بهروز سپیدنامه، شاعر و چهره ادبی استان ایلام در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، اظهار كرد: پیرامون اینکه آيا صرف بهرهگيری از واژهها و اصطلاحات دينی، مذهبی و عرفانی، شعری میتواند به شعر قدسی منجر شود، باید گفت بی شك پاسخ خير است؛ واژهها و مفاهيم هر چند كه حامل بار معنايی خاصی هستند اما چينش اين واژهها در نظمی موزائيكی به معنای آفرينش شعر قدسی نيست؛ به عبارتی ديگر، روح معنوی و قدسی شعر چيزی فراتر از چينش واژههاست؛ گاه شاعر بدون استفاده از واژههای كد دار، به قدسیترين شعرها دست يازيده است.
وی خاطرنشان كرد: دين، واجد ابعاد متعددی است؛ بسته به اينكه كدام بعد از دين بيشتر مورد توجه قرار گيرد، ماهيت دينداری به آن سمت تمايل میيابد؛ هر يك از ابعاد دين، بخشی و ساحتی از دين را تشكيل میدهد و ناديده گرفتن آنها به معنای كمرنگ شدن زوايای ديگر دين است؛ دينداری تك بعدی، آن نحوه از دينداری است كه صرفاً يك بعد از دين برجسته میشود و اذهان را به خود جلب و جذب میكند.
شاعر مجموعه شعر «عقيق و ارغوان»، افزود: نينيان اسمارت در كتاب «تجربه دينی بشر» از شش بعد دين سخن میگويد، ابعاد دين از نظر وی عبارت است از اول بعد مراسم عبادی، دوم بعد اسطورهای، سوم بعد اعتقادی و اصول عقايد، چهارم بعد اخلاقی، پنجم بعد اجتماعی و بالاخره ششم بعد تجربی.
سپيدنامه ادامه داد: در دينداری مناسكی و شعائری، جنبه ظاهری مراسم عبادی بر جنبه ديگر دين غلبه دارد، اين شيوه از دينداری كه دين اكثر جامعه و عامه مردم بوده و هست بر انجام مراسم و شركت در شعائری كه ممكن است تا حد يك فرايند مكانيكی يا قراردادی تنزل پيدا كرده باشد، تأكيد میكند؛ اگر مردم حركات و اشارات مراسم مذهبی را بدون همراهی با نيات و احساساتی كه مفهوم انسانی بدان میبخشد، انجام دهند، آن مراسم صرفاً جنبه صوری دارد.
این منتقد ادبی تصریح کرد: دينداری مناسكی و شعائری، در حالت افراطی به فرماليسم دينی يا ظاهر گرايی مفرط كشيده میشود؛ روح دين و گوهر شريعت در پای اجرای مراسم دينی، ذبح میگردد و از دين، صرفاً قالبهای ميان تهی باقی میماند.
شاعر مجموعه «عشق اين كاه برگردان »، گفت: اين نوع از دينداری را نيز میتوان دينداری «جسمی، تنی و اندامی» نام نهاد؛ با توجه به مطالب ارائه شده میتوان نتيجه گرفت كه صرفاً بهرهگيری از واژهها بدون پشتوانهای كه مبتنی بر «تجربه زيسته» شاعر است، شعر را به كنشهای نمايشی در عرصه شعر قدسی خواهد كشاند، نظير دينداری مناسكی و نمايشی و به عبارتی ديگر، استفاده صرف از واژههای قدسی بدون توجه به بنمايههای معرفتی در شعر، به مفهوم «اسلام شعری» است نه «ايمان شعری»، زيرا اسلام اقرار به زبان است و ايمان التزام به عمل.