کد خبر: 2521203
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۵
قرآن، زندگی، روزمره‌گی/83

تقوی، روشنگر زاوايای حق و باطل در زندگی است/ درصد بالای خطا؛ نشانگر لزوم اصلاح تقوای درون

گروه اجتماعی: مدير مدارس علميه بانوان خوزستان با بيان اينكه نور باطنی حاصل از تقوی، زوايای حق و باطل را كاملاً روشن می‌كند، تصريح كرد: اگر درصد خطاهای ما بالا رفت بايد به فكر اصلاح تقوای خود برآييم و در آن شك كنيم؛ چرا كه درصد خطای انسان باتقوی پايين است.

حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالامير سلطانی، مدرس حوزه علميه خوزستان در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خوزستان، درباره آيه «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا؛ و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏‌شدنى قرار مى‏‌دهد» (طلاق/2) بيان كرد: بر اساس اين آيه هر كس تقوای الهی داشته باشد، خداوند راه‌حل رهايی از سختی‌ها را به او نشان می‌دهد. در اين آيه شريفه خداوند اشاره به يك قانون عام و كلی دارد؛ اين قانون آن است كه زندگانی دنيا عجين با سختی‌ها، غم‌ها و ناراحتی‌ها است، وجود سختی در زندگی ناگريز است و زندگانی دنيا با مشكلات و سختی‌ها قرين و همراه است.
وی با اشاره به آيه 29 سوره انفال «إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا؛ اگر از خدا پروا داريد براى شما [نيروى] تشخيص [حق از باطل] قرار مى‏‌دهد» گفت: مراد از فرقان در آيه عبارت از وسيله‌ای است كه با آن انسان بتواند حق از باطل را تشخيص دهد و ميان آن‌ها جدايی بيندازد. در واقع آيه كريمه اشاره به يك قانوان عام و گسترده دارد و آن قانون اين است كه هر كس تقوای الهی داشته باشد، خداوند برای او فرقان قرار می‌دهد.
اين مدرس حوزه ادامه داد: انسان برای حركت صحيح نيازمند به دو نور است؛ يك نور ظاهری كه در مقابل چشم و ديدگان قرار می‌گيرد تا چشم بتواند راه را تشخيص دهد و اشيا را ببيند كه نور چراغ، ماه، آتش و مصاديق ديگر تأمين‌كننده اين نور هستند. دوم نور باطنی كه بايد فراروی عقل و قلب را روشن كند تا هم تعقل ملاك‌مند و هم احساس و عواطف برخوردار از ملاك و ميزان باشد.
سلطانی با طرح اين پرسش كه رابطه نور باطنی با قلب و عقل چيست؟ بيان كرد: نور باطنی زوايای حق و باطل را كاملاً روشن می‌كند. هم حق با تمام جزئيات و هم باطل با تمام جزئيات روشن است؛ لذا انسان باتقوی، با بصيرت ميان حق و باطل جدايی می‌افكند و حق را انتخاب می‌كند.
مدير مدارس علميه بانوان خوزستان در ادامه با اشاره به مراتب تقوی گفت: تقوی دارای سه مرتبه است؛ مرتبه اول تقوای عوام است و آن حفظ كردن خود از ارتكاب محرمات است. مرتبه دوم تقوای خواص است كه در اين مرحله شخص باتقوا هيچ گونه كمالی را به خود نسبت نمی‌دهد، همه كمالات خويش را منسوب به خدا می‌كند و به تعبير قرآن كريم «وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ؛ و هر نعمتى كه داريد از خداست‏» (نحل/53).
وی ادامه داد: مرتبه سوم تقوای خاص‌الخواص است كه اختصاص به اوليای خاص و ويژه الهی دارد. در اين مرحله شخص باتقوی در كنار خداوند هيچ وجودی را نمی‌بيند. حتی خود را نمی‌بيند و فانی در خدا شده است. در اين مرحله وجود تنها و تنها از آن خداست. در مرتبه دوم انسان باتقوی خود را می‌ديد و كمالاتش را به خدا نسبت می‌داد اما در اين مرحله شخص متقی خود را نيز نمی‌بيند و هر چه كه می‌بيند، خداست.
اين مدرس حوزه در ادامه تصريح كرد: دو نتيجه از اين مباحث گرفته می‌شود اول آنكه هر مقدار تقوای ما بالا رود، درصد خطای ما كم می‌شود. در تقوای مرحله سوم، انسان به جايی می‌رسد كه از عصمت برخوردار است. عصمت پيامبران و امامان نشأت گرفته از تقوای بالای آنان است. نتيجه دوم اينكه اگر درصد خطاهای ما بالا رفت بايد به فكر اصلاح تقوای خود برآييم و در آن شك كنيم؛ چرا كه درصد خطای انسان باتقوی پايين است.
سلطانی با اشاره به آيه «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالً، الَّذِينَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم، [آنان] كسانى‏‌اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏‌پندارند كه كار خوب انجام مى‏‌دهند» (كهف/103) گفت: بنابراين اگر خطاهای ما بالا رفت مشخص است كه تقوای ما دچار اشكال است؛ لذا بايد درصدد اصلاح تقوای خويش برآييم.
وی در پايان به راهكارهای تحقق تقوی اشاره كرد و گفت: مرحله اول، دعا كردن و طلب كردن از خدای تعالی است كه تقوای درستی به فرد بدهد، مرحله دوم توسل به ائمه(ع) است و پس از آن بايد مراقبت داشته باشد و در اعمالی كه انجام می‌دهد دچار نوعی مراقبت و ارزيابی درونی شود كه آيا اين عمل مورد رضای خداست يا نه؟ و در مرحله بعد محاسبه است. يعنی انسان به كارهای خود نگاه كند كه آيا اين كارها برگرفته از رضايت الهی يا برگرفته از خواسته‌های نفس؟
captcha