفرمايد: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ اُسوَهٌ حسنهٌ فِی إبراهيمَ والذينَ مَعَه ...» و درباره پيامبر گرامی(ص) میفرمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ».
از اين آيات برمیآيد كه هر نوع پيشرفت در مسائل معنوی، نياز به الگو دارد، كه انسان، عمل خود را بر آن تطبيق كند، نقش الگو در زندگی جوانان بلكه نوع مردم بسيار روشن است.
امروز ما برای شناساندن اساتيد اخلاق و دور كردن افراد از استادنماها نياز به ارائه الگوهايی داريم كه مرحوم آيتالله حاج سيدعلی قاضی، بهترين الگو در اين زمينه به شمار میرود. مرحوم علامه طباطبايی از آقای سيدعلی آقای قاضی كه اين همايش برای بزرگداشت وی برپا شده، نقل میكرد كه میفرمود: «راه رسيدن به مقام عالی در معرفةالله همان تهجد نيمه شب است كه به نفس جلا و به عقل بالندگی میبخشد».
اينجانب، جوانان عزيز را كه علاقهمند به پرواز در عوالم بالا هستند، سفارش میكنم كه از مكتبهای عرفانی بشری، روی برتابند و به عرفان اسلامی، آن هم از طريق تهجد نيمه شبی و دوری از محرمات و مكروهات، روی آورند. البته، سلوك انسان، در اين مسير، كه به عالیترين مقام از معرفت و توحيد برسد، بدون يك معلم وارسته و متعبد به اسلام، امكانپذير نيست و جوانان عزيز! تا دست به دامن چنين معلمی نشدهايد، اين سلوك را آغاز نكنيد تا مبادا در دام بدعتهای صوفيان و عرفانهای كاذب قرار گيريد و در نتيجه از آمال ديرينه خود باز بمانيد.
و به قول حافظ : طی اين مرحله بیهمرهی خضر مكن ظلمات است بترس از خطر تنهايی
در پايان، از كليه كسانی كه اين فضای علمی و معنوی را پديد آوردهاند و از مدتها پيش به وسيله نامه و تبليغات مختلف و تماسهای بیشمار، افكار علاقهمندان را به تجليل از اين شخصيت والا كه به سان درّ شاهوار در عالم اخلاق درخشيده، جلب كردهاند، سپاسگزاری نموده و پاداش همگان را از خدای بزرگ خواهانم.