مشتاق قادری، مدرس دانشگاههای ايلام در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، گفت: يكی از مهمترين مسائلی كه بشر با آن مواجه است خدا و خداشناسی است. اينكه انسان از كجا آمده و به كجا میرود. خداشناسی به اين معناست كه انسان به حقيقتی برسد كه درك كند خداوند علت و خالق اوست و او عين نياز و متعلق به خداوند است.
اين كارشناسی ارشد علوم قرآن و حديث بيان كرد: بطور كلی، معرفت و شناخت يك موجود به 2 صورت تحقق میيابد. يكی شناخت حضوری و ديگری شناخت حصولی؛ در مورد خداوند متعال نيز همين دو نوع شناخت متصور است. يكی شناخت حضوری كه بدون وساطت مفاهيم ذهنی، تحقق میيابد و ديگری شناخت كلی و حصولی كه به وسيله مفاهيم عقلی حاصل میشود و مسقيماً به ذات الهی تعلق نمیگيرد.
اين مدرس دانشگاه اظهار كرد: قرآن كريم انسان را بالفطره خداشناس معرفی میكند و مدعی است كه همه انسانها در مرحلهای وجود پروردگار خويش را مشاهده كرده و به ربوبيت او اعتراف كردهاند و به حسب آفرينش خود، يك نوع شناخت از آفريننده خود دارند.
وی با بيان اينكه منظور از خداشناسی فطری و حضوری اين است كه دل انسان ارتباط عميقی با آفريننده خود دارد، گفت: هنگامی كه انسان به عمق دل خود، توجه نمايد چنين رابطهای را خواهد يافت ولی اكثر مردم مخصوصا در اوقات عادی زندگی كه سرگرم امور دنيا هستند، توجهی به اين رابطه قلبی ندارند و تنها هنگامی كه توجهشان از همه چيز بريده میشود و اميدشان از همه اسباب قطع میگردد، میتوانند به اين رابطه قلبی توجه نمايند.
اين كارشناس دينی بيان كرد: منظور از خداشناسی فطری و حصولی اين است كه عقل انسان برای تصديق وجود خدا نيازی به تلاش و كوشش ندارد، بلكه به آسانی درك میكند كه وجود انسان و همه پديدههای جهان نيازمند هستند، پس خدای بینيازی وجود دارد كه نياز آنها را رفع كند.
اين كارشناسی ارشد علوم قرآن و حديث با بيان اينكه برای شناختن خداوند، راههای متعددی وجود دارد، گفت: اين راهها شامل تفكر و استدلال، تزكيه و تصفيه نفس، مطالعه آثار علمی ديگران و خودشناسی است.
قادری با اشاره به فرموده قرآن كه میفرمايد: «و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالی كه هيچ چيز نمیدانستيد و برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شكر نعمت او را بهجا آوريد»، گفت: انسان در ابتدای تولد فاقد هرگونه شناختی است و خداوند به انسان حواس را عنايت فرموده تا جهان را به اين وسيله مطالعه و بررسی كند و به او ضمير و قوه تجزيه و تحليل داده كه آنچه را از راه حواس به دست میآورد، در مرحله بعد تعمق كند و از ظواهر گذشته به درون اشياء و قوانين حاكم بر آنها راه يابد. همانطور كه صراحتاً در قرآن حواس و قوه تفكر بهعنوان ابزار شناخت معرفی شده، تزكيه و تصفيه نفس نيز وسيلهای برای شناخت دانسته معرفی شده است.
اين مدرس دانشگاه گفت: تعلم و ياد گرفتن و خواندن كتاب، يكی ديگر از اسباب و ابرازهايی است كه برای شناخت خداوند به آن توجه شده است.
اين كارشناس دينی با اشاره به روايتی از پيامبر اكرم(ص) كه میفرمايند: «هر كس خود را شناخت، خدای خود را شناخته است»، گفت: يكی از مهمترين راههای خداشناسی، خودشناسی است؛ اگر انسان خويش را بشناسد، هم مبدأ جهان امكان را میشناسد و هم به معاد ايمان میآورد و حيات ابدی را پيش از هر چيزی میبيند و به آن دل میبندد و هم مسير بين آغاز و انجام را میشناسد اما اگر خويش را نشناسد، هم مبدأ يعنی خدا را فراموش میكند و هم به معاد و حيات ابدی توجهی ندارد و در واقع با فراموش كردن نفس از همه معارف باز میماند.
وی ادامه داد: شناخت خداوند و درك اين مطلب كه مبدأ و معاد از آن خداوند است، آثار و بركات فراوانی را هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی بشر به دنبال دارد.
قادری اظهار كرد: بیترديد امروز تمدن بشری و جهشهای زندگی ماشينی آثار مسمومی در زندگی انسانها گذاشته و اكثر انسانها را دچار نوعی پريشانی خاطر و اضطراب كرده است. آنچه قرآن كريم و روايات و تجارب علمی تأكيد میكنند اين است كه جامعه بشری برای رها شدن از اين دغدغهها و نگرانیها، بايد ايمانش را قویتر كند. چرا كه اعتقاد به خدای متعال و رعايت تمامی لوازم و شرايط بندگی، مستحكمترين سنگر معنوی و محافظ بشر در مقابل سختیهای خردكننده است.
وی با اشاره به فرموده قرآن كه میفرمايد: «آنها كسانی هستند كه ايمان آوردهاند و دلهايشان را به ياد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش میيابد»، گفت: انسان هر چه به خدا ايمان بالاتری پيدا كند، عطش و نياز درونیاش كم میشود و وقتی قدم در راه ايمان به خدا گذاشت، احساس بینيازی كرده و به آرامش مطلق میرسد و هرگاه به هوای نفس نزديك شود، اضطرابش زياد میگردد.
اين مدرس دانشگاه بيان كرد: از ديگر آثار مهم خداشناسی اجابت دعاست. شناختی كه ملازم با اجابت است، شناخت قلبی است که پس از رفع كليه موانع شناخت و گذر از مرحله تقوا و رسيدن به مرتبه يقين و طی كردن مراحل ذكر و انس و عشق و انقطاع است؛ در اين مرحله بنده به مرتبه ای می رسد كه قادر به دخل و تصرف در عالم كاينات است. چرا كه از غير منقطع شده، به حق متصل گشته و اراده اش در اراده خداوند فانی می شود.
كارشناسی ارشد علوم قرآن و حديث اظهار كرد: برای اينكه عدالت در جامعه پياده شود بايد دولتها و حكومتها به خدای متعال ايمان داشته باشند. زيرا حكوم های بشری كه ايمان و حس خداشناسی در آنها حاكم نيست در اجرای قانون فقط میتوانند به مقابله با سركشیها و خلافهای آشكاری كه در سطح جامعه به وجود میآيد، بپردازند و هرگز از تعدیهای پنهانی كه از ديد دستگاه قضايی و نيروی نظامی مخفی است نمی توانند جلوگيری كنند. زيرا ايمانی ندارند تا خود را در محكمه وجدان خويش و حضور مدام حق تعالی در هر جا و هر زمان مجرم بشناسند. بر خلاف حكومت دينی كه نه تنها فرد را از گناه آشكار يعنی فساد و سركشی در سطح جامعه باز میدارد، بلكه به نهی از انجام گناه در زندگی میپردازد؛ در جامعهای كه زير بنای آن را اخلاق و ايمان به خدا تشكيل میدهد، قانون به وجه نيك اجرا میشود و در زندگی افراد جامعه جاری است.
وی با اشاره فرموده قرآن كه میفرمايد: «مومنان برادر يكديگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهيد و تقوای الهی پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد»، گفت: اسلام با اولين شعارش، حتی آنجا كه پيامبر(ص) مردم را به يگانه پرستی دعوت میكند، جامعه را به سوی يك هدف و مبدأ دعوت مینمايد و امر میكند همه به يك زبان و به سمت يك قبله نماز بخوانند و تودههای بشريت را به صورت يك واحد متشكل در میآورد.
قادری بيان كرد: توحيد و شناخت خدا، جامعه بشری را از 2گانه پرستیها و بتپرستیها نجات میدهد و بهصورت امت واحد در صراط مستقيم به سوی هدف معينی به نام الله روانه میكند. پس وقتی مبدأ و هدف يكی شد، همگان خود را بنده يكی دانسته و به يك نقطه ختم میشوند.
اين كارشناس دينی با بيان اينكه با توجه به اهميت و ضرورت خداشناسی، گاهی باز هم عواملی وجود دارد كه مانع شناخت خدا و رسيدن به آثار و بركات آن میشود، گفت: اين عوامل شامل شيطان، تعلق به دنيا و گناه است میشود.
قادری گفت: تمام تلاش شيطان اين است كه سرمايه خداخواهی را از انسان بگيرد و اگر كسی اين سرمايه را باخت، خودش را از ياد میبرد. اين آيه به اين نكته اشاره دارد كه شيطان در برابر انسان دسيسه میكند تا بر او تسلط يابد و سرمايه او را از او بگيرد.
اين مدرس دانشگاه اظهار كرد: بايد توجه داشت كه مقصود از دنيا، زمين و آسمان و دريا و صحرا و جانوران نيست؛ زيرا همه پديدههای عالم، آيات الهی هستند و هرگز نشانههای خدا مذموم نخواهد بود بلكه مراد از دنيا، عناوين اعتباری است كه هر كدام مايه تفاخر بيجاست. مثل اينكه كسی افتخار كند كه اين مال انبوه از آن من است و يا آن مقام اعتباری به من تعلق دارد؛ بنابراين آن كس كه خود را شناخت و به ارزش جاودانه خويش پی برد، خود را به خدا میفروشد و آنكه خود را نشناخت، گرفتار طبيعت شده و به آن مشغول میگردد.
وی در پايان گفت: يكی ديگر از عواملی كه باعث فراموشی خدا و غفلت از او میشود، گناه است كه همچون پردهای بين انسان و خدا آويخته میشود و در نتيجه انسان خداوند را فراموش میكند.