کد خبر: 2519467
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۸
ياد عرشيان در زمين/2

خدايا نميرم در حالی كه از من راضی نباشی كه سيه روز خواهم بود

گروه اجتماعی: شهيد مهدی باكری در بخشی از وصيت‌نامه خود در گفت‌وگو با پروردگار عنوان كرده است: خدايا نميرم در حالی كه از من راضی نباشی، ای وای كه سيه روز خواهم بود.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، از غيورمردانی كه در سال‌های دفاع مقدس حراست از كيان وطن را به تفريحات دوره جوانی ارجح دانست و گام در راهی گذاشت كه به خشنودی خداوند ختم می‌شد می‌توان از «مهدی باكری» نام برد.
مهدی باكری به سال 1333 در شهرستان مياندوآب در يك خانواده مذهبی متولد شد. تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در اروميه به پايان رسانيد و در دوره دبيرستان با شهادت برادرش علی به د‌ست ساواك، وارد جريانات سياسی شد.
پس از اخذ ديپلم به دانشگاه راه يافت و در رشته مهندسی مكانيك مشغول تحصيل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبريز يكی از افراد مبارز اين دانشگاه بود، او برادرش حميد را نيز به همراه خود به تبريز آورد. بعد از پيروزی انقلاب و به دنبال تشكيل سپاه به عضويت اين نهاد در آمد و در سازماندهی و استحكام سپاه اروميه نقش فعالی را ايفا كرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب اروميه شد.
همزمان با خدمت در سپاه به مدت 9 ماه با عنوان شهردار اروميه نيز خدمت ارزنده‌ای از خود به يادگار گذاشت. همچنين وی مدتی مسئوليت جهاد سازندگی و فرماندهی عمليات سپاه اروميه را بر عهده داشت. شهيد باكری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عمليات فتح‌المبين با عنوان معاون تيپ نجف اشرف در كسب پيروزی‌ها مؤثر باشد.
در همين عمليات در منطقه رقابيه از ناحيه چشم مجروح شد و به فاصله كمتر از يك ماه در عمليات بيت‌المقدس شركت كرد. در مرحله دوم عمليات بيت‌المقدس از ناحيه كمر زخمی شد و با وجود جراحت‌هايی كه داشت، در مرحله سوم عمليات به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسيجی را از پشت بی‌سيم هدايت كند.
در عمليات رمضان با سمت فرماندهی تيپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاك عراق پرداخت و اين بار نيز مجروح شد. فرماندهی عمليات مسلم بن عقيل و فرماندهی لشكر عاشورا در عمليات‌های والفجر مقدماتی يك، دو، سه و چهار از مسئوليت‌های ديگر وی بوده است. در عملياتی خيبر، زمانی كه برادرش حميد، به درجه رفيع شهادت نائل آمد، با وجود علاقه خاصی كه به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنين گفت: «شهادت حميد يكی از الطاف الهی است كه شامل حال خانواده ما شده است».
بعد از شهادت برادرش حميد، روح در كالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود كه به زودی به او خواهد پيوست. 15 روز قبل از عمليات بدر به مشهد مقدس مشرف شده و از امام رضا(ع) خواسته بود كه خداوند توفيق شهادت را نصيبش كند. سپس خدمت حضرت امام(ره) و حضرت آيت‌الله خامنه‌ای رسيد و از ايشان درخواست كرد كه برای شهادتش دعا كنند.
اين فرمانده دلاور در عمليات بدر در تاريخ 25 بهمن‌ماه سال 63 بر اثر اصابت تير مستقيم ندای حق را لبيك گفت. قايق حامل پيكر مطهرش در آب‌های هور‌العظيم، مورد هدف آر.پی.جی دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دريا پيوست.
در قسمتی از وصيت‌نامه شهيد باكری آمده است: خدايا چگونه وصيت‌نامه بنويسم در حالی كه سراپا گناه و معصيت و نافرمانی‌ام. گرچه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولی ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم. می‌ترسم رفتنم خالص نباشد و پذيرفته درگاهت نشوم يارب العفو، خدايا نميرم در حالی كه از من راضی نباشی. ای وای كه سيه روز خواهم بود. خدايا چقدر دوست داشتنی و پرستيدنی هستی! هيهات كه نفهميدم. يا ابا عبدالله شفاعت! آه؛ چقدر لذت‌بخش است انسان آماده باشد برای ديدار ربش و چه كنم كه تهيدستم، خدايا تو قبولم كن...
captcha