به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، مقاله « بررسی تطبيقی نظريه جامعهشناختی پديدارشناسی (تأكيد بر انديشه آلفرد شوتس) با مبانی نظری اسلام» نوشته سيدحسين فخرزارع، عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، يكی از مقالات شماره 64 مجله قبسات است.
نظريه و روش پديدارشناسی، در پی بحرانهای فلسفی در غرب، توسط ادموند هوسرل پديد آمد. وی كه بر آگاهی و كنش و الزامهای فرهنگی تأكيد داشت، در تلاش بود تا خود را از پيش فرضها و تبيينهای رايج رها كرده و شيوهای برای شهود معانی ذاتی ارائه دهد. او در اين راستا كوشيد تا با به تعليق درآوردن رويكرد طبيعی كه به نظرش سرچشمه كژانديشی است، به صورتی از آگاهی ناب نائل آيد.
آلفرد شوتس كه دنبالهرو اين نگاه و روش بود نيز سعی كرد اين نظريه را از فلسفه به جامعهشناسی آورد و نوعی پژوهش توصيفی درباره پديدههای بيرونی به صورت غيرتجربی ارائه دهد. مفاهيمی كه وی در ادبيات نظريه خود وارد كرد، توجه جامعهشناسان را به خود معطوف كرد.
به عقيده نويسنده مقاله مذكور، اين نظريه عليرغم برخی انتقاداتی كه به آن وارد است، به برخی دستاوردهای نظری كه در انديشه اسلامی دنبال میشود، از جمله تعليق و در پرانتز گذاشتن جهان طبيعی، تلقی ديالكتيكی از نسبت فرد و ساختار و ... نزديك است. از همين روی نويسنده مقاله به بررسی اصول فكری و مبانی نظری جامعهشناسی پديدارشناختی آلفرد شوتس در حوزههای معرفتشناسی، انسانشناسی، هستیشناسی و روششناسی و مقايسه آن با مبانی نظری اسلامی پرداخته و در پايان مقاله خود ليستی را از مشابهتها و افتراقات اين دو ارائه كرده است.