کد خبر: 2519815
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۵
نشست پژوهشی موسيقی انقلاب اسلامی برگزار شد؛

سرود و آهنگ‌های انقلابی كليدواژه موسيقی انقلاب اسلامی است

گروه هنر: مدير مركز موسيقی حوزه هنری در نشست پژوهشی موسيقی انقلاب اسلامی با تشريح روند عرصه موسيقی در سا‌ل‌های پس از انقلاب اسلامی و گرايش آن به سوی موسيقی دفاع مقدس گفت: سرود و آهنگ‌های انقلابی كليدواژه اين نوع موسيقی است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، نشست پژوهشی «موسيقی انقلاب اسلامی» از سلسله نشست‌های پژوهشی هفته هنر انقلاب اسلامی به همت معاونت هنری حوزه هنری پيش از ظهر امروز، سه‌شنبه 27 فروردين، در تماشاخانه مهر حوزه هنری و با حضور پيروز ارجمند؛ مدير مركز موسيقی حوزه هنری، محمد ميرزمانی؛ مديرسابق دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمد گلريز؛ خواننده انقلابی برگزار شد.
در ابتدای اين نشست كه اجرای آن را اردشير صالح‌پور، كارشناس فرهنگی و هنری به عهده داشت، پيروز ارجمند؛ مدير مركز موسيقی حوزه هنری در سخنانی به ريشه‌های شكل‌گيری موسيقی انقلابی اشاره كرد و گفت: اين نوع موسيقی بعد از انقلاب مشروطيت به وجود آمد و در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی يك نوع آن به موسيقی سنتی گرايش داشت كه گروه چاووش به سرپرستی محمدرضا لطفی سردمدار آن بود و گونه‌ای ديگر مبتنی بر موسيقی كلاسيك جهانی و موسيقی سرود بود.
وی ادامه داد: اين روند استمرار پيدا كرد تا اينكه دو سال بعد از انقلاب و در جريان وقوع جنگ تحميلی 8 ساله، موسيقی انقلاب اسلامی به موسيقی دفاع مقدس كه در اصل تلفيقی از مارش نظامی و نوحه‌خوانی بود گرايش پيدا كرد و با وجود آنكه گونه‌های ديگری از موسيقی را در بعد از انقلاب اسلامی شاهد بوديم اما موسيقی انقلاب اسلامی با دو كليد‌واژه سرود و آهنگ‌های انقلابی قابل تشخيص است تا جايی‌كه در ابتدای انقلاب اسلامی دفتر موسيقی به مركز سرود و آهنگ‌های انقلابی موسوم بود.
ارجمند تصريح كرد: ويژگی منحصر به فرد موسيقی انقلابی و همه هنرهای انقلاب وجود هنر متعهد و هنرمند و خالق متعهد در كنار يكديگر است كه بايد متخصص نيز باشد كه اين مقوله جای بررسی عميق‌تری دارد و حوزه هنری يكی از رسالت‌های خود را تحقيق و پژوهش روی مؤلفه‌های موسيقی انقلاب اسلامی می‌داند.
وی با اشاره به اينكه موسيقی و انقلاب اسلامی همزاد هم هستند گفت: هيچ هنری به اندازه موسيقی در خدمت انقلاب و آرمان‌های آن نبوده است، هرچند كه تاكنون نيز هيچ جريان حساب‌شده‌ای نيز با توجه به اهميت و حساسيت اين هنر از آن حمايت نكرده است، اما با اين وجود هر دو عرصه موسيقی سنتی و محلی در عرصه‌های مختلف انقلاب اسلامی توانستند به خوبی عمل كرده و پويايی خود را حفظ كنند البته نبايد از اين امر غافل شد كه پس از دوران دفاع مقدس موسيقی در رسيدن به آرمان‌های انقلاب اسلامی منفعل بوده و كم كم در حال توقف است.
مدير مركز موسيقی حوزه هنری تأكيد كرد: يكی از كاركردهای موسيقی انقلاب اسلامی جلوگيری از حضور موسيقی مبتذل است اما يكی از آسيب‌های اين چند دهه اخير در توليد موسيقی انقلاب اسلامی اين است كه به دليل عدم استمرار توليد و انتشار مناسب اين نوع موسيقی جريان مبتذل توانسته است بر فضای فرهنگی كشور غالب شود.
وی تأكيد كرد: عليرغم ظرفيت‌های زيادی كه موسيقی انقلاب اسلامی دارد اما مسئله‌ای كه مهم‌تر از خود موسيقی انقلاب اسلامی مطرح می‌شود آن است كه تا چه اندازه توانسته‌ايم با بهادادن به اين نوع موسيقی در جهت توليد آثار فاخر استفاده كنيم؟ كه در جواب بايد بگويم در برهه‌ای غافل از اين مسئله بوده‌ايم.
ارجمند در ادامه گفت: نتيجه اين كم‌توجهی اين شده كه حتی نوحه‌خوانی‌ها و موسيقی‌ كه در بعد برپايی سوگواره‌ها و مراسم عزاداری و موسيقی مذهبی به كار می‌رود با تحريفات زيادی همراه شده و نتوانيم جريان‌ساز باشيم و چون نظارت و حساسيت قانونمداری در اين زمينه وجود نداشت لذا نتوانستيم هم در حوزه موسيقی سنتی و هم موسيقی پاپ توفيقی حاصل كنيم.
مدير مركز موسيقی حوزه هنری افزود: حقيقت اين است كه چون در حوزه موسيقی ساختار مديريتی از مجمع‌الجزايری تشكيل شده است كه هر كدام در نهاد سازمانی خود به كاری مشغولند و پيگيری فعاليت‌های نهادهای مشابه خود نسيتند لذا به دليل سوء‌مديريت مسئولان كار مؤثری در زمينه موسيقی انقلاب اسلامی اتفاق نيفتاده است و در اين زمانه بيش از هر زمان ديگری به هم‌افزايی ميان نهادهای و سازمان‌های مختلف نيازمنديم.
وی در پايان سخنان خود با اشاره به اينكه موسيقی در روزگار كنونی تنوع بسياری در گونه‌های مختلف خود پيدا كرده است در زمينه محلی و نواحی به عنوان يكی از سندهای موثق انقلاب اسلامی بايد به دنبال حركت مؤثری باشيم و همچنانكه تاكنون رشته دانشگاهی در اين زمينه وجود نداشته است لذا بايد به تقويت بنيه‌های علمی و پژوهشی اين موسيقی توجه داشته باشيم.
سخنران دوم اين نشست محمد ميرزمانی، مدير سابق دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود كه پيش از هر چيز به خدمات متقابل موسيقی و انقلاب اسلامی اشاره كرد و گفت: پيش از انقلاب اسلامی هويت فرهنگی و هنری ملت ايران به اضمحلال و ابتذال كشيده شده بود و با وقوع انقلاب اسلامی موسيقی موسوم به موسيقی حماسی توانست نفوذ و رسوخ بيشتری در ميان توده مردم پيدا كند تا آنجا كه برخی از قطعات موسيقی كه همگی از آن خاطرات خوب و خوشی داريم حتی به استحكام پايه‌های انقلاب اسلامی و نظام منجر شد.
وی گفت: شعارهايی كه مردم در جريان انقلاب اسلامی در اجتماعات و تظاهرات خود استفاده می‌كردند همگی از نواهای موسيقی محلی استفاده می‌شد و ضرب‌اهنگ حماسی داشتند و انقلاب اسلامی موجب شد كه ما به تعريفی روشن در موسيقی و تشخصی آن از نوع مبتذل آن برسيم.
ميرزمانی در ادامه به ذكر 4 ركن كه تحقق آنها می‌تواند موسيقی انقلاب اسلامی را به جايگاه واقعی خود رهنمون سازد اشاره كرد و گفت: نخستين اين اركان آن است كه هنرمند موسيقی بايد علاوه بر داشتن فن و دانش و مهارت موسيقايی انديشه و باروهای اعتقادی و ايمانی قوی داشته باشد تا با استفاده از تخصصش به فكر اشاعه آنها باشد؛ چيزی كه كمتر به ويژه در دانشكده‌های هنری و موسيقی به آن بها داده می‌شود و اطلاعات ايمانی و اعتقادی دانشجويان به گذراندن چند واحد درسی خلاصه می‌شود.
وی ادامه داد: دومين ركن در زمينه اعتلای موسيقی انقلاب اسلامی مكانی برای عرضه هنرنمايی هنرمندان موسيقی است كه مـتأسفانه جای تمرين و اجرای موسيقی متناسب با حجم تقاضاها كم است و ر كن سوم نيز بنای فرهنگی كشور است كه متأسفانه نگاه اغلب مديران فرهنگی به موسيقی نگاهی كارشناسانه نيست و آنها ميان موسيقی انقلابی و موسيقی وارداتی تفاوتی قائل نيستند در حاليكه موسيقی انقلابی معرف باورهای اعتقادی ماست.
اين آهنگساز تصريح كرد: ركن چهارم مخاطب است كه هم از سوی مسئولان بهايی به آنها داده نمی‌شود و هم اينكه در سبد فرهنگی خانوار بودجه‌ای برای هزينه‌كرد برای شنيدن موسيقی فاخر انقلابی وجود ندارد و اين مسئله بايد فرهنگسازی شود.
مدير سابق دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه گفت: در دوران تصديم بر دفتر موسيقی در يك آسيب‌شناسی به سه هزار عنوان معضل در زمينه موسيقی كشور رسيدم كه يكی از آنها بسط تكنولوژی است كه مانع عرضه مؤثر موسيقی حاصل تجمع گروه مخاطب و گروه نوازنده و توليدكننده موسيقی در يك سالن می‌شود كه بايد برای آن نيز فكری شود.
وی در پايان به كلام و شعر به عنوان يكی از محورهای موسيقی انقلاب اسلامی اشاره كرد و گفت: وجه افتراق موسيقی انقلاب و موسيقی غربی در اصلات دادن اين نوع موسيقی به كلام و شعر است كه متأسفانه بعد از دفاع مقدس اين مسئله رو به افول گذاشت و به نظر می‌رسد بزرگترين معضل امروز موسيقی پاپ كه گروهی در برابر آن مقاومت می‌كنند شعرهای بی‌هويت در آنها باشد.
ديگر سخنران اين نشست محمد گلريز؛ خواننده انقلابی بود كه در سخنانی با اشاره به فرازهايی از سخنانی رهبر معظم انقلاب در سال 80 خطاب به هنرمندان گفت: اين انقلاب اسلامی بود كه به هنرمند متعهد مسلمان ايرانی هويت داد و نخستين جرقه‌های ساخت موسيقی انقلابی در سال‌های اوليه انقلاب اسلامی توسط آهنگسازان خوش‌ذوق از ميان شعارهای انقلابی مردم انتخاب و ساخته شد.
وی گفت: در ابتدا طرحی برای موسيقی انقلابی وجود نداشت بلكه تنها جريانی كه حاصل جوشش انقلابی هنرمندان بود به توليد آثاری فاخر در زمينه موسيقی می‌انجاميد كه با بهره‌گيری از اين تجربيات است كه می‌توان در مورد موسيقی انقلاب اسلامی نظريه‌پردازی كرد.
گلريز به دوران اوج موسيقی انقلاب اسلامی در دوران پيروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اشاره كرد و گفت: متأسفانه با وجود آنكه مبارزه همچنان ادامه داد و اينك سلاح دشمن تغيير كرده از جنگ نظامی تبديل به جنگ نرم و فرهنگی شده است شاهد آن هستيم كه موسيقی فاخر انقلابی دچار رخوت شده است كه اين زمينه را برای صدمه خوردن فرهنگ انقلاب اسلامی مهيا می‌كند.
وی گفت: راهكار جلوگيری از سرود و آهنگ‌های مبتذل ترويج سرود انقلابی است و پيشنهاد می‌كنم همه مديران مسئول و متوليان موسيقی با تشكيل نهادی به كشف و جذب نيروهای جوان و مستعد در زمينه توليد و اجرای موسيقی انقلابی همت گمارند.
اين خواننده انقلابی در پايان خاطرنشان كرد: امروز بيش از هر زمان ديگری به موسيقی ماندگار در عرصه انقلاب اسلامی نيازمنديم، موسيقی كه همچون دوران اوايل انقلاب اسلامی در مورد هيجان ايجاد كند و مردم علاقه‌مند به اين باشند كه آنها را زمزمه كنند و اين نياز به حمايت و سرمايه‌گذاری مطلوب دارد كه اميدوارم در آينده نزديك تحقق يابد.
captcha