حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد كاظم رجايی، عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان مطالبی در خصوص بازار اسلامی و رابطه اقتصاد اسلامی و اخلاق و برخی مصاديق آن پرداخت.
وی با تأكيد بر اينكه اقتصاد اسلامی در واقع اقتصاد اخلاقی هم هست، افزود: در واقع در اقتصاد اسلامی هم توافق با شرع و هم حاكميت اخلاق را داريم؛ هم قانون شريعت را داريم و هم فراتر از قانون، اخلاق را داريم. در اقتصاد اسلامی بايد و نبايدها از دل شرع گرفته میشود و در اقتصاد تزريق میشود. از سوی ديگر، اخلاق هم يعنی فضايل هم در درون اين اقتصاد وجود دارد.
رجايی ادامه داد: اگر مكانيزم بازار را نگاه كنيم، خوب به عنوان اقتصاد آزاد در بازارما اخلاق اسلامی حاكم است و در واقع يكی از شاخصههايی كه از يازار خود گزارش كرديم و خوشبختانه چاپ هم شده، صداقت در بازار است كه اين صداقت به معنی عامش در واقع منحصر به راستگويی نيست، بلكه مواردی از قبيل امانتداری، وفای به عهد، انصاف و همه اينها را در بر میگيرد.
عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) با بيان اينكه بازاری كه در تمدن اسلامی شكل گرفته، بازاری است كه در آن هيچكدام از امور خلاف صداقت نظير غبن و تبانی حضور ندارد، افزود: چارز ايساوی كه شخص محققی بوده و اقتصاد را میشناخته است، كتابی در خصوص تاريخ اقتصاد دوران قاجار نوشته كه كتاب قطوری است و شايد اولين كتاب اقتصادی ايران باشد كه نوشته شده است.
رجايی ادامه داد: او در كتاب خود میگويد طی دورانی كه در تهران بودم، حتی يك مورد تقلب نديدم. الان متاسفانه بازار ما به نوعی رها شده است و اخلاق بازار مورد بیتوجهی قرار میگيرد و اين در حالی است كه به هر حال بازاری كه در تمدن اسلامی شكل گرفته، در و ديوارش حاكی از اخلاق است. در بازار اصفهان چندين مسجد وجود داشته و بازارهای تخصصی وجود داشته است.
وی با بيان اينكه بازار مسگرها، بازار بزازها و هر صنفی در بازار برای خودش مسجدی مخصوص داشته است، افزود: سيروس شفقی از هفده مدرسه علميه در بازار اصفهان نام میبرد كه وجود اين مدارس در بازار در واقع همان روشی را نهادينه میكند كه اميرالمومنين(ع) در بازار وارد میشدند و توصيه و امر به معروف و نهی از منكر میكردند.
عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) خاطرنشان كرد: اين روش با ورود روحانيت در دل بازار در تمدن اسلامی نهادينه میشود، چنانچه شيخ بهائی برای رسيدن به مدرسه علميه صدر بازار كه محل تدريس او بوده است، وارد آن میشده و بين راه فعاليت بازاريان را میديده است. بازاریها مرتب با او سلام و عليك داشتند و روحشان با شيخ بهائی پيوند خورده بود.
وی همچنين اظهار كرد: شيخ بهايی هم به بازار نظارت داشت و با توجه به اينكه امر به معروف و نهی از منكر را وظيفه خود میدانسته است، در موارد ناصوابی كه میديد، ابدا سكوت نمیكرد. به اين ترتيب، روحانيت در دل بازار بوده و بازار هم همراه و شانه به شانه روحانيت بوده و لذا بازار اسلامی فقط جايی برای داد و ستد نيست، بلكه يك مركز اجتماعی، فرهنگی و سياسی است.
رجايی با اشاره به اهميت نقش بازار در انقلاب اسلامی، گفت: نقش بازار در انقلاب اسلامی را نبايد فراموش كنيم و نقشهای بازار بايد حفظ بشوند. بازار اسلامی بازار اخلاقی و بازاری است كه در آن نه تنها غش در معامله، فريب، كمفروشی، بیانصافی و غيره صورت نمیگيرد، بلكه در آن تكريم مشتری به نحو احسن رعايت میشود. اقتصاد اسلامی در واقع اقتصادی است كه در آن حاكميت اخلاق سر تا پا وجود دارد؛ يعنی در رفتار مصرفكننده، در رفتار توليدكننده و حتی در خود بازار اخلاق ساری و جاری است.
وی ادامه داد: شما بازار را نگاه كنيد؛ حتی مكان فيزيكی بازار به گونهای است كه در و ديوار بازارش تقاضاكنندگان و عرضهكنندگان كالا را به سمت رعايت اخلاقيات هدايت میكند. نورپردازیهای بازار، روبرو قرار گرفتن مغازهايی كه در تمدن اسلامی در بازار اسلامی شكل گرفته و مكان سرپوشيدهای كه در تمدن اسلامی شكل گرفته، نمادهايی هستند كه موجب حضور شريعت اسلامی در بازار میشود.
وی در پايان با بيان اينكه در بازار اسلامی غرر يعنی جهالت منتهی به نزاع ممنوع است، گفت: وقتی چنين مطلبی در فقه وجود دارد، در مكان فيزيكی بازار نور پردازیهايی كه صورت گرفته، به گونهای خيلی زيبا طراحی شده است كه آن جهالت پديد نيايد. اگر حرمت احتكاردر فقه مطرح میشود، آن وقت چينش مغازهها و حجرههای عرضه كالا به گونهای طراحی میشود كه مغازها روبروی هم باشند و اندرونی نداشته باشند و اين حكم متجلی شدن شرع در مكان فيزيكی است.