فيروز زنوزیجلالی، نويسنده در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) درباره مؤلفههای ادبيات داستانی و اينكه ادبيات داستانی با چه مضمونی دينی است، گفت: ادبياتی كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم به مبانی دينی باز گردد، جزء ادبيات دينی به شمار میرود.
وی در ادامه افزود: زمانی در مورد يك شخصيت مذهبی صحبت میكنيم كه آن چهره كاملاً شفاف و مشخص باشد. زمانی ديگر هست كه به صورت غيرمستقيم از يك وجه دينی دفاع میكنيم كه نوع دوم هنریتر به شمار میآيد؛ البته آن هم به نظر من جزء ادبيات دينی است.
نويسنده كتاب «روزی كه خورشيد سوخت» درباره ظرفيت ادبيات داستانی برای انتقال مفاهيم دينی و قرآنی در قالب داستان گفت: اين موضوع كاملاً بستگی به توان نويسنده دارد. البته سهم تخيل را نبايد فراموش كنيم، تبحر نويسنده در اين امر دخيل است.
وی درباره بهترين شيوه انتقال مفاهيم دينی و قرآنی در قالب داستان، عنوان كرد: يكی از مسائلی كه مربوط به ادبيات دينی ما است و آسيب بزرگی زده، بحث شعارگونه بودن داستانها است. بسياری از نويسندگانی كه به اين عرصه وارد میشوند، به خاطر خط قرمزها و تقدسی كه در اين عرصه است، معمولاً با احساسزدگی وارد میشوند، به همين جهت اين خطر وجود دارد كه داستانها تبديل به يك نوشته شعاری شود. نويسنده بايد بتواند از اين وجه و ظرافت به راحتی عبور كند و كارش دچار شعارزدگی نشود.
اين نويسنده درباره تطابق ادبيات داستانی مدرن با انديشه دينی و اينكه آيا اين ادبيات خودش را در تطابق با ادبيات دينی میبيند، تصريح كرد: در ادبيات جديد نوعی عدم قطعيت وجود دارد، يعنی هيچ فكر و انديشه و تفكری به صورت قطعی بيان نمیشود. آنجا كه با مسائل دينی در تقابل است و همديگر را دفع میكند، به عقيده من با قالب مدرن نمیتوان انديشه دينی را منتقل كرد، اين در شرايطی است كه بر پايههای ادبيات مدرن پايبند باشيم.
وی، نقش انقلاب اسلامی را در دينی و قرآنی كردن ادبيات داستانی پررنگ دانست و گفت: قبل از انقلاب چيزی به عنوان ادبيات دينی نداشتيم و بعد از انقلاب شاخهای با عنوان ادبيات دينی و مذهبی به ادبيات ما اضافه میشود، همانگونه كه با رخداد جنگ تحميلی ادبيات دفاع مقدس وارد عرصه شد. از اين نظر میشود گفت آغاز اين نوع ادبيات، انقلاب است.
زنوزیجلالی درباره نقش ادبيات داستانی در وقوع انقلاب اسلامی افزود: اگر ما با يك نويسنده حرفهای طرف باشيم كه ابزار كارش را بشناسد، میتواند در اين عرصه كارهای جدی بكند؛ فراموش نكنيم كه مخاطب ما هم در اين دوره يك نسل آگاه و يك نسل جوان است كه نبايد با اثر ما در دام شعارزدگی بيافتد. متاسفانه در بسياری از آثار میبينيم كه به جای اينكه مخاطب را جذب كنيم، به دفع آن میپردازيم.
وی گفت: نويسندگان يك حالت آرمانگرايانه دارند، اما اميدواريم بتوانيم به اين عرصه برسيم و تلاشهايی در اين عرصه صورت میگيرد. جنس ادبيات دهه چهارم انقلاب، با دهه اول كاملاً متفاوت است.
زنوزیجلالی در پايان، تفكيك ادبيات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از يكديگر را نادرست دانست و تاكيد كرد: اگر انقلاب اتفاق نمیافتاد، ادبيات دفاع مقدس هم وجود نداشت. در حقيقت ابتدا انقلاب اسلامی رخ داد و بعد از آن جنگ شروع شد؛ جنگ شد، چون انقلاب اسلامی به موفقيت رسيده بود. به عقيده من اين دو مقوله همسو و همشانه با هم هستند، گرچه اين برای خودش يك عرصه قابل بحث است، اما از هم تفكيكناپذير هستند.