حجتالاسلام والمسلمين عبدالكريم بهجتپور، مدير گروه دانشنامه قرآنشناسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خوزستان، درباره شكر و شكرگزاری در قرآن اظهار كرد: در واژههای عربی بين مفهوم حمد، شكر و مدح نسبتی برقرار میكنند. وقتی صحبت از ثناء بر صفتی است كه از جنبه اختيار به آن نگاه نمیشود؛ يعنی شخص ممكن است در تحصيل آن تلاشی نكرده باشد، اين ثناء را مدح میگويند و اگر آن صفت با اختيار، تلاش و اراده شخصی برای او حاصل شده باشد، نام آن را حمد میگذارند.
وی بيان كرد: وقتی حمد انجام میشود به اين جهت آن توجه نمیشود كه آيا حامد (حمد كننده) از اين صفت و زيبايی كه در محمود وجود دارد بهرهمند میشود يا نه؟ مثلاً وقتی میگويند الحمدالله رب العالمين يعنی ما خدا را بر صفات زيبايی كه به اختيار دارد، حمد میكنيم، حتی اگر از اين صفات زيبای او چيزی نصيب حامد نشده باشد. اما شكر در جايی به كار میرود كه انسان از طرف مشكور و شخصی كه شكر او گفته میشود، نعمتی را دريافت كرده باشد، عطا و تفضلی به او شده باشد. من در ازای خدمتی كه شما به من میكنيد وظيفه دارم تا اين عمل را سپاس بگويم. اين سپاس كه در برابر لطف شما صورت میگيرد، شكر است. در استعمال قرآن غالباً هم واژه حمد در مورد اول به كار رفته است. يعنی ما اگر يك صفت زيبا در كسی ديدهايم او را به خاطر اين صفت زيبايش ثنا میگوييم و ولو اينكه به ما نرسيده باشد. منتهی حمد در قرآن گاه در موردی به كار رفته است كه همراه با رسيدن نعمتی به شخص است.
مدير گروه دانشنامه قرآنشناسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با ارائه مثالی ادامه داد: حضرت ابراهيم(ع) میفرمايد: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ؛ سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد»، (ابراهيم/39). پس در اين آيه حمد هويت شكری پيدا كرده است؛ يعنی به شكل شكر يا شكر در شكل حمد بيان شده است. آنچه از قرآن استفاده میشود اين است كه حمد عمومیتر از شكر است.
وی اظهار كرد: از مجموعه آياتی كه درباره حمد و شكر سخن گفتهاند، به دست میآيد كه يكی از ارتباطاتی كه بين انسان و خدا برقرار میشود، ارتباط شكری و حمدی است. يعنی ما همه امور زيبا را از خدا میدانيم، همه عطاهايی كه به ما میشود از خدا میدانيم، ديگران هر چه دارند از كمالات و زيبايیها از خدا گرفتهاند كما اينكه ديگران هر چه به ما میدهند هم بهواسطه لطف خدا و به اذن او به ما میدهند.
بهجتپور تصريح كرد: بنابراين ما از حيث شكر و حمد، حمد را در خدا منحصر میكنيم، اما در شكر و سپاسگويی نسبت به ديگران دستمان باز است بلكه خدا از ما میخواهد كه افزون بر شكر از خدا، از ديگرانی هم كه برای ما زحمتی كشيده و تلاش كردهاند شاكر باشيم.
صاحب تفسير همگام با وحی ادامه داد: مثلاً در قرآن میفرمايد: «أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ؛ شكرگزار من و پدر و مادرت باش» (لقمان/14) در روايات نيز داريم: «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اگر كسی مخلوق را به خاطر خدمتی كه به او میرسد مورد تجليل، تشكر و سپاس قرار ندهد آفريدگار هستی را سپاسگزاری نكرده است. اين فرق دومی بين شكر و حمد است. حمد محدود به خداست كه در قرآن میفرمايد: «لله الحمد» يا «له الحمد»، «الحمدلله» كه همه انحصار حمد را در خدا میرسانند. اما شكر منحصر به خدا نيست و بايد از افرادی كه در رابطه با ما احسانی كردهاند، فرصتی و اسباب رشدی را فراهم آوردهاند نيز سپاسگزار باشيم.
نويسنده كتاب درآمدی بر اصول تحول فرهنگی با الهام از نزول تدريجی قرآن در خصوص اهميت بيان زبانی شكر گفت: ادب قرآنی و روايی ما اين است كه مؤمنان، مسلمانان و مردم، تشكرها را بر زبان جاری كنند و زبان آنها عادت به تشكر از يكديگر و انعامی كه خدای متعال به آنها میكند، داشته باشد و چنين نشود كه نسبت به آن بیتفاوت باشند و مدعی شوند كه من در دل تشكر میكنم. يادمان نرود توصيه به شكر عملی به معنای آن نيست كه شكر زبانی تعطيل شود. كما اينكه میگوييم اصل ذكر، ذكر باطنی است، اما اين به معنای آن نبايد تلقی شود كه مردم نيازی به ذكر زبانی خدای متعال ندارند. ما از قرآن، سيره اهل بيت(ع) و روشی كه به ما آموختهاند استفاده میكنيم كه اين انتظار هست كه در برابر الطافی كه از ديگران دريافت میكنيم تشكر را بر زبان جاری كنيم.
بهجتپور در ادمه با اشاره به سلسله مراتب شكر گفت: يك مرحله ابتدايی شكر آن است كه شما در ازای آنچه دريافت میكنيد، تشكر خود را بر زبان جاری كنيد اما اين به آن معنا نيست كه درصدد جبران و مقابله كريمانه نباشيم. مثلاً خدای متعال به ما توصيه فرموده است «وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا؛ و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد»،(نسا/ 86)، وقتی تحيتی به شما میكنند، برخورد كريمانهای، سلامی به شما میشود، شما در ازای اين برخورد يا هديه يا تحيت با مثل آن يا بهتر از آن جبران كنيد. اين شكر عملی است.
وی ادامه داد: يكی از انواع تشكرها همين شكر عملی است كه در ازای آنچه به شما داده میشود، رفتار متقابل داشته باشيد. از قديم در ايران ما مرسوم بود و ای كاش اين عواطف حفظ میشد، مثلاً همسايهها به خاطر اينكه بويی از غذايشان بلند میشد، بخشی از غذای خود را به همسايه میدادند؛ او هم جبران میكرد. علاوه بر تشكر زبانی اين عمل را به وسيله غذايی كه طبخ كرده بود، به نحوی جبران میكرد. اين جبران عواطف و الطاف مسئلهای است كه در قرآن و روايات بسيار مورد توجه است. تشكر عملی و رفتاری بايد اتفاق بيفتد. خدای متعال در آيه ياد شده میفرمايد نمیدانيد خدا محاسبه میكند، يعنی خداوند روی رفتار و تشكر عملی ما، بازتاب عملی دريافت ما از الطاف ديگران حساب باز میكند.
ادامه دارد ...