کد خبر: 2528789
تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۳

نشست «اقتباس ادبی دفاع مقدس» در نمايشگاه كتاب تهران برگزار شد

گروه ادب: نشست اقتباس ادبی از آثار خاطره‌نگاری دفاع مقدس امروز يكشنبه، 15 ارديبهشت‌ماه با حضور حبيب‌ احمدزاده و كيومرث پوراحمد، از كارگردانان عرصه دفاع مقدس در غرفه سوره مهر واقع در نمايشگاه بين‌المللی كتاب تهران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، كيومرث پور‌احمد، كارگردان و فيلم‌ساز دفاع مقدس در نشست اقتباس ادبی از آثار خاطره‌نگاری دفاع مقدس كه امروز يكشنبه، 15 ارديبهشت‌ماه در محل نمايشگاه بين‌المللی كتاب تهران برگزار شد، در تبيين روند اقتباس آثار ادبی در سينما گفت: در سينمای جهان بسياری از فيلم‌ها براساس يك رمان يا داستان نوشته می‌شود، وقتی يك نويسنده كتابی پرفروش می‌نويسد و يا يك فيلمساز فيلم پرفروش می‌نويسد، منافع مالی‌اش تقريباً تا آخر عمر تأمين است مثل ايران نيست كه مثلاً من بيست سال پيش فيلم قصه‌های مجيد را ساخته‌ام و هنوز هم به دنبال كارهای جديد هستم.
وی افزود: متأسفانه اين فيلم بارها نمايش داده شده اما هيچ پولی به من پرداخت نكرده‌اند تنها منفعت مالی از اين فيلم مربوط به دستمزد همان بيست سال پيش است. البته من فيلم‌هايی داشته‌ام كه داستان‌هايش را خودم نوشته‌ام اما تعداد فيلم‌های اقتباسی‌ام بيشتر است. مثلا فيلم بی‌بی چلچله كه براساس يك رمان آمريكای لاتين نوشته‌ام، از بين فيلم‌هايم خواهران غريب و اتوبوس شب تاكنون موفق بوده‌اند.
پوراحمد خاطر نشان كرد: قصه فيلم اتوبوس شب از آقای حبيب احمد‌زاده بود و ما اين فيلمنامه را در حدود 9 ماه نوشتيم. نحوه اقتباس من مثلا درباره قصه‌های مجيد اين گونه بود كه يك جمله ديالوگ كوچك را از كتاب يادداشت می‌كردم و بعد كتاب را می‌بستم و فيلمنامه را می‌نوشتم. بنابراين ممكن بود درصد كمی از فيلم شبيه قصه باشد.
اين كارگردان كشورمان عنوان كرد: درباره اتوبوس شب هم بايد بگويم كه در ابتدای جنگ به جبهه رفتم تا فيلمی بسازم اما به دلايلی موفق نشدم ترجيح دادم كه فيلم را بعد از جنگ بسازم. پس از جنگ نيز فيلم‌سازان معتبری وجود داشتند اما قصه حبيب احمدزاده چنان جذبم كرد كه به فكر ساخت يك فيلم افتادم البته آقای احمدزاده به شوخی به من گفت كه اين فيلم را به شرطی بساز كه آن را اصفهانی نكنی.
در ادامه اين نشست حبيب احمد‌زاده، ديگر فيلمنامه‌نويس دفاع مقدس در پاسخ به سؤالی درباره نحوه اقتباس از آثار ادبی جنگی و غير جنگی عنوان كرد: گاهی فيلمساز ايده فيلم را از يك خط داستان برمی‌دارد كه يكی از مشكلات كارگردانان «‌فيلم‌سازها» با داستان‌نويسان برداشت متفاوت فيلم‌ساز از داستان است. در اين زمينه فيلم‌ساز و داستان‌نويس بايد به يك تعامل برسند.
در ادامه اين نشست، كيومرث پور‌احمد درباره ويژگی‌های يك داستان برای اقتباس عنوان كرد: من خودم به صورت اتفاقی سراغ داستان اتوبوس شب رفتم اين داستان موقعيت جذابی داشت يعنی 39 آدم چشم و دست‌بسته، يك نوجوان و يك راننده اتوبوس، اما نوشتن فيلمنامه كار سختی بود. چون نمی‌خواستم داستانك يا داستان حاشيه‌ای به آن اضافه شود.
پوراحمد بيان كرد: به نظر من يك داستان برای اقتباس بايد دارای ارتباطات انسانی و موقعيت‌های نمايش باشد، ساير ويژگی‌ها نيز توضيح ناپذيرند مثلاً قصه مهمان مامان، هوشنگ مرادی كرمانی را خوانده بودم اما به فكر ساخت آن نيفتادم در مورد فيلم خواهران غريب بايد بگوئيم كه كيانوش عياری نيز فيلم دو نيمه سيب خود را براساس همان داستان نوشته است. خواهران غريب شايد حدود ده بار به سبك‌های مختلف در آمريكا ساخته شده و اين فيلم نسخه‌های آلمانی و هندی هم دارد چون داستانش جذاب است.
در ادامه، حبيب احمد‌زاده، در پاسخ به سؤالی مبنی بر فيلمنامه آثار سينمای بعد از جنگ گفت: فكر می‌كنم يكی از مشكلات ما پس از اتمام جنگ كمبود سوژه برای فيلمسازی بوده است حتی گاهی برداشت‌ها كلی‌وار و برگرفته از جنگ آمريكا و ويتنام بوده است در حالی كه جنگ ما جنگ دفاعی بود و ربطی به جنگ ويتنام ندارد. گاهی مسائلی متاسفانه بی‌دليل در فيلم‌ها بوده است مثلا اينكه يك جانباز قطع نخاعی يا شيميايی در فيلم بوده كه هيچ ربطی به متن داستان ندارد.
وی افزود: مسائل ديگری نيز وجود دارد مثلا اينكه رزمنده‌هايی نشان داده می‌شوند كه پس از جنگ در برخورد با مسائل دنيوی فاسد شده‌اند و يا برای تمام شدن جنگ تأسف می‌خورند و می‌گويند ما در جنگ آدم‌های خوبی بوده‌ايم اما در واقع مسائلی وجود دارد كه بايد آنها را در فيلم‌ها نشان بدهيم مثلاً يك آهنگر كه به ندای هل من الناصر جنگ جواب داده است.
احمدزاده در ادامه با انتقاد از قصه‌هايی كه در آنها مظلوم‌نمايی دروغی وجود داشته، افزود: اين كارها تأثير فرهنگی بدی در جامعه ما داشته است و بايد سينمای جنگ ما آسيب‌شناسی شود. متأسفانه افرادی در سازمان سينمايی نشسته‌اند كه سينمای ايران را به نابودی كشانده‌اند افرادی نيز در صدا و سيما وجود دارند كه فيلم‌نامه‌ها را تصويب می‌كنند اما هرگز به جنگ نرفته و يا حتی كتاب‌های جنگی را نخوانده‌اند. صرفاً به خاطر نفوذ خود در اين سازمان برای ما تصميم می‌گيرند كه چگونه فيلم بسازيم.
در ادامه، پوراحمد، كارگردان فيلم قصه‌‌های مجيد با اشاره به مشكلاتی كه بين يك فيلم‌ساز و داستان‌نويس رخ می‌دهد، گفت: افرادی مثل آقای احمدزاده و مرادی كرمانی سينما را می‌شناسند و می‌دانند كه در روند تبديل قصه به فيلم چيزی شبه ترجمه رخ می‌دهد، تغييراتی ايجاد می‌شود زيرا داستان بايد به زبان سينما برگردد. همچين كارگردان عقايد و جهان‌بينی خاص خودش را دارد. گاهی به دليل اين درگيری‌ها بين فيلم‌ساز و داستان‌نويس تعامل دو طرفه از بين می‌رود و داستان‌نويس اجازه نمی‌دهد كه داستانش به يك فيلم تبديل شود. البته مسئله غم‌انگيز ديگر اين است كه كارگردانان ما اصلا كتاب نمی‌خوانند، نويسنده‌ها را نمی‌شناسند و نمی‌دانند در جهان ادبيات چه خبر است.
پوراحمد در پايان با اشاره به اثر جديد سينمايی خود گفت: مشغول كار بر روی خاطرات يك رزمنده نجف‌آبادی به نام آقای معتمدی هستم كه در جنگ پايش روی مين می‌رود و به مدت 17روز هيچ تحركی ندارد اما در نهايت نجات می‌يابد.
همچنين، حبيب احمدزاده در پايان سخنان خود ضمن انتقاد از كمبود ميزان مطالعه در كشور گفت: ما ملتی تنبل هستيم يك ذهنيت دم‌دستی داريم و براساس آن فيلم می‌سازيم و اما می‌ترسيم كه با دنيای جديد روبرو شويم و هنر گوش كردن نداريم. بايد بر منطق شنيداری مسلط‌تر شويم عده‌ای می‌گويند كه برای ساخت فيلم جنگی بودجه نداريم بايد بگويم كه ما ابتدا خاطرات رزمنده‌ها را بخوانيم، زيرا مستند هستند گرچه خود رزمنده بعد از اين سال‌ها برخی مسائل را فراموش كرده اما اين خاطرات خيلی بهتر از داستان‌ها هستند.
captcha